ایده: «بورس نقاش ها و نقاشی ها»  یا «گذرگاه هنر»

 

امروز در خیابان انقلاب تهران، در حال قدم زدن تا انتشاراتی دلخواهم در حوزه روانشناسی بودم برای خرید یک کتاب ، کتابی که قرار است با یک دوست خوب هر دو با هم شروع به خواندنش کنیم. در بین راه، هنرمندی را دیدم که کنار خیابان در این فصل سرد نشسته و با عکسی که یک مشتری(!) یا همان سفارش دهنده تابلو هنری، به او داده در حال ترسیم کردن چهره 3 دوست درکنار هم است.

ایستادم و مشغول نگاه شدم و به ریزکاری هایی که با مداد بر روی چهره ها داشت پیاده می کرد، خیره شده بودم. قبلا هم از این سفارش ها داده ام و کارهایی گرفته ام، این بار هم دلم خواست همراه ِ کتاب، عکس نقاشی شده اش را هم ارسال کنم. فکر کردم سورپرایز ِخوبی باشد.

هنرمند مشغول نقاشی شد و من محو تماشای هنرنمایی اش. از طرفی سوز سرمای ساعت 21 شب هم داشت قالب میشد اما او کارش را با تمرکز بالایی انجام میداد، در بین کار نمی خواستم حواسش را پرت کنم اما سوالی پرسیدم:

شما که چنین رخ های زیبایی برای دیگران میکشی، برای کسانی که برای دلشان یا عشقشان و یا خاطره های خوششان تصویر زیبایی می خواهند، آیا برای خودت و دلت و عشقت کشیده ای؟

- مگه میشه آدم برای دلش کار نکنه و بی عشق کاری رو انجام بده. آره، منم برای عشق ها و علایقم نقش زدم. کار بدون دل و علاقه اصلا پیش نمیره، به ویژه در حوزه هنر.

، چهره ،هنرمند، نقاشی با دست، هنر خیابانی، سد معبر، بورس، بورس هنرمندان، بورس نقاشی، نقاشی، رخ،

نقاش عزیز که آخرین نقاشی امروزش را برای من کشید و بعد وسایلش را جمع کرد و باهم رفتیم

پاسخش به اندازه کافی برام جالب و کافی بود. پاشدم و قدم زدم تا کارش رو انجام داد و آخرش هم واسه جزییات چهـره، نظراتی دادم و فکر میکنم در کل نیم ساعت شد. بعد هزینه، چون آخرین مشتری بودم، باهم تا دم مـترو آمدیم.

در بین راه، گله مند بود از بچه های شهردای و سد معبر، می گفت نه تنها نـمی گذارند بنشینیم و کار کنیم ، حتی برای بلندکردنمان هم با توهین رفتار می کنند. کلی دغدغه داشت که به من می گفت و قدم می زدیم

در آخر، حرفی زدم و ایده ای به نظرم رسید که فکر می کنم قابلیت اجرایی شدن دارد، گفتم :

اگر من شهردار بودم یا مسئولیتی در این شهر داشتم، حدفاصل میدان انقلاب تا چهار راه ولعیصر را «گذرگاه هنر» و «هنر خیابانی» نام گذاری می کردم. یک بورس ِ هنری.

در تمام این خیابان، هنرمندان حق بساط کردن و گوشه ای را اشغال کردن داشتند، حق داشتند بنشینند و بوم نقاشی یا برگه نقاشی خود را کنار خیابان پهن کنند و شروع به کار نمایند.

هم برای دلشان نقاشی کنند و هم برای دیگران. 

پس از مدتی میشد گذرگاه هنر، چندین مزیت و فایده می تواند داشته باشد:

  • پتانسیل جذب گردشگر داخلی و خارجی داشت. گردشگرانی که برای دیدن این خیابان و یا حتی سفارش ِ یک کار نقاشی، آنجا حاضر می شدند
  • برای هنر خیابانی و هنرمندان که قشر ضعیف و کم درآمدی هستند، محل خوبی برای هنرنمایی و کسب ِ درآمد ایجاد میشد
  • تبلیغ ِ خوبی برای هنر بود. مردم این شهر، با دیدن این صحنه ها، از لذت ِ آن بهره مند می شدند و چه بسا طرفداران بسیاری پیدا می کرد، مردمی که می آموختند و سپس شبها در خانه بوم نقاشی رو به روی خود می گذاشتند و به هنرنمایی و تمرین مشغول می شدند. چه بار ِ معنوی و ارزشمندی به شهر و آینده این اجتماع به یادگار می رسید
  • هنر نقاشی، خاصیتی با عشق هم دارد. عموم افرادی که از جای جای شهر و یا مسافرینی که مراجعه می کردند برای عشق و علاقه شان، درخواست هنری داشتند و عکس ِ رخ ِ یاری به یادگار می بردند.
  • آرام آرام محلی میشد برای صدور ِ هنر و سوغاتِ هنری. نقاشی های قاب شده ای که برای همیشه یا سالهای بسیار طولانی قلم زنی میشد، و در دیوار خانه های مختلف نصب میشد.
  • و هزاران فایده و مزیت دیگر !

 

امشب، حس ِ رخ ِ کشیده شده، بیشتر از کتاب ِ خریده شده، در دل ِ من نشسته است. احساس رضایت بیشتری دارم. 

صفحه سفیدی که فقط با یک رنگ ِ سیاه و تنها با یک قلم، به زیبایی هرچه تمام، تصویری رویایی از یک انسان ساخته است. بسیار ساده اما عمیق. کاش میشد دوتا از این تصویر داشتم، یکی برای خودم و برای همه روزهای آینده ام که بیانگر حس ِ خوب ِ امشب باشند، و دیگری در دست ِ دوستی که شریک این حس و احساس من خواهد بود.

 


 

پی نوشت اول: من همچنان به طور جدی به ایده خودم ایمان دارم و آنرا اجرایی میدانم. به نظرم بتوان اینکار را انجام داد و از قابلیت هایش برای حوزه شهری، اجتماعی، گردشگری، فرهنگی و... استفاده کرد.

پی نوشت دوم: شاید این نوشته را پس از بازنویسی برای یکی از روزنامه ها و یا سایت های خبری ارسال کنم و دیگران را در این ایده و نوع نگاه سهیم کنم، شاید اجرایی شد.

