من مسئول نوشته هایم هستم، اما نه نوشته های قبلی خودم!

 

مقدمه_1: در طول زندگی ام، به هنگام رشد، آن هم در بحبوحه جوانی و جویای نام  و کنجکاوی و ایده آل نگری، به محل های زیادی سرک کشیدم و کتابهای متنوعی را نگاه کردم و اساتید زیادی را شناختم (هرچند مطمئن ام که عمیق نیاموخته باشم) ، همین مسائل باعث شده درباره موارد مختلفی بنویسم. آنچه می دانم را با آنچه شنیده یا دیده یا خوانده ام مخلوط کنم و محصول جدیدی به نام «نوشته های ثانیه» یا دیگر وبلاگهایم (که دیگر نیستند) شکل بگیرد تا به مسائل و مواردی اینجا لینک بدهم و اشاره کنم یا کپی پیست کنم.

مقدمه_2: روند رو به رشد آدمی، سیر و صعود فراوانی دارد. نوشته هایی که روزگاری برایش جان میداد، ممکن است در آینده برای مبارزه با آنها، جانش را هم بدهد. سیر تکامل، همیشه بر یک مدار نیست که فقط سیر صعودی داشته باشد.

مقدمه_3: نویسنده به هنگام نوشتن، مسئول است. در هر محیطی که زیست داریم، تنفس میکشیم و نقشی و تاثیری داریم، ما مسئولیم. اینجا وبلاگ است، جایی که برای نوشتن یک جوان تازه تنفس، شکل گرفته بود. تلاش داشته، مسئول باشد و آنچه درست میداند، بیان کند. اما به هر حال وبلاگها حال و هوای شخصی و جوانی خویش را هم دارند. «خودمانی تر از مکتوبات» هستند

مقدمه_4_نهایی: اینجا در پی اعلام برائت نیستم. اصلا مخاطب خاصی ندارم که اعلام برائت کنم. جرمی هم مرتکب نشده ام، فقط خواستم برای دلم خودم (مثل همیشه و گذشته) بنویسم که سجاد، تو همیشه مسئول نوشته های خود هستی، اما نه نوشته ها و دیدگاه های قبلی خودت. 

 نویسنده مسئول، مسئولیت نوشتن، قانون نوشتن، نگارش اخلاق محور

مثل یک انسانی که در کوره راه های خطرناک و سرگذرهای پرخطر، مسیری را می پیماید، جوانی را طی کرده و در حال زندگی ام. هر چه بیشتر به «تنهایی» و «تنهایی خود خواسته» ام فکر میکنم، به همه اقدامات و تصمیماتی که گرفته ام، می بینم «نقش ِ خواندن و نوشتن» بیشترین و مهمترین نقش را داشته اند و اساسی ترین کمک ها را به من کرده اند

بارها در نوشته هایم، از نتوانستن یا نخواستن گرفته ام، 

بارها نوشته هایم با اشک همراه بوده، اشک شوق یا دلشکستگی یا غربت و...

بارها و بارها و بارها، فقط با نوشتن آرام شده ام و دوباره به زندگی برگشته ام

 

هر چند هیچ وقت علمی ننوشته ام و ادعایی هم ندارم، اما توانسته ام برای از دنیای خودم، بیرون بروم و دنبال خود ِ خودم بروم. و هنوز هم در ابتدای راهم. مخاطب حرفهای من، خودم هستم. برای دلم و برای افکارم نوشته ام و می نویسم، اما گاهی همراهی هم که میابم، خرسند میشوم.. هرچند میدانم، همراهی اش، خاص است، نه مداوم و نه همیشگی.

 

نتیجه گیری: من با گذشته ام فرق دارم. همانطوری که آینده ام متفاوت از امروزم خواهم بود. خودم من هم وقتی آرشیو وبلاگ را مرور میکنم و به ویژه دلنوشته هایم را می خوانم، انگار به سخنان شخض دیگری گوش میدهم. گاهی جالب، گاهی تلخ، گاهی شیرین، گاهی همدلانه و گاهی متضاد.

و یک سوال مهم که در پایان به ذهنم می رسد:

مسئولیت نوشته های قبلی من با کیست؟

.

جوانان خلاشادي را احساس مي كنند


مدير گروه انسان شناسي دانشكده علوم اجتماعي دانشگاه تهران :

جوانان خلاشادي را احساس مي كنند

چکــیده این مطلب را در زیر بخوانید ، اگــر برایتان جالب بود، می توانید متن اصلی و کامل را مطالعه نمایید :

كريسمس هر سال با سوز سرماي نو رسيده زمستان همراه است و با دانه هاي برف و شومينه هاي گرم. مسيحيان ايران در گوشه و كنار شهر آماده سال نو ميلادي هستند. خيابان ها پر از درختان كاج رنگارنگي است كه خودنمايي مي كنند و كودكاني كه با بابانوئل هاي قرمزپوش عكس مي گيرند. مردم بي توجه به سرما با شور و اشتياق خريد مي كنند، گويي زمستان معنايي ندارد. در اين ميان بخشي از مردم ايران نيز حال و هواي كريسمس را در خانه هايشان برپا مي كنند. درخت كاج مي خرند، مهماني مي گيرند و به يكديگر كادو مي دهند. كريسمس از مهم ترين جشن هاي مذهبي مسيحيان است. آنها در اين روز تلاش مي كنند تا با استفاده از نور و چراغ به جشن خود رنگ ببخشند. امروز بخشي از جامعه ايران نيز به اين جشن مذهبي مسيحيان گرايش دارند. دليل اين گرايش چيست، مشخص نيست. اميليا نرسيسيانس، مدير گروه انسانشناسي دانشكده علوم اجتماعي دانشگاه تهران علاقه نشان دادن ايراني ها به جشن كريسمس، هالووين و. . . را به دليل خلاشادي در جامعه مي داند. خلئي كه جوانان سعي مي كنند با پركردن آن به زندگي خود رنگ ديگري بدهند.

