معرفی سایت خوب برای آموزش مدیریت زمان

اگر شما هم علاقمند هستید که آموزش‌های رایگان و خوبی درباره‌ی «زمان و مدیریت زمان» بدست آورید، من لینک‌های زیر را به شما پیشنهاد می‌کنم.

مدرسه‌ی زمان - آموزش تخصصی مدیریت زمان

رادیو مدیریت زمان - فایل‌های صوتی 

تلوزیون زمان - فیلم، کلیپ و ویدیو

رخ زمان - آرشیو عکس‌ها، کاریکاتور و نقاشی درباره‌ی زمان

مشاوره رایگان درباره‌ی برنامه‌ریزی و مدیریت زمان

روزنوشته‌های یک مربی و مدرس مدیریت زمان

امیدوارم برای شما هم مفید باشه و بتوانید بهتر از قبل به زمان زندگی خودتان مسلط شوید.

من مسئول نوشته هایم هستم، اما نه نوشته های قبلی خودم!

 

مقدمه_1: در طول زندگی ام، به هنگام رشد، آن هم در بحبوحه جوانی و جویای نام  و کنجکاوی و ایده آل نگری، به محل های زیادی سرک کشیدم و کتابهای متنوعی را نگاه کردم و اساتید زیادی را شناختم (هرچند مطمئن ام که عمیق نیاموخته باشم) ، همین مسائل باعث شده درباره موارد مختلفی بنویسم. آنچه می دانم را با آنچه شنیده یا دیده یا خوانده ام مخلوط کنم و محصول جدیدی به نام «نوشته های ثانیه» یا دیگر وبلاگهایم (که دیگر نیستند) شکل بگیرد تا به مسائل و مواردی اینجا لینک بدهم و اشاره کنم یا کپی پیست کنم.

مقدمه_2: روند رو به رشد آدمی، سیر و صعود فراوانی دارد. نوشته هایی که روزگاری برایش جان میداد، ممکن است در آینده برای مبارزه با آنها، جانش را هم بدهد. سیر تکامل، همیشه بر یک مدار نیست که فقط سیر صعودی داشته باشد.

مقدمه_3: نویسنده به هنگام نوشتن، مسئول است. در هر محیطی که زیست داریم، تنفس میکشیم و نقشی و تاثیری داریم، ما مسئولیم. اینجا وبلاگ است، جایی که برای نوشتن یک جوان تازه تنفس، شکل گرفته بود. تلاش داشته، مسئول باشد و آنچه درست میداند، بیان کند. اما به هر حال وبلاگها حال و هوای شخصی و جوانی خویش را هم دارند. «خودمانی تر از مکتوبات» هستند

مقدمه_4_نهایی: اینجا در پی اعلام برائت نیستم. اصلا مخاطب خاصی ندارم که اعلام برائت کنم. جرمی هم مرتکب نشده ام، فقط خواستم برای دلم خودم (مثل همیشه و گذشته) بنویسم که سجاد، تو همیشه مسئول نوشته های خود هستی، اما نه نوشته ها و دیدگاه های قبلی خودت. 

 نویسنده مسئول، مسئولیت نوشتن، قانون نوشتن، نگارش اخلاق محور

مثل یک انسانی که در کوره راه های خطرناک و سرگذرهای پرخطر، مسیری را می پیماید، جوانی را طی کرده و در حال زندگی ام. هر چه بیشتر به «تنهایی» و «تنهایی خود خواسته» ام فکر میکنم، به همه اقدامات و تصمیماتی که گرفته ام، می بینم «نقش ِ خواندن و نوشتن» بیشترین و مهمترین نقش را داشته اند و اساسی ترین کمک ها را به من کرده اند

بارها در نوشته هایم، از نتوانستن یا نخواستن گرفته ام، 

بارها نوشته هایم با اشک همراه بوده، اشک شوق یا دلشکستگی یا غربت و...

بارها و بارها و بارها، فقط با نوشتن آرام شده ام و دوباره به زندگی برگشته ام

 

هر چند هیچ وقت علمی ننوشته ام و ادعایی هم ندارم، اما توانسته ام برای از دنیای خودم، بیرون بروم و دنبال خود ِ خودم بروم. و هنوز هم در ابتدای راهم. مخاطب حرفهای من، خودم هستم. برای دلم و برای افکارم نوشته ام و می نویسم، اما گاهی همراهی هم که میابم، خرسند میشوم.. هرچند میدانم، همراهی اش، خاص است، نه مداوم و نه همیشگی.

 

نتیجه گیری: من با گذشته ام فرق دارم. همانطوری که آینده ام متفاوت از امروزم خواهم بود. خودم من هم وقتی آرشیو وبلاگ را مرور میکنم و به ویژه دلنوشته هایم را می خوانم، انگار به سخنان شخض دیگری گوش میدهم. گاهی جالب، گاهی تلخ، گاهی شیرین، گاهی همدلانه و گاهی متضاد.