ادامه نوشته

فـــرزند زمانه خویش


کسی که "فـــرزند زمانه خویش" نباشد ، هر چه باشد هرکجا باشد هرچه داشته باشد هرکاری کند ؛ "هیچ" است.
من و شما به عنوان ِ یک شهـروند متمدن و نوین ، باید (حداقل) به صورت ِ عمومی ، اشرافیتی کلّی بر مسائل مهم و جـاری کشور داشته باشیم.

بدون ِ داشتن تعصب و تعهدهای فسادانگیز قومی و حـزبی و جریانی ؛ باید همواره در تلاش برای آموختن باشیم و سپس آماده قبول کردن حقیقت و نفــی ِ نادرست ها ، باشیم. حـتی اگر تا قبل از این، طور دیگری فکر میکردیم.

انرژی هسته ای، جریان ِ اعتدال و تدبیر و امید، محیط زیست، مشکلات اقتصادی اخلاقی جامعه، سیاست جریان های تاثیر گذار کشور، گفتمان های اصلی و فرعی در جامعه، نهادهای تاثیر گذار دولتی نظامی و خصوصی ِ ایران و فـرهنگ ِ مظلوم ِ رو به فوت کشـور! از جمله تیترهای این مهــم است که بایستی به عنوان یک "انسان" پیگــیرش باشیم.

ما ؛ مجبــوریم ، محکومیم که اینگونه باشیم ؛ وگرنه رو به زوال و نابودی هستیم

جوانان خلاشادي را احساس مي كنند


مدير گروه انسان شناسي دانشكده علوم اجتماعي دانشگاه تهران :

جوانان خلاشادي را احساس مي كنند

چکــیده این مطلب را در زیر بخوانید ، اگــر برایتان جالب بود، می توانید متن اصلی و کامل را مطالعه نمایید :

كريسمس هر سال با سوز سرماي نو رسيده زمستان همراه است و با دانه هاي برف و شومينه هاي گرم. مسيحيان ايران در گوشه و كنار شهر آماده سال نو ميلادي هستند. خيابان ها پر از درختان كاج رنگارنگي است كه خودنمايي مي كنند و كودكاني كه با بابانوئل هاي قرمزپوش عكس مي گيرند. مردم بي توجه به سرما با شور و اشتياق خريد مي كنند، گويي زمستان معنايي ندارد. در اين ميان بخشي از مردم ايران نيز حال و هواي كريسمس را در خانه هايشان برپا مي كنند. درخت كاج مي خرند، مهماني مي گيرند و به يكديگر كادو مي دهند. كريسمس از مهم ترين جشن هاي مذهبي مسيحيان است. آنها در اين روز تلاش مي كنند تا با استفاده از نور و چراغ به جشن خود رنگ ببخشند. امروز بخشي از جامعه ايران نيز به اين جشن مذهبي مسيحيان گرايش دارند. دليل اين گرايش چيست، مشخص نيست. اميليا نرسيسيانس، مدير گروه انسانشناسي دانشكده علوم اجتماعي دانشگاه تهران علاقه نشان دادن ايراني ها به جشن كريسمس، هالووين و. . . را به دليل خلاشادي در جامعه مي داند. خلئي كه جوانان سعي مي كنند با پركردن آن به زندگي خود رنگ ديگري بدهند.

جوان ها همانند افراد ديگر نيازمند شادي اند و براساس نيازهايشان براي خود بهانه دورهم بودن و مهماني ايجاد مي كنند. عمده ترين جواب براي جشن گرفتن جوانان ايراني در روزهاي هالووين، ولنتاين و كريسمس اين است كه جوان ما نياز به شادي دارد و چون براي شادي و نشاط او برنامه ريزي نشده خودش دست به كار شده است. مگر جوان ما براي تخليه خود و اوقات خوش كجا را دارد كه برود

امروز جوان ها خلاجشن و شادي را حس مي كنند. از آنجا كه براي ر فع خلاآنها برنامه يي نداريم و خلاجشن و شادي در محيط عمومي و امن پيش بيني نشده است، آنها براساس سليقه شخصي شان در فضاي خصوصي خانه جشن مي گيرند و به شادي مي پردازند. جشن داراي خصوصيت خلاقيت است به اين معني كه براي برگزاري هر جشني نياز به ملزوماتي است كه از طرف برگزار كنندگان آن بر اساس تقسيم كار و بر حسب جنس و سن افراد در زمينه هاي متفاوت از قبيل نوع پوشاك، خوراك، تزيين خانه، خريد و... تهيه مي شود
منبع: اعتماد

اندیشه ای سیاسی

اندیشه ای سیاسی ، کسی را نجس نمی کند که بقیه از او متنفـر شوند و از همکلامی و همدمی و همراهی وی بپرهیــزند و حتی طردش کنند

ما به عنوان یک انسان ِ آزاد، باید آزادانه عمل کنیم و حرف بزنیم و البته قوانین کلی جامعه (مثلا قانون اساسی) را رعایت کنیم و اندیشه خود را نشـــر بدهیم. همه مردم کشور باید بتوانند حــرف بزنند و اندیشه های خود را بیان کنند و بنویسند. ترسی نباید وجود داشته باشد. حدودش هم قانون اساسی کشور و قوانین زیر دستی مصوب کشـور است.

بالابردن هزینه ی نشـر اندیشه و تحمیل هزینه ها و مشکلات به فـرد ، یک ظلم بزرگ و آشکار هست که هیچ کس حق نـدارد اینگونه عمل کند.

داشتن یک اندیشه مخالف با نظر شما، یک نعمت ِ بزرگ هست و راهی برای پیشرفت و همفکـری و گفتمان و نقـد و اطلاح. این فرصت را از خودمان نگیریم. آزادانه بیاندیشیم و آزادانه و عاقلانه بیان کنیم و با رعایت اخلاق و ادب، گفتگو کنیم.

نامه یک حقوقدان به رئیس جمهور


نامه یک حقوقدان به رئیس جمهور

به نام خداوند جان و خرد

جناب آقای دکتر روحانی ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران

با سلام و احترام

بی شک رای معنا دار ملت سرفراز ایران ،فصل نوینی را در عرصه پیشرفت این کشور رقم زده است. جنابعالی با اتکاء به ادبیاتی شایسته و پیامی بایسته، نوید صلح و دوستی و راستی و درستی را به ملت ایران و به همه دولتها و ملت های جهان وعده داده که در افقی مشخص، ایرانی همراه با آرمان های اسلامی ، انسانی،اخلاقی وفرهنگی را شاهد خواهند بود.


