زندگی - ای زندگی

زندان هایی که برای خودمون می سازیم ، و توجیهش هم می کنیم

یکی از دلایلی هستند که نمیگذارند زندگی مان شیرین باشد و دلنشین

و نمونه ای از آن عکس زیر است

کاش جریان زندگی را از ناخالصی ها پاک می کردیم و "زندگی می کردیم" !؟

روز هایی رو به یاد می آرم (وهنوز هم سپری میکنم) که تلخ ترین زمانها رو برای خودم به ارمغان آورده ام و تنها و تنها خودم در آن دخیل بوده ام. حتی به دوستی هایی فکر می کنم که اَلکی اَلکی(!) اوقات رو برای خودمون تلخ می کنیم و به جای نشاط و شادی، دلخوری رو رقم می زنیم

مطالعه سیر تاریخ این مرز و بوم ؛ مردمانی شاد و خرم را در ذهن ها تداعی میکند

شادی

که برای شروع فصل بهارش جشن و سرور داشته اند و برای هر دمی از عمر، بهره ایی پرخاصل

اگر اکنون هم به دلِ جامعه های مدرن نشده و سنتی خودمان سری بزنیم، شادی و سادگی و زندگی به بهترین نحو به آنچه موجوداست را به چشم دیده و به دل درک خواهیم کرد

از ترک های غیور آذربایجان و کردهای مرزنشین و جنوبی های خون گرم گرفته تا شیرازی های حافظی و اصفهانی های شیرین زبان و خطه سرسبز شمال و سرتاسر ایران سرفراز، همه ی این سرزمین و مردمان آن شادی و سرور را نغمه زندگی خود ساخته و ایزد را شکرگزار بوده اند.

و یکی از نشانه های همین سرورِ ملّی مان، آهنگ ها و موسیقی های محلی مان هستند که شاعرانه نغمه زندگی و همبستگی و عشق و شادی را برچوب خشک امر و نهی کرده اند

.

.

.

یاد پدربزرگم افتادم

پدربزرگ (خدابیامرزم) که در سن 110 سالگی به رحمت خدا رفت، از چنین خاطره هایی برایم سفره های دل بازکرده و گنج هایی را سینه به سینه ، برایم به خاطره گذاشته است

خدا بیامرز تو سن 110 (یا 115) سالگی همچنان سرپا بود و امورات خودش رو انجام میداد؛ به وقتش وضو می گرفت و نمازش رو اول وقت بجا میآورد، چرت بعدازظهرش اصلا قضا نمیشد(!!) و شام همیشه سبک و مقوی، کلاه نمدی همیشه بر سرش بود و حاجی خطابش می کردیم

حاجی خونه ما، هرشب (این رسم بسیار شیرین و پرمحتوای خاطره گویی و داستان سرایی که الان به واقعیت اگر نگاه کنیم ، دیگر مرده است) رو زنده نگه میداشت؛ از رستم و سهراب ، از مولاعلی و خاطره های عاشورا (همراه با بغض) و..... تعریف می کرد و یه مثلی داشت که همیشه و همیشه تکرارش می کرد که :

آدمی به محبت زنده است و دل بی رحم هیچ توحیدی ندارد

و از برای این مثال ها و قصه ها می گفت و مارو به دل رحمی و محبت موعظه میکرد

وقتی کسی ازدواج می کرد ، جوان را تنها نمی گذاشت و کلی راه و چاه رو بهش میگفت، ما که این رسمش رو می دونستیم به وقتش می رفتیم سراغِ کسی که باید راه و چاه رو بدونه و کلی شوخ طبعی مون گل می کرد، اما این یک درس بزرگ (عملی) برای ما بود ، حاجی دانسته هاش رو بجا می آورد و این بهترین نوع تربیت بود (واکنون مشاهده می کنیم که جامعه پزشکی این موضوع رو یک اصل می دونه و چه کلاسهایی که براش تهیه نکرده اند)

جوانان رو به ازدواج و خانه و خانواده توصیه و نصیحت می کرد؛ احترامات رو تکرار و تکرار می کرد و برای این موضوع خودش رو مثال می زند که چطور 15 سال از مادرش مثل یک بچه نگهداری کرده بود و میگفت که زندگی من همیشه روی دعاهای مادرم استوار مونده .

بعد از چند دهه شهرنشینی هنوز هوای روستا توی دلش زنده بود و همیشه می رفت به باغاتش سر میزند و یه باغبانی رو می دید که به اونها برسند و همیشه به فصلش انواع محصولات رو برای فرزندان و نوه هاش و نتیجه هاش می آورد

هیچ وقت نمی تونست تنها بمونه و همیشه باید با جمع زندگی می کرد. صله رحم کار هرروزه اش بود و دید و بازدید و عیادت هر آشنایی رو فراموش نمی کرد و مارو هم با خودش می برد تا رومون باز بشه تو مجالس

و هزاران هزار خاطره که لحظه به لحظه اونها برایمان به یادها سپرده ایم. خدابیامرز رفت و یادش زنده در دلهامان ماند .

.

شادی خنده شاد بودن

.

اگر ادامه متن اولیه را بگیریم بایدبه همون سابقه تاریخی اجتماعی ایران اشاره کنم و مقایسه ای با جامعه امروز خودمون داشته باشم. قصد ندارم آمار و ارقامی ارائه کنم و کلی لینک بدهم و نمودار براتون بکشم، فقط می خوام بگم که نگاهی به دور و بر خودمون اگر بیاندازیم به بیراهه رفتن تمدن ایرانی-اسلامی مان را خواهیم دید.

همه چیزهایی که این روزها در شهر و محل زندگی و کار می بینیم ، شده آیینه دق (!؟) هیچ چیزی سرجایش نیست و همه در همهمه ی زندگی گم شده اند، عده ای از سیری چاک برداشته اند و عده ای در قوت شب مانده اند. فرهنگ و گویش ایرانی دیگر شده افسانه قصه ها و کتاب ها که بدبختانه کسی آنها را هم نمی خواند، به بیمارستان های کشور سری بزنید و آمار سربه فلک بیماران روحی و افسردگی را نظاره کنید ، بیماری های جدید، سیگار قلیان اعتیاد و وضعیت نابسامان اداری کشور و ......

خسته می شوم از نام بردن و شمارش ، تنها می خواهم بگویم که می توان در همین اوضاع آش شلعه قلمکاری هم زندگی شادی داشت ، اما باید شادی را آموخت و بدان عمل کرد...لذت های لحظه ای و کوتاه را نمی توان شادی زیستن نامید، ولخرجی را هم نمی توان آسودگی و خوشبختی تلقی کرد، زندگی راه و چاه داره و آموزش و عمل...(برای نمونه می توانید قیصر در هزاره سوم را مطالعه نمایید)

کمی از دنیای ملتهب خارج شدن و به اصل ها رجوع کردن ؛ فکر کردن درباره کارهایمان و تبعات آن، حرص و طمع و دروغ و کلاهبرداری را خفه کردن، و مرد و مردانه زندگی کردن را یاد رگفتن و عمل کردن

خدا

و ازهمه مهمتر خداوند ؛ که یاد خدا آرامبخش دلهاست


.