و یک سوال مهم که در پایان به ذهنم می رسد:

مسئولیت نوشته های قبلی من با کیست؟

.

جوانان خلاشادي را احساس مي كنند


مدير گروه انسان شناسي دانشكده علوم اجتماعي دانشگاه تهران :

جوانان خلاشادي را احساس مي كنند

چکــیده این مطلب را در زیر بخوانید ، اگــر برایتان جالب بود، می توانید متن اصلی و کامل را مطالعه نمایید :

كريسمس هر سال با سوز سرماي نو رسيده زمستان همراه است و با دانه هاي برف و شومينه هاي گرم. مسيحيان ايران در گوشه و كنار شهر آماده سال نو ميلادي هستند. خيابان ها پر از درختان كاج رنگارنگي است كه خودنمايي مي كنند و كودكاني كه با بابانوئل هاي قرمزپوش عكس مي گيرند. مردم بي توجه به سرما با شور و اشتياق خريد مي كنند، گويي زمستان معنايي ندارد. در اين ميان بخشي از مردم ايران نيز حال و هواي كريسمس را در خانه هايشان برپا مي كنند. درخت كاج مي خرند، مهماني مي گيرند و به يكديگر كادو مي دهند. كريسمس از مهم ترين جشن هاي مذهبي مسيحيان است. آنها در اين روز تلاش مي كنند تا با استفاده از نور و چراغ به جشن خود رنگ ببخشند. امروز بخشي از جامعه ايران نيز به اين جشن مذهبي مسيحيان گرايش دارند. دليل اين گرايش چيست، مشخص نيست. اميليا نرسيسيانس، مدير گروه انسانشناسي دانشكده علوم اجتماعي دانشگاه تهران علاقه نشان دادن ايراني ها به جشن كريسمس، هالووين و. . . را به دليل خلاشادي در جامعه مي داند. خلئي كه جوانان سعي مي كنند با پركردن آن به زندگي خود رنگ ديگري بدهند.

جوان ها همانند افراد ديگر نيازمند شادي اند و براساس نيازهايشان براي خود بهانه دورهم بودن و مهماني ايجاد مي كنند. عمده ترين جواب براي جشن گرفتن جوانان ايراني در روزهاي هالووين، ولنتاين و كريسمس اين است كه جوان ما نياز به شادي دارد و چون براي شادي و نشاط او برنامه ريزي نشده خودش دست به كار شده است. مگر جوان ما براي تخليه خود و اوقات خوش كجا را دارد كه برود

امروز جوان ها خلاجشن و شادي را حس مي كنند. از آنجا كه براي ر فع خلاآنها برنامه يي نداريم و خلاجشن و شادي در محيط عمومي و امن پيش بيني نشده است، آنها براساس سليقه شخصي شان در فضاي خصوصي خانه جشن مي گيرند و به شادي مي پردازند. جشن داراي خصوصيت خلاقيت است به اين معني كه براي برگزاري هر جشني نياز به ملزوماتي است كه از طرف برگزار كنندگان آن بر اساس تقسيم كار و بر حسب جنس و سن افراد در زمينه هاي متفاوت از قبيل نوع پوشاك، خوراك، تزيين خانه، خريد و... تهيه مي شود
منبع: اعتماد

نامه یک حقوقدان به رئیس جمهور


نامه یک حقوقدان به رئیس جمهور

به نام خداوند جان و خرد

جناب آقای دکتر روحانی ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران

با سلام و احترام

بی شک رای معنا دار ملت سرفراز ایران ،فصل نوینی را در عرصه پیشرفت این کشور رقم زده است. جنابعالی با اتکاء به ادبیاتی شایسته و پیامی بایسته، نوید صلح و دوستی و راستی و درستی را به ملت ایران و به همه دولتها و ملت های جهان وعده داده که در افقی مشخص، ایرانی همراه با آرمان های اسلامی ، انسانی،اخلاقی وفرهنگی را شاهد خواهند بود.


متن کامل در ادامه مطلب

ادامه نوشته

موج اینترنت و خانم های خانه دار


همه‌گیر شدن اینترنت و قابل دسترس بودن آن در خانه‌ها، موجب شد مهمانان جدیدی به این دنیا وارد شوند که بیش از پیش جهان واقعی را به رقیب مجازی‌اش پیوند دهند. این مهمانان جدید و قدرتمند «خانم‌های خانه‌دار» هستند.