متن کامل در ادامه مطلب

ادامه نوشته

سایت خوب پاورپوینت  PowerPoint


یک سایت خوب برای پاورپوینت با نام مرجع پاورپوینت و قالب

http://www.ppt.ir


و یک سایت مشابه خارجی PowerPoint

http://www.slideshare.net


.

منشور "حقوق شهروندی" (ویرایش و تدوین نخست و اولیه)


پس از سالها ، نسخه نخست و اولیه ی منشور حقوق شهروندی  نگاشته و تدوین شد



معاونت حقوقی ریاست جمهوری بر اساس وعده دکتر روحانی رییس جمهوری اسلامی ایران به مردم، با صدور اطلاعیه‌ای ویرایش نخست منشور حقوق شهروندی که با همكاری دانشگاهیان، حوزه‌های علمیه، اندیشمندان و نخبگان جامعه تهیه شده است را همزمان با گزارش ۱۰۰ روزه دولت تدبیر و امید منتشر کرد.

متن اطلاعیه معاونت حقوقی ریاست جمهوری به شرح ذیل است:


بسمه تعالی

شهروندان، ملت شریف ایران، فرزانگان، دانشگاهیان، حقوقدانان، فعالین اجتماعی و مدنی

معاونت حقوقی ریاست جمهوری با خرسندی به اطلاع می‌رساند: همانگونه كه ریاست محترم جمهوری به ملت ایران وعده فرموده بودند توفیق حاصل شد تا با همكاری دانشگاهیان، حوزه‌های علمیه، اندیشمندان و نخبگان جامعه ویرایش نخست منشور حقوق شهروندی را در صد روز اول دولت تدبیر و امید به امر ریاست محترم جمهوری تهیه و به پیشگاه شما عرضه نماید.

این منشور به مدت یك ماه برای اظهارنظر عموم ملت شریف ایران به ویژه صاحب‌نظران، اندیشمندان، دانشگاهیان، اساتید معظم حوزه‌های علمیه،‌ نهادهای مدنی و تشكل‌های مردم نهاد،‌ گروه‌های مختلف صنفی اعم از شهری و روستایی و عشایر غیور عرضه شده و پس از جمع‌آوری و اعمال نظرات رسیده به عنوان پیش نویس رسمی تقدیم رئیس محترم جمهور خواهد شد.

بدین وسیله برای تكمیل و اعتلای این منشور كه نخستین سند حقوق شهروندی این سرزمین و نشان‌دهنده جدیت دولت تدبیر و امید برای تحقق و اجرایی شدن آن است دست یاری به سوی همه شهروندان دراز می‌كنیم.

خواهشمند است نظرات و پیشنهادات خود را در مورد متن پیش نویس حقوق شهروندی به نشانی الکترونیکی زیر ارسال فرمایید:

vpla@govir.ir


متن کامل این منشور بصورت فایل pdf از طریق لینک زیر به صورت مستقیم قابل دریافت است:


دانلود PDF  ویرایش نخست منشور حقوق شهروندی


.


به همراه ِ

نظر بهمن کشاورز ، یک حقوق دان در مورد « منشور حقوق شهروندی» :

منشور حقوق شهروندی مسئولان را مجاب به پاسخگویی می‌کند

در ادامه مطلب

ادامه نوشته

نو سفر؛ کلیپی برای صدمین روز دولت روحانی + دانلود




تیر پرس/ کلیپ «نو سَفر» به مناسبت یکصدمین روز تشکیل دولت دکتر حسن روحانی توسط حسین دهباشی و با حضور امیرحسین مدرس ساخته شد.

حسین دهباشی کارگردان فیلم تبلیغاتی حسن روحانی در انتخابات ریاست جمهوری اخیر، به مناسبت صدروزگی مراسم تحلیف رئیس جمهور، کلیپی جالب را تحت عنوان «نوسفر» با همکاری امیرحسین مدرس کار کرده که در نوع خود متفاوت است.

در این کلیپ، قسمتی از سخنان روحانی، در مراسم تنفیذ با هم‌آوایی و تصویر بصورت نماهنگ درآمده است.

بخش‌های انتخاب‌شده از سخنان روحانی، از سخنان وی در مراسم تنفیذ حکم منتخب یازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری در حضور مقام معظم رهبری و دیگر مقامات عالیرتبه کشوری و لشگری نظام در حسینیه امام خمینی (ره) تهران انتخاب شده است.

همچنین قطعات صوتی استفاده شده در این کلیپ، بخش‌هایی از سخنان برخی از رجال و بزرگان تاریخ ایران معاصر نظیر امام خمینی (ره)، دکتر محمد مصدق، شهید آیت‌الله بهشتی و نیز برخی از اطلاعیه‌های تاریخی رادیو تهران مانند خبر پیروزی انقلاب و بازپس‌گیری شهر خرمشهر است.

بر اساس این گزارش، برای ادای احترام و بزرگداشت موقعیت محوری اقوام مختلف ایرانی، با اشاره به اینکه برای به کارگیری کلیه زبان‌ها و لهجه‌هایِ رایج در کشور کمتر امکانی وجود داشته، بخش‌هایی از کلیپ به بلوچی، کُردی، تُرکی و عربی تهیه شده است.

به گفته دهباشی، این کلیپ به شکلی کاملا خودجوش ساخته شده است.


لینک دانلود کلیپ : کلیک کنید


همین کلیپ را می توانید در سایت یوتیوب به آدرس زیر مشاهده نمایید.

http://www.youtube.com/watch?v=Oj64-2bLq8k

.

حکایت ِ استعدادِ دانه ها (انسانها) و پتانسیلِ زمین (محیط زندگی شان)


حکایت ِ استعدادِ دانه ها (انسانها) و پتانسیلِ زمین (محیط زندگی شان)




به نظرِ من، اگر " انسان" را یک " دانه " و " محیط زندگی اش " را " زمین" ببینیم ؛

و بدانیم که محیط زندگی برای انسان و زمین برای دانه، یعنی همه ی داشته ها و نداشته هایش، اعضای خانواده و دوستان، بی پولی یا ثروتش، شهرنشین یا روستایی بودنش، اتفاقات تلخ و شیرین زندگی، نام خانوادگی اش، دین و کیش و مذهبی که دارد، کشوری که زندگی میکند، آدابی که رعایت می کند و هر آنچه هست.