.

اما  می خواهم انتهای مطلب را به این روزها گره بزنم

 

یکی از مشکلات جامعه کنونی ما عدم جوانمردی و مردانگی جامعه شده ؛ روزها روزهای تولد مولای شیعیان امام علی (ع) ؛ اسوه مردی و مردانگی است. همان مولایی که ما را سفرش می کند به تقوا و نظم در کارها ، و امام علی(ع) :

مردانگی، نامی است که همه بزرگواریها و خوبیها را در بر می گیرد.

روز پدر بر تمامی جهانیان گرامی باد


ادامه نوشته

تذکر نماینده مجلس درباره تبعيض در آگهی استخدام مجلس

تذکر نماینده درباره تبعيض در آگهی استخدام مجلس

اواخر هفته گذشته، مجلس شوراي اسلامي از طريق سايت رسمي سازمان سنجش sanjesh.org، اقدام به انتشار آگهي استخدامي کرد كه لينك آگهي آن بلافاصله در سايت هاي گوناگون انتشار يافت.

به گزارش «تابناك»، اين آگهي كه نظر بخش گسترده اي از جامعه جوانان جوياي كار ايران را به خود معطوف كرد، دربردارنده دو نكته شگفت آور بود:

نخست اينكه در اين آگهي، يكي از شرايط نام نویسی را دارا بودن سابقه دست کم پنج سال سكونت در شهر تهران دانسته است؛ موضوعی كه موجبات ناراحتي بسياري از جوانان شهرستان ها را در پي داشت. در این باره باید گفت، هرچند مجلس شوراي اسلامي در تهران مستقر است، ولی مگر نه اينكه مجلس خانه ملت است و نمايندگان مردم از سراسر كشور در آن هستند، پس چرا اين حق ساده نام نویسی در آزمون استخدامي از آنان گرفته مي شود؟!

اين مسأله به اندازه اي جنجال برانگيز شد كه كار را به تذكر آيين نامه اي نماينده بجنورد كشانيد. محمدمهدی شهریاری در تذكر خود به لاريجاني، اين امر را تبعيض كامل نسبت به جوانان دیگر نقاط كشور خواند، ولی لاريجاني در پاسخ به اين اعتراض، تنها به گفتن اينكه: «شما باید در مورد دستور تذکر دهید و مجلس این آگهی ها را طبق ضوابط اعلام می کند»، بسنده كرد.

اکنون پرسش اينجاست: با چه توجيهي مي توان بيش از 90 درصد از جوانان كشور را از كار در مردمي ترين نهاد كشور محروم كرد و اين محدوديت ـ به گفته رييس محترم مجلس ـ بنا به كدام ضوابط قانوني در آزمون استخدامي اعمال شده است؟

اما نكته دوم درباره اين آگهي، اين كه در يك اقدام كم سابقه، مبلغ واريزي براي شركت در اين آزمون، نزدیک دو برابر مبلغ رايج در آزمون هاي استخدامي كشور، حتي در مقايسه با بانك هاي خصوصي است كه اين روزها به درآمدزايي از محل آزمون هاي استخدامي خود متهمند.

در حقيقت، آیا دريافت مبلغ 25 هزار تومان از افراد بدون شغل در كشور، تنها براي فراهم شدن امكان شركت در آزمون استخدامي ضروري بود و اساسا مگر شركت در اين آزمون، چه ميزان هزينه براي نهاد برگزار كننده خواهد داشت؟

شايد بتوان در يك محاسبه سرانگشتي و غير دقيق، برآورد میزان شركت كنندگان در اين آزمون را با توجه به سقف سني بالای تعيين شده (چهل سال) نزدیک به 25 هزار نفر دانست كه در اين صورت، مبلغ ششصد و بیست و پنج ميليون تومان درآمد به دست آمده از پرداخت هزينه هاي نام نویسی است و...

به هر روی، معلوم نیست با چه توجیهی چنین رفتار تبعیض آمیزی، آن هم از سوی مرکز قانونگذاری در کشور سر زده است؟!


صرفا جهت اطلاع !؟

افول زبان در جوانان و رابطه آن با اخلاق جوانان

این نوشته ها ؛ ایمیل دریافتی است که عینا درج می شود


مصطفي ملكيان در باره سوال فولادوند در باره افول زبان در جوانان و رابطه آن با اخلاق جوانان امروز گفت: به سه لحاظ مي شود موضوع را پي گيري كرد .وقتي ما افول اخلاقي داشته باشيم زبان ما هم به نوعي ابتذال كشيده مي شود .اول اينكه اخلاقي بودن .من درد و رنجي به ديگران وارد نكنم .يكي از اين درد و رنج ها اين است كه وقتي مي توانم سخن واضح بگويم كه شما با صرف نيروي انساني كمتري سخن مرا درك كنيد سخن غامض ،در ايهام و ابهام بگويم.

وي ادامه داد: وقتي من اخلاقي باشم بايد زبان من زباني باشد كه مخاطب با كمترين نيرو آن را درك كند و بااين زبان مبتذلي كه داريم اين ظرافت ها در آن رعايت نمي شود.يعني وقتي چند مفهوم را با يك لفظ مطرح مي كنيداگر ان لفظ خليل موفق باشد فقط براي رساندن يكي از اين مفاهيم موفق شده ايد و شما در اين مورد به من رنج مي دهيد واين چيزي است كه در نسل خودمان مي بينيم.
ملكيان عنوان داشت: دوم اين است كه وقتي اخلاقي باشم بايد شان مخاطب رادر نظر بگيرم. مخاطب من بسته به ميزاني كه معلومات و قدرت تفكر او چگونه است، تجربه اش چگونه باشد و شان او در رابطه با من چگونه است، با هم فرق دارند.زبان امروز ما متاسفانه يكسان ساز است.
وي در توضيح بيشتر اظهار داشت: در جامعه ما يك نوع انسان ميان مايه تصور مي شود كه همه باهمين زبان مخاطب قرار مي گيرند.
ملكيان ادامه داد: سوم اين است كه در ارتباط گفتاري اخلاق گفتار را بايد رعايت كنم .اخلاق فقط در چشم و دست نيست .در گفتار هم هست اما نه اينكه دروغ نگوييم و تهمت نزنيم .بلكه به اين معنا هم هست كه وقتي من گفتاري را مي گويم گفتارم دقيقا به صورتي تنظيم شده باشد كه مخاطب را به ان چيزي كه مي خواهد برسانيم .در كشور ما اين طو را ست كه مثلا اگر مي خواهيم از اكسي صحبت كنيد انگار خواسته ام درباره تمامي جهان بگوييد به جز ايكس .
وي ادامه داد: نكته ديگر اين است كه هر بار از كسي نظري خواستيم در واقع مي خواهيم همان چيزي را بگوييد كه نظر خود ماست. انگار من مي گويم نظر من را از زبان خودتان بگوييد. ما مديريت بر معلوماتمان نداريم در واقع معلومات ماست كه بر ما مديريت دارد. وقتي كسي چيزي از ما مي پرسد ذهن ما به هر نكته اي مي رسد مي گويد بهتر است اين نكته راهم بگويم كه شايد مربوط به موضوع نيست.
ملكيان درباره وضعيت سانسور در زبان جوانان گفت: قبول دارم كه سانسور جوانان را به سمت زبان مبهم و پيچيده مي كشاند اما جوانان بايد وجدان اخلاقي زنده اي پشت سخن گفتن خود داشته باشند.جوانان امروز ما انگار مخاطب خودشان را ظرف آشغالي تصور مي كنند كه هرچه سخنان بي مغز دارند در ذهن ما مي ريزند.

