وادی گذر


وادی گذر

به این سن و سال رسیدم (بیست و اندی)  ، اما انگار یه نوجوون ام که پر انرژی و شلوغه ، سرش درد میکنه واسه کار و کار تراشیدن ؛هرچند همیشه سعی می کنم وقت رو از دست ندم انگار "ثانیه" ها به حرفم گوش نمیدهند بی خیال ِ من ، از من گذر کرده و به سویی بنام "گذشته" دوان اند.

و هرچه تلاش می کنی برای این بدست آوردن ِ "لحظه ها" در این "وادی گذر" کمتر بدست می آوری و حسرت بیشتری به دلت می ماند و "دلهره ی" ثانیه های آینده ، خفه ات می کند. تلاش که نمی کنی ، کتابی نمی خوانی ، مشورتی نمی کنی ، تامل و تفکر که نمی کنی ، کمــتــر از دست می دهی و شاید هم اصلا از دست نمی دهی و بازهم شاید اینکه اصلا نداری که از دست بدهی

و این دور عجیب است و عجیب


حال داشتن "هدف" و "برنامه" در این وادی گذر ، بیشتر اذیتت می کند. "باید" هایی تنظیم می کنی و وعده هایی که به خودت می دهی ، از سکون به اجبار خارجت می کند ، در همین وادی گذر هم تحرک کمتر را برنمی تابی و شوری و شوقی و "زجر شیرینی" می کشی و خوشحالی

.

.

.



خیلی بده که دل داشته باشی و بی دل باشی

و بدتر از اون اینه که دودل باشی

و از همه بدتر تو این وادی ، این چند کلمه است :

تقلب، دروغ، ریا، انتظار بی فرجام، گذرعمر بیهوده، حسرتی حتمی و داشته هایی که پایمال می شوند و شده اند همچون غرور و عزت و ..........

نقد و شرح ترانه های امروزی مثلا : جيگيلي جيگيلي اخماتو واكن!


نقد و شرح ترانه های امروزی مثلا

جيگيلي جيگيلي اخماتو واكن!


خب عزيزان تفسیر ترانه ها می پردازیم. تلاش ما  اینجا است که با نیات پلید پشت ترانه ها و شعرها آشنا شویم. ابيات منتخب امروز از رپرهايي موسوم به تتلو و طعمه است. 

    امشب مي خوايم با اين آهنگ اينجا رو بتركونيما!/ ايول؟ ايول!

    در قسمت اول، ترانه سرا بي پروا سخن از تركاندن و عمليات تروريستي در شب دارد و مردم را به همراهي در اين حركت خصمانه دعوت مي كند. 

    تو كه چشم هات رو منه/ يه كمي اخم هات تو همه/ تک تویی باز تو همه، مال مني، ایول / اي تويي كه موهات بوره/ چشم حسود ازت دوره/حالاكه جهيزه ات جوره، مال مني، ايول

    در مصرع اول، ترانه سرا اشاره مي كند اي كسي كه چشم هات روي من هست و به من چشم دوخته اي تا حركات اغتشاشگرانه را ساماندهي كنم، اي كه از به بن بست رسيدن اعتراضات افسرده اي و اخم كرده اي، نگران نباش، ما همه با هم هستيم. (تاكيد بيشرمانه روي عبارت مال مني ايول)
    در قسمت بعدي ترانه سرا صراحتا به موهاي بور مخاطب ترانه اشاره كرده و تلاش دارد به نوعي وابستگي حركت اغتشاشگران را به موبورهاي بريتانيا ابراز كند.
    اما نكته طلايي اين به اصطلاح ترانه، قسمتي است كه به »تو كه جهيزه ات جوره« اشاره مي كند. جهيزه جور بودن كنايه از منابع مالي پشت پرده اغتشاشات و باندهاي قدرت و ثروت دارد. (همان قضيه برات مي خرم طلاملا!) 

    هي جيگيلي جيگيلي جيگيلي اخماتو وا كن/ هي جيگيلي جيگيلي جيگيلي يه نگاه به ما كن!

    ترانه سرا به عبث مي كوشد به هر ترتيبي كه شده، اخم هاي اغتشاشگران دلزده را باز كرده و نگاه فريب خوردگان را مجددا به خود معطوف كند. عبارت »جيگيلي جيگيلي« تلاش نافرجامي است براي پنهان كردن اسامي آشوب طلبان! 

    بدون اين دل قاطي/ داره با دل تو تله پاتي

    ترانه سرا در آخر مي گويد: بدان و آگاه باش كه دل قاطي و شوريده من، با دل تو تله پاتي دارد. در اين لحظه، آهنگساز با تركيب ملودي خاطره انگيز پت و مت، آخرين تلاش ها را براي بازيابي اين حركت دارد كه طبيعتا ره به جايي نمي برد.