متن کامل ادامه مطلب

ادامه نوشته

ای شیشه ، چه می‌کنی تو در بستر سنگ؟

او مظهر عشق بود و من مظهر ننگ

وقتی که فشردمش به آغوشم تنگ

لرزید دلش، شکست و نالید که: آخ...

ای شیشه ، چه می‌کنی تو در بستر سنگ؟


 کارو

چهار خصلت انسان موفق + امید !؟

دوران دبیرستان، با مدیر مدرسه ارتباط فوق العاده صمیمی داشتم

روز آخر ِ دوران تحصیل، رفتم پیشش دفترم رو گذاشتم جلوش گفتم یه یادگاری لطفا!؟

یه خنده ای کرد، رفت تو فکر و بعد از چند دقیقه با خط خوش نوشت


نظم و ادب و راستگویی و وفای به عهد


چهار خصلت انسان موفق


تا کنون نبودم، اما امیدوارم پس از این باشم.


راستی "امید" راهم باید به جمله بالا اضافه کرد   :-)

.

منشور "حقوق شهروندی" (ویرایش و تدوین نخست و اولیه)


پس از سالها ، نسخه نخست و اولیه ی منشور حقوق شهروندی  نگاشته و تدوین شد



معاونت حقوقی ریاست جمهوری بر اساس وعده دکتر روحانی رییس جمهوری اسلامی ایران به مردم، با صدور اطلاعیه‌ای ویرایش نخست منشور حقوق شهروندی که با همكاری دانشگاهیان، حوزه‌های علمیه، اندیشمندان و نخبگان جامعه تهیه شده است را همزمان با گزارش ۱۰۰ روزه دولت تدبیر و امید منتشر کرد.

متن اطلاعیه معاونت حقوقی ریاست جمهوری به شرح ذیل است:


بسمه تعالی

شهروندان، ملت شریف ایران، فرزانگان، دانشگاهیان، حقوقدانان، فعالین اجتماعی و مدنی

معاونت حقوقی ریاست جمهوری با خرسندی به اطلاع می‌رساند: همانگونه كه ریاست محترم جمهوری به ملت ایران وعده فرموده بودند توفیق حاصل شد تا با همكاری دانشگاهیان، حوزه‌های علمیه، اندیشمندان و نخبگان جامعه ویرایش نخست منشور حقوق شهروندی را در صد روز اول دولت تدبیر و امید به امر ریاست محترم جمهوری تهیه و به پیشگاه شما عرضه نماید.

این منشور به مدت یك ماه برای اظهارنظر عموم ملت شریف ایران به ویژه صاحب‌نظران، اندیشمندان، دانشگاهیان، اساتید معظم حوزه‌های علمیه،‌ نهادهای مدنی و تشكل‌های مردم نهاد،‌ گروه‌های مختلف صنفی اعم از شهری و روستایی و عشایر غیور عرضه شده و پس از جمع‌آوری و اعمال نظرات رسیده به عنوان پیش نویس رسمی تقدیم رئیس محترم جمهور خواهد شد.

بدین وسیله برای تكمیل و اعتلای این منشور كه نخستین سند حقوق شهروندی این سرزمین و نشان‌دهنده جدیت دولت تدبیر و امید برای تحقق و اجرایی شدن آن است دست یاری به سوی همه شهروندان دراز می‌كنیم.

خواهشمند است نظرات و پیشنهادات خود را در مورد متن پیش نویس حقوق شهروندی به نشانی الکترونیکی زیر ارسال فرمایید:

vpla@govir.ir


متن کامل این منشور بصورت فایل pdf از طریق لینک زیر به صورت مستقیم قابل دریافت است:


دانلود PDF  ویرایش نخست منشور حقوق شهروندی


.


به همراه ِ

نظر بهمن کشاورز ، یک حقوق دان در مورد « منشور حقوق شهروندی» :

منشور حقوق شهروندی مسئولان را مجاب به پاسخگویی می‌کند

در ادامه مطلب

ادامه نوشته

نو سفر؛ کلیپی برای صدمین روز دولت روحانی + دانلود




تیر پرس/ کلیپ «نو سَفر» به مناسبت یکصدمین روز تشکیل دولت دکتر حسن روحانی توسط حسین دهباشی و با حضور امیرحسین مدرس ساخته شد.

حسین دهباشی کارگردان فیلم تبلیغاتی حسن روحانی در انتخابات ریاست جمهوری اخیر، به مناسبت صدروزگی مراسم تحلیف رئیس جمهور، کلیپی جالب را تحت عنوان «نوسفر» با همکاری امیرحسین مدرس کار کرده که در نوع خود متفاوت است.

در این کلیپ، قسمتی از سخنان روحانی، در مراسم تنفیذ با هم‌آوایی و تصویر بصورت نماهنگ درآمده است.