جوان ها همانند افراد ديگر نيازمند شادي اند و براساس نيازهايشان براي خود بهانه دورهم بودن و مهماني ايجاد مي كنند. عمده ترين جواب براي جشن گرفتن جوانان ايراني در روزهاي هالووين، ولنتاين و كريسمس اين است كه جوان ما نياز به شادي دارد و چون براي شادي و نشاط او برنامه ريزي نشده خودش دست به كار شده است. مگر جوان ما براي تخليه خود و اوقات خوش كجا را دارد كه برود

امروز جوان ها خلاجشن و شادي را حس مي كنند. از آنجا كه براي ر فع خلاآنها برنامه يي نداريم و خلاجشن و شادي در محيط عمومي و امن پيش بيني نشده است، آنها براساس سليقه شخصي شان در فضاي خصوصي خانه جشن مي گيرند و به شادي مي پردازند. جشن داراي خصوصيت خلاقيت است به اين معني كه براي برگزاري هر جشني نياز به ملزوماتي است كه از طرف برگزار كنندگان آن بر اساس تقسيم كار و بر حسب جنس و سن افراد در زمينه هاي متفاوت از قبيل نوع پوشاك، خوراك، تزيين خانه، خريد و... تهيه مي شود
منبع: اعتماد

موج اینترنت و خانم های خانه دار


همه‌گیر شدن اینترنت و قابل دسترس بودن آن در خانه‌ها، موجب شد مهمانان جدیدی به این دنیا وارد شوند که بیش از پیش جهان واقعی را به رقیب مجازی‌اش پیوند دهند. این مهمانان جدید و قدرتمند «خانم‌های خانه‌دار» هستند.


متن کامل ادامه مطلب

ادامه نوشته

موفقیت های انفجاری و یک دفعه


هیچ گاه به موفقیت های انفجاری و یک دفعه و یک شبه نمی توان رسید و اگر برسیم ، پایـداری آن کوتاه خواهد بود


رشد بدن انسان و رشد گیاهان نیز بر همین قاعده استوار است. یک درخت تنومند با ذره ذره قد کشیدن و دیدن فصول مختلف طی سالهای طولانی، تنومند شده و بار می دهد و یک انسان نیز با تجـربه ها و شکست ها و موفقیت ها و استمرارش، هویت پیـدا می کند

تک تک ِ ثانیه ها و لحظات عمـری که اکنون سپری میکنیم ؛ و تمام تصمیمات ریز و کوچکی که اتخاذ کرده عمل میکنیم (حتـی یک مطالعه، باشگاه رفتن و...) نهایتا عمـر طولانی ما را جهت بخـشیده و شکل می دهند.

کلیت ِ زندگی ما بر اساس ِ کوچک ترین کارها و زمانهایی که سپری میکنیم، شکل میگیرد
پس با دقت بیشتری وقت بگـذرانیم و تصمیم بگیریم ؛ که این خود ِ زندگیست.
شاد باشید

خانواده های کاری و همکاران

به این باور رسیده ام که «خانواده» هر فـردی در دنیای امروزی ؛ بر خلاف ِ گذشته و زندگی های سنتی سابق ؛ فقط خانواده اعم از همسر و اولاد و فرزندان و خویشان با درجه 2 یا 3 خویشاوندی، نیست

به باور من ؛ خانواده های امروز ؛ «خانواده های کاری» و «همکاران» هستند که بیشتر تلاش ، انرژی، وقت، هزینه های مادی و غیر مادی ما با آنها و در کنار آنها صــرف می شود

نوعی از خویشاوندی ِ انتخابی و آگاهانه، بر خلاف گذشته که هیچ یک در اختیار و توان ما نبود، بنابراین بایستی بسیار جدی تر و عمیق تر به انتخاب ِ شغل و همکاران یا «خانواده کاری و جدید ِ» خود نگاه کنیم و انتخابی آگاهانه و مسئولانه صورت بگیرد تا از «زندگی» علاوه بر «زنده بودن» ، از «زندگی کـردن، شاد بودن و لذت بردن» هم بهـره مند باشیم


پ.ن:   
یلدا  ؛   میراث ِ ارزشمند ِ نیاکان ِ ماست برای طولانی ترین شبها  .  قدر ِ این داشته های معنوی را بدانیم و بیش از پیش، حافظ آنها باشیم

شاد باشید

 

اخلاق شکنجه

اخلاق شکنجه 

شکنجه یکی از مهمترین مصادیق خشونت در مناسبات انسانی، در سطح فردی و جمعی، بوده است.  در این نوشتار مایلم سه پرسش اصلی را در خصوص شکنجه مورد بررسی قرار دهم:

پرسش نخست: شکنجه چیست و چه انواع مهمی دارد؟

پرسش دوّم: آیا شکنجه تحت هر شرایطی اخلاقاً نارواست؟

پرسش سوّم: اگر بنا به فرض، تحت شرایط خاصی انواعی از شکنجه اخلاقاً روا باشد، آیا باید شکنجه را دست کم در آن موارد خاص از نظر قانونی هم مجاز دانست؟

ادامه نوشته

هنر ِ صادقانه زیستن


دانلود سخنان (مختصر ِ) دکتر « آرش نراقی» با عنوان زیر و به صورت مستقیم و از سایت ایشان:


هنر ِ صادقانه زیستن


http://arashnaraghi.org/audio/talks/04-23-05.mp3

علت ها و دلایل همجسگرایی و همجنس بازی، پیامدها و راه های درمان آن


مجددا از همه خوبان، عزیزان و مخاطبین وبلاگ ثانیه، به دلیل بررسی چنین محتوایی پوزش می طلبم. نوشته  های مرتبطی با این عنوان را می توانید ببینید و بخوانید :

1- داستان های سکسی (فعلا مدیریت بلاگفا چند روزی هست که آنرا از دسترس خارج کرده!!  اما امیدوارم با مکاتبه ای که داشته ام این ایراد رفع شود )

2- داستانهای سکسی ؛ عواقب و اهداف !

و البته نوشته اخیر با عنوان:

3-  انسان و همنجسگرایی

که با کلیک بر روی هر یک می توانید به محتوای آن دسترسی پیدا کنید.


اکنون علتها و دلایل همنجسبازی و همجنسگرایی و پیامدها و راه های درمان و راهکارهای اجرایی خوب برای ترک آن در ادامه مطلب درج شده است که می توانید مطالعه نمایید.