نويسنده: مسعود مرعشي   -   روزنامه اعتمادملی قبل از توقیف

سيره تربيتي امام سجاد(ع) در عيد فطر


 
سيره تربيتي امام سجاد(ع) در عيد فطر


با مروري كوتاه به سيره تربيتي ائمه اطهار(علیه السلام) در مي‏يابيم كه آن بزرگواران از ماه مبارك رمضان به عنوان يك دانشگاه تربيتي بهره گرفته و با پرورش شاگردان و انسانهاي با استعداد در روز عيد فطر هدايا و جوائز مادّي و معنوي به آنان عطا مي‏كردند و به اين ترتيب اين ماه را به يك آموزشگاه و كلاس پرورش روح و جسم و اخلاق تبديل نموده و به پرورش يافته‏گان اين مكتب در محدوده وسع و اختياراتش نسبت به شايستگي افراد، عطايائي در نظر گرفته و آنان را تشويق مي‏كردند. در اينجا گوشه‏اي از سيره تربيتي و آموزنده امام سجاد(علیه السلام) را به روايت سيدبن طاووس مي‏خوانيم: امام صادق(علیه السلام) فرمود: شيوه حضرت علي بن الحسين (علیه السلام) در ماه رمضان چنان بود كه هرگاه غلامان يا كنيزان آن حضرت خطائي را مرتكب مي‏شدند آنان را تنبيه نمي‏كرد. آن حضرت فقط خطاها و گناهان آنان را در دفتري ثبت كرده و تخلّفات هر كس را با نام و موضوع مشخص مي‏نمود. در آخر ماه همه غلامان و كنيزان را جمع كرده و در ميان آنان مي‏ايستاد.
آنگاه از روي نوشته تمام كارهاي خلاف آنان را كه در طول ماه رمضان مرتكب شده بودند برايشان گوشزد مي‏كرد و به تك تك آنان مي‏فرمود: فلاني تو در فلان روز و فلان ساعت تخلفي كردي و من ترا تنبيه نكردم!آيا به ياد مي‏آوري؟ مي‏گفت: بلي اي پسر رسول خدا! و تا آخرين نفر اين مطالب را متذكر مي‏شد و آنان به اشتباهات و خطاهاي خود اعتراف مي‏كردند. آنگاه به آنان مي‏فرمود: «ارفعوا اصواتكم و قولوا يا علي بن الحسين! انّ ربّك قد احصي عليك كلّما عملت كما احصيت علينا كلّما قد عملنا و لديه كتابٌ ينطق عليك بالحقّ لايغادر صغيرةً و لا كبيرةٌ ممّا اتيت الّا احصاها و تجد كلما عملت لديه حاضراً...؛با صداي بلند بگوئيد: اي علي بن الحسين! پروردگارت تمام اعمال و رفتار تو را نوشته است چنانكه تو اعمال ما را نوشته‏اي نزد خداوند نامه اعمالي هست كه با تو به حق سخن مي‏گويد و هيچ عمل ريز و درشتي را فروگزاري نمي‏كند و هرچه انجام داده‏اي به حساب آورده و تمام آنچه را كه انجام داده‏اي نزد او حاضر و آماده خواهي يافت، چنانكه ما اعمال خود را در نزد تو آماده و ثبت شده ديديم. پس ما را ببخش همچنانكه دوست داري خدا تو را ببخشد. اي علي بن الحسين! به ياد آر آن حقارت و ذلّتي را كه فرداي قيامت در پيشگاه خداي حكيم و عادل خواهي داشت.
آن پروردگار عادل و حكيمي كه ذرّه‏اي و كمتر از ذرّه‏اي به كسي ظلم و ستم روا نمي‏دارد و اعمال بندگان را همچنانكه انجام داده‏اند به آنان عرضه خواهد كرد و حساب و گواهي خدا كافي است ... ببخش و عفو كن تا پادشاه روز قيامت از تو عفو كرده و درگذرد چنانكه خودش در قرآن مي‏فرمايد: «وليعفوا و ليصفحوا الا تحبّون ان يغفر اللّه لكم واللّه غفورٌ رحيمٌ؛ بايد ببخشند و درگذرند. آيا دوست نداريد خداوند شما را بيامرزد؟ او خداوند آمرزنده و مهربان است. امام سجاد(علیه السلام) اين كلمات را براي خويش و غلامان و كنيزانش تلقين مي‏كرد و آنان با هم تكرار مي‏كردند و خود امام(علیه السلام) كه در ميان آنان ايستاده بود و مي‏گريست و با لحني ملتمسانه مي‏گفت: «ربّ انّك امرتنا ان نعفوا عمّن ظلمنا فقد ظلمنا انفسنا فنحن قدعفونا عمّن ظلمنا كما امرت فاعف عنّا فانّك اولي بذلك منّا و من المأمورين...؛ پروردگارا، تو به ما فرمودي از ستمكاران خويش درگذريم و ما براستي بر خود ستم كرده‏ايم. همان طور كه فرمودي، ما از كساني كه ستم كرده‏اند درگذشتيم، تو هم از ما درگذر كه تو در عفو كردن از ما و از ماموران برتري. تو به ما فرمودي سائلي را از درگاه خود محروم نكنيم و هم اكنون ما سائلان و گدايان در آستانه در خانه‏ات زانو زده و احسان و عطاي تو را مي‏طلبيم، بر ما منّت بگذار و محروممان نگردان، كه تو در اين كار شايسته‏تر از ما و از مأموران هستي. خدايا! من اكرام كردم تو هم به من اكرام كن و با اهل نعمت و مغفرت محشور نما اي صاحب احسان و كرامت. پس از اين برنامه عرفاني حضرت سجاد(علیه السلام) خطاب به غلامان و كنيزان خويش مي‏فرمود: من شما را عفو كردم، آيا شما هم من و بدرفتاريهاي مرا كه فرمانرواي بدي براي شما و بنده فرومايه‏اي براي فرمانرواي بخشاينده عادل و نيكوكار بودم، بخشيديد؟!
همگي يكصدا مي‏گفتند: با اينكه ما از تو جز خوبي نديده‏ايم ترا بخشيديم. آنگاه به آنان مي‏فرمود: بگوئيد خداوندا! از علي بن الحسين درگذر! همان طور كه او از ما در گذشت، او را از آتش جهنم آزاد كن همان طور كه او ما را از بردگي آزاد كرد. آنان دعا مي‏كردند و امام سجاد(علیه السلام) هم آمين مي‏گفت. و در پايان مي فرمود: برويد، من از شما در گذشتم و آزادتان كردم به اميد اينكه خدا نيز از من درگذرد و آزادم كند. در روز عيد فطر چندان به آنها جايزه و هدايا مي‏بخشيد كه از ديگران بي‏نياز مي‏شدند. هر سال در شب آخر ماه مبارك رمضان در هنگام افطار حدود بيست بنده آزاد مي‏كرد و مي‏گفت: «انّ للّه تعالي في كلّ ليلةٍ من شهر رمضان عند الافطار سبعين الف عتيقٌ من النّار كلّاً قد استوجبوا النّار؛ خداوند متعال در هر شب ماه مبارك رمضان هفتاد هزار كس را از آتش جهنم آزاد مي‏كند كه همگي مستحق عذاب بوده‏اند آن حضرت هيچ بنده‏اي را بيش از يك سال به بندگي نمي‏گرفت.
هرگاه كسي را در اول سال و يا در وسط آن مالك مي‏شد در شب عيد فطر آزاد مي‏كرد. اين عمل روش هر ساله او بود. بندگان سياه را كه هيچگونه نيازي به آنان نداشت مي‏خريد و در عرفات بعد از مراسم عرفه همه را آزاد ساخته و هداياي قابل توجهي را به آنان عطاء مي‏كرد.
با توجّه به اين روايت نسبتاً طولاني در مي‏يابيم كه رهبران الهي و پيشوايان معصوم ما چقدر در ترويج فرهنگ اسلامي و آموختن آن به انسانهاي تشنه معرفت تلاش نموده و نه تنها در ماه رمضان و عيد فطر در آزادي جسم آنان مي‏كوشيدند بلكه افكار و انديشه‏هاي آنان را نيز از بند جهل و غفلت و خرافه پرستي رها مي‏ساختند و به‏دين گونه بود كه تربيت يافتگان مكتب اهل بيت(علیهم السلام) از پستي ذلّت به اوج عزت مي‏رسيدند و بردگان گرفتار به رهبران جامعه و عارفان خدا جوي مبدل مي‏گشتند. كه فهرست مفصلي از اينان را مي‏توان در كتابهاي رجالي، تاريخي و سيره مطالعه نمود
منبع راسخون
ادامه نوشته

