یکسال از هدفمندی یارانه ها گذشت - کجاییم !؟

 

 دقيقا در 27 آذر سال گذشته بود كه تأثيرگذارترين سخنراني در تاريخ اقتصاد ايران در صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران ايراد شد.

در تاریخ ۲۷ آذر ۱۳۸۹، محمود احمدی‌نژاد، رئیس‌جمهوری ایران با حضور در تلویزیون دولتی ایران، آغاز اجرای قانون هدفمند کردن یارانه‌ها را رسما اعلام کرد.

بنا بر اين سخنراني تاريخي، از فردا يعني 28 آذر ماه حامل‌های انرژی، آب و نان در سراسر ایران با بهای جدید ارایه شد و طي انتشار اطلاعیه‌‌هاي شماره يك، دو و سه هدفمندي يارانه‌ها، دولت رسما اعلام کرد که بهای بنزین آزاد، از این پس، لیتری ۷۰۰ تومان و بهای سی‌ان‌جی (گاز اتومبیل) متر مکعبی ۳۰۰ تومان خواهد بود. قیمت گازوئیل آزاد هم در این اطلاعیه لیتری ۳۵۰ تومان اعلام شده‌ است.

ادامه نوشته

گدا  -   داستانی از غلامحسین ساعدی

 

داستانی بنام گدا

 

در ادامه مطلب مطالعه نمایید

ادامه نوشته

پیشکش و ارزش

 

پیشکشی اگر برای کسی دارید ( برای هرکسی بجز پدر و مادر ) مطمئن باش که قدرش را می داند و ارزشی برایش قائل است ؛ از خدا خواسته که تو چنین کار و پیشنهادی داشته باشی یا اگر خدا خواسته نیست برای این که تویی قبول کند

وگرنه صدای کوچک شدن و پایمال شدن خودت ، نفست ، غرور و عشقت را می شنوی که دارد خوردت میکند ، آن وقت ....

 

برداشت و عقدیده شخصی من هست

برداشت کلی و خاصی نشود

نگویم باید بنویسم!؟

شناخت

 

استوار ماندن و زیر هر باری نرفتن ، دین من است.    دکتر شریعتی

همیشه خواسته ام که چنین جمله ایی را جامه عمل پوشانم که نتوانسته ام ؛ اما خوشحال نیستم که نتوانسته ام ؛ خوشحالم از اینکه حداقل می دانم که نتوانسته ام !

معتقدم که همه انسان ها دارای نواقص، کمبود ها ، روحیات ، ویژگی های و توانایی های خاصی اند و من هم زیر مجموعه این اعتقاد خود می باشم. این اصل، کلی است. اما کمتر انسانهایی خود را می شناسند و تعریفی از خود نـدارند. ( شاید حزب باد به این افراد گویند (!) )

مقدمه ایی بود برای این که بگویم دوست دار شناخت و پایداری بر اصول بوده و هستم ، شاید کمبودهایی باشد اما راه اصلی مان این است. 

با اینکه : شکست خورده ایم ، زمین خورده ایم ؛ بدی دیده و در حقمان ظلم و جور شده ؛ نادان بوده ایم ؛ غرور داشته و بیش از اندازه به خود بالیده ایم ،  تفریح خواب شلوغی و خنده و مسخره بازی ، پول درآوردن درس خوندن ، حرص خوردن و حرص داشتن ، دلهره انتظار ، دوستی قهر تا قیامت آشتی ، عاشق شدن متنفر شدن ، خجالتی و پرور بودن ، کار تلاش فکر نان حلال، محرم و نامحرم ، ذوق زدگی و سرکوفت خوردن، حساسیت به سیگار و هر نوع دود، نماز خوندن و قضا شدن و دوباره بجا آوردن، زیارت ، مسافرت ، شمال جنوب کردستان و خراسان رفتن، حسرت دیدار و سلام ، استخدام شدن خوشت نیامدن و دوباره بیرون آمدن و جایی دیگر استخدام شدن، آروزهایی به اندازه آسمون ، چندتا دوستم داری؟ ۵ تا شنیدن، مادر پدر خواهر و برادر+پیمان برادری  ؛ قسط وام قرض قوله چک سفته، ماشین، بنزین، روزنامه ، سایت ، وبلاگ ثانیه، آپدتودیت بودن، سوتی، عید محرم رمضان و تابستان و زمستان و بهار و خزان، آقا معلم اجازه، درس مشق شب ، شب امتحان، استرس، کارنامه، سال بعد دوباره، ابتدایی راهنمایی دبیرستان و دانشگاه ها، کلاس مختلط، مسیر دور، غربت، خیانت دیدن و خیانت کردن، دل شکستن و دل شکسته شدن، نوشتن ، یادگاری سوغات هدیه خریدن و گرفتن، دنبال خانه بودن، شنیدن دیدن گفتن بحث گفتمان، دنیای ایده آل و...... رادیده ایم و در زندگی داشته ایم و تجربه کرده ایم

اما اینکه چرا خود را نشناخته ایم عجیب است !؟   شاید شناخت معنای دیگری دارد و ما نمی دانیم؟

 

حاضرین به غائبین اطلاع دهند!