دیگر زندگی نامه را در ثانیه نمی نگارم !؟

دوباره رفتیم سراغ مرکب و دفتر

بدون توضیح بگویم که اولین نگارش در مورد زندگی نامه را همراه توضیحات آن ( مکتوب کردن زندگی در موقعیت های مختلف - اکنون در ثانیه = نگارش نوین زندگینامه  ) شرو کردم و چند پستی که از آن نگاشتم ( زندگینامه ثانیه (شخصی) ) ، متوجه شدم که مرکب و کاغذ چیزی دیگر است


پس من حالا حالا ها اینجا ؛ از زندگی نامه نمی نویسم

شاید توضیحات تکمیلی و دلایل؛  متعاقبا نگاشته شود !؟

لیلة الرغائب چگونه شبی است؟

 

لیلة الرغائب چگونه شبی است؟ 

ا"رجب"، ماه خداست؛ ماه پر بركتی است كه اعمال بسیاری برای آن ذكر شده است. باید خود را در دریای زلالش بشوییم تا پاک شویم. پیامبر اكرم(صلی الله علیه و آله) فرمود: هر كس یك روز از ماه رجب را روزه بگیرد، موجب خشنودی خدا می شود و غضب الهی از او دور می گردد و دری از درهای جهنم بر روی او بسته می شود.

اعمال ماه های رجب و شعبان، جهت آماده ساختن روح برای شركت در میهمانی ماه مبارك رمضان می باشد. برای درك عظمت ماه رمضان باید از قبل خود را آماده نمائیم.

پیامبر اكرم(صلی الله علیه و آله) فرمود: ماه رجب، ماه استغفار امت من است. پس در این ماه بسیار طلب آمرزش كنید كه خدا آمرزنده و مهربان است.

اولین شب جمعه ماه رجب را لیلة الرغائب نامند. در این شب ملائك بر زمین نزول می كنند. برای این شب عملی از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) ذكر شده است كه فضیلت بسیاری دارد و بدین قرار است:

روز پنج شنبه اول آن ماه  - در صورت امكان و بلا مانع بودن -  روزه گرفته شود. چون شب جمعه شد مابین نماز مغرب و عشاء دوازده ركعت نماز اقامه شود كه هر دو ركعت به یك سلام ختم می شود و در هر ركعت یك مرتبه سوره حمد، سه مرتبه سوره قدر، دوازده مرتبه سوره توحید خوانده شود. و چون دوازده ركعت به اتمام رسید، هفتاد بار ذكر" اللهم صل علی محمد النبی الامی و علی آله" گفته شود. پس از آن در سجده هفتاد بار ذكر "سبوحٌ قدوسٌ رب الملائكة والروح" گفته شود. پس از سر برداشتن از سجده، هفتاد بار ذكر "رب اغفر وارحم و تجاوز عما تعلم انك انت العلی الاعظم" گفته شود. دوباره به سجده رفته و هفتاد مرتبه ذكر "سبوح قدوس رب الملائكة والروح" گفته شود. در اینجا می توان حاجت خود را از خدای متعال درخواست نمود. ان شاء الله به استجابت می رسد.

پیامبر اكرم( صلی الله علیه و آله) در فضیلت این نماز می فرماید: كسی كه این نماز را بخواند، شب اول قبرش خدای متعال ثواب این نماز را با زیباترین صورت و با روی گشاده و درخشان و با زبان فصیح به سویش می فرستد. پس او به آن فرد می‌گوید: ای حبیب من، بشارت بر تو باد كه از هر شدت و سختی نجات یافتی.

میّت می‌پرسد تو كیستی؟ به خدا سوگند كه من صورتی زیباتر از تو ندیده‌ام و كلامی شیرین تر از كلام تو نشنیده‌ام و بویی، بهتر از بوی تو نبوئیده‌ام. آن زیباروی پاسخ می‌دهد: من ثواب آن نمازی هستم كه در فلان شب از فلان ماه از فلان سال به جا آوردی. امشب به نزد تو آمده‌ام تا حق تو را ادا كنم و مونس تنهایی تو باشم و وحشت را از تو بردارم و چون در صور دمیده شود و قیامت بر پا شود، من سایه بر سر تو خواهم افكند.

ماه رجب - شب آرزوها - برآورده شدن حاجات و درخواست ها - خداوند - قرآن - پیامبر -لیلة الرغائب

امید آن است كه در پایان این نماز با فضیلت، محتاجان به دعا را فراموش نكنید و ما را نیز از دعای خیر خود محروم ننمایید. " التماس دعا

برگرفته از مفاتیح الجنان  -   منبع

اولین روز بارانی را به خاطر داری؟

اولین روز بارانی را به خاطر داری؟

غافلگیر شدیم

چتر نداشتیم

خندیدیم

دویدیم

و

به شالاپ شلوپ های گل آلود عشق ورزیدیم

 

دومین روز بارانی چطور؟

پیش بینی اش را کرده بودی

چتر آورده بودی

و من غافلگیر شدم

سعی می کردی من خیس نشوم

و شانه سمت چپ تو کاملا خیس بود


و سومین روز چطور؟

گفتی سرت درد می کند و حوصله نداری سرما بخوری

چتر را کامل بالای سر خودت گرفتی و شانه راست من کاملا خیس شد

.

و

و

و

و

چند روز پیش را چطور؟

به خاطر داری؟

که با یک چتر اضافه آمدی

و مجبور بودیم برای اینکه پین های چتر توی چش و چالمان نرود دو قدم از هم دورتر راه برویم

.

.

.