ادامه نوشته

همجنس بازی و لرزه بر عرش الهی ؛ انسان و همجنسگرایی


از همه خوبان، عزیزان و مخاطبین وبلاگ ثانیه، به دلیل بررسی چنین محتوایی پوزش می طلبم. نوشته  های مرتبطی با این عنوان در گذشته داشتم با این عناوین :

1- داستان های سکسی (فعلا مدیریت بلاگفا چند روزی هست که آنرا از دسترس خارج کرده!!  اما امیدوارم با مکاتبه ای که داشته ام این ایراد رفع شود )

2- داستانهای سکسی ؛ عواقب و اهداف !

که با کلیک بر روی هر یک می توانید به محتوای آن دسترسی پیدا کنید.


اما واقعیت های تلخ و ناهنجاری های بسیاری همواره در طول تاریخ زیست بشر ، گریبانگیر او بوده و خواهد بود!! یکی از زشت ترین آنها را می توان همجنسگرایی نامید که اکنون هم در دنیای غرب با قانونی شدن آن به نوعی میخ تابوت انسانیت و شرافیت و روح ِ واقعی آدمی محکمتر کوبیده شده است. با این روی، باید پذیرفت که جامعه ایرانی و مسلمان و شیعه ما نیز بدان آلوده است و می بایست راه برون رفتی و کاهش رواج برای آن یافت.

با این توضیحات مختصر ، مقالاتی با عنوانین زیر و متن کامل در ادامه مطلب درج می گردد.


انسان و همجنس گرایی

و

علت ها و دلایل همجسگرایی ، پیامدها و راه های درمان آن

ادامه نوشته

عملیات نیمه تمام طناب قرمز!




مريم بمحض اینکه با رشته طناب قرمز، وارد حياط شد، همسايه طبقه بالا، منير خانم را دید که طبق معمول، روی تراس کوچک خانه‌اش ایستاده و مشغول عملیات خطیر دیده‌بانی کوچه و خانه‌های اطراف بود. تا مريم را ديد، از همان بالا با صدای بلند فریاد زد: «سلام خانم! چه عجب بالاخره برگشتی!» و با چشمهای عقابی خود، محموله‌ی مریم را تشخیص داد و سریع پرسيد: «اِوا! مريم خانم ديگه كي تو اين زمونه رو طناف رخت پهن می‌کنه؟ خيلي بي‌كلاسیه! آقاي ما که رفته از اين طناف جديدا خريده! همونا که آهنیه! حالا نگفتی می‌خوای کجا بزنیش؟ روی تراست؟ اونجا که خودش طناف داره! می‌گم مریم خانم! بیا و تو هم، ازین طناف آهنیا بخر! انقده خوبه!» مريم همینطور که با قدمهای تند طرف خانه می‌رفت، نگذاشت حرف منیرخانم تمام شود و زود گفت: «باشه! چشم. منم مي‌رم از همونا مي‌خرم. كاري ندارين؟ خداحافظ!»...

با عجله وارد وارد خانه شد. طناب قرمز را توی کمد، زیر لباسها قايم كرد و بعد نشست روي مبل و شروع كرد با خودش حرف زدن: «شبا كه تا ديروقت خونه نمی‌ياد. روز به روز هم كه لاغرتر و ضعيف‌تر مي‌شه. چشماشم كه هميشه قرمزه. می‌ياد خونه هم كه ناي حرف زدن نداره. خب همه‌ي اينا رو جمع كني مي‌شه اعتياد ديگه! دكتره تو تلويزيونم همينا رو مي‌گفت.» قیافه‌ی مریم، مصمم شد:« خیال کرده! كاري مي‌‌كنم دیگه عمراً سمت مواد نره. خودم تركش مي‌دم. مثل همون سرياله كه زنه دست و پاي شوهرشو بست به تخت و تركش داد! من مگه چيم از اون كمتره؟» کمی فکر کرد و باز گفت: «ولي اگه دست و پاشو بستم و داد و بيداد كرد، چی؟ جلو همسايه‌ها آبرومون مي‌ره. آهان! فهمیدم! يك پارچه فرو مي‌كنم تو دهنش.آره! این بهترین راهه!» یکدفعه اخمهای مریم توی هم رفت:« واي نكنه طفلی خفه شه!» و چند لحظه بعد با لبخند گفت:«نه ديگه! اونقدرها هم بی‌دست و پا نیست! از دماغ که می‌تونه نفس بكشه.»
مریم با این فکر و خیالها از جا بلند شد و برای پختن شام، بطرف آشپزخانه رفت...