 

معاهده وستفالی، تشکیلات فراماسونری، بیلدربرگ و تجزیه امت محمد(ص)


 

معاهده وستفالی، تشکیلات فراماسونری، بیلدربرگ و تجزیه امت محمد(ص(

 

 روزگاریست تا سخن از توطئه، دست انگلیس، صهیونیسم جهانی و نظایر این به میان می آید مدعیان روشنفکری و هرآنکه به نحوی از انحاء در دایره روشنفکری قرار گرفته و هدفی جز گسست از سنت و ورود به دروازه مدرنیته را در ذهن نمی پروراند با دستاویز قرار دادن تئوری "توهم توطئه" که ناگفته پیداست خود بیش از هر کس دیگر گرفتار آن هستند(نیازی به توضیح ندارد که مدعیان تئوری "توهم توطئه" به دلیل اصرار بر عدم وجود توطئه خود بیش از دیگران به توهم دچار هستند) مدعیان وجود توطئه را محکوم به کج فهمی از تفسیر پدیده های داخلی و بین المللی می نمایند. سخن راندن از وجود توطئه گران جهانی که برای تمام سیاستهای جهانی تا بدانجا که امکانات و توانشان اجازه می دهد برنامه ریزی میکنند متاسفانه در دوران بعد از انقلاب اسلامی و به طور ویژه در محافل آکادمیک(که کارویژه ای جز نقد و موشکافی پدیده ها و عیان ساختن چرایی تجلی یک پدیده را ندارد) همواره مورد نکوهش اساتیدی که غالبا در فضای حکومت پوزیتیویسم و تجربه گرایی بر عرصه علمی غرب آموزش دیده اند قرار گرفته و می گیرد. در این شرایط خفقان علمی که ترویج سکیولاریسم سرآمد دیگر آموزه ها به ویژه آموزه های اسلامیست مجالی باقی نمی ماند تا سخن از توطئه انگلیس، صهیونیسم و . . . به میان آورد.

اما چرا و با کدامین تکیه گاه اینگونه بر نظریه وجود توطئه در بسیاری از پدیده های جهانی و داخلی به ویژه در کشورهای جنوب تاخته میشود؟

برای پرداخت به این موضوع در ابتدای امر یاد صحبت استاد برجسته روابط بین الملل دانشگاه تهران[1] می افتم. ایشان می گفت:


متن کامل در ادامه مطلب

ادامه نوشته

عقد اخوت ؛ پیمان برادری


خیلی جالبه که چشم باز کنی و ببینی تو اوج جوونی یه برادر داری

عقد اخوت را می گویم که فارسی می شود : پیمان برداری

تازه تجربه اش کرده ام


بسم الله الرحمن الرحیم
واخَیتُکَ فِی اللهِ وَ صافَیتُکَ فِی الله و صافَحتُکَ فِی الله و عاهَدتُ اللهَ وَ مَلآئِکَتَهُ وَ کُتُبَهُ وَ رُسُلَهُ وَ اَنبیآئَهُ وَالأئِمَةَ المَعصومینَ عَلَیهِمُ السَّلام عَلی اَنّی اِن کُنتُ مِن اَهلِ الجَنَّه وَالشَّفاعَه وَ اُذِنَ لی بِاَن اَدخُلَ الجَنَّه لا اَدخُلُهآ اِلاّ وَ اَنتَ مَعی (آنگاه برادر مومن بگوید) قَبِلتُ (پس بگوید) اَسقَطتُ عَنکَ جَمیعَ حُقُوقِ الأُخُوَّه ما خَلا الشَفاعَه وَالدُّعآءَ وَ الزِّیارَه.
و چیزهایی که خودمان بهش اضافه کردیم


نمی تونم ازش بیشتر بنویسم. ولی تجربه کنید

در این باره بیشتر بخوانید :

  عقد اخوت ؛ پیمان برادری

چگونه عقد اخوت بخوانیم

ادامه نوشته

گفتاری از آیت‌الله جوادی آملی : برخی از رازها و اسرار عاشورا و کربلا

 

امام حسین تشنه لبیک بود نه آب

کاش به جای نشان دادن زخم هایش ، افکارش را به ما می آموختند

 

این جمله ایست که مخاطبان وبلاگ همه ساله با سالگرد شهادت سالار شهیدان اباعبدالله الحسین (ع) در ثانیه می بینند. امسال هم این مساله با دیدن صحنه هایی ناشایست و نا عاقلانه ، بدعت وار و خرافی در ذهنم همچون خوره به جان ام افتاده بود.