با این پیش فرض، این چهار حالتِ کلی برای این دانه در این زمین ؛ رخ خواهد داد

 

اول؛ دانه بی استعـداد و زمینِ نامساعد و نامناسب

دانه ای که پوچ است و هیچ در دل نـدارد و از قضا در زمینی نامناسب و خشک قرار گرفته است. همانند انسانی که فقط از لحاظ جسمی آدم است بویی از خـرد و عقل و شعور نبـرده و اصلا هم تمایل ندارد که بیاموزد تا پـُر شود و محیط زندگی نیز نامساعد و در بدترین شرایط ممکن است. او می سوزد بدون آنکه بداند و نهایتا هم کودی برای بدتر شدن، همان زمینی خواهد بود که او را سوزاند!

 

دوم؛ دانه با استعداد و زمینِ نامساعد و نامناسب

دانه ای که دلی پر برای شکفتن دارد، پرتلاش و پرتکاپو در پی آنست که جوانه زند و بروید و تا حدّ ممکن رشد کند. اما زمین نامساعد و نامناسب، خشک و غریبه با افکارش، تنگ نظر، بی پولی، تنهایی و هزاران مورد دیگر در این زمین نامساعد، می خواهند مانع پیشرفتش شوند. اما او همچنان پر تلاش و پر تکاپوست و مقاومت می کند و می جنگد. در این محیط نامناسب هزاران دلیل برای بی استعدادشدن و عادی بودنش وجود دارد اما باز هم مقاومت و تکرار و استفاده از کوچکترین روزنه های امید، آموختن و آموختن از محیطی غیر از محیط زندگی اش و فراگیری ِ راه متعالی شدن و بکار گرفتن آن.

نهایتا چهار فرجام و پایان برای این دانه و این زمین است: اول آنکه دانه پراستعداد، زمین نامناسب و نامساعد را شکست می دهد و به اوج ِ رشد و شکوفایی خودش می رسد. دوم آنکه زمین ِ نامناسب و نامساعد نمی تواند دانه را مغلوب کند، اما مانع پیشرفت ِ واقعی او می شود و دانه به اوجش نمی رسد و در دل می سوزد تا بمیرد. و سوم و از همه تلخ تر اینکه دانه مغلوب ِ محیط نامناسبش میشود و استعدادهایش نشکفته نابود شده وفراموش می شوند و دیگر هیچ مفهوم ایده آل و هدفی نـدارد. بویش تن و افکارش همان بوی گندِ محیطش را میدهد و چهارم و حماسی تر از همه اینکه دانه هجـرت میکند و زمین مناسب خودش را می یابد و شروع به شکفتن می کند!

 

سوم؛ دانه بی استعداد و زمین مساعد و مناسب

انسانی پوچ و تهی از آرمان و هدف و عقل وشعور اما در محیطی مناسب و فرهنگی خوب و پول کافی و خانواده و دوستانی فهیم ؛ در این بین فساد و ابتذال خطر اصلیست که عموما انسانهایی با چنین شرایطی گرفتارش میشوند. دانه ی تهی از مغـز ِ مرغوب، در این خاک حالصخیز، فقط جا را اشغال می کند. هرچه خاک املاح مورد نیاز رشد و شکوفایی اش را مهیا می کند، او تباه میکند.

پایانی که برای آن می بینم این است، اول آنکه دانه ی بی مصرف و بی عقل، در محیط مناسب به زور سر از خاک بیرون می آورد و به اندازه ای کمی رشد می کند و می میرد و همه ی داشته های زمین نیز تباه میشود. دوم آنکه دانه ی بی استعداد در اثر محیط خوب، به خود می آید و تلاشگر می شود و با محیطش یکسو شده و در حدّ خودش، پیشرفت میکند

 

چهارم؛ دانه با استعداد و زمین مساعد و مناسب

این فرصت، شانس بسیار بالاتری برای پیروزی از مورد دوم دارد. یک دانه پر مغز و تلاشگر ؛ و زمینی مساعد و آب گوارا و فرصتی برای تاریخی شدن. انسانی که دلی آگاه و جانی بیدار دارد و محیطی که چون خودش روشن است. او و بسیاری از پارامترهای محیط زندگی اش، برای شکوفایی هر چه بیشتر تلاش می کنند و مسابقه ی بسیار خوبی همیشه در حال اجراست. و دانه به قـدرِ کفایت و لیاقتش شکوفا میشود و از خود الگویی می سازد برای همه تاریخ.

 

---

 

دانه ها و انسان های بی استعداد و بی مغز تنها یک راه دارند برای قدم گذاشتن در راه شکوفایی، آن راه تنها آموختن است و یادگرفتن، باید رسم شاگردی از تجربه های دیگران و خواندن نوشته های دیگران را داشته باشند وگرنه عاقبت بخیری نسیبشان نخواهد شد!

دانه های با استعداد هم بدانند که نباید بلغزد یا مغرور شوند؛ هر دوی اینها، سمّ مهلکی است برای نابودیشان. بیش از پیش باید مراقب خودشان باشند و همیشه در فکر برتر شدن و بهتر شدن.

برای محیطهای زندگی نامناسب و نامساعد، هیچ اقدامی توصیه نمیشود، مگر اینکه خودتان را اصلاح کرده باشد و کارتان درست باشد. آنگاه محیط خود، تنها با مشاهده و دیدن تلاشها و دست آوردهای شما، تغییر می کند

 

من به نوبه ی خودم، سخت ترین حالت ممکن را حالت دوم می دانم. یعنی دانه با استعداد اما محیط نامناسب و نامساعد.

سجاد سلیمانی

بچه های وطنم


بچه های وطنم در همه حال و همه جایی که هستید، در چهار گوشه ی کشور پهناور ایران، با نژادها و تیره ها و گویش ها و فرهنگ ها و دیدگاه ها و نظرات و کیش و مذهبی های گوناگون و همه تفاوت ها ؛ امیدوارم همیشه لبتهایتان خــندان باشه و شاد و پرنشاط ، فـردای کشورم رو بسازید.

دوستتون دارم.


عکس: بچه های کردستان ایران.

داستان  فاطمه دانشور ، جوان ایرانی


در این آشفته بازار اقتصادی ایران، نگاهی به بزرگان کسب و کار و خلاقیت ؛ میتواند راهی برای امید و تلاش برای ما باشد.


وقتی بچه بودم، مادر بزرگم قهرمانم بود چون یک زن مقتدر بود و در همه چیز پیروز بیرون می‌آمد. مادرم چنین حالتی را نداشت و بیشتر مطیع بود و سعی می‌کرد رضایت همه را جلب کند. من این اقتدار مادربزرگ را دوست داشتم...