ضربه ی جبران ناپذیر :   آمار تلفات‌ در اثر توبكتومي‌ و وازكتومي‌



آمار تلفات‌ در اثر توبكتومي‌ و وازكتومي‌

 

آمار تلفات‌ زنان‌ و مردان‌ در خصوص‌ بستن‌ لوله‌ (توبكتومي‌ و وازكتومي‌) فقط‌ در كشور ايران‌ در زنان‌ به‌ يك‌ ميليون‌ و در مردان‌ به‌ هشتاد هزار نفر رسيده‌ است‌.

منظور ما از تلفات‌، مرگ‌ و مير آنان‌ بعد از اين‌ عمل‌ نمي‌باشد، بلكه‌ خود اين‌ عمل‌ است‌ كه‌ در حكم‌ ضايعات‌ و تلفات‌ به‌ حساب‌ مي‌آيد.

آمار تلفات‌ در اثر توبكتومي‌ و وازكتومي‌


قيمت‌ لوله‌هاي‌ مرد يعني‌ دیه‌ آن‌ در شرع‌ مقدّس‌ اسلام‌ قيمت‌ دیه‌ يك‌ مرد كامل‌ يعني‌ هزار دينار است‌؛ و دیه‌ لوله‌هاي‌ زن‌ قيمت‌ دیه‌ يك‌ زن‌ كامل‌ يعني‌ پانصد دينار است‌.

مانند كور كردن‌ دو چشم‌ مرد و كور كردن‌ دو چشم‌ زن‌. بنابراين‌ ما با ازميان‌ رفتن‌ نسل‌ و عقيم‌ نمودن‌ ايشان‌، ضايعه‌اي‌ بدين‌ سهمگيني‌ وارد ساخته‌ايم.

فعلاً بحث‌ ما در سایر انواع‌ و اقسام‌ جلوگيري‌ از كاندوم‌، قرص‌، آمپول‌، آي‌.يو.دي‌، نمي‌باشد ؛ بلكه‌ فقط‌ در خصوص‌ ضايعات‌ و تلفاتي‌كه‌ در حكم‌ قتل‌ نفس‌ محترمه‌ محسوب‌ مي‌گردد، و آن‌ عبارت‌ است‌ از وازكتومي‌ و توبكتومي‌ بحث‌ داريم‌ ؛ بحث‌ ما در يك‌ ميليون‌ زن‌ را عقيم‌ كردن‌ و هشتاد هزار مرد را مقطوع‌ النّسل‌ نمودن‌ است‌.


متن کامل ادامه مطلب

ادامه نوشته

زائده جعلي صهيونيستي از صحنه جغرافيا محو خواهد شد


رهبری در جمع آزادگان :

 زائده جعلي صهيونيستي از صحنه جغرافيا محو خواهد شد



همگان دیگر بر مهم بودن و حساسیت فوق العاده مطلب و تعیین خط مشی ها آگاهی دارند

این گزارش بیان ِ بسیاری از اتفاقات حال و آینده است


متن کامل گزارش به همراه عکس این دیدار در ادامه مطلب

ادامه نوشته

ازدواج‌هاي غيرقانوني در ايران


ازدواج‌هاي غيرقانوني در ايران


برخي ازدواج‌ها اگرچه شرعي هستند اما قانوني نيستند. يكي از موارد ازدواج غيرقانوني، ازدواجي است كه در دفاتر رسمي ازدواج ثبت نشود. يعني طرفين پس از جاري شدن صيغه عقد براي ثبت آن اقدام نكنند.


قانون ازدواج‌هايي را رسمي مي‌داند كه در يكي از محضرهاي ازدواج ثبت شود و براي عدم ثبت رسمي ازدواج مجازات در نظر گرفته است.

ماده 645 قانون مجازات اسلامي چنين تصريح مي‌كند:

«به منظور حفظ كيان خانواده، ثبت واقعه ازدواج دائم، طلاق و رجوع طبق مقررات الزامي است، چنانچه مردي بدون ثبت در دفاتر رسمي مبادرت به ازدواج دائم، طلاق و رجوع نمايد به مجازات حبس تعزيري تا يك سال محكوم مي‌گردد.»

با صراحت مندرجات ماده 645 قانون مجازات اسلامي عدم ثبت واقعه ازدواج براي زوجه جرم نيست. اين مجازات صرفا براي مرد وجود دارد بنابراين اگر زن مبادرت به اين امر نمايد مشمول حكم اين ماده نيست چون مسئوليت ثبت ازدواج و طلاق و رجوع قانونا بر عهده مرد است.