مساله های اجتماعی و مشکلات مرتبط و جوانانی که فقط خود را خسته می کنند از معرفت جاری کام نمیگیرند و ... هرساله شاید بیش از پیش باشد و شاید ما بــَد شده ایم و بد می بینیم. انشاءالله که چنین است

کمبودهایی از اسرار کربلا ، اهداف شهدای کربلا و پیام عاشورا ، عاشورای دوم و قیام حضرت زینب (س) همیشه محسوس بوده است و حس وحال شاید جای آن را گرفته ؛ و همیشه در این پنـدارم که کسانی هیئت ها را پر کرده و دسته های عزاداری را تشکیل می دهند و ... که گناه کرده و مشکلات دیگر (که از نام بردن آن می پرهیزم) را ایجاد می کنند

و نبود روح ِ معنوی این فضا و خلایی که اشک از چشمان گرفته و آه مان را به آسمان می برد.. صحنه هایی که سوهان روح و اعصاب می شوند و فکر هایی که انتهایی نـدارد. اما بدلیل عدم علم و آگاهی و اشراف کامل بر تاریخ و حماسه و اسلام و جامعه و جامعه شناسی ، روان شناسی و فن بیان و... نمی توان اضهار نظر کاملی کرد. به همین دلیل دست به دامن بزرگانی همچون  آیت‌الله جوادی آملی می شویم

در ادامه می توانید به زبان عرفان گوشه‌هایی از زیبایی بزرگترین حماسه بشری را از آیت الله جوادی آملی بخوانید

حتما علاقمندان وقت گذاشته آن را مطالعه نمایند

ادامه نوشته

تعیین هویت «خلیج فارس» را به امارات واگذار کرده‌ایم! + چرا "استان خلیج فارس" را راه اندازی نمی کنیم

 

کوتاهی مسئولان همچنان ادامه دارد؛
 
 
تعیین هویت «خلیج فارس» را به امارات واگذار کرده‌ایم!
 
 
 +
 
 
چرا استان خلیج فارس را راه اندازی نمی کنیم ؟
ادامه نوشته

مشخصات حساس ترین و پیشرفته ترین هواپیما و پرنده جاسوسی آمریکا RQ170  چیست ؟

 

نخستین ویژگی هواپیمای جاسوسی بدون سرنشین RQ170 که باعث شده در نوع خود منحصر بفرد باشد توانایی تقریبا مهارناپذیر رادارگریزی آن است.

پایگاه خبری تحلیلی ایران هسته ای در نوشته ای به قلم علی شاهدیان، آورده است:منابع امریکایی از روز یکشنبه به این طرف انبوهی از گزارش های مفصل و دارای جزئیات منتشر کرده اند که نشان می دهد فناوری این هواپیما یکی از حساس ترین فناوری های موجود در اختیار سرویس های اطلاعاتی این کشور بوده و از اطلاعات مربوط به آن به شدت حفاظت می شده است.

این گزارش ها نشان می دهد دولت امریکا اکنون به شدت نگران تبعات سیاسی، فنی، اطلاعاتی و نظامی فرود اجباری این هواپیما در ایران است و به همین دلیل تمام ابزراهای خود را برای حداقل کردن خسارات ناشی از این موفقیت بزرگ ایران به کار گرفته است.

اکنون پرسش این است که چرا این هواپیما تا این حد برای دولت امریکا مهم است و جایگاه آن در سیستم فناوری نظامی و امنیتی امریکا چیست؟
بر مبنای مجموعه گزارش های موجود می توان مشخصات این هواپیما و دلایل حساسیت آن را به شکل زیر توضیح داد.