فردا دیگر برای قدم زدن نمی آیم

تنها برو


شریعتی

شهادت امام هادی تسلیت باد - ویژه نامه


السلام علیک یا علی بن محمد الهادی

نوجوان که بودم، حوصله ام نمی کشید بنشینم زیارت جامعه کبیره بخوانم. کمی که بزرگ تر شدم، وقتی سطر سطر این زیارت گهربار را می خواندم با خودم فکر می کردم چقدر حیف که دیر، با این عبارات آشنا شدم. نمی دانم کی بشود (در این دنیا یا بعد از رفتن به سرای دیگر که حجاب ها کنار می رود) عمق این جملات و حقیقت آنها را درک کنم. حتما آن روز بیشتر حسرت خواهم خورد از سالهای غفلتی که بر من گذشت.

«زیارت جامعه کبیره» منشور امامت است. یک دوره امام شناسی کامل. انشاالله که بتوانیم با مطالعه ی آن، به معرفت و شناخت درستی از مقام امامان معصوم برسیم و حق این معرفت را به جا بیاوریم.

امام هادی! امام بزرگوار ما!

به حق این روز، کمک مان کن! دست ما را بگیر و سعه ی وجودی مان را آنقدر وسیع بگردان که بتوانیم این مفاهیم عمیق و متعالی را درک کنیم.

ادامه نوشته

صد کتابی که پیش از مرگ حتما باید خواند


صد کتابی که پیش از مرگ حتما باید خواند

  

1. قرآن مجید - خداوند حکیم
2. نهج البلاغه - علی ابن ابیطالب
3. شاهنامه - فردوسی
4. خسرو و شیروین - نظامی گنجوی
5. کلیات سعدی شیرازی - سعدی
6. ربه‌کا - دافنه دو موریه
7. امثال و حکم - دهخدا
8. مرد سرنوشت - جورج برنارد شاو
9. مجموعه اشعار - سیمین بهبهانی
10. طعم گس خرمالو - زویا پیرزاد
11. محاکمه - فرانتس کافکا
12. سرخ - بنیاد جهانی ارد بزرگ
13. بابا گوریو - اونوره دو بالزاک
14. زارا عشق چوپان - پرویز قاضی سعید
15. خانه ارواح - ایزابل آلنده
16. میهن پرست - صادق هدایت
15. پاییز پدرسالار - گابریل گارسیا مارکز
16. سیمای زنی در میان جمع - هاینریش بول
17. سووشون - سیمین دانشور
18. مرشد و مارگاریتا - میخائیل بولگاکف
19. زمستان - مهدی اخوان ثالث
20. دکتر ژیواگو - بوریس پاسترناک
21. امیرارسلان نامدار - میرزامحمئ علی نقیب الممالک
22. چنین گفت زرتشت - فریدریش نیچه
23. دالان بهشت - نازی صفوی
24. ارباب حلقه‌ها - جی. آر. آر. تالکین
25. آخرین وسوسه مسیح - نیکوس کازانتزاکیس
26. پیامبر - جبران خلیل جبران
27. سلام بر غم - فرانسواز ساگان
28. مرد پیر و دریا - ارنست همینگوی
29. هشت کتاب سهراب سپهری
30. طاعون - آلبر کامو
31. جان کلام - گراهام گرین
32. دن کیشوت - سر وانتس
33. لبه تیغ - ویلیام سامرست موام
34. کلیدر - محمود دولت آبادی
35. بیگانه - آلبر کامو
36. خوشه‌های خشم - جان استاین‌بک
37. اورازان - جلال آل احمد
38. زنگها برای که به صدا در می‌آیند - ارنست همینگوی
39. تاوان عشق - فهیمه رحیمی
40. زنان کوچک - لوئییز می آلکوت
41. داش آکل - صادق هدایت
42. چشمهایش - بزرگ علوی
43. بر باد رفته - مارگارت میچل
44. دیوان حافظ - حافظ
45. وداع با اسلحه - ارنست همینگوی
46. گرگ بیابان - هرمان هسه
47. دلاور زند - نصرت ناظمی
48. در جستجوی زمان از دست رفته - مارسل پروست
49. چراغ‌ها را من خاموش می‌کنم - زویا پیرزاد
50. قصر - فرانتس کافکا
51. قصه های مجید - هوشنگ مرادی کرمانی
52. سیذارتا - هرمان هسه
53. پایبندیهای انسانی - ویلیام سامرست موام
54. روزالده - هرمان هسه
55. پاشنه آهنین - جک لندن
56. مادر - ماکسیم گورکی
57. مامور سری - جوزف کنراد
58. سفرهای گالیور - جوناتان سویفت
59. شوهر آهو خانم - علی محمد افغانی
60. رابینسون کروزوئه - دانیل دفو
61. نبرد من - آدلف هیتلر
62. ماشین زمان - هربرت جورج ولز
63. تس - تامس هاردی
64. تصویر دوریان گری - اسکار وایلد
65. ژرمینال - امیل زولا
66. ماجراهای هاکلبری فین - مارک تواین
67. گرداب سکندر - رضا رهگذر
68. جزیره گنج - رابرت لوئی استیونسون
69. رباعیات خیام - محمدعلی فروغی
70. کلیدر - محمود دولت آبادی
71. بازگشت بومی - تامس هاردی
72. ثریا در اغما - اسماعیل فصیح
73. شب سراب - ناهید . الف پژواک
74. دور دنیا در هشتاد روز - ژول ورن
75. همسایه ها - احمد محمود
76. جنگ و صلح - لئون تولستوی
77. تربیت احساسات - گوستاو فلوبر
78. موش و گربه - عبید زاکانی
79. آواز پر جبرئیل - شیخ شهاب الدین سهروردی
80. آلیس در سرزمین عجایب - لوئیس کارول
81. بینوایان - ویکتور هوگو
82. پدران و پسران - تورگنیف
83. گلی در شوره زار - نسرین ثامنی
84. مادام بواری - گوستاو فلوبر
85. هزار و یکشب - عبداللطیف تسوجی تبریزی
86. کلبه عمو توم - هریت بیچر استو
87. موبی‌دیک - هرمان ملویل
88. دیوید کاپرفیلد - چارلز دیکنز
89. بلندیهای بادگیر - امیلی برونته
90. خواجه تاجدار - ژان گور فرانسوی
91. کنت مونت کریستو - الکساندر دوما
92. اولیور تویست - چارلز دیکنز
93. دایی جان ناپلئون - ایرج پزشکزاد
94. گوژپشت نوتردام - ویکتور هوگو
95. سرخ و سیاه - استاندال
96. وسوسه - جین اوستین
97. شازده احتجاب -هوشنگ گلشیری
98. اعترافات - ژان ژاک روسو
99. برادرزاده رامو - دنیس دیدرو
100. سرگذشت تام جونز: کودک سر راهی - هنری فیلدینگ
ادامه نوشته

وقتی نوشابه سیاه می‌خورید چه اتفاقی می‌افتد؟

به مناسبت فرارسیدن ماه تابستان و رواج "نوشابه خواری" در ایران، این مطلب از سایت تبیان خدمت دوستان تقدیم میشود


.