از جمله موارد ديگر ازدواج غيرقانوني ازدواجي است كه اگر چه طبق قواعد شرع مقدس صورت مي‌پذيرد اما بنا به مصالحي از ديدگاه قانون مملكتي جايز نبوده و قبل از آن بايد سلسله مراتبي رعايت شود تا از ديدگاه قانون آن ازدواج نيز، صحيح باشد‌ وگرنه ازدواج شرعي صورت مي‌پذيرد اما زوج و زوجه و فرزندان آنها از مواهب قانوني حاصل از ازدواج بهره‌مند نخواهند شد و اين آغاز مشكلات عديده‌اي است.

از جمله موارد اين دست ازدواج‌هاي غيرقانوني ازدواج با اتباع بيگانه بدون اجازه دولت است. از لحاظ قانوني اين گونه ازدواج‌ها از آثار قانوني ثبت ازدواج از جمله صدور شناسنامه براي فرزندان و تابعيت زوجين در پي ازدواج و... برخوردار نيست.

بايد توجه داشت و در‌صورتي كه چنين ازدواج‌هايي انجام شود اولين متضرران خود زوجين هستند كه همچون ساير زوج‌ها نمي‌توانند از مواهب قانوني مترتب بر ازدواج بهره‌مند شوند.

مهم‌تر از اين وضع فرزندان حاصل از چنين ازدواج‌هايي است؛ طبق قانون براي فرزندان زوجين حاصل از ازدواج‌هاي غيرقانوني شناسنامه صادر نمي‌شود و فرزندان اين خانواده‌ها دچار بحران‌هاي متعدد مواجه مي‌شوند.

به همين ترتيب، استفاده از امكانات و حتي حقوق آموزشي و بهره‌مندي از سواد و تحصيلات چنين كودكاني با مشكل مواجه خواهد شد و كودكاني بي‌گناه، به واسطه اقدام ناآگاهانه يا غيرمسئولانه والدينشان به وادي پرتنشي براي زندگي خواهند افتاد.

طبق مقررات براي قانوني بودن ازدواج يك زن ايراني با مرد بيگانه، ضرورت دارد قبل از ازدواج به وزارت كشور مراجعه و مجوز لازم براي ثبت اين ازدواج اخذ شود؛ تنها در اين صورت است كه زني كه با مرد بيگانه ازدواج كرده، پس از ازدواج از حقوق قانوني برخوردار خواهد بود و با معضل بدون شناسنامه ماندن فرزندانش مواجه نخواهد شد.

بيشترين مورد ازدواج در اين نوع، ازدواج بين ايرانيان و مهاجران افغان است كه بدون در نظر گرفتن سلسله مراتب قانوني صورت مي‌گيرد

شايان ذكر است كه جاري كردن صيغه عقد براي موارد ازدواج با بيگانه بدون مجوزهاي قانوني، تخلف بوده و قانون با عاقداني كه بدون مجوز وزارت كشور چنين ازدواج‌هايي را ثبت كنند برخورد قانوني جدي انجام مي‌دهد.

جام جم آنلاين

آذربایجان ایران ؛ امروز نیازمند من و شماست



آذربایجان ایران ؛ امروز نیازمند من و شماست


زلزله آذربایجان

...

مروری بر سایت ویکی پدیا -- منبع گرداب.آی آر


مروری بر سایت ویکی پدیا و سیاست هایش


.

ادامه نوشته

... بسم الله

نمی دونم باید از چی و کجا بگم

اما می دونم حرفهای نگفته بسیار هست و وقت و نوان گفتن و نوشتن کم


چند روزی هست که سعی می کنم تنور زندگی رو در بدترین شکل کنونی ، داغ نگه دارم و تلاشم و همه ی داشته ها رو بسیج کرده ام رو به سوی اهدافی که دارم


با خودمان مقرر کرده ایم که پیشرفت کنیم ، بسم الله

این شب ها ، شب آرزو ها نیست ، شب "قدر" است

 

در پست قبل گفتم :

 

این شب ها ، شب آرزو ها نیست !؟

شب "قدر" است

قدرش را بدانیم

 

الان هم می گویم

آه ای تـنها ترين مرد زمين! + صوت

كوفه ويك مسجدی بس سوت وكور
مسجد و محراب  خـالی از حضور

قبله و سجّا ده ی  پر خون شده
مهر وتسبيح علی، گلگون شده

ردّ خـونی داغ از مســجد روان
دل به دنـبالش سراسيمه  دوان

از که است این ردّ خون و  تا كجاست؟
گر چه تا اين خانه اما تا خداست!

پشت در غوغا شده از طفل و پير
دست هر يك كـا سه لرزان شــير

.

.

.

کوفه! ای شهر حقير درد خيز
تو بخواب و تا قيامت برنخيز

كوفه امشب كوفه هرشب دربلاست
كوفه نامـش از همان شب كربلاست

متن کامل ادامه مطلب

 


دانلود

شاعر : علی حیات بخش

 

.................................................


لینک مداحی که سابقا در وبلاگ ثانیه قرار داده ام و کمی مرتبط با غم های مولاست

آی مردم ! آی مردم! علی از دنیاتون سیره


حجم فایل حدود یک مگابایت هست که پیشنهاد میکنم حتما دانلود کنید و گوش بدهید

لینک دانلود مداحی آی مردم آی مردم - با صدای مداح اهل بیت طاهری

ادامه نوشته

هيچ نظر كارشناسي مخالف با نظر رهبري، مخالفت با ولايت نيست



رهبر معظم انقلاب در جمع دانشجویان:

هيچ نظر كارشناسي مخالف با نظر رهبري، مخالفت با ولايت نيست 


حضرت آیت الله خامنه‌ای به دانشجویان گفتند: از سر اعتقاد شما را افسران جنگ نرم می‌دانم. به همین علت تأکید می‌کنم که به دقت هدف اصلی دشمن از جنگ نرم یعنی ایجاد تغییر در محاسبات مردم و مسئولان را مد نظر داشته باشید.