ساعت نزديك 10 شب بود كه مجيد كليد را در قفل چرخاند و وارد خانه شد. سلام كرد و طرف اتاق رفت تا لباس عوض كند. مريم از پشت، قد و بالای او را برانداز كرد و توی دل گفت: «امروز از ديروز هم لاغرتر شده. كم‌كم داره غيب مي‌شه. تا چند وقت دیگه فقط لباساش مي‌مونه!» بعد رفت توي آشپزخانه و شروع كرد به سالاد درست كردن. مجيد همان‌طور که دست‌ها را مي‌شست، با صدای بلند مي‌خواند: «اگر دردم يكي بودي، چه بودي ... »مريم ابروها را در هم کرد و با خودش گفت: «واي خدايا چكار كنم؟ يعني دردش از يكي هم بيشتره! پس حتماً يك جور مواد نمي‌كشه. چند جورش رو استفاده مي‌كنه» زد زیر گریه و صداي هق‌هق و فخ‌فخش پیچید توی خانه. مجيد با تعجب آمد جلو و پرسید: «چته؟ چرا نشستی آبغوره می‌گیری؟» مريم سرش را پایین انداخت و با مظلومیت گفت: «هيچي به خاطر اين پيازه ...» مجيد با تعجب به دست مریم نگاه کرد:«ولي تو كه داري خيار پوست مي‌كني.» مريم نگاهی به ظرف سالاد انداخت و جواب داد: «اِوا! راست گفتی ها! حواسم نبود فكر كردم پيازه!» مجيد گفت: «راستشو بگو، طوري شده؟ كسي بهت حرفي زده؟» بغض مريم دوباره تركيد و گفت: «همه‌ش به خاطر تویه. همه‌ش زیر سر تویه!» مجيد ابروها را بالا انداخت و گفت: «من؟» مريم گفت: «آره ديگه همين تویی كه اين‌جوري شدي.» و باز زد زیر گریه. مجيد با وحشت پرسید: «مگه چه جوري شدم؟» مريم با ناله گفت: «لاغر، ضعيف، خسته، شبا هم كه دير مي‌یاي، اينا به نظرت يعني چي؟» مجيد گفت: «آهان! زودتر بگو، اتفاقا خودم هم مي‌خواستم بهت بگم، ولي همه‌ش مي‌ترسيدم ناراحت شي.» مريم با عصبانیت غرید: «واقعاً كه رو نيست، سنگ پاي قزوينه! خودتم باكمال پررويي مي‌خواستي بهم بگي!» مجيد گفت: «مگه چه‌كار كردم؟ بعد از كار تو شركت، يه جای ديگه كار پيدا کردم و مي‌رم اونجا. حالا این کجاش پرروییه؟» مريم تا این حرف را شنید گفت: «آخ» و خون از انگشتش سرازير شد. چاقو را انداخت زمین و با عجله رفت طرف شير آب. مجيد پرسید: «چی شد يهو؟ تو امروز چته؟» مريم با خوشحالی خندید: «هيچي! فدای سرت! آخه چاقوش يه كم كجِه. دست آدم رو زود مي‌بره. حالا نگفتی كجا كار مي‌كني عزیزم؟» مجيد همینطور که برای خوردن غذا صندلی را جلو می‌کشید، جواب داد: «تو كارخونه‌ی بازيافت زباله. زباله‌هاي خشك و تر رو جدا مي‌كنيم.» مريم لبخند به لب پرسید: «خب چرا اینو زودتر نگفتي؟» مجيد با تردید گفت: «راستش فكر ‌كردم شايد ناراحت شي و خوشت نياد.» سرش را بالا کرد و خوشحال گفت:« ولی حالا كه گفتم، دیگه خيالم راحت راحت شد.» مريم هم نفس راحتي كشيد و گفت: « خيال منم راحت راحت شد.» و بعد با خودش فکر کرد: «پس بگو اون بويي كه لباساي مجيد مي‌داده، بوي چي بوده!من رو باش چی فکر می‌کردم چی شد!» مریم با این فکر، بیصدا خندید.

شمسی میرمرتضوی



.....................................................................


مطلب بالا را از سایت باشگاه همسران جوان وام گرفته ام.

سایتی جالب و پرمحتوا که البته در شروع کار خودش هست و راه دراز و حساسی دارد

دیگر این سایت باشگاه فعلا مجرها  و  همچنین فروشگاه سایت است که ظاهرا توانسته اند شروعی خوب را داشته باشند و بستری مناسب را فراهم سازند

امیدوارم در این راه موفق باشند. شما هم برای حمایت از چنین کارهایی حداقل می توانید لینکی از آنها در وبلاگ و سایت تان درج کنید

یکی از زیباترین صحنه های هستی!


مادر ، کودک بازیگوش ِ شلوغش را با عصبانیت تمام جلوی خود می گیرد ؛ کودک ترسیده و خیلی کـُند و آهسته این صحنه های تند و غضب آلود را می بیند. بغض عجیبی کودک را گرفته ؛ مادر او را تحت تسلط کامل دارد و روبروی او نشسته و غضبی مادرانه و از عمق وجود و فقط و فقط از سر دوست داشتن ِ طفلش در چهـره و دست ها دارد.
حرف های تند و بلندش دو ماحصل دارد : تنبیه کودک و ابراز لطف ِ مادرانه ی ِ تند!
(در برخی مواقع! سیلی ِ مادر ، دردانه اش را هم می نوازد) ناگهان بغض ِ کودک می شکند و گریه اش می گیرد. این گریه و این صدا ، تمام تاروپود ِ دل ِ مادر را در هم مریزد و مادر آرام می گیرد ، سکوت کرده طفل را نگاه می کند و آنگاه او را در آغوش کشیده و نازش می کند و می بوسد و بلافاصله می گوید : الهی قربونت بشم گریه نکن.


.
.
من بارها این صحنه را دیده ام و از کنارش گذشتم و شعور ِ درک و دریافت پیامش را نداشتم اما در آخرین بار ، عظمت ِ مادر بودن را ، در این صحنه دیدم.






پ.ن : جناب سید علیرضا شفیعی مطهر را قبلا ( + ) معرفی کرده بودم و بلاگ مدارای ایشان هم معرف دوستان هست ؛ اما نکته جالبی که می خواهم درج کنم این هست که در آخرین بازدیدم از وبلاگشان که این روزهای نگاه فلسفی استاد به هستی با عنوان «دل دیدنی های شهر سرب و سراب» است ؛ این نوشتار را با محتوای وبلاگ مرتبط یافتم که در این پانوشته می آورم :

من مادر را چون مدادی دیدم که با هر بار تراشیده شدن، کوچک و کوچک تر می شود...

و اما پدر را چون یک خودکار شکیل و زیبا دیدم که در ظاهر ابهتش را همیشه حفظ می کند،خم به ابرو نمی آورد و خیلی سخت تر از این حرف هاست .فقط هیچ کس نمی بیند و نمی داند که چقدر دیگر می تواند بنویسد …تا ناگهان از نوشتن می ماند!

خانواده امروز و آسیب های آن ; نگاهی به آسیب های خانواده امروز و علل ضعف در کارکردها


خانواده امروز و آسیب های آن

نگاهی به آسیب های خانواده امروز و علل ضعف در کارکردها


 