بخش‌های انتخاب‌شده از سخنان روحانی، از سخنان وی در مراسم تنفیذ حکم منتخب یازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری در حضور مقام معظم رهبری و دیگر مقامات عالیرتبه کشوری و لشگری نظام در حسینیه امام خمینی (ره) تهران انتخاب شده است.

همچنین قطعات صوتی استفاده شده در این کلیپ، بخش‌هایی از سخنان برخی از رجال و بزرگان تاریخ ایران معاصر نظیر امام خمینی (ره)، دکتر محمد مصدق، شهید آیت‌الله بهشتی و نیز برخی از اطلاعیه‌های تاریخی رادیو تهران مانند خبر پیروزی انقلاب و بازپس‌گیری شهر خرمشهر است.

بر اساس این گزارش، برای ادای احترام و بزرگداشت موقعیت محوری اقوام مختلف ایرانی، با اشاره به اینکه برای به کارگیری کلیه زبان‌ها و لهجه‌هایِ رایج در کشور کمتر امکانی وجود داشته، بخش‌هایی از کلیپ به بلوچی، کُردی، تُرکی و عربی تهیه شده است.

به گفته دهباشی، این کلیپ به شکلی کاملا خودجوش ساخته شده است.


لینک دانلود کلیپ : کلیک کنید


همین کلیپ را می توانید در سایت یوتیوب به آدرس زیر مشاهده نمایید.

http://www.youtube.com/watch?v=Oj64-2bLq8k

.

نفی، تایید یا فهم سخن دیگران


 نفی یا تأیید بی‌درنگ سخنی که می‌شنویم یا می‌خوانیم، ساده‌ترین کار ممکن است. وظیفه‌ی دشوار، فهم سخن است. فهمیدن، تلاش برای دست‌یابی به بهترین و معقول‌ترین صورت‌بندی آن سخن است.

مخالف ما سخنی می‌گوید. اگر بخواهیم سخن او را به خوبی بفهمیم باید بتوانیم به شکلی بهتر از او سخن‌اش را صورت‌بندی و تقریر کنیم. حتا بکوشیم استدلال‌های تازه‌ای که در خیال او نمی‌گنجیده برای مدعایش جست‌وجو کنیم. سپس آن را بسنجیم و ببینیم چه اندازه آن سخن دفاع‌شدنی است.

فهمیدن به این معنا همراه تردید است. آمادگی برای جابه‌جاشدن. از جای خود برخاستن و به جای دیگر رفتن. فهمیدن حالت ذهنی است همیشه آماده‌ی سفر؛ انسانی نیم‌خیز که نشستن و لم دادن در جایی همیشه‌ مضطرب‌اش می‌کند.


 مهدی خلجی

داستان  فاطمه دانشور ، جوان ایرانی


در این آشفته بازار اقتصادی ایران، نگاهی به بزرگان کسب و کار و خلاقیت ؛ میتواند راهی برای امید و تلاش برای ما باشد.


وقتی بچه بودم، مادر بزرگم قهرمانم بود چون یک زن مقتدر بود و در همه چیز پیروز بیرون می‌آمد. مادرم چنین حالتی را نداشت و بیشتر مطیع بود و سعی می‌کرد رضایت همه را جلب کند. من این اقتدار مادربزرگ را دوست داشتم...


متن کامل ادامه مطلب

ادامه نوشته

گاهی آدم دلش فقط یک دوستت دارم می‌خواهد که .....


گاهی آدم دلش فقط یک « دوستت دارم » می‌خواهد

که نمیرد !

"افشین صالحی"

مرام‌نامه و اساسنامه مبارزه با فساد اداری و اقتصادی و رشوه گیری در ایران


مرام‌نامه مبارزه با فساد اداری و اقتصـادی و رشوه گیری

اگر موافقید، یکبار بخوانید!

نظرتان را با دیگران در وبلاگ ثانیه، به اشتراک بگذارید


من،...............................، با آگاهی کامل از نقش و تأثير رفتار خود در سازندگی و توسعه پايدار، رفاه و آسايش انسان، حفظ جهان هستی و دور داشتن خود و ديگران از آلودگي‌های اخلاقی، اجتماعی و زيست‌محيطی و تأمين شادی پايدار و دراز مدت خود و ديگران، همواره بر اصول زیر پایبند خواهم بود:

1.     با آگاهی از مسئوليت سنگيني که پذيرش اين مرام‌نامه برای من به همراه خواهد داشت، همواره در سراسر زندگی شغلی، حرفه‌ای و اجتماعی خود بدين مرام‌نامه وفادار باشم.

2.      به انسان، به عنوان يک موجود صاحب خرد و شگفت‌انگيزترين پديده آفرينش بينديشم، راست‌گو و درست‌کردار بوده و به هيچ اقدامی که به انسان و انسانيت آسيب رساند مبادرت نورزم.