متن کامل ادامه مطلب

ادامه نوشته

گویی نقـد در ایران مـُرده است

گویی نقـد در ایران مـُرده است.

نتیجه پژوهش استاد پیش کسوت روزنامه نگاری ایران ، مهدی محسنیان راد ، در خبر گزاری مهر حاکی است 93 در صد محتوای مطبوعات ایران در ستایش این و آن ( ویا این پدیده و آن پدیده ) و تنها 7در صد مطالب انتقادی است

اگر "نقـد" نداشته باشیم و "نقـد ِ نقـد" ؛ فاتحه ی "راستی و درستی" و در یک کلام بهترشدن و گریز از اشتباه و "اصلاح" را خوانده ایم.

کماکان خواستار ِ گشایش فضای کشور به روی نقادان و خصوصا نقدکنندگان مستقل و نقادی آنان از همه ی موضوعات و وضعیت گذشته و فعلی و نقشه های آینده ی کشور هستیم.

مرام‌نامه و اساسنامه مبارزه با فساد اداری و اقتصادی و رشوه گیری در ایران


مرام‌نامه مبارزه با فساد اداری و اقتصـادی و رشوه گیری

اگر موافقید، یکبار بخوانید!

نظرتان را با دیگران در وبلاگ ثانیه، به اشتراک بگذارید


من،...............................، با آگاهی کامل از نقش و تأثير رفتار خود در سازندگی و توسعه پايدار، رفاه و آسايش انسان، حفظ جهان هستی و دور داشتن خود و ديگران از آلودگي‌های اخلاقی، اجتماعی و زيست‌محيطی و تأمين شادی پايدار و دراز مدت خود و ديگران، همواره بر اصول زیر پایبند خواهم بود:

1.     با آگاهی از مسئوليت سنگيني که پذيرش اين مرام‌نامه برای من به همراه خواهد داشت، همواره در سراسر زندگی شغلی، حرفه‌ای و اجتماعی خود بدين مرام‌نامه وفادار باشم.

2.      به انسان، به عنوان يک موجود صاحب خرد و شگفت‌انگيزترين پديده آفرينش بينديشم، راست‌گو و درست‌کردار بوده و به هيچ اقدامی که به انسان و انسانيت آسيب رساند مبادرت نورزم.

3.     در تمام مدت، رشوه‌ و فساد اداری و اقتصادی را به مثابه یک آسيب بزرگ اجتماعی و موجب فقر و تنگدستی و درد عميق سایر مردمان، از خود و جامعه طرد نمایم.

4.     با هیچ دلیل و توجیه اعم از اجبار، اضطرار، ‌هم‌رنگ شدن با اجتماع، مصلحت و یا اجبار مدیران خود، به رشوه، دروغ رانت‌خواری و رانت‌جویی و فساد اداری و اقتصادی، خود و ديگران را آلوده نکنم و با درخواست‌ها و يا دستورهایی که کوچک‌ترین نشانه‌ای از فساد اداری و رشوه و با‌ج‌خواهی در آن‌ها وجود دارد، موافقت نکنم.

5.     دانش و تجربه حرفه‌ای خود را که ميراث مشترک بشری است مغتنم دانسته و کوشش کنم تا آن را به روز نگه داشته، در حد توان خود به گنجينه دانش و تجربيات سودمند بشری بيفزايم و برای زحمات خود -بر اساس دانش و تجربه خود، به عنوان یک منبع پاک درآمد- ارزش مادي‌ای در حد معقول و متعارف طلب کنم.

6.     ساده‌زيستی و قناعت را در حد متعارف سرلوحه زندگی خود قرار داده و با پرهیز از زیاده‌خواهی و حسادت و رذايل اخلاقی، خود را در معرض فساد اقتصادی و اخلاقی قرار ندهم.

7.     با اعلام صریح اعتقادات خود در زمینه رشوه و فساد اداری، در مدارک و گفتگوهای تجاری، زمينه پيدايش فساد اداری را در اطراف خود، از مبدا حذف نمایم.

8.     خود را پايبند به قوانين کشور در زمینه ایجاد شفافيت و مبارزه با فساد اداری بدانم و از هر حرکت اداری، اجتماعی، فرهنگی صادقانه در این زمینه حمایت کنم.

9.     مبارزه با رشوه و فساد اداری را به عنوان وسیله‌ای برای حذف رقبا، تسویه‌حساب‌های شخصی و گروهی و یا کسب اعتبار اجتماعی، سياسی، اقتصادی قرار نداده و فقط آن را بر اساس یک اعتقاد درونی و گروهی پاک به کار گیرم.

10. در انجام وظايف حرفه‌ای و مبارزه با فساد اداری و اقتصادی، فردی متعهد، مسئوليت‌پذير، مشارکت‌جو و رازدار باشم و پيش از اثبات قطعی فساد در افراد، آبروی آن‌ها را محفوظ دارم و چنان‌چه کوچک‌ترین شکی در اثبات رشوه‌خواری، رانت‌جویی و فساد در افراد دارم، آن را در قضاوت نهایی خود ملحوظ دارم.

11. افرادی را که به فساد اداری و یا اقتصادی دچار شده‌اند پيش از فاسد بودن، گم‌راه بدانم و سعی در هدایت و راهنمایی آن‌ها داشته‌باشم.

12. هیچ‌گاه به هیچ مقام دولتی و یا سایر افراد ذی‌نفوذ برای اخذ توصیه نامه در جهت کسب منافع اقتصادی خارج از صلاحیت‌های خود مراجعه ننمایم و توانایی‌های فنی و علمی خود را در کنار به‌کارگیری اصول تجاری پاک و قانونی تنها صلاحیت مشروع برای کسب و کار و منافع اقتصادی بدانم.

13. چنان‌چه دارای نفوذ و قدرت در سازمان‌ها و ادارات بودم، هیچ‌ توصیه‌ای خارج از ضوابط جهت افزايش منافع اقتصادی، اجتماعی و سياسی خود و دیگران نداشته باشم.

14.  در تمام کوشش‌های خود استانداردهای حرفه‌ای را مراعات نموده و تنها در حيطه دانش و توانايی خود کار قبول کنم و تنها مدارکی را امضاء نمايم که به آنها احاطه فنی کامل دارم و معيارهای فنی و قانونی را تنها معیار پذيرش و يا رد در امور واگذار شده به خود بدانم.