متن کامل به همراه عکس های این دیدار از خبرگزاری تابناک در ادامه مطلب

ادامه نوشته

کاش ما هم در چرخه تربیت انسان باشیم


امیرکبیر :

اگر قصد یکساله دارید گندم بکارید ؛ اگر قصد ده ساله دارید درخت بکارید ، اگر قصد صدساله دارید انسان تربیت کنید


 



کاش ما هم در چرخه تربیت انسان باشیم

شب "قدر"  شب آرزوها نیست

این شب ها ، شب آرزو ها نیست !؟

شب "قدر" است

قدرش را بدانیم

عکس حمید سوریان قهرمان المپیک در کشتی، دلاوران خسته نباشید



از کلیه ورزشکاران عزیز این مرز و بوم که نامشان اینجا نیست ، دست مریزادی گفته و به امید موفقیت همه کاروان ورزشی ایران در المپیک لندن

اگر در ادامه عکسی از مدال آوران درج نـشد به دلیل مشغله کاری است، و اینکه این وبلاگ یک وبلاگ خبری نیست. من به نوبه خود دست تک تک شما قهرمانان ملی را می بوسم و برایتان آرزوی پیروزی دارم

یواشکی با خدا



گفتم: خسته‌ام.

گفتي: لاتقنطوا من رحمة الله
.:: از رحمت خدا نا اميد نشيد(زمر/53) ::.
 
گفتم: هيشکي نمي‌دونه تو دلم چي مي‌گذره.

گفتي: ان الله يحول بين المرء و قلبه
 .:: خدا حائل هست بين انسان و قلبش! (انفال/24) ::.
 
گفتم: غير از تو کسي رو ندارم.

گفتي: نحن اقرب اليه من حبل الوريد
.:: ما از رگ گردن به انسان نزديک‌تريم (ق/16) ::.
 
گفتم: ولي انگار اصلا منو فراموش کردي!

گفتي: فاذکروني اذکرکم
.:: منو ياد کنيد تا ياد شما باشم (بقره/152) ::.
 
گفتم: تا کي بايد صبر کرد؟

گفتي: و ما يدريک لعل الساعة تکون قريبا
.:: تو چه مي‌دوني! شايد موعدش نزديک باشه (احزاب/63) ::.
 
گفتم: تو بزرگي و نزديکت براي منِ کوچيک خيلي دوره! تا اون موقع چيکار کنم؟

گفتي: واتبع ما يوحي اليک واصبر حتي يحکم الل
.:: کارايي که بهت گفتم انجام بده و صبر کن تا خدا خودش حکم کنه (يونس/109) ::.
 
گفتم: خيلي خونسردي! تو خدايي و صبور! من بنده‌ات هستم و ظرف صبرم کوچيک... يه اشاره‌ کني تمومه!

گفتي: عسي ان تحبوا شيئا و هو شر لکم
.:: شايد چيزي که تو دوست داري، به صلاحت نباشه (بقره/216) ::.
 
گفتم: انا عبدک الضعيف الذليل...  اصلا چطور دلت مياد؟

گفتي: ان الله بالناس لرئوف رحيم
.:: خدا نسبت به همه‌ي مردم - نسبت به همه - مهربونه (بقره/143) ::.

 
گفتم: دلم گرفته.

گفتي: بفضل الله و برحمته فبذلک فليفرحوا
.:: (مردم به چي دلخوش کردن؟!) بايد به فضل و رحمت خدا شاد باشن (يونس/58) ::.

 
گفتم: اصلا بي‌خيال! توکلت علي الله.

گفتي: ان الله يحب المتوکلين
.:: خدا اونايي رو که توکل مي‌کنن دوست داره (آل عمران/159) ::.

 
گفتم: خيلي چاکريم!

ولي اين بار، انگار گفتي: حواست رو خوب جمع کن! يادت باشه که:
و من الناس من يعبد الله علي حرف فان اصابه خير اطمأن به و ان اصابته فتنة انقلب علي وجهه خسر الدنيا و الآخره
.:: بعضي از مردم خدا رو فقط به زبون عبادت مي‌کنن. اگه خيري بهشون برسه، امن و آرامش پيدا مي‌کنن و اگه بلايي سرشون بياد تا امتحان شن، رو گردون ميشن. خودشون تو دنيا و آخرت ضرر مي‌کنن (حج/11) ::.

 
گفتم: چقدر احساس تنهايي مي‌کنم.

گفتي: فاني قريب
     .:: من که نزديکم (بقره/186) ::.

 
گفتم: تو هميشه نزديکي؛ من دورم... کاش مي‌شد بهت نزديک شم.

گفتي: و اذکر ربک في نفسک تضرعا و خيفة و دون الجهر من القول بالغدو و الأصال
.:: هر صبح و عصر، پروردگارت رو پيش خودت، با خوف و تضرع، و با صداي آهسته ياد کن (اعراف/205) ::.

 
گفتم: اين هم توفيق مي‌خواهد!

گفتي: ألا تحبون ان يغفرالله لکم
..:: دوست نداريد خدا ببخشدتون؟! (نور/22) ::.

 
گفتم: معلومه که دوست دارم منو ببخشي.

گفتي: و استغفروا ربکم ثم توبوا اليه
     .:: پس از خدا بخوايد ببخشدتون و بعد توبه کنيد (هود/90) ::.

 
گفتم: با اين همه گناه... آخه چيکار مي‌تونم بکنم؟

گفتي: الم يعلموا ان الله هو يقبل التوبة عن عباده
     .:: مگه نمي‌دونيد خداست که توبه رو از بنده‌هاش قبول مي‌کنه؟! (توبه/104) ::.

 
گفتم: ديگه روي توبه ندارم.

گفتي: الله العزيز العليم غافر الذنب و قابل التوب
.:: (ولي) خدا عزيزه و دانا، او آمرزنده‌ي گناه هست و پذيرنده‌ي توبه (غافر/2-3) ::.