1- نخستین ویژگی این هواپیمای بدون سرنشین که باعث شده در نوع خود منحصر بفرد باشد توانایی تقریبا مهارناپذیر رادارگریزی آن است. اطلاعات موجود نشان می دهد این هواپیما توسط رادارهای معمولی برد بلند (حتی انواع بسیار پیشرفته آن) به هیچ وجه قابل رهگیری نیست و رادارهای برد کوتاه VHF نیز تنها در صورتی قادر به مشاهده آن –آن هم به سختی- هستند که هواپیما کمتر از 40 کیلومتر با آنها فاصله داشته باشد؛ اتفاقی که وقوع آن تقریبا محال است. ویژگی رادار گریزی این هواپیما ناشی از پوشش بسیار مخصوصی است که تمام سطح آن را پوشانده و بسیاری از کشورهای جهان از جمله روسیه و چین سال های طولانی است که به دنبال دست یابی به فرمول و مشخصات ساختمانی آن هستند. روزنامه نیویورک تایمز در تحلیل به قلم ویلیام براد و دیوید سانجر که روز دوشنبه 14 آذر 1390 منتشر شده، درباره توانایی رادار گریزی هواپیمای RQ170 نوشته است: «به گفته مقامات امریکایی، یک نمونه رادار گریز این هواپیمای بدون سرنشین اوایل امسال ساعت ها در ‏موارد مکرر بر فراز مخفیگاه اسامه بن لادن در ابت آباد پاکستان پرواز کرد بدون آنکه بوسیله ‏سامانه های دفاع هوایی پاکستان مورد شناسایی قرار گیرد». این روزنامه ادامه داده است: «ماه ها گزارش هایی، همگی تایید نشده، ‏منتشر شده است که از همان هواپیما مرتبا بر فراز ایران و احتمالا با هدف شناسایی مراکز هسته ای یا ‏موشکی مخفی استفاده می شده است». همچنین لولیتا سی بالدور، در گزارشی برای آسوشیتدپرس از واشینگتن در روز سه شنبه 15 آذر 1390 نیز او قول لورن تامپسون، تحلیلگر دفاعی موسسه لکسینگتون در ویرجینیا در این باره می نویسد: «این هواپیماها طوری طراحی شده اند که بتوانند به مکان هایی بروند که دیگر ‏هواپیمای باسرنشین یا بدون سرنشین نمی توانند به آنجا بروند. این هواپیما به ویژه طوری طراحی شده ‏است که ردیابی و هدف قرار دادن آن توسط دشمنان بسیار دشوار باشد». یک کارشناس فنی به «ایران هسته ای» عامل اصلی رادارگریزی این هواپیما رنگ مخصوص بدنه آن است.

2- دومین ویژگ این هواپیما که انتقال آن به ایران نگرانی بسیار جدی امریکایی ها را برانگیخته آن است که این فناوری RQ170 شباهتی جدی به فناوری بمب افکن های B-2 و همچنین جنگنده بمب افکن F-35 دارد که جزو پیشرفته ترین و در عین حال محرمانه ترین فناوری های نظامی امریکا محسوب می شود.

3- سومین ویژگی هواپیمای بدون سرنشین امریکایی که در اختیار ایران است، مربوط به موتورهای بسیار پیشرفته آن است که عملا به آن امکان می دهد به جای چند ساعت، چند روز در در هوا باقی بماند. جان پایک از اندیشکده گلوبال سکیوریتی در این باره به لولیتا سی بالدور گزارشگر آسوشیتدپرس از واشینگتن رد روز 15 آذر 1390 گفته است: «کلید موفقیت آمریکا در مورد هواپیماهای رادارگریز، موتورهای کم مصرف آنها است که به آنها ‏امکان می دهد به جای چندین ساعت، روزها در هوا بمانند».‏

4- ویژگی چهارم هواپیمای RQ170 مربوط به توانایی های جنگ الکترونیک آن بویژه در دو حوزه خاص است. نخست اینکه این هواپیما می تواند مجموعه ارتباط رادیویی با سیم و بی سیم در اطراف منطقه پروازی خود را تا شعاعی بزرگ شنود کند و دوم اینکه قادر است در منطقه پروازی خود در صورت لزوم اختلالات الکترونیکی وسیع ایجاد نماید.

5- ویژگی پنجم هواپیمای بدون سرنشین RQ170 استقرار رادارهای فوق پیشرفته «سار» بر روی آن است که هیچ نمونه مشابهی در جهان ندارد. منابع غربی نام این رادار را AESA ذکر کرده اند.

6- ششمین ویژگی این هواپیما مربوط به دوربین ها، لنزها و سنسورهای نصب شده بر روی آن است که به آن یک توانایی منحصر بفرد تصویر برداری جاسوسی می دهد. این دوربین ها دارای توان تصویر برداری با وضوح بسیار بالا در هر شرایط جوی و همچنین دارای قدرت تفکیک منحصر بفرد هستند.

 
ادامه نوشته

پیگیری وعده های مسئولین

راه اندازی سرویس "پیگیری وعده های مسئولین " کاری