15. از کوشش‌های فرهنگی و فعاليت‌های اجتماعی که به منظور ایجاد یک نظام پاک اداری و اقتصادی انجام مي‌گيرد استقبال نموده و در آن‌ها شرکت نمايم.

16. در تمام فعاليت‌های خود صداقت، دقت، نظم، عدالت، حفظ منافع اجتماع و حقوق ديگران را مراعات نمايم و سلامت، ايمنی و آينده انسان‌ها را مدنظر داشته نسبت به آنان مهربان، دلسوز و متعهد باشم و همواره سود خويش را در منافع عام جستجو کنم.

 

17. محيطی پراز محبت و صفا و عشق و علاقه به خدمتگزاری بي‌ريا به مردم و وطنم را بوجود آورم و هم‌کاران و هم‌راهان خود را بدون توجه به مليت، نژاد، مذهب، جنسيت، سن و عقيده دوست بدارم و ارزش‌های انسانی را در خود و در آنان پرورش دهم.

18. در کوشش‌های خود هميشه فردی متواضع بوده، موفقيت‌های بدست آمده را علاوه بر سعی و کوشش خود مرهون تلاش همکاران و نظام آفرينش دانسته و از آنان قدردانی و سپاسگزاری نمايم.

19. در تمام کوشش‌های خود جويا و پذيرای نقد و اظهارنظر صادقانه همکاران بوده، خطاهای خود را اصلاح نمايم و برای همکاری گروهی و نقش ديگران ارزش قايل باشم و از لطمه زدن به حيثيت، شهرت، دارايی يا اشتغال ديگران پرهيز کرده از اقدامات بدخواهانه برای آنان خودداری کنم.

20. همکاران خود و سایرین را تشويق به رعايت اصول اخلاقی و وجدان حرفه‌ای نمايم.

21. باور دارم که مبارزه با رشوه و فساد اداری و اقتصادی، کاری سخت، پر هزینه و طاقت‌فرساست. در این راه هر هزینه و ضرر و زیان اقتصادی و اجتماعی را پذيرفته و منفعت واقعی را در اصلاح جامعه و نفع مردمان اطراف خود و حفظ شرافتم می‌دانم.

22. چنان‌چه در هر زمان احساس نمودم که نمی‌توانم به مفاد این مرام‌نامه پايبند باشم و یا به عمد عملی بر خلاف آن انجام دادم، به منظور حفظ هویت سایر افراد پایبند به آن، در نهایت صداقت و شجاعت خروج خود را این مرام‌نامه اعلام نمایم.


منبع: نوشته های فیس بوکی!

ثانیه،مرام‌نامه و اساسنامه مبارزه با فساد اداری و اقتصادی و رشوه گیری در ایران، تعهد، قسم، صداقت، پاکی، مال حرام، مال حلال، روزی حلال، مزد حقوق اضافه کار، رشوه، هدیه، رشوه دادن و گرفتن، انواع رشوه، مبارزه با آن،

ادامه نوشته

نامه من به خبرگزاری ایلنا ( خبرگزاری کار) و یک پیشنهاد


آیا «آگاهی بخشی» و «بسط ِ جامعه مدنی»

در قالب آموزش و برای گروه کار در کشور ،

در خبرگزاری ایلنا شکلی مدون و مشخص دارد !؟




سردبیر محترم خبـرگزاری ایلنا
سرکار خانم فاطمه مهدیانی

سلام و عرض خسته نباشید
با احترام در پی ِ مشاهده و مطالعه وب سایت شما پیشنهادی به ذهنم خطور کرد که مطمئنا پیشتر برای شما نیز مطرح بوده است اما امیدوارم که با ارائه این پیشنهاد از سوی بنده ؛ مُـهر تاییدی بر دانسته های تیم کاری پرتلاشتان بوده و تلنگری برای اجرای آن باشد! تا به یاری خدا قشر عظیمی از هموطنان از آن بهرمند شوند.
از آن جهت که مخاطبین و مراجعین عمده ی سایت خبرگزاری ایلنا قشر کارگری و کارمندی و "طبقه متوسط به پایین جامعه" هستند و از طبقه متمول و صاحبان مشاغل نیز مخاطبینی دارید! و از سویی دیگر در لینک درباره ما در درگاه اینترنتی آن خبرگزاری وزین آمده است :
هدف، در تاسیس یك خبرگزاری اطلاع‌رسانی و آگاهی‌بخشی به كارگران و از كارگران به جامعه بود. این هدف برای ما یك رسالت مهم و جهادی مقدسی بوده و هست كه تلاش داریم با بسط و گسترش ایلنا ضمن توجه ویژه به موضوع «آگاهی» به جامعه كارگری در حیات سیاسی،‌اقتصادی وفرهنگی كشور نقش موثری داشته باشیم. از نقطه‌نظر دیگر تولد «ایلنا» نمادی از بسط جامعه مدنی در ایران است

از این دو مهم (مخاطبین و مراجعین سایت و مرامنامه شما) ممد می جویم تا سخن خود را پیش ببرم و این سوال را مطرح کنم :
آیا «آگاهی بخشی» و «بسط ِ جامعه مدنی» در قالب آموزش و برای گروه کار در کشور ، در خبرگزاری ایلنا شکلی مدون و مشخص دارد !؟
با نگاهی به پرونده های حقوقی اقتصادی! در دادگاه ها و دادسراهای ایران و تورق روزنامه ها و مرور سایت های متنوع ِ اقتصادی و حقوقی و آموزشی-اقتصادی می یابیم که «حداقل آگاهی های لازم ِ اقتصادی» در اکثریت شهروندان ایران پایین است و این موضوع پاشنه آشیل اکثریت ِ کشمکش های اقتصادی و کلاهبرداری ها و شکستها و ناتوانی های کار تیمی در کشور شده است.