وقتی نوشابه سیاه می‌خورید چه اتفاقی می‌افتد؟

نوشابه گازدار

 وقتی یک لیوان نوشابه نوش جان می‌کنید:

 

10 دقیقه بعد

10 قاشق چایخوری شکر وارد بدن‌تان می‌شود. می‌دانید چرا با وجود خوردن این حجم شکر دچار استفراغ نمی‌شوید؟ چون اسید فسفریک، کمی طعم آن را می‌گیرد و شیرینی‌اش را خنثی می‌کند.

 

20 دقیقه بعد

قند خون‌تان بالا می‌رود و به ترشح ناگهانی و یک‌جای انسولین منجر می‌شود. کبدتان شروع می‌کند به تبدیل قند به چربی تا قند خون، بیشتر از این بالا نرود.

 

40 دقیقه بعد

حالا دیگر جذب کافئین کامل شده، مردمک‌های‌تان گشاد می‌شود، فشار خون‌تان بالا می‌رود و در پاسخ به این حالت، کبدتان قند را به داخل جریان خون رها می‌کند. گیرنده‌های آدنوزین مغز حالا بلوک می‌شوند تا از احساس خواب‌آلودگی جلوگیری کنند.

 

45 دقیقه بعد

ترشح دوپامین افزایش پیدا می‌کند و مراکز خاصی در مغز که حالت سرخوشی ایجاد می‌کنند، تحریک می‌شوند. این همان مکانیسمی است که در مصرف هروئین به ایجاد سرخوشی منجر می‌شود.

 

60 دقیقه بعد

اسیدفسفریک موجود در نوشابه، داخل روده کوچک، به کلسیم، منیزیم و روی می‌چسبد. متابولیسم بدن افزایش پیدا می‌کند. میزان بالای قند خون و شیرین‌کننده‌های مصنوعی، دفع هرچه بیشتر کلسیم را از طریق ادرار باعث می‌شوند.

 

مدتی بعدتر

کافئین در نقش یک داروی مدر (ادرارآور) وارد عمل می‌شود. حالا دیگر کلسیم و منیزیم و روی که قرار بود جذب بدن شود، بیش از پیش از طریق ادرار دفع می‌شود و به همراه آن مقادیر زیادی آب، سدیم و دیگر الکترولیت‌ها نیز از دست می‌رود.

 

... و بالاخره

کم‌کم آن غوغایی که در بدن‌تان ایجاد شده بود فروکش می‌کند و نوبت به افت قند می‌رسد. در این مرحله یا خیلی حساس و تحریک‌پذیر می‌شوید یا خیلی کرخت و بی‌حال. حالا دیگر تمام آن آبی را که از طریق نوشابه وارد بدن خود کرده بودید، دفع کرده‌اید؛ آبی که می‌شد به جای اسید و کافئین و شکر، حاوی مواد مفیدی برای بدن‌تان باشد. تا چند ساعت بعد اثر کافئین هم از بین می‌رود و شما هوس یک نوشابه دیگر می‌کنید

دوستان خوبم
اگر از آن دسته هستید که بدون نوشیدنی غذا از گلویتان پاییین نمی رود،‌ دوغ بنوشید

ادامه نوشته

یاهو عربی راه اندازی شد Yahoo Arab

منبع

سایت مرجع یاهو که بزرگترین پورتال جهان و دومین سایت اینترنتی پربیننده در دنیا محسوب می شود ،سرانجام از “تک‏زبانی” خارج شد و با ایجاد بخش زبان عربی به عنوان دومین زبان خود، کاربران اینترنت را غافلگیر کرد.

داستان از آنجا آغاز شد که در سال ۲۰۰۹ مدیران یاهو تصمیم گرفتند که پورتال بزرگ “مکتوب” را خریداری کنند. مکتوب بزرگ‏ترین پورتال عربی ـ سعودی بود که در آن زمان دارای شانزده میلیون کاربر بود.

سایت مکتوب به وسیله کارشناسان به قیمت یکصد میلیون دلار (بیش از یکصد میلیارد تومان) ارزش‏گذاری شد و مذاکرات مدیران یاهو برای خرید آن آغاز گردید. به این ترتیب، یاهو که به ادعای خود بیست میلیون کاربر عرب دارد با خرید سایت مکتوب، جذب شانزده میلیون کاربر این سایت را نیز هدف گرفت.

گزارشی از بخش زبان عربی یاهو (مکتوب)

بخش عربی سایت یاهو (یا همان مکتوب)، همانند یاهوی انگلیسی، سایتی پورتال است که در آن هرچیزی که مورد نیاز یک کاربر است را می‏توان یافت: پست الکترونیک، اخبار، اتاق‏های گفت‏وگو، بازرگانی و اقتصاد، گردشگری و توریسم (به خصوص در کشورهای عربی)، مسایل اسلامی، ازدواج اینترنتی ویژه عربهای مسلمان (با عنوان بنت الحلال!)، تین ایجرها (زیر بیست ساله‏ها)، الحلوة(دنیای زنان)، ورزش، عکس، هنر، ستارگان سینما و موسیقی، ویدئو، مسنجر، فروم‏ها و انجمن‏های اینترنتی و بخش‏ها و سایت‏های دیگر، از جمله سایت‏های فعال و پربیننده مکتوب است.


آنچه باعث شده تا حضور سایت مکتوب در یاهو، نگرانی دردمندان جهان اسلام را برانگیزد، نخست اهتمام این سایت به عنوان یک پورتال پربازدید، به محلی برای ترویج اباحه‏گری میان جوانان جهان اسلام است. بخصوص که با بخش‏هایی چون هنر و ستاره‏های سینما و موسیقی، چت‏روم‏ها، بنت الحلال و همینطور ویدئوها و فیلم‏هایی که خالی از صحنه‏های مخالف عفت عمومی و اسلامی نیستند، قصد دارد تا محبوبیت خود را در صدر نگه دارد!


دوم آنکه این سایت با پوشش خبرهای مربوط به فلسطین و انقلابهای خاورمیانه از زاویه دید غربی‏ها سعی دارد تا افکار عمومی جهان عرب را برای پذیرش مشروعیت دولت اسرائیلی آماده کند! بنابر نظرسنجی‏های خود غربی‏ها هنوز هم درصد بسیار بالایی از مردم عرب، رژیم صهیونیستی را دشمن شماره یک جهان عرب می‏دانند؛ حال جهت‏دهی مکتوب و یاهو به سمت مخالف این باور عمومی اعراب و مسلمانان است!

مسأله سوم و از همه مهم‏تر و نگران‏کننده‏تر، “بخش اسلام یاهوی عربی” است که افکار وهابی و سلفی را به عنوان اسلام واقعی به خورد جهانیان می دهد!