شکی نیست که خانواده امروز ایرانی با خانواده متعادلی که باید سنگ بنای یک جامعه سالم باشد، فاصله زیادی دارد . اين خانواده ، از یک سو هنوز گرفتار بعضی سنت های غلط گذشته مانند بی عدالتی و ظلم به زنان بوده و از سوی دیگر آموزه های مدرن مانند انکار تفاوت های جنسیتی، اختلاط نقش ها، فرد گرایی و اصالت لذت های دنيايي ، سلامت، ثبات و حتی کیان خانواده را به خطر انداخته و آسیب های جدی اجتماعی به وجود آورده است ،در حاليكه این موضوع چنان که بایسته است، به دغدغه اصلی اندیشمندان و مسئولان جامعه تبدیل نشده و عمده طرح ها و بودجه هایی که به نام خانواده تصویب می شود، عملا در حوزه مسائل زنان قرار می گیرد ؛ و اين در حالی است که سلامت خانواده شرط لازم برای آسایش و سلامت زنان است و با هدف گیری آن، تعالی کل جامعه نیز حاصل می شود؛ لذا آسیب شناسی این نهاد باید به طور جدی مورد توجه قرار گیرد. برای این مهم، ابتدا باید تعریفی از خانواده متعادل، منطبق با آرمانها و آموزه های اسلامی ارائه كرد تا بر اساس آن، میزان و جهت انحراف نهاد خانواده امروز ایرانی مشخص شده و برنامه ریزی های لازم برای آسیب زدایی از آن به عمل آید. برای تعریف خانواده متعادل، دو بعد کارکردها و ساختار خانواده را مورد بررسی اجمالی قرار می دهیم

ادامه نوشته

یک تلنگر پیرامون موسیقی سنتی ایرانی (بوی جوی مولیان)


یک تلنگر پیرامون موسیقی سنتی ایرانی

بوی جوی مولیان

چندی پیش، یکی از خوانندگان نسبتا مطرح موسیقی سنتی در یک برنامه تلویزیونی گفت: «جوانان به شکل موسیقی می‌شوند که گوش می‌کنند». جوان شبیه‌‌ همان موسیقی می‌شود که به آن علاقه دارد و شخصیتش با آن شکل می‌گیرد.

براستی شکلی که جوانان ما به آن درآمده‌اند، چیست یا به عبارتی دیگر ما چه لباسی بر تنشان کرده‌ایم؟

برای فهم این مطلب کافی است به کوچه و خیابان برویم. آنچه می‌شنویم موسیقی پاپ است و رپ که نماینده‌های موسیقی غربی وارداتی بوده که در تاکسی‌ها، پشت چراغ قرمز از ماشین‌های دیگر، در جشن‌ها و عروسی‌ها جلب نظر می‌کند و شاید بتوان توقع داشت جوان ما نیز به شکل همین موسیقی شده باشد؛ ساده، بی‌محتوا و توخالی، با ظاهری آشفته و لباس‌هایی عجیب و غریب. خلاصه اینکه «موسیقیش» به «موسیخیش» می‌آید!

اکنون جا دارد از خودمان بپرسیم، مگر موسیقی ایرانی چه کم دارد که اینطور مورد بی‌مهری و فراموشی از سوی جوانان قرار گرفته‌ و یا این که مشکل اصلا در خود موسیقی ایرانی است یا کم توجهی مسئولین امر و برنامه‌ریزی‌های پر اشتباه؟

متن کامل ادامه مطلب

ادامه نوشته

این نمودار خطرناک را چه کسی پایین خواهد کشید؟  (طلاق)


روزنامه خراسان در مطلبی به آمار ازدواج و طلاق پرداخته و نوشته که در یک دهه گذشته از هر شش ازدواج ثبت شده در کشور، یکی به طلاق منتهی می‌شود؛ طلاق‌هایی که تعدادشان در پنج سال نخست زندگی نسبت به دیگر سال‌های دوران زندگی مشترک بیشتر است و بنا به آمارهای ثبت احوال از سال ۸۳ تا ۹۰، رشدی ۱۳۸ درصدی داشته است



مشورت نکردن با خانواده در مرحله انتخاب همسر، طولانی بودن دوران عقد، مشکلات اقتصادی، فرو ریختگی فرهنگی و زیر پا گذاشتن سنت‌ها، از جمله علت‌های افزایش طلاق در این دوران است؛ افزون بر این که ازدواج‌های اجباری در برخی مناطق کشور به ویژه مناطق مرزنشین، تفاوت فرهنگی و اعتقادی خانواده‌ها و بالا بودن خواسته‌های اقتصادی زوجه از همسر نیز در افزایش آمار طلاق در سال‌های ابتدایی زندگی تأثیر دارد
از سوی دیگر، پایه‌‌گذاری زندگی بر مبنای هم کفوی از نظر فرهنگی، اعتقادی و اجتماعی همراه با مداخله مستقیم و مشورت خانواد ه‌ها در مرحله انتخاب همسر می‌تواند در کاهش میزان بروز چنین آسیبی موثر باشد؛ افزون بر اینکه پس از ازدواج نیز دوری گزیدن از چشم و هم چشمی از سوی زوجه می‌تواند نقش کارآمدی در کاهش طلاق‌ها داشته باشد، چون در صورت بالا بودن توقعات اقتصادی زن و ناتوانی مرد برای تحقق بخشیدن به این توقعات، تعداد طلاق افزایش می‌یابد و بنیان خانواده‌ها سست می‌شود

مقاله ای در مورد شبکه های اجتماعی


شبکه های اجتماعی

احد رضایان قیه باشی


انقلاب در دو بعد اطلاعات و ارتباطات، ابعاد مختلف زندگی انسان‌ها را دچار تغییر و تحول نموده است بعبارتی بهتر رفتارها و تعاملات افراد به شدت متاثر از تغییر و تحول صورت گرفته در دو بعد مذکور بوده است ظهور فناوریهای نوین در هر دو بعد، بسترها و ابزارهای بسیار قدرتمندی برای شکل‌گیری افکار و برقراری ارتباط بین افراد مختلف از نقاط متفاوت فراهم نموده است متناسب با این تحولات شگرف، هر کسی قادر شده است تا اطلاعات جدید و بسیار زیادی را به شیوه‌های گوناگون و در ابعاد و دامنه گسترده در اختیار طیف وسیعی از همنوعان خود قرار دهد یکی از ابزارهای بسیار مهم ارتباطی و اطلاعاتی میان تک تک انسانها تلفن‌های همراه بخصوص از نوع هوشمند آن است همچنین گسترش شبکه‌های اجتماعی در فضای اینترنت- که این فضا در واقع جزو بنیادهای انقلاب جدید به حساب می‌آید- بستر بسیار قدرتمند و مناسبی را برای مبادله اطلاعات و برقراری ارتباط میان افراد مختلف فراهم نموده است از این روی شناخت دامنه نفوذ این فناوریها در زندگی افراد و میزان استفاده و چگونگی استفاده از این فناوریها می‌تواند ما را در شناسایی و مدیریت ظرفیت‌های موجود در کنار مشکلات متعدد ناشی از این فناوریها رهنمون نماید از این روی موسسه جهانی (پیو) با وقوف به اهمیت این مسئله، طی نظرسنجی ارزشمندی اقدام به این امر نموده است که در زیر متن ترجمه شده گزارش این موسسه آورده می‌شود. مترجم خود را متعهد می‌نماید تا در گامی دیگر اقدام به شناخت ، مقایسه و سنجش وضعیت کشور عزیزمان ایران از این حیث با سایر کشورهای جهان نماید.