 
گفتم: با اين همه گناه، براي کدوم گناهم توبه کنم؟

گفتي: ان الله يغفر الذنوب جميعا
.:: خدا همه‌ي گناه‌ها رو مي‌بخشه (زمر/53) ::.

 
گفتم: يعني بازم بيام؟ بازم منو مي‌بخشي؟

گفتي: و من يغفر الذنوب الا الله
.:: به جز خدا کيه که گناهان رو ببخشه؟ (آل عمران/135) ::.

 
گفتم: نمي‌دونم چرا هميشه در مقابل اين کلامت کم ميارم! آتيشم مي‌زنه؛ ذوبم مي‌کنه؛ عاشق مي‌شم!  ...  توبه مي‌کنم: يا غافر الذنب، اغفر ذنوبي جميعا

گفتي: ان الله يحب التوابين و يحب المتطهرين
.:: خدا هم توبه‌کننده‌ها و هم اونايي که پاک هستند رو دوست داره (بقره/222) ::.

 
ناخواسته گفتم: الهي و ربي من لي غيرک

گفتي: اليس الله بکاف عبده
.:: خدا براي بنده‌اش کافي نيست؟ (زمر/36) ::.

 
گفتم: در برابر اين همه مهربونيت چيکار مي‌تونم بکنم؟  

گفتي:يا ايها الذين آمنوا اذکروا الله ذکرا کثيرا و سبحوه بکرة و اصيلا هو الذي يصلي عليکم و ملائکته ليخرجکم من الظلمت الي النور و کان بالمؤمنين رحيما
.:: اي مؤمنين! خدا رو زياد ياد کنيد و صبح و شب تسبيحش کنيد. او کسي هست که خودش و فرشته‌هاش بر شما درود و رحمت مي‌فرستن تا شما رو از تاريکي‌ها به سوي روشنايي بيرون بيارن. خدا نسبت به مؤمنين مهربونه (احزاب/42-43) ::.


منبع اين مطلب را نمي‌دانم و اندكي آن را تصحيح نمودم. آيات هم بعضا به صورت قسمتي از آيه آمده. اگر غلطي داشت شرمنده! التماي دعا.

يا علي
و من الله التوفیق
بنده كمترين


غره مشو كه مركب مردان مرد را                در سنگلاخ باديه پي بريده‌اند
نوميد هم مباش كه رندان باده‌ نوش    ناگه به يك خروش به منزل رسيده‌اند

تحولي در نظم جهان مدرن - دکتر رضا داوری اردکانی




تحولي در نظم جهان مدرن



دکتر رضا داوری اردکانی



پیشرفت لفظ آشنایی است و به ظاهر در معنی‌اش هم ابهامی نیست؛ بنابراین، اگر از ما بپرسند پیشرفت را در چه می‌دانیم و از راه آن به کجا می‌خواهیم برسیم، شاید پاسخ روشن و دقیقی نداشته باشیم و ندانیم که برای پیشرفت چه مقدماتی باید فراهم کرد و راه آن را چگونه هموار باید ساخت و پیمود، ولی در هر صورت این را می‌فهمیم که پیشرفت امری نیکو و خواستنی است و با آن دست‌کم برخی نیازهای ما تأمین می‌شود؛ بنابراین، طبیعی است که همه مردم جهان خواهان آن باشند.

هرچند این خواسته در آغاز تاریخ تجدد از پشتوانه تفکر فلسفی و اراده به ساختن و پرداختن جهان زندگی بهره‌مند بوده است، اکنون تقریبا در همه جا و به ویژه در جهان مایل به توسعه، بیشتر ناظر بر احساس برتری جهان توسعه یافته و تابع میل به بهره‌مندی از اشیای مصرفی تکنیک و تکنولوژی‌های رفاه است.

به عبارت دیگر، در عالم رو به توسعه پیشرفت را مردمان در دسترسی به وسایل زندگی جدید دریافته‌اند. در دوران‌های قدیم تاریخ، هرچند ترقی و بهبود زندگی و حتی تحول تاریخی به کلی مورد غفلت نبوده، هرگز اصل راهبر زندگی تلقی نمی‌شده است. اصل تحول و پیشرفت ضروری و تاریخی علم و عقل و معاش و نظریه تطور موجودات، همه در قرون جدید پدید آمده و با اینکه درباره آن بحث‌های بسیار درگرفته و همچنان این بحث‌ها ادامه دارد، مفهوم این پیشرفت مقبولیت عام پیدا کرده است و مردمان در سراسر روی زمین به آن مایل شده و مسلمش انگاشته‌اند. این مفهوم هرچند بی‌ارتباط با مفهوم ترقی و استکمال در نظر متقدمان نیست و حتی می‌توان گفت اصل و ریشه در تفکر و اعتقادات دینی دارد، یکسره درباره دنیا و زندگی است.

گویا‌ترین صورت پیشرفت تاریخی در دوران پیش از تجدد را در معارف اسلامی و به ویژه در کتاب فصوص الحکم محیی الدین ابن عربی می‌توان یافت که در آن تاریخ معنوی و قدسی انسان از آدم ـ علیه السلام ـ‌تا خاتم (ص) گزارش شده است. در این تاریخ، انبیا هر یک به ترتیب مظهر نام‌هایی از نام‌های الهی‌اند و پیامبر عظیم الشان اسلام که خاتم آنان است، مظهر تام و تمام جمیع اسمای الهی است. این تاریخ، تاریخ پیشرفت روحی و معنوی انسان و گزارش حضور عالم قدس در زندگی است؛ اما پیشرفتی که از قرن هجدهم در اروپا و به تدریج در همه جا اصل راهنمای جامعه و سیاست قرار گرفته، پیشرفت در علم و تکنولوژی جدید است و چون همه شئون زندگی بشر با علم تکنولوژیک دگرگون می‌شود، پیشرفت در علم و تکنولوژی محدود نمی‌ماند.