و از آنجا که «شرط ِ احقاق ِ حقوق، اشرافیت و آگاهی بر حق ِ خویش است» و تا زمانی که فـردی از حق خویش آگاهی نـدارند نمی تواند (نه اینکه نخواهد) حق خود را طلب کند ؛ لازم است بر اساس مرامنامه سایت تان «آگاهی های لازم امور اقتصادی»  را در قالب چارتی ویــژه و با رویکرد آموزش محور و خـودآموز پایه ریزی و از روش ها و تاکتیک های گوناگون چند رسانه ای استفاده نمایید
به نظراینجانب، خبرگزاری ایلنا نباید به هیچ وجه همچون سایر خبرگزاری های دیگر مشتی از خبـرهای صرف باشد و یا بولتن کاری عده ای باشد و یا کاتالوگ محصولات فکری و اقتصادی گروهی دیگر ؛ کارگران و مخاطبین شما درهمه حال می توانند خبرهای کاری و اقتصادی خود را بیابند و مرور کنند و بدانند اما آموزش های مدون و لازم و گزیده را کجا باید بیابند!؟
عرصه کار و اقتصاد کشور همواره شامل سرتیتـرهای مهمی است که اگر نباشد؛ امور اقتصادی ناقص و ناکام خواهند ماند. حال این تلخ کامی از آن کارگر باشد یا کارمند و یا کارفرما ، به هر روی تعدادی هموطن آسیب دیده و متضرر خواهند شد و زمینه ساز ِ بسط ِ ناهنجاری های گوناگون خواهد شد.
پیشنهاد می کنم در موضوعات مختلف یک بخش ویـژه راه اندازی نمایید و اگر در توان تان نیست که به تنهایی آن را پیش ببرید در قالب "گروه های مشترک المنافع"  و "همکاری با پایگاه های اینترنتی متخصص و متعهد دیگر" این بار سنگین را بر دوش بکشید و نقطه امیدی برای عرصه ی اقتصادی کشور باشید :
جنبه های حقوقی مختلف و متنوع ِ کارگری و کارفرمایی و فی مابین
گونه های متنوع ایجاد کسب و کارهای فردی گروهی و ....
کارآفرینی و ایجاد سازمان های نونهاد (استارتاپ) و خلاقیت پروری
چارت های گوناگون اقتصادی و اجرایی
حسابـداری های مرتبط
جنبه های گوناگون مدیریتی از تمام سطوح
تجربیات گوناگون مخاطبان در هر زمینه
رویکردهای تخصصی هر صنف و تخصص
فرهنگ کار
فایل ها ، عکس ها و فیلم های مرتبط
و ده ها عنوان دیگر

هر چند سایت هایی در هر یک از زمینه های یاد شده وجود دارند اما از آنجا که یک خبرگزاری سیل مخاطبان بسیار بالا و متنوع و با انگیزه ای دارد ؛ صد البته می توانید بیش از همه موثر واقع شده و دست یاری بسیاری را بگیرید و "امید جاری شده در کشور " را یاری کرده و  دولت تدبیر و امید که حاصل حماسه ی ملی است را در دستیابی به حماسه اقتصادی همراهی کنید و در گاردریل قوانین جاری کشور پیشتاز باشید.

ضمن تشکر از همه دست اندرکاران آن خبرگزاری محترم؛ توفیق و پیروزی بیش از پیش را برای شما از خداوند منان خواستارم.

با تقدیم احترامتهران - سجاد سلیمانی
 8 / آبان ماه / 1392




(ایمیل سردبیر محترم خبرگزاری :    
fatemehmahdiani@gmail.com  )
رونوشت :


ادامه نوشته

شبکه نسیم = شبکه نسیم، شبکه نشاط و سرگرمی ؛ افتتاح شد


شبکه نسیم

شبکه نسیم، شبکه نشاط و سرگرمی


NasimTV.png


باور نمی شود صدا و سیمای ایران کاری برای خنـده و شادی انجام بدهد!  اما ظاهرا این کار انجام شده و شبکه نسیم را راه اندازی کرده تا ملّت کمـی بخنـدند و شاد باشند!

هر چه هست ؛ به فال نیک میگیریم و از این کار صداوسیما استقبال می کنیم تا شاید کمی از غمزدگی و بی نشاطی جامعه کاسته شود و لبخندی بر لبان عموم ملت ببینیم.


در دانشنامه آزاد ویکی پدیا درباره این شبکه می خوانیم :

شبکه نسیم در روز ۲۶ شهریور ۱۳۹۲ در تهران و از ۱۵ مهر ماه در سراسر کشور آغاز به کار کرد و مخصوص طنز است. نسیم مخفف چهار کلمه """نشاط، سرگرمی، یادها و مسابقه""" است. این شبکه به جمع شبکه‌های بیست‌گانه تلویزیون سیمای جمهوری اسلامی ایران پیوست و از گیرنده‌های دیجیتال قابل دریافت شد. این شبکه از ۱۵ مهر ماه پخش آزمایشی خود را آغاز کرد.


برای مشاهده تمام ِ کانال های رادیویی و تلوزیونی ایران می توانید به این سایت مراجعه نمایید

http://live.irib.ir


امیدوارم که همواره شاد و خنـدان باشید.

ادامه نوشته

یه روز یه رشتیه .................!؟  + متن زندگینامه خودنوشت پروفسور سمیعی

يه روز يه زن رشتي ...

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.


بچه اي رو به دنيا مياره و تربيت ميكنه كه با سختي و تلاش زياد درس ميخونه شاگرد اول ميشه بورسيه ميگيره ميره خارج...

كم كم ميشه بهترين جراح مغز و اعصاب دنيا...

كسي كه جرج دبليو بوش رييس جمهور آمريكا و گرهارد شرودر صدراعظم آلمان و ابراهیم تاتلیسس خواننده محبوب ترکیه جراحياشونو به اون ميسپرن...

كسي كه الان رييس جراحان مغزو اعصاب دنياست ...

پرفسور سميعي الان نه تنها افتخار گيلان كه افتخار همه ايرانيها تو دنياست...
.


کمی ، فقط کمی ، دقت کنیم!

متن زندگینامه خودنوشت پروفسور سمیعی در ادامه مطلب

ادامه نوشته

‎یک خاطره از مصاحبه استخدامی دوستم‎


‎یک خاطره از مصاحبه استخدامی دوستم‎


استخدام در ایران، اگر به روالِ عادی طی شود، به خودی خود هفت خوان رستم است! چه برسد به اینکه در این مراحل گیـرِ یکسری از انسانهای کادرست و نان آجرکن هم بیافتیم که دیگر هیچ! کلاه ِ داوطلب پس معرکه است

دوستم می گفت : یکی از مراحل بسیار دشوار ِ استخدام های دولتی، مصاحبه عقیدتی سیاسی است.
من هم چند روزی روی این موضوعات کار کرده بودم و بسیار عادی و شفاف! داشتم پرسش های بازجو (ببخشید!) مصاحبه گر را پاسخ میدادم.
این ذهنیت را هم داشتم که به هر دلیلی کوچک و ریزی هم که شده، فرد را رد میکنند. مثلا شنیده بودم برای کسی چای داغ در لیوان استیل آورده بودند که گفته بودند بفرمایید بخورید! طفلک هم گفته بود شاید نخورم رد میشم با مطیع باشم، چای داغ را برداشته بود و فوت کرده بود و کمی سرد شده و بعد خورده بود؛ بعد بهش گفته بودند که شما رد شدی!
- چرا ؟
بازجو (مصاحبه گر) : به دلیل اینکه فوت کردن غذا و آشامیدنی مکروه است و شما مکروهات را رعایت نمی کنید!!!