متن کامل مقاله در ادامه مطلب

.

ادامه نوشته

مهمترین چالش در اصلاح سبك زندگی


مهمترین چالش در اصلاح سبك زندگی

دکتر رضا پورحسین



وقتی از تربیت و نقش و تأثیر آن صحبت می‌كنیم، باید تأكید داشته باشیم كه نقطه عطف تربیت یك انسان در دوران كودكی او شكل می‌گیرد. بنابراین باید فكر كنیم كه چگونه می‌توانیم یك كودك را بالنده پرورش دهیم. در اولین گام باید توقعمان را از «كودك تَراز» مطابق با الگوی اسلامی-ایرانیِ پیشرفت مشخص كنیم. بدون داشتن یك تعریف از كودكی كه می‌خواهیم برای تربیت او برنامه‌ریزی كنیم، بهتر است هیچ اقدامی را صورت ندهیم. این تعریف باید جامع صفات مورد نظر تراز ما باشد. اگر این‌گونه نباشد، جهت‌گیری و ثمره برنامه‌ها به جاهای دیگری سوق پیدا می‌كند. مثلاً ممكن است كودكان ما خصلت‌های خوبی مانند خودباوری، خردورزی، اجتماعی‌بودن و پرتلاشی را كسب كنند، اما فاقد عنصر معنویت بار بیایند. بنابراین تعریف ما از كودك در تراز الگوی اسلامی-ایرانی باید جامعیت داشته باشد.


متن کامل ادامه مطلب

ادامه نوشته

وضعیت ایدز در جهان  +  اشنایی با ایدز، HIV/AIDs ( درگوشی با نوجوانان و جوانان)+تستHIV


وضعیت ایدز در جهان



امروز در جهان ۴۲ میلیون نفر، یعنی معادل حدود دو سوم کل جمعیت ایران، به ویروس “اچ آی وی” آلوده اند. 

بیش از دو سوم این تعداد در کشورهای جنوب صحرای آفریقا زندگی می کنند.

وخامت گسترش این بیماری در این منطقه به گونه ای است که در برخی از این کشورها از هر سه بزرگسال یکی به ویروس اچ آی وی آلوده است.

با توجه به این که هر روز ۱۴ هزار نفر به جمع افراد آلوده به ویروس ایدز در جهان اضافه می شود، بیم آن می رود که اچ آی وی آسیا را نیز تسخیر کند.



متن کامل مقاله

به همراه ِ نوشته ای دیگر با عنوان

اشنایی با ایدز، HIV/AIDs    (درگوشی با نوجوانان و جوانان)

و مقاله ای با عنوان

تستHIV


در ادامه مطلب

ادامه نوشته

نخستین زن محجبه پارلمان انگلیس + عکس


نخستین زن محجبه پارلمان انگلیس در اولین سخنرانی خود ابراز امیدوری کرد که در آینده شاهد زنان محجبه بیشتری در پارلمان باشد.


سمیه کریم مسلمان پاکستانی الاصل مقیم بریتانیا که در انتخابات اخیر پارلمانی انگلیس وارد پارلمان شد نخستین سخنرانی خود را ایراد کرد.


http://admin.rasekhoon.net/_files/userfiles//news/1391/picture/motafareghe/564208_880.jpg

سمیه کریم در گفتگو با خبرگزاری آناتولی ترکیه گفت: این سخنرانی کاملا تجریه فراموش نشدنی بود و من نماینده زنان مسلمان جوان هستم.

وی با تاکید بر اینکه زنان مسلمان زیادی در بریتانیا زندگی می کنند، خاطر نشان کرد: من امیدوارم زنان بیشتری را با حجاب و روسری در پارلمان بریتانیا ببینیم که این موفقیتی بزرگ خواهد بود.

به گزارش راسخون به نقل از باشگاه خبرنگاران

هفته کتاب و کتاب خوانی گرامی باد _ مقاله+پیامک و اس ام اس+فیلم مرتبط با کتاب


قصد داشتم عقده ی دل واکنم و هر آنچه پیرامون این روز بلدم را بگویم

قصد داشتم که بنویسم از کتاب و بی حرمتی های نسل ما به اندیشه و مطالعه و خسرانی که جریان و تداوم دارد و بی خبری که تمام وجودمان را فراگرفته و فقط داریم سپری می کنیم

و قصد های دیگری که ننوشتم. خود را در آن حد و قواره ندیدم


به نوبه خودم این روز و هفته را گرامی می دارم

و امیدوارم مطالعه در ایران چه درسی و غیر درسی، چه کتاب و مجله و روزنامه ، چه کاغذی و الکترونیکی و صوتی و ... به هر طریق هم که شده رشــد و فزونی یابد

چرا که براستی کتاب و کتاب خوانی پنجره ای رو به دانش و خـرد است

.


در دنیا لذتی نیست که با مطالعه برابری کند  ( تولستوی ).

.

.

کتاب خوانی فضیلت یا خردورزی

نشري كه با پديد آورنده‌اي شايسته بتواند ناخواننده را به خواننده اي كنش گر تبديل كند، به گونه‌اي توازن دست يافته است.
حال اين پرسش پيش مي‌آيد كه چگونه مي‌توان به چنين سازمان نشري دست يافت. نشر همچون ديگر پيشه‌ها، نيازمند پژوهش است و در پژوهش مهمترين نكته، شناخت مسئله و آسيب‌شناسي آن است.
بررسي و نقد امروز و ديروز سپس ارايه و اجراي راه‌حل‌ها و چاره‌ها براي برون رفت از آن‌چه كه امروز بحران كتاب خواني قلمداد مي‌شود، گامي اساسي براي نزديك شدن و دست يافتن به استاندارد‌هاي جهاني نشر است.