3.     در تمام مدت، رشوه‌ و فساد اداری و اقتصادی را به مثابه یک آسيب بزرگ اجتماعی و موجب فقر و تنگدستی و درد عميق سایر مردمان، از خود و جامعه طرد نمایم.

4.     با هیچ دلیل و توجیه اعم از اجبار، اضطرار، ‌هم‌رنگ شدن با اجتماع، مصلحت و یا اجبار مدیران خود، به رشوه، دروغ رانت‌خواری و رانت‌جویی و فساد اداری و اقتصادی، خود و ديگران را آلوده نکنم و با درخواست‌ها و يا دستورهایی که کوچک‌ترین نشانه‌ای از فساد اداری و رشوه و با‌ج‌خواهی در آن‌ها وجود دارد، موافقت نکنم.

5.     دانش و تجربه حرفه‌ای خود را که ميراث مشترک بشری است مغتنم دانسته و کوشش کنم تا آن را به روز نگه داشته، در حد توان خود به گنجينه دانش و تجربيات سودمند بشری بيفزايم و برای زحمات خود -بر اساس دانش و تجربه خود، به عنوان یک منبع پاک درآمد- ارزش مادي‌ای در حد معقول و متعارف طلب کنم.

6.     ساده‌زيستی و قناعت را در حد متعارف سرلوحه زندگی خود قرار داده و با پرهیز از زیاده‌خواهی و حسادت و رذايل اخلاقی، خود را در معرض فساد اقتصادی و اخلاقی قرار ندهم.

7.     با اعلام صریح اعتقادات خود در زمینه رشوه و فساد اداری، در مدارک و گفتگوهای تجاری، زمينه پيدايش فساد اداری را در اطراف خود، از مبدا حذف نمایم.

8.     خود را پايبند به قوانين کشور در زمینه ایجاد شفافيت و مبارزه با فساد اداری بدانم و از هر حرکت اداری، اجتماعی، فرهنگی صادقانه در این زمینه حمایت کنم.

9.     مبارزه با رشوه و فساد اداری را به عنوان وسیله‌ای برای حذف رقبا، تسویه‌حساب‌های شخصی و گروهی و یا کسب اعتبار اجتماعی، سياسی، اقتصادی قرار نداده و فقط آن را بر اساس یک اعتقاد درونی و گروهی پاک به کار گیرم.

10. در انجام وظايف حرفه‌ای و مبارزه با فساد اداری و اقتصادی، فردی متعهد، مسئوليت‌پذير، مشارکت‌جو و رازدار باشم و پيش از اثبات قطعی فساد در افراد، آبروی آن‌ها را محفوظ دارم و چنان‌چه کوچک‌ترین شکی در اثبات رشوه‌خواری، رانت‌جویی و فساد در افراد دارم، آن را در قضاوت نهایی خود ملحوظ دارم.

11. افرادی را که به فساد اداری و یا اقتصادی دچار شده‌اند پيش از فاسد بودن، گم‌راه بدانم و سعی در هدایت و راهنمایی آن‌ها داشته‌باشم.

12. هیچ‌گاه به هیچ مقام دولتی و یا سایر افراد ذی‌نفوذ برای اخذ توصیه نامه در جهت کسب منافع اقتصادی خارج از صلاحیت‌های خود مراجعه ننمایم و توانایی‌های فنی و علمی خود را در کنار به‌کارگیری اصول تجاری پاک و قانونی تنها صلاحیت مشروع برای کسب و کار و منافع اقتصادی بدانم.

13. چنان‌چه دارای نفوذ و قدرت در سازمان‌ها و ادارات بودم، هیچ‌ توصیه‌ای خارج از ضوابط جهت افزايش منافع اقتصادی، اجتماعی و سياسی خود و دیگران نداشته باشم.

14.  در تمام کوشش‌های خود استانداردهای حرفه‌ای را مراعات نموده و تنها در حيطه دانش و توانايی خود کار قبول کنم و تنها مدارکی را امضاء نمايم که به آنها احاطه فنی کامل دارم و معيارهای فنی و قانونی را تنها معیار پذيرش و يا رد در امور واگذار شده به خود بدانم.

15. از کوشش‌های فرهنگی و فعاليت‌های اجتماعی که به منظور ایجاد یک نظام پاک اداری و اقتصادی انجام مي‌گيرد استقبال نموده و در آن‌ها شرکت نمايم.

16. در تمام فعاليت‌های خود صداقت، دقت، نظم، عدالت، حفظ منافع اجتماع و حقوق ديگران را مراعات نمايم و سلامت، ايمنی و آينده انسان‌ها را مدنظر داشته نسبت به آنان مهربان، دلسوز و متعهد باشم و همواره سود خويش را در منافع عام جستجو کنم.