خلاصه من هم چنین دیدگاهی پیدا کرده بودم و حسابی مواظب بودم که آینده و تمام زندگانی خود را خراب نکنم و سوتی! نـدهم.

وسط مصاحبه و پرسش های عجیب غریب؛ یکهـو از من پرسید : معیـن را میشناسی؟
گفتم : آره

آخ آخ، برقی از چشمان بازجو تابید که نگو؛ انگار راز بزرگی را کشف کرده و مثلا انسان کثیف و پستی را که آهنگ های معین را گوش میدهد در حین ورود به یک سازمان ِ کلهم اجمعین پاک؛ خفت کرده است!؟

دوباره پرسید: پس میشناسی؟
دلم خالی شد، با ترس و لرز گفتم : آآآره.

خودکارشو گذاشت زمین و زل زد تو چشمام؛ و پرسید: از کجا میشناسی؟ چـرا ؟

یهو خدا کمکم کرد! جوابی دادم آنچنان دندان شکن که در تاریخ بنویسند! گفتم: معین دیگه، استاد و دانشمند بزرگ ایرانی که سالهای سال زحمت کشید و عمر را برای نوشتن لغت نامه معروفش صرف کرد. عجیبه که من اونو میشناسم!!؟
:-)

*****************************

دیدن قیافه بازجوهای (مصاحبه گرهای) عقیدتی سیاسی اینچنینی؛ در این لحظات حتما باید همراه با تیم ثبت رکوردهای گینس باشد. کم پیش میاد بخـدآ.

ادامه نوشته

اخلاق شکنجه

اخلاق شکنجه 

شکنجه یکی از مهمترین مصادیق خشونت در مناسبات انسانی، در سطح فردی و جمعی، بوده است.  در این نوشتار مایلم سه پرسش اصلی را در خصوص شکنجه مورد بررسی قرار دهم:

پرسش نخست: شکنجه چیست و چه انواع مهمی دارد؟

پرسش دوّم: آیا شکنجه تحت هر شرایطی اخلاقاً نارواست؟

پرسش سوّم: اگر بنا به فرض، تحت شرایط خاصی انواعی از شکنجه اخلاقاً روا باشد، آیا باید شکنجه را دست کم در آن موارد خاص از نظر قانونی هم مجاز دانست؟

ادامه نوشته

پاورپوینت (اسلاید)  پلیس ایران 110 ناجا  Police Iran نیروی انتظامی- معرفی تاریخچه و ...


پاورپوینت (اسلاید) از
پلیس ایران 110 ناجا  Police Iran
نیروی انتطامی جهموری اسلامی ایران


معرفی - تاریخچه - مراحل آموزشی و کسب آمادگی
عکس و تصاویر گوناگون



عنوان ارائه من در دوره ی کاردانی بود و با استقبال خوبی هم از سوی دوستان و استاد مربوطه برخوردار شد و اکنون در هفته ی ناجا خدمت دوستان تقدیم می کنم

پلیس ایران 110 ناجا  Police Iran ، معرفی - تاریخچه - مراحل آموزشی و کسب آمادگی،پاورپوینت (اسلاید) پروژه ،ارائه .

این پاورپوینت (اسلایدها) را می توانید پس از عضویت در سایت زیر دانلود و یا مشاهده نمایید

و از سایت زیر می توانید مستقیم آن را دانلود نمایید


--------------------- - ---------------


Download and run it and see
دانلود کنید و بعد آن را اجرا کنید و ببینید
.
این پاورپوینت را در دانشگاه ارائه شد
This PowerPoint was presented at the University .

با دو زبان، سخنی را می‌توان رد کرد یا ادعایی را نقد



با دو زبان، سخنی را می‌توان رد کرد یا ادعایی را نقد :


یکی زبانی که به گفتگو فرامی‌خواند؛ در عین صراحت در مخالفت، نشان می‌دهد به روی احتمالِ شکلِ دیگر فهمیدن آن سخن گشوده است؛ پذیرای امکان تأویل‌های دیگر است و در نتیجه نگران که شاید نقد و رد من روا و راست نباشد. بنابراین، با نفی آن ادعا، کار را تمام‌شده نمی‌بیند. آن‌قدر شیفته‌ی انکار کار دیگری نیست که تلاش برای فهم سخن او را بیهوده بیابد. به راندن در آب‌های پرتلاطم جست وجو و کنج کاوی بیش از لمیدن بر ساحل امنِ باورهای خود میل دارد. نفی می‌کند، اما زبان‌اش پُرِ پرسش است، نه تیره از تعصب.

دیگری زبانی که تنها «اعلام موضع» می‌کند؛ مرز می‌گذارد، خط می‌کشد. مثل این‌که ناگهان درِ اتاقی را باز می‌کند و سر را فرو می‌کند و فریادی از حلق می‌کشد و محکم در را می‌بندد. گوش کسی که در اتاق است، به احتمال، از این خروش، خراشیده می‌شود و می‌فهمد که این فریاد از سرِ خشم است، اما نمی‌داند چرا و با آن چه باید کرد. این زبان سرشار است از سیم‌های خارداری که بیرونیان را دورباش می‌گوید و پیشاپیش می‌ترساند و می‌رماند.

گاهی ندانسته گاهی خواسته، یکی از این دو زبان را در مخاطب قراردادن دیگران به کار می‌بریم. این خودِ ادعا نیست که مانع گفت‌وگوست؛ نوع زبانی که برای ابراز نظر درباره‌ی ادعای دیگری برمی‌گزینیم، بیش از هر چیز، راهِ هم‌سخنی را می‌گشاید یا می‌بندد.
مهدی خلجی
تصویر شده این نوشتار، در ادامه مطلب
ادامه نوشته