بيانديشيم كه :

  • چرا شمارگان كتاب، اين رسانه‌ي كهن در سرزمين كهن سالمان، اندك است؟
  • رشد قارچ گونه ي مجوز نشر چگونه رخ داده است!؟
  • آيا توان اقتصادي مردم در كتاب‌خوان شدن آن‌ها اثر مي‌گذارد؟ چرا كتاب در سبد خريد مردم كمتر جاي دارد؟
  • چرا نهاد‌هاي صنفي نشر توان‌مند نيستند؟
  • دولت در نگاه كلان چه سياست هايي را در عرصه‌ي نشر دنبال مي‌كند؟ چه زير ساخت‌هايي را براي توسعه‌ي هماهنگ اين بخش در دست اجرا دارد؟
  • تصدي‌گري دولت در حوزه‌ي نشر چه كرده و نظارت دولتي چگونه است، چه اهرم‌هايي دارد؟
  • چرا ناشران به كمك‌هاي مالي و يارانه‌اي دولت وابسته‌اند؟
  • بررسي پيش از انتشار چه تاثيري در گرايش مردم به كتاب دارد؟
  • سياست‌هاي يارانه‌اي تا به امروز براي نشرمان چه آورده است؟
  • آيا پژوهشي در مورد دلايل جامعه‌شناختي و روان‌شناختي روي‌كرد جامعه‌ي ايراني به كتاب انجام شده است؟
  • در يك جامعه پر تنش سياسي، چه فاكتور‌هايي بر كتاب‌خواني اثر گذارند و چگونه؟
  • تأثير رسانه‌هاي نو در گرايش مردم به كتاب چگونه است؟
  • چرا وضع نا به‌سامان پخش كتاب در ايران، هيچ‌گاه ساماني نيافته است؟
  • توان صنايع وابسته به نشر(صنايع پايين دست)براي توليد كتاب چاپي و الكترونيكي بر اساس معيارهاي جهاني چه ميزان است؟
  • چرا نظام آموزش و پرورش كشور، به كتاب خوان شدن كودكان و نوجوانان اين مرز و بوم نيانجاميده است؟
  • ضعف در ساز و كارهاي اطلاع رساني و آگاهي دهنده در مورد كتاب، چه نقشي در كتاب نخواندن مردم دارد؟
  • متن کامل ادامه مطلب

    .

    .

    دانلود یک فیلم درباره کتاب بنام کتابهای پرنده از سایت راسخون : کلیک کنید

    دانلود مستقیم انیمیشن کتاب های پرنده خارق العاده آقای موریس لسمور ِdownload The Fantastic Flying Books of Mr. Morris Lessmore (2011) download

    .

    .

    بهترين دوست من كسي است كه كتابهايي را به من هديه كند كه تا به حال نخوانده باشم.لينكلن

    کیفیت زندگی شما را دو چیز تعیین می کند : کتابهایی که می خوانید و انسانهایی که ملاقات می کنید. مك لوهان

    اگر مادر نباشد جسم انسان ساخته نمي شود و اگر كتاب نباشد روح بشر پرورش نمي يابد.پلوتارك

    کتاب، تنها رفیقی است که تو را با آنچه که هستی و در هر زمان می پذیرد.

    گوهر علم در گران بهاترین صدف تاریخ، یعنی کتاب جای گرفته است.

    کتاب، سکوی تعالی ادراک آدمی است.

    کتاب، معلمی دلسوز است که در فضای اندیشه ها بال می گشاید.

    کتاب، غذای روح است و روح از کتاب زنده است. کتاب، یار مهربانی ست که در همه احوال، دستگیر و همدم دلتنگی هاست؛ یاری که اگر تو بخواهی، هیچ گاه رهایت نمی کند.

    کتاب، هوایی است که نفس کشیدن را فراهم می کند.

    کتاب، رسولی ست که زندگی را در دستانت به تماشا می گذارد تا لحظه های تنهایی ات را با خویش خلوت کنی و دل به معبود بسپاری.


    در ادامه مطلب می توانید

    پیامک ها اسمس ها و جملات بزرگان پیرامون کتاب را نیز مطالعه بفرمایید

    ادامه نوشته

    روش‌های نوین دعواهای زناشویی


    روش‌های نوین دعواهای زناشویی


    همسر

    برای گروهی از زوجین این ادعا یک ایده اساسی در طی زندگی زناشویی شان است:

    نیازی به کشمکش و ستیز با همسر وجود ندارد زیرا راههایی بهتر برای رفع مشکلات و اختلافات زناشویی وجود دارد. تهمت زدن، متهم سازی، ترور شخصیت، تهدید، اسم گذاشتن، فحش و ناسزا چه با صدای بلند گفته شود و چه به طور آهسته و در قالب جملات نیش دار، می تواند یک رابطه را برای همیشه از میان ببرد. کسی که داد و فریاد می کند هرگز سخنش شنیده نمی شود. از طرف دیگر، هیچ دو نفری در دنیا پیدا نمی شوند که درباره همه چیز با هم توافق داشته باشند(در واقع محقق شدن این امر بسیار کسل کننده خواهد بود) زوجین بایستی قادر باشند درباره تفاوتهایشان مذاکره و گفتگو داشته باشند. آنها نیاز دارند که از یک فضای مناسب جهت نقد طرف مقابل برخوردار باشند. آنها محتاج روشی برای ابراز احساسات عمیق شان هستند بدون آنکه ترس از مورد قضاوت قرار گرفتن داشته باشند. احساساتی که ممکن است طرف مقابل آنها را درک نکند و یا حمایتشان نکند.

    یک ارتباط سالم نیازمند آگاهی از مهارتهای اساسی برای کشمکش دوستانه هستند.{مواجه شدن مودبانه با تعارضات و همکاری کردن با هم برای یافتن یک راه حل قابل اجرا}

    کشمکش دوستانه یعنی حل کردن مشکلاتی که دردسرساز هستند همچنین به معنی به طور هیجانی و احساسی مواجه شدن با چیزی که ما (زن و شوهر) نسبت به آن احساس هیجان و شور می کنیم بدون متوسل شدن یکی از زوجین به صدمه زدن به دیگری است.