متأسفانه در بخش اسلام مکتوب، گذشته از آن‏که یکی از دو قرائت اصلی اسلام ـ یعنی مذهب تشیع و مکتب اهل بیت(ع) ـ کاملاً به فراموشی سپرده شده است، افکار و آموزه های فقهی، کلامی و اعتقادی سلفی و وهابی به عنوان اسلام معرفی می گردد! ضمن اینکه پاسخ به سؤالات فقهی مراجعان انبوه سایت نیز بر اساس مذهب کاربران پاسخ داده نمی‏شود؛ بلکه پاسخ‏ها بر اساس مذهب و فرقه ساختگی موردنظر رهبران سایت منتشر می گردد!


آنچه در پی می آید گزارشی از آیتم‏های مختلف بخش اسلام یاهوی عربی است:


گزارشی از آیتم های بخش اسلام در یاهوی عربی (مکتوب)

قرآن کریم:

تجوید و قرائت قرآن، ویدیوی قاریان مشهور عرب و بین‏الملل، تفسیر قرآن به قرائت اهل‏سنت و هر چیزی که درباره قرآن کریم یک مسلمان نیاز دارد را می‏توان در بخش قرآن کریم سایت اسلام پورتال مکتوب (یاهوی عربی) یافت.


ماه مبارک رمضان:

فتاوای مربوط به اعمال این ماه (از منظر فقه اهل‏سنت)، آیات “رمضان”ی قرآن، ثواب قرائت قرآن در این ماه، روایت و احادیث ـ اهل‏سنت ـ درباره ماه مبارک رمضان ونیز بخش‏های اجتماعی مربوط به ماه مبارک مانند نحوه پختن غذا و افطاری، پیامک‏های تبریک و مانند آنها از بخش‏های مربوط به سایت رمضان الکریم است. طراحی این بخش بسیار ویژه بوده و تنوع رنگ و شاد بودن صفحه به جذابیت‏های آن افزوده است!


الحج و العمره:

همه آنچه یک مسلمان [سنی] از حج تمتع و عمره باید بداند در این سایت موجود است. عید قربان، محرمات حج، آیات و روایات مربوط به حج، مکروهات و مستحبات عمره و تمتع و بسیاری از دیگر اعمال مربوط به حج و عمره در بخش “الحج و العمرة” قابل دسترسی است.


تعبیر و تفسیر خواب(!):

سایت اسلام پورتال مکتوب، سایتی دارد به نام تفسیر خواب. کلمات مربوط به خواب را بر اساس حروف الفبا مرتب کرده‏اند و با ورود به آن می‏توانید از میان خیل عظیم خواب‏های احتمالی خودتان، آن را که از همه به خواب و رؤیای شما نزدیک‏تر است، انتخاب کنید!


اسماء الهی:

در این بخش بسیاری از اسماء الهی که در روایات آمده و همه اسماءی که در قرآن موجود است را به ترتیب همان آیه‏ای که اسماء الهی را یک به یک ذکر کرده است(سوره حشر آیه ۲۳) آورده و همه را به طور کامل توضیح داده است.


شخصیت های اسلامی:

این بخش از مخرب‏ترین بخش‏های سایت اسلام در یاهوی عربی است که عقاید مسلمین را هدف گرفته است. متأسفانه نام‏هایی در این قسمت آورده شده که از منفورترین شخصیت‏ها در طول تاریخ اسلام بوده‏اند!

عجیب اینکه محمدبن عبدالوهاب (مؤسس فرقه ضاله وهابیت با کمک و پشتیبانی انگلیس) سومین فردی است که در بخش “شخصیت های اسلام” و بالاتر از علی بن ابی‏طالب(ع) و فاطمه زهرا(س) معرفی شده است!!

همچنین با ورود به مدخل‏هایی نظیر «خالد بن ولید»، «حجاج بن یوسف»، «البانی» و «بن باز»، از این همه ابراز ارادات و بزرگ‏نمایی در مورد این شخصیت‏های منفور و خبیث شگفت‏زده خواهید شد!

دعاها وذکرهای روزانه و موضوعی، آهنگ‏ها و موسیقی‏های اسلامی (تنظیم‏شده براساس نام آهنگ و آهنگ‏ساز) و وبلاگ‏های اسلامی نیز از دیگر بخش‏هایی هستند که به همراه ویدیوها و عکس‏های اسلامی، بخش‏های مالتی مدیا و عامه‏پسند این سایت را تشکیل می‏دهند.

با تمام این تفاصیل، باید اذعان کرد این حرکت گسترده و قوی وهابیون با همکاری لیبرال‏های عرب و زرسالاران آمریکایی برای در دست گرفتن فضای سایبر مسلمانان، می‏تواند ضربه بزرگی برای عقاید اسلامی و شیعی باشد.

یاهو و مکتوب زنگ خطر تخریب افکار صحیح اسلامی و عقاید اهل بیتی را به صدا درآورده و اگر مدیران فضای آی‏تی ایران فکری برای جایگزین کردن سایتی شیعی و انقلابی با این سایت و یا تقویت پایگاه‏های موجود نکنند، باید ـ با عرض تأسف ـ شاهد افزایش تمایلات سلفی‏گری میان کشورهای اسلامی و یا در حاشیه ماندن شیعیان در جهان اسلام باشیم!

.

.

- عجب پیوندی است بین غرب و وهابیت! آیا کسانی که به وهابیت گرایش دارند باز هم نمی خواهند بفهمند که چطور می شود یک سایت سعودی و وهابی چندین سال دیتا جمع کند و مذهب وهابی را به جای اسلام معرفی کند و یاهو بیاید با تمام محتوایش این سایت را بخرد و بدون دست بردن در آن، آن را به صورت ورژن عربی خود برگزیند؟ آیا این هم سؤالی برای وهابیان و سنیان مائل به وهابیت ایجاد نمی کند؟ آیا راستی اینها با رهبران اصلی وهابیت که همواره با مستکبران هم پیاله بوده اندو هستند و امروز برای منافع اسرائیل تلاش می کنند اختلاف نظر هم دارند یا این که این واقعا رویکرد عامه وهابیون است که باید به استکبار و صهونیسم خدمت کرد و برای خشکاندن ریشه های اسلام تلاش نمود؟

ادامه نوشته

ارتحال حضرت امام خمینی(ره) تسلیت باد

ضمن عرض تسلیت به مناسبت فرارسیدن سالگرد ارتحال حضرت امام خمینی (ره) ، بدون مقدمه و چینش مطالبی فقط به ذکر آخرین جمله از وصیت نامه سیاسی-الهی حضرت امام این روز را گرامی میدارم


. ... و میزان در هر كس، حال فعلی او است.


........................................................


وصيت نامه سياسي الهي امام خميني (ره) - قسمت اول

وصيت نامه سياسي الهي امام خميني (ره) - قسمت دوم

وصيت نامه سياسي الهي امام خميني (ره) - قسمت سوم

غریب است دوست داشتن...