به هر حال، با طرح پیشرفت و دست یافتن به آن بود که جهان متجدد به قدرت سیاسی و نظامی و اقتصادی دست یافت و به تدریج آثار این دستیابی به اندیشه و قدرت، در سراسر روی زمین در درجات و صورت‌های گوناگون گسترش یافت. اقوام و کشورهایی که در معرض باد وزیده از سوی غرب قرار گرفتند، بی‌آنکه از حقیقت تجدد و پیشرفت بپرسند، آثارش را طلبیدند و پیمودن راهش را آسان انگاشتند یا شاید اصلا به راه و سختی و آسانی نیندیشیدند و ندانستند که پیشرفت اسباب و زمینه می‌خواهد و تا آنها آماده نشود، راه را نمی‌توان یافت و پیمود.

اکنون اگر به راه طی شده پیشرفت در بیرون از اروپای غربی و آمریکای شمالی در ۱۵۰ سال اخیر نظری بیندازیم، هر چه از موفقیت و شکست می‌بینیم، پیروی کم و بیش مناسب یا نامناسب از راه و روش سه قرن اخیر تاریخ اروپا و آمریکا بوده و اگر اختلافی بوده، باید آن را در توجه و تذکر به اصول و مبادی و امکان‌ها و توانایی‌ها و ضعف‌ها سراغ گرفت. آنان که به ناتوانی‌ها و توانایی‌های خود توجه کردند و از موانع غافل نماندند، راه را بهتر و زود‌تر پیمودند و بیشترین کشور‌ها که راه را نشناختند و کار را آسان انگاشتند، در‌‌ همان گام‌های نخست به زحمت افتادند و زحمتشان به نتیجه‌ای که باید برسد، نرسید.

ما هم نزدیک ۱۵۰ سال، افتان و خیزان در راهی که گمان می‌کردیم خود به خود گشوده و پیموده می‌شود، رفتیم تا اینکه انقلاب پیش آمد. اکنون در کشور ما با گذشت سی و چند سال از آغاز انقلاب اسلامی، مقرر شده است که برای زندگی آینده، یک الگوی اسلامی ـ ایرانی پیشرفت تهیه و تدوین شود. این طرح که در ظاهر ساده به نظر می‌آید، دعوت به آغاز راهی جدید است.

گفتیم که اندیشه پیشرفت هرچند در دین ریشه دارد، در عالم تجدد راهش را از دین جدا کرده و تعلقش صرفا به علم و سیاست و شیوه زندگی غیردینی است. در الگوی اسلامی ـ ایرانی پیشرفت این وضع باید دگرگون شود و پیشرفت صورتی پیدا کند که هرچند در آن بهبود زندگی همچنان منظور نظر است، از ائتلاف و جمع زندگی با دین و معرفت غفلت نشود؛ یعنی پیشرفت در عین حال پیشرفت مادی و اخلاقی باشد. در اینکه آیا پیشرفت در عالم جدید اخلاقی بوده است یا نه، بحث نمی‌کنیم. آنچه می‌دانیم، این است که طراحان پیشرفت راهشان را مستقل از اخلاق طراحی کردند.

اکنون آیا ممکن است طرحی تهیه شود که در آن دین و دنیا به گونه‌ای به تعادل برسند؟

این پرسش یک پاسخ بسیار آسان دارد و آن اینکه هر کشوری باید راه توسعه‌اش را خود برگزیند و پیداست که در کشور انقلاب اسلامی، هیچ راهی نیست که به راه دین نپیوندد و پیشرفت هم باید خاص اینجا باشد. این پاسخ را عجالتا باید پذیرفت، اما چگونگی ایرانی ـ اسلامی شدن پیشرفت را نباید آسان گرفت. پیداست که تدوین و تهیه این الگو، بستگی به تلقی تدوین کنندگان از معنی صفت ایرانی ـ اسلامی و نحوه نسبت آن با پیشرفت دارد. یک نظر این است که هر پیشرفتی در زمینه علم و تکنولوژی و سیاست و اقتصاد که با اهتمام دولت و متصدیان و مسئولان امور و کار‌شناسان و دانشمندان جمهوری اسلامی انجام گیرد، پیشرفت اسلامی ـ ایرانی است.

نظر دیگر آن که این پیشرفت‌ها باید متناسب با سوابق فرهنگی و موافق با روح دین و نظام دینی باشد و بتوان نشان دین را از آن یافت. صاحبان نظر نخست هم منکر این موافقت و تناسب نیستند، اما گمان می‌کنند اگر پیشرفت‌های علمی ـ اجتماعی حاصل شود و طراحان و رهروانش ایرانی معتقد به اسلام و وابسته به نظام دینی باشند، پیشرفت صفت ایرانی ـ اسلامی پیدا می‌کند. شاید یک اندیشه ایده آل هم باشد و آن اینکه ایرانی‌ ـ اسلامی شدن پیشرفت یعنی پیش آوردن طرحی جدید برای ایجاد تحول در نظم جهان مدرن.

معلوم است که فرهنگ و علم پشتیبان تجدد این را نمی‌پسندد و درنمی یابد و نمی‌پذیرد و چه بسا که آن را محال قلمداد کنند. آیا ما می‌توانیم با علم و تحقیق اثبات کنیم که این راه گشودنی است. برای ورود در این راه، قدرت فکری و اخلاقی و دانشی دست‌کم معادل با قدرت روحی و فکری کنونی عالم تجدد لازم است. پیش از آن باید به فکر فراهم آوردن شرایط و مقدمات و در جست‌و‌جوی نشانه‌های تفکر آینده‌بین بود.

این مقدمات و نشانه‌ها عبارتند از:

۱ ـ دگرگونی در نظر و نگاه انسان به جهان و موجودات. از آنجا که اصل پیشرفت بر مبنای تصرف در جهان و تملک موجودات و برقراری یک نظم زندگی صرفا بشری بنا شده است، باید در اندیشه بازگشت به تواضع (در عمل و تفکر) بود و کوشید، اصل مزبور را قدری تعدیل کرد و از سودای سلطنت بشر بر همه چیز و همه کس آزاد شد.