     کشمکش دوستانه به ما اجازه می دهد که با هم کشمکش و مبارزه بکنیم در حالی که هنوز با هم دوست هستیم. به نظر می رسد زوجین بالغ و دارای ارتباط سالم به طور ذاتی با مفهوم کشمکش دوستانه آشنا هستند. برخی افراد خوش شانس هستند و در خانواده ای بزرگ شده اند که از والدین خود آموخته اند، چطور با هم مخالفت کنند بدون آنکه با هم ناسازگار شوند. برخی دیگر به قدری شاهد اقوام و آشنایانی که همدیگر را تهدید کرده اند بوده اند که از تکرار این مساله در زندگی خودداری می کنند. بیشتر زوجین با چاره اندیشی مشترک و حمایت از همدیگر و داشتن یک ارتباط نزدیک در مواقعی که حتی اختلافات جدی، انرژی بر ، تهی کننده و ناراحت کننده هستند هنر کشمکش دوستانه را می آموزند. بیشتر قوانین و قواعدی که آنها استفاده می کنند به طرز شگفت آوری شبیه است.

    دفاع کردن از خود با اعتراض شدید و تاکید بر بی گناهی و یا با به هم ریختن وسایل و ...، کشمکش و دشمنی و ستیز را بیشتر می کند

    در ادامه نکاتی گفته می شود که به شما کمک می کند  کشمکش ها باعث قوی تر شدن ازدواج تان گردد و نه صدمه زدن به آن.


    چند قاعده برای کشمکش دوستانه

    کشمکش و تضادها را بپذیرید: دلیلی ندارد که از ان بترسید. کشمکش در رابطه زناشویی، طبیعی و حتی نشان از نوعی سلامت ارتباطی است. تفاوتهای بین زوجین یعنی اینکه چیزهایی برای یادگرفتن از همدیگر وجود دارد. گاهی تعارضات به افراد نشان می دهد که کجا می توانیم رشد کنیم و یا در کجا باید رشد داشته باشیم(در چه جنبه ای محتاج رشد هستیم)

    به دنبال موضوع مورد اختلاف  باشید نه یافتن نقاط ضعف یکدیگر: در کشمکش دوستانه افراد به دنبال شناخت و حل مشکل می روند فارغ از اینکه این مشکل متعلق به کدامیک از طرفین است. هیچ یک از طرفین نباید متوسل به اسم گذاشتن روی هم و یا ترور شخصیت دیگری باشند. تنها کافی است که بدون آنکه مشکل جدیدی ایجاد کنید یا به احساسات همدیگر لطمه بزنید سراغ مشکل اولیه  بروید.

    مودبانه گوش دهید: وقتی کسی درباره چیزی احساسات قوی و شدیدی دارد لازم است فقط به حرفهایش گوش دهید. گوش دادن مودبانه یعنی احترام گذاشتن به احساسات طرف مقابل و متمرکز شدن به صحبتهای وی و با توجه گوش دادن. یعنی عقیده و نظرمان را نگه داریم تا زمانی که به طرف مقابل اجازه دهیم بفهمد که احساساتش را عمیقا درک کنیم حتی اگر تمام حرفهایش را به درستی نفهمیم.

    همسر

    با نرمی و مهربانی حرف بزنیم:  هر چه یک نفر بیشتر داد بزند کمتر حرفهایش شنیده می شود. حتی اگر همسرتان داد و فریاد بکند نیازی نیست که شما هم این کار را بکنید. با پایین نگهداشتن تن صدای خود این امکان را فراهم می کنید که طرف مقابل به جای اینکه به سر و صدای اطرافش واکنش نشان دهد به طور عمیق روی حرفهای شما متمرکز شود.

    کنجکاو باشید نه تدافعی: دفاع کردن از خود با اعتراض شدید و تاکید بر بی گناهی و یا با به هم ریختن وسایل و ...، کشمکش و دشمنی و ستیز را بیشتر می کند.

    به جای اینکه شرایط را بدتر کنید به دنبال اطلاعات بیشتر، جزییات کمتر و نمونه های بهتری باشید. معمولا شکایت یک نفر بر یک پایه و اساسی استوار است. وقتی که به طور کنجکاوانه با یک شکایت و غرولند مواجه می شوید فضا را برای درک و فهم بهتر فراهم می کنید.

    از موارد خاص و ویژه سوال کنید: جملاتی کلی که شامل کلماتی مثل"همیشه"،"هیچ وقت" هستند استفاده نکنید چرا که واقع گرایانه نیست و اطلاعاتی به شما نمی دهد.  وقتی که همسرتان شکایت دارد از او بخواهید به جای کلی گویی سراغ موارد خاص و نمونه های مشخصی برود و به این طریق می توانید بفهمید که او دقیقا درباره چه چیزی حرف می زند.

    نقاط اشتراک و مورد توافق را بیابید: تقریبا همیشه یک کشمکش و ستیزه وجود دارد که می تواند یک نقطه اشتراک باشد. پیدا کردن زمینه های مشترک حتی اگر این زمینه توافق داشتن در زمینه وجود یک مشکل باشد یک شروع خیلی مهم برای یافتن یک راه حل مشترک است.

    در جستجوی گزینه ها باشید:  کشمکش زمانی از بین می روند که همکاری ها شروع شوند. مودبانه پیشنهاد دادن باعث پیدایش همکاری می شود. رسیدگی با دقت به گزینه ها بیانگر احترام است. پیشنهاد گزینه های جایگزین آنچه شما گفته اید یا خواسته اید نشانگر تمایل شما برای شروع یک رابطه جدید است.

    مصالحه به مفهوم رسیدن به تعادل 50-50 نیست بلکه گاهی توافق 40-60 و حتی گاهی 20-80هم وجود دارد

    امتیاز بدهید:  امتیازهای کوچک می تواند باعث تغییر وضعیت شود. با دادن یک امتیاز کوچک فضا را برای طرف مقابل مهیا می کند تا او هم امتیازی بدهد. مصالحه به مفهوم رسیدن به تعادل 50-50 نیست بلکه گاهی توافق 40-60 و حتی گاهی 20-80هم وجود دارد.  ( مریم عطاریان- بخش خانواده ایرانی سایت تبیان )