 

17. محيطی پراز محبت و صفا و عشق و علاقه به خدمتگزاری بي‌ريا به مردم و وطنم را بوجود آورم و هم‌کاران و هم‌راهان خود را بدون توجه به مليت، نژاد، مذهب، جنسيت، سن و عقيده دوست بدارم و ارزش‌های انسانی را در خود و در آنان پرورش دهم.

18. در کوشش‌های خود هميشه فردی متواضع بوده، موفقيت‌های بدست آمده را علاوه بر سعی و کوشش خود مرهون تلاش همکاران و نظام آفرينش دانسته و از آنان قدردانی و سپاسگزاری نمايم.

19. در تمام کوشش‌های خود جويا و پذيرای نقد و اظهارنظر صادقانه همکاران بوده، خطاهای خود را اصلاح نمايم و برای همکاری گروهی و نقش ديگران ارزش قايل باشم و از لطمه زدن به حيثيت، شهرت، دارايی يا اشتغال ديگران پرهيز کرده از اقدامات بدخواهانه برای آنان خودداری کنم.

20. همکاران خود و سایرین را تشويق به رعايت اصول اخلاقی و وجدان حرفه‌ای نمايم.

21. باور دارم که مبارزه با رشوه و فساد اداری و اقتصادی، کاری سخت، پر هزینه و طاقت‌فرساست. در این راه هر هزینه و ضرر و زیان اقتصادی و اجتماعی را پذيرفته و منفعت واقعی را در اصلاح جامعه و نفع مردمان اطراف خود و حفظ شرافتم می‌دانم.

22. چنان‌چه در هر زمان احساس نمودم که نمی‌توانم به مفاد این مرام‌نامه پايبند باشم و یا به عمد عملی بر خلاف آن انجام دادم، به منظور حفظ هویت سایر افراد پایبند به آن، در نهایت صداقت و شجاعت خروج خود را این مرام‌نامه اعلام نمایم.


منبع: نوشته های فیس بوکی!

ثانیه،مرام‌نامه و اساسنامه مبارزه با فساد اداری و اقتصادی و رشوه گیری در ایران، تعهد، قسم، صداقت، پاکی، مال حرام، مال حلال، روزی حلال، مزد حقوق اضافه کار، رشوه، هدیه، رشوه دادن و گرفتن، انواع رشوه، مبارزه با آن،

ادامه نوشته

تحقیر


 تحقیر


"تحقیر" شکلی از رابطه قدرت است: نوعی تحمیل سلطه است، به تسلیم واداشتن دیگری است برغم میل اش. فرد می کوشد بر دیگری پا بگذارد تا در هرم قدرت پله ای بالاتر آید. "تحقیر" تلاشی است برای برکشیدن "خود" از طریق مقهور کردن "دیگری". گوهر "تحقیر" تلاش برای شکل بخشیدن به نوعی رابطه سادیستی- مازوخیستی است.

آشکارترین راه تحقیر خشونت است، تسلیم کردن دیگری به ضرب زور است- قربانی را به عجز رساندن است، اراده او را به ضرب زور درهم شکستن است.

اما به نظرم ویرانگرترین نوع تحقیر از راه خشونت نیست، از راه محبت است. "تحقیر از راه خشونت" آشکار است- ناظران بیرونی هم می توانند وقوع آن را دریابند. اما "تحقیر از راه محبت" پنهان است- فرد سلطه جو قربانی خود را برمی گزیند، نقاط ضعف او را شناسایی می کند، و آرام آرام تارهای لطیف و نامرئی خود را به دورش می تند تا راه هر گریزی را بر او ببندد. در غالب موارد، حتّی قربانی هم جرأت ندارد به اسارتش اذعان کند مبادا به نمک خوردن و نمکدان شکستن متهم شود. ساده ترین شکل "تحقیر از راه محبّت" این است که در حقّ دیگری محبت کنیم، و بعد مدام آن محبّت را به یادش بیاوریم تا احساس دین ناگزیرش کند که به خواست و اراده ما تسلیم شود. اما شاید سخت ترین نوع تحقیر وقتی باشد که به دیگری محبّت می کنیم، بر او منّت نمی گذاریم، اما سخت مراقب ایم که مبادا فرصتی برای جبران محبّت مان بیابد. تمام فرصتهای جبران محبّت را از او می ستانیم. وقتی که فرصت جبران از قربانی ربوده شد، چاره ای نمی بیند جز آنکه برای جبران محبّت، اراده ما را بر اراده خود مقدم بدارد- یعنی "آدم ما بشود"، سلطه اراده ما را بپذیرد. در اینجا تارهای عنکبوتی محبت چندان ظریف می تند که قربانی مجال آه هم ندارد- بارزترین مصداق سر بریدن است با پنبه!