۲ ـ درک زمان و امکان‌های آن. برای پیشرفت باید به توانایی‌ها و ناتوانی‌های خود تذکر پیدا کرد و تاریخ ۱۵۰ ساله به سر بردن در حسرت پیشرفت را با تذکر خواند و عبرت‌هایش را به جان پذیرفت:
 نقد حال خویش را گر پی بریم            هم ز دنیا هم ز عقبی برخوریم

۳ ـ احراز آمادگی و توانایی برای تدوین و اجرای موفق برنامه‌های توسعه. پیش از انقلاب و پس از آن، در کشور ما چندین برنامه هفت ساله و پنج ساله و چهار ساله تدوین و اجرا شده است. بیندیشیم که آیا این برنامه‌ها مناسب بوده و حکومت‌ها و دولت‌ها آن‌ها را به درستی اجرا کرده‌اند. اگر پاسخ مثبت نیست، نقص کار در کجا بوده است؟ و آیا اکنون می‌توانیم به آسانی برنامه پیشرفت جامع که ما را به آستانه ورود در راه خاص و مطلوب برساند، تدوین و اجرا کنیم؟

۴ ـ آزادی از اضطرار‌ها و ضرورت‌های داخلی و بین‌المللی و اغتنام فرصت‌ها پیش از آنکه از دست بروند. این ضرورت‌ها و غفلت‌ها را اگر نتوان به کلی از میان برداشت، باید برای کم کردن آن‌ها اندیشید.

۵ ـ اصلاح اساسی نظام اداری. برای هر پیشرفتی نظم اداری کارآمد لازم است. آیا هیچ فکر کرده‌ایم که این نظم با پیشرفت چه رابطه‌ای دارد. آیا تاکنون در خدمت پیشرفت بوده یا راه دشوار آن را دشوار‌تر کرده است. نظم اداری کند و تنبل و بی‌فکر و بهانه‌گیر و آیین نامه باز و لاابالی که بیشتر همّش صرف رفع تکلیف می‌شود، نمی‌تواند به پیشرفت خدمت کند. برای گشودن و پیمودن راه پیشرفت، باید به نظم اداری مناسب اندیشید. اینکه کارمندان را مسئول حسن و عیب نظام اداری بدانیم، اگر هیچ عیبی نداشته باشد، ما را از اندیشه اصلاح نظام اداری بازمی‌دارد.

۶ ـ اعتنای شایسته به آسیب‌های اجتماعی و چاره‌اندیشی برای مقابله با آن‌ها. با تلاش در رفع موانع و فراهم آوردن شرایط روحی و اخلاقی و کسب آمادگی برای گذراندن راه پیشرفت، می‌توان به طور کلی به راه خاص و طرح جمع دین با وجوهی از تجدد و عالم مدرن اندیشید.

آشکار‌ترین نشانه پدید آمدن این اندیشه و پدیدار شدن راه تازه را باید در زبان راهگشایان و رهپویان آن جست. اگر پیشرفت اسلامی ایرانی باید کمال اخلاقی را بر پیشرفت‌های علمی تکنیکی و اجتماعی اقتصادی بیفزاید، طراحانش باید از اقامت و سکونت در مشهورات و زبان رسمی چشم بپوشند و در طلب زبان آغازگر و رهیاب، یعنی زبانی که کمتر به تعارف و تقبیح و تحسین و مداهنت آمیخته است، برآیند. اگر حقیقتا درصدد برآییم که بدانیم کی هستیم و کجا بوده‌ایم و اکنون در کجا هستیم و چه می‌توانیم و باید بکنیم، نسبتمان با علم به طور کلی و به ویژه با علوم انسانی و اجتماعی موجود نیز معلوم می‌شود.



مطالب قبلی از دکتر رضا داوری اردکانی در وبلاگ ثانیه :

تعلیم و تربیت را فدای توسعه نکنیم

زبان ، خانه وجود

حاشیه‌ای بر تدارکات المپیک ۲۰۱۲  ؛ انگلیسی ها قانون کشورشان را فدای المپیک نکردند


حاشیه‌ای بر تدارکات المپیک ۲۰۱۲ 

انگلیسی ها قانون کشورشان را فدای المپیک نکردند


المپیک؛ سخن از بزرگترین رویداد ورزشی جهان است که از گذشته‌های دور هم صرفا ورزشی نبوده است؛ هرچند که امروزه ابعاد سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و ... آن به اندازه‌ای گسترش یافته که کشورهای گوناگون برای تصاحب میزبانی آن از هیچ کاری ـ ولو غیر اخلاقی‌ ـ دریغ نخواهند داشت. بدین ترتیب، لندن در حالی برای بار سوم میزبانی این رویداد را تصاحب می‌کند که تا کنون همه پیشنهادهای برگزاری المپیک از سوی کشورهای آفریقایی و آمریکای جنوبی رد شده‌ است اما آیا لندن‌نشینان به قوانین خودشان پایبند هستند؟


متن کامل ادامه مطلب

ادامه نوشته

حد کفایت

آدم میدونه همه چی میگذره

میدونه این غصه ها، تموم میشه....و خوب غصه های جدید مطرح میشه!

میدونه هر چی بشه، بازم دنیا به آخر نمیرسه.

آدم میدونه....

ولی دونستن کی توی این دنیا کافی بوده؟!!

" ر " ازهایمl



" پ " شیمان
" ا " ز
" ی " ک
" آ " غاز
" ن " اخواسته.

" خ " ود
" د " ردیست
" ا " ز
"ح " روف
" ا " ز
" ف " کر
" ظ " اهراً.

" د " رد
" و " قتی 
" س " طرهای
" ت  " فکرت را
" ت " صاحب میکند
" و " حشت 
" ن " ابودی به همراه
" د " ارد

" ا " ین بخشی از 
" ر " ازهای
" م " ن است.