غریب است دوست داشتن

و عجیب تر از آن است دوست داشته شدن...

وقتی می‌دانیم کسی با جان و دل دوستمان دارد ...

و نفس‌ها و صدا و نگاهمان در روح و جانش ریشه دوانده؛ 

به بازیش می‌گیریم هر چه او عاشق‌تر، ما سرخوش‌تر، هر چه او دل نازک‌تر، ما بی رحم ‌تر

تقصیر از ما نیست؛ 

تمامیِ قصه هایِ عاشقانه، اینگونه به گوشمان خوانده شده‌اند 

 دکتر علی شریعتی

به بهانه چهارم خرداد- فقط مسئولان بخوانند

 

به بهانه چهارم خرداد- فقط مسئولان بخوانند

عبدالکریم سعیدی

در تقويم، چهارم خرداد روز «مقاومت و بيداري» درج شده است؛ نامي كه به دليل انتخاب شدن دزفول به عنوان «شهر نمونه» در سال 1366 به آن نامگذاري شده است. اينكه در هيچ تقويمي، نامي از دزفول برده نشده است، به كنار؛ حتما دليل خوش بينانه آن اين بوده است كه همه شهرها نمونه اند و مردم همه شهرها كشور مقاوم و نستوه بودند و هستند و انشاءالله خواهند بود؛ البته انصافا دليل درستي است.


با اين حال، لوح زرين وزارت كشور به دزفول اهدا شد؛ لوحي كه امروز در موزه دفاع مقدس دزفول به عنوان سندي بر مظلوميت اين شهر ـ كه در برابر موشك هاي دشمن سر خم نكرد ـ  نگهداري مي شود. اين لوح به مردمي اهدا شد كه همواره در جنگ تحميلي فرزندانشان در جبهه هاي جنگ به نبرد مشغول بودند و خودشان بمباران ها و موشكباران هاي دشمن را تحمل مي كردند.

براستي به مردمي كه اين گونه اهل مبارزه اند و ايثار و گذشت، قوت هر روزه آنان است، چگونه مي شود خدمت كرد؟

امام خميني (ره) در همان روزهاي موشك باران فرمودند: دزفولي ها دين خود را به اسلام ادا كردند. جناب آقاي احمدي نژاد هم در سفري به اين شهر، لقب «پايتخت مقاومت و پايداري» به آنجا دادند؛ اما آيا اين گونه خطاب شدن ـ كه البته خودش موجب عزت و افتخار است ـ كافي است؟!

از همان سال 1366 تا به امروز، در كجاي قوانين و بودجه هاي سالانه كشور براي اين شهر بودجه جداگانه يا امتياز وپژه ه اي در نظر گرفته شده است؟

به دزفولي كه لوح زرين مقاومت و پايداري از سوي وزارت كشور وقت، اهدا شده با شهري كه هيچ گاه بر سر مردمش بمب و موشكي فرود نيامده و مردمش طعم تلخ زير آوار ماندن و دم نزدن را نچشيده، چه تفاوتي دارند؟

خطاب اين سخنان، همه دولت ها از سال 1366 تا به امروز است؛ چرا نبايد قدر مردم مظلومي را كه جز براي سرفرازي كشورشان تلاش نمي كنند و دم نمي زنند، دانست؟

اين میان، كوتاهي از سوي هر كدام از مسئولان استاني و كشوري كه باشد، نابخشودني است و بايد در روز حساب، پاسخ تك تك شهدا و مردم نجيب اين شهر را بدهند.

مگر مي شود، هر سال در چنين روزي (اگر يادي شود، چون معمولا چهارم خرداد در سايه سوم خرداد روز فتح خرمشهر فراموش مي شود) از اين مردم تمجيد كرد، ولی به فكر مشكل بيكاري جوانان و فقر كمبودهاي مادي و معنوي اين شهر نبود؟

غير از مردم خوزستان، چه كسي مي تواند درك كند گرماي 50 درجه به همراه خاكي كه از هوا مي بارد و شرجي هاي نفس گير يعني چه؟ چرا نبايد مشكل آلودگي خاك كه هزاران بيماري لاعلاج با خودش دارد، برطرف شود؟

چه كسي مي تواند درك كند، وقتي مقدار آلودگي خاك چهل تا پنجاه برابر حد مجاز باشد، يعني چه؟

روزگاري اين شهر هشت سال در برابر همه نوع گلوله دشمن سر خم نكرد و هزاران شهيد و جانباز تقديم اسلام و ميهنش كرد؛ اما امروز بيش از هشت سال است كه بر سر مردم اين شهر و همه خوزستان خاك مي بارد و مردم به بيماري هاي گوناگون دچار مي شوند و آب از آب تكان نمي خورد!

حتما بايد خاك مشكل تهران باشد كه برايش چاره اي انديشيد؟

پيشنهاد مي كنم، القاب «شهر نمونه» و «پايتخت مقاومت و پايداري» را از روي شهرم برداريد تا وقتي اعتراضي بشود، آن را بر سرمان نكوبند كه شما كه مقاوميد؛ يا به داد مردم مومن، نجيب، زحمتكش برسيد.

با اين حال، باور كنيد اين مردم شهيد داده آنقدر صبور و بزرگوارند كه حتي اگر همچنان بي خيال آنها باشيد، صداي كسي بلند نمي شود و همچنان مقاوم و استوار پاي ارزش هاي انقلاب و خون هايي كه داده اند، خواهند ماند.

لینک مطلب در وبلاگ آقای سعیدی راد

دزفول-خوزستان-مناطق جنگ زده-شهر نمونه-پایتخت مقاومت و پایداری-جنوب-سرزمین نف خیز


...............................................................................................

شهر من ای کوچه هایت چاک چاک
موشک از هرم نگاهت شرمناک
خوب می دانم که این در یاد توست
افتخار ما شهید آباد توست...


...............................................................................................

معرفینامه شاعر و نویسنده مطلب

سعيدي راد، عبدالرحيم

) ملیت: ایرانی  قرن:14)

زندگینامه: عبدالرحيم سعيدي راد متولد 1346 دزفول است و تحصيلات خود را تا مقطع فوق ليسانس زراعت ادامه داده است.

وي به دليل علاقه شخصي‌اش به حوزه ادبي، آثار متعددي در حوزه شعر و ادبيات دارد كه از جمله آثار وي مي‌توان به «گردان شهر آيينه» خاطرات يكي از آزادگان، «گزيده ادبيات معاصرمعاصر شماره 77» مجموعه شعر، «فانوسهاي سنگي» گردآوري شعر فلسطين و «من راضيم به اين همه دوري» مجموعه شعر، اشاره كرد. سعيدي راد تاكنون سوابق و مسئوليتهاي متعددي در حوزه ادبي داشته است كه در زير به برخي از آن‌ها اشاره مي شود:

-مسئول صفحه ادب مقاومت روزنامه اطلاعات 80-75

-نويسنده، گزارشگر و تهيه كننده برنامه‌هاي ادبي راديو خوزستان 74- 70

-مسئول انجمن شعر حوزه هنري خوزستان 74-71

-سردبير مجله خبري دانشگاه شهيد چمران اهواز 75- 74

-معاونت برنامه ريزي و نظارت راهبردي رئيس جمهور «سازمان مديريت و برنامه‌ريزي قبلي»


آثار :(مجموعه هاي چاب شده)

1.بعد از باران 1376 2.بر بلنداي عشق 1377 3.زخمهاي خورشيد 1379 4.گزيده ادبيات معاصر شماره 77 -1379 5.فانوسهاي سنگي 1380 6.من راضيم به اين همه دوري 1385 7.ديگر عرضي ندارم 1386 8.سه مزار براي يك شهيد (خاطرات روحانی آزاده شهید شریف قنوتی) 1386 9.ساعت به وقت دلتنگی (شعر) 1387 10. تبسمی بر خاکریز (طنز) 1387 11. راز ستاره ها (شهید دقایقی) 1387 12. لاله ای در فکه (شهید آوینی) 1388 13. حق با آفتابگردانهاست (نثر) 1388 14. مادر خورشید (مادران شهدا) 1388 15. پرواز در پروار (شهید احمد کاظمی) 1388 16. آنان که بی پروا عاشق شدند(شهید ردانی پور) 1388 17. همسرایان غزل عشق (همسران شهدا) 1388 18. نام تو با عشق پر آوازه باد(شهید بقایی) 1388 19. حضور عاشقانه (خاطرات رهبری از جنگ) 1388 20. با من از عشق بگو (خاطرات رزمندگان از رهبری) 1388 21. وصف تو عاشقانه ترین وصف عالم است (شهید فکوری) 1388


فعالیتها:

ادبیات و کتاب • شعر • هنر

 

ادامه نوشته

شادی


شاد بودن و شاد کردن همنوع ، وظیفه انسانی ماست

با مطالعه و نپرشی اندراحوالات گذشتگان و نیاکانمان میابیم که ایرانیان مردمانی شاد و خوش مشرب بوده اند و این روال در جوامع و نقاطی که همچنان "سنت خویش" را نگه داشته اند ، به طور محسوس به چشم می خورد

با هم بودن های خودمانی و میهمانی های شاد و بی چشم و هم چشمی ، دید و بازدید و ، هم ذات پنداری ، بی ریا بودن ، سادگی ، تعامل و گذشت و بخشش همه و همه ماحصل یک سرچشمه به نام "انسان واقعی" یا همان انسانیت است

چرخ تمدن با همه خوبی هایش به نظر فاقد انسانیت (حداقل مطابق تعریف های ذهنی من) است ، ارزش هایی که "قانون" برای آن مرز تعیین نمی کند و چشم داشتی هم برای "اینگونه بودن نداریم" . یا شاید "فرهنگ غربی" و یا "برداشت غلط اندر غلط جوامع از پیشرفت" ؛ نمی دانم چه ، اما این را می دانم که ایران ما دیگر به رسم گذشته ، قدم بر نمی دارد

یادش بخیر ، موقعی که وطن یعنی . . .  رو نوشتم ، یا وقتی ( امروز زندگی را آغاز کن ) رو درج کردم باور نمی کردم که منو "ساده لوح" یا "کسی که در رویا" زندگی می کنه مورد خطاب قرار بدهند

شادی همین نوشته های من هم به چنین عنوانی هایی ، خطاب شوند

ایده آل نگری هم مشکل است و هم راه حل و راه روشن !؟

وقتی که مطالعه می کنم احساس می کنم از جامعه جدا میشم. احساس میکنم نوع دیگری فکر می کنم که من را از بقیه جدا میکنه و شاید به تعبیری طرد می کنه. . به همین دلیل خیلی اوقات مطالعه رو کنار می گذارم و یا اگر نشود "بحث و ارائه دیدگاهم" را به دوستان کنار می گذارم

عادت به ایده آل نگری (حداقل در اجتماعی که هستم) به نوعی سادگی و حماقت را در ذهن ها متبلور ساخته و به نوعی طرد شدن را - برای نمونه قلیان کشیدن یکی از بچه های فامیل در 13 بدر و برخورد خشن من با او که نتیجه اش چنین شد : من شدم ظالم ؛ بچه شد مظلوم ؛ و دیگران حتی پدر و مادرش شدند احیا کنندگان حق مظلوم در مقابل ظالم !!!؟!؟!؟ و من شدم آدم بده

.

.

حال به عکس زیر نگاه کنید ؛ واقعیتی که جوامع بشری همچون ایران را در بر میگیرد این است: شادی کاذب و دروغین به هر شکلی که فکرش به ذهنمان برسد

این نوشتار بسیار می تواند پرشاخه باشد که امیدوارم بتوانم دیدگاهم را در دیگر ابعاد آن نیز درج کنم

.

دیدگاهتان را چشم در راهم

امروز زندگی را آغاز کن


امروز زندگی را آغاز کن!

به آرامی آغاز به مردن می‌کنی

اگر سفر نکنی

اگر کتابی نخوانی

اگر به اصوات زندگی گوش ندهی

اگر از خودت قدردانی نکنی

به آرامی آغاز به مردن می‌کنی

زمانی که خودباوری را در خودت بکشی

وقتی نگذاری دیگران به تو کمک کنند

به آرامی آغاز به مردن می‌کنی

اگر برده‌ی عادات خود شوی

اگر همیشه از یک راه تکراری بروی

اگر روزمرّگی را تغییر ندهی

اگر رنگ‌های متفاوت به تن نکنی

یا اگر با افراد ناشناس صحبت نکنی

تو به آرامی آغاز به مردن می‌کنی

اگر از شور و حرارت

از احساسات سرکش

و از چیزهایی که چشمانت را به درخشش وا می‌دارند

و ضربان قلبت را تندتر می‌کنند

دوری کنی

تو به آرامی آغاز به مردن می‌کنی

اگر هنگامی که با شغلت، یا عشقت شاد نیستی

آن را عوض نکنی

اگر برای مطمئن در  نامطمئن خطر نکنی

اگر ورای رؤیاها  نروی

اگر به خودت اجازه ندهی

که حداقل یک بار در تمام زندگی‌ات

ورای مصلحت اندیشی بروی

امروز زندگی را آغاز کن

امروز مخاطره کن

امروز کاری کن

نگذار که به‌ آرامی بمیری

شادی را فراموش نکن

شعر-متن ادبی-اشعار-شاعر-شعرا-دانلود-دریافت در وبلاگ ثانیه

پابلو نرودا  -    برگردان: احمد شاملو