آرش نراقی


غم وشادی و اندوه و خنده در اندیشه ی مولانا شاعر بزرگ


غم وشادی در اندیشه ی مولانا

 

محمد حسین بهرامیان

عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد استهبان

الهام جم زاد

 عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد زرقان

 

مقدمه

انسان با اولین گریه های کودکانه پا به دنیایی که می گذارد که آمیزه ای از غم و شادی است. گویی تقدیر آدمی چنین رقم است که در انبوه غم ها و شادی ها، زندگی را تلخ یا شیرین تجربه کند. شاعران و عارفان ایران زمین فراتر از غم و شادی به دوست می اندیشند و با این حال به عنوان یک انسان در گیر و دار این و آن روز گار می گذرانند. در این مقاله ابتدا به بررسی اجمالی موضوع غم و شادی در اندیشه و تفکرات شاعران قبل از مولانا پرداخته ایم و در ادامه به شکلی ویژه به مولانا پرداخته ایم و سروده های ارزشمند شاعرعارف را از این منظر مورد نقد و بررسی  قرار داده ایم. تعالیم متفاوت شمس از یکسو و منش عارفانه مولانا و شور و شوق روحانی وی از سوی دیگر، او را در ردیف شادمانه ترین عارفان ایران زمین قرار داده است. زیر و بم مترنم غزلیات شمس و شور و حال ریخته در این اثر جاوید ، حاصل سماع روح شاعر در بیکرانه هاست و شاید همین دقیقه عمیق است که او را از خیل شاعران اندوه سرای سده های سوم تا دهم متفاوت کرده است. در این نوشته ما چند و چون ذهن و زبان مولوی کاویده ایم تا راز و رمز این شادی و انبساط خاطر را پیش چشم خواننده آوریم. در این میان از جبر و اختیار می گوییم و تفاوت آشکار مولانا را با دیگر شاعران همردیف او بیان خواهیم کرد. مولوی را در اختیار یا جبری عارفانه غوطه ور خواهیم دید و باز این از دو منظر وجد و حال عارفانه او را به تماشا خواهیم نشست. ردیابی اندیشه های شمس و بروز شادمانگی های این پیر عارف در آثار مولانا، ما را به دریافت منشاء و مبداء سرمستی های مولانا رهنمون خواهد شد. مقایسه مولانا و خواجه اهل راز حافظ از این زاویه قابل نامل است و بررسی این تنوع و تفاوت گوشه هایی دیگر از شخصیت این دو شاعر بزرگ عارف را بر ما خواهد نمود. این مقاله بهانه ای است تا از زبان آهنگین مولانا اشعار و غزلیاتی را نمونه آوریم و خواننده را در این ترنم جاوید با خود هم نوا سازیم. تا چه قبول افتد و چه در نظر آید.


بیا  تا  به  شادی  دهیم  و خوریم

چو   گاه    گذشتن    بود   بگذریم

چه  بندی  دل  اندر  سرای  سپنج

چه نازی به گنج و چه نالی زرنج


متن کامل در ادامه مطلب

ادامه نوشته

سخنی در مورد امام علی (ع)


محبت نجات بخش نیست ، معرفت نجات بخش است. ما موظف به شناخت علی در زمان خودمان هستیم نه محبت به امام.

هر کسی که علی را بشناسد، محبت واقعی را می فهمد و می شناسد نه محبت تلقینی که ثمری ندارد.


دکتر علی شریعتی

رندان سلامت می‌کنند جان را غلامت می‌کنند


رندان سلامت می‌کنند جان را غلامت می‌کنند

متن شعر همراه ِ لینک ِ خوانندگان محبوب کشور ؛

گروه شمس :
http://www.youtube.com/watch?v=BOkTHQfdXd0

حسام الدین سراج :
http://www.youtube.com/watch?v=h_8w_XDWtWc

استاد شجریان در ترکیه
http://www.aparat.com/v/qShsL


رندان سلامت می‌کنند جان را غلامت می‌کنند *** مستی ز جامت می‌کنند مستان سلامت می‌کنند

غوغای روحانی نگر سیلاب طوفانی نگر *** خورشید ربانی نگر مستان سلامت می‌کنند

ای آرزوی آرزو آن پرده را بردار زو  *** من کس نمی‌دانم جز او مستان سلامت می‌کنند



متن کامل شعر در ادامه مطلب

ادامه نوشته

اخلاق شکنجه

اخلاق شکنجه 

شکنجه یکی از مهمترین مصادیق خشونت در مناسبات انسانی، در سطح فردی و جمعی، بوده است.  در این نوشتار مایلم سه پرسش اصلی را در خصوص شکنجه مورد بررسی قرار دهم:

پرسش نخست: شکنجه چیست و چه انواع مهمی دارد؟

پرسش دوّم: آیا شکنجه تحت هر شرایطی اخلاقاً نارواست؟

پرسش سوّم: اگر بنا به فرض، تحت شرایط خاصی انواعی از شکنجه اخلاقاً روا باشد، آیا باید شکنجه را دست کم در آن موارد خاص از نظر قانونی هم مجاز دانست؟

ادامه نوشته

خودشناسی و نگاه دیگران



خودشناسی و نگاه دیگران

آیا فرد می تواند به چیزی باور داشته باشد در عین آنکه آن چیز را واقعاً باطل می داند؟ ظاهراً پاسخ منفی است. وقتی که من مثلاً باور دارم "تو آدم خوبی هستی" به طور ضمنی تصدیق کرده ام که خوب بودن تو حقیقت دارد، مدعای باطلی نیست. اگر واقعاً معتقد بودم که تو آدم خوبی نیستی، چطور می توانستم به خوب بودن تو معتقد شوم! البته این قاعده عام استثناء هم دارد. برای مثال، گاهی فرد در وضعیتهای روحی بحرانی به چیزی باور می آورد که می داند باطل است. مادری را در نظر بگیرید که خبر مرگ فرزند جوانش را می شنود: می داند که فرزندش جوانمرگ شده است، اما برای ناهارش غذا می پزد! اما اگر از این استثنائات بگذریم، قاعده همان است که باورمندی به یک گزاره با اعتقاد به باطل بودن آن جمع نمی شود. پس وقتی من باوری دارم، به طور ضمنی معتقدم که آن باور صادق است. اما "صدق" امری بیرونی و عینی است، یعنی باید آن را با کاوش در عالم واقعیت تحقیق کرد.

اگر این اصل را در فرآیند "خودشناسی" به کار بریم، به نظرم نتیجه جالبی حاصل می شود: خودشناسی را نمی توان در "مکتب زانو" آموخت، خودشناسی از نگاه و داوری دیگران می گذرد. خودشناسی یعنی رسیدن به باورهای درست یا صادق درباره خود. اما ارزیابی صدق یک باور، امری ذهنی و درونی نیست، فرآیندی جمعی و بیرونی است. ما برای کشف صدق باورهای ناظر به "خود" از جمله حالات درونی مان به میزان و محکی بیرونی نیاز داریم، و آن معیار "نگاه دیگران" است. به همین دلیل است که "نگاه" دیگران ما را می ترساند. نگاه دیگران، تصویری از ما می دهد که در بسیاری موارد با تصویر برساخته ذهنی مان متفاوت است. در غالب موارد، تصویر ذهنی من از خودم زیاده آرمانی است- حتّی وقتی که به قول مولانا "کم زنی" یا شکسته نفسی می کنم! این "نگاه دیگران" است که پای من را به زمین می آورد. اما "نگاه دیگران" آفت خیز هم هست. فشار "نگاه دیگران" می تواند شیوه شکوفایی شخصیت من را معوج کند، و از من چیزی را بسازد که خود می خواهد. در اینجاست که "نگاه دیگران" یا به تعبیر هایدگر "آنها"، می تواند بودن من را تقلیدی و غیراصیل کند. احیاناً برای همین بوده است که سالکان از نام می گریختند تا در دام نیفتند.

اما اگر حقیقت "من" در نگاه دیگران شکل می گیرد، هستی اصیل مستقل از نگاه دیگران چه معنا دارد؟ در اینجاست که به نظرم "خود شناسی و خودآفرینی" با فرآیند آفرینش هنری شباهت معناداری می یابد: هنرمند خلّاق در بستر معیارهای زمانه اش اثر خود را می آفریند، و تا دیگران او را به هنرمندی نشناسند، به صرف ادعای خودش، هنرمند نیست. "نگاه دیگران" هم در مقام آفرینش اثر او و هم در مقام ارزیابی آن حاضر است. اما اثر هنری اصیل از نردبام سنّت بالا می رود تا افق های تازه بگشاید؛ در بستر سنّت می نشیند تا واقعیتهای نو و اصیل بیافریند. "خود شناسی و خودآفرینی" اصیل، حذف "نگاه دیگران" نیست، استعلا گرفتن از آن است. "نگاه دیگران" را باید پاس داشت، اما اسیر آن نباید شد، باید خلّاقانه از آن درگذشت.
دکتر آرش نراقی

روز جهانی کودک گرامی باد


یک روز و یک خبر و یک عکس

جشن روز جهانی کودک با کودکان کار






پ.ن : حسابی خوشحالم قرار هست کاری کنم!!
پ.ن2: عکس از ایسنا در سایت خبری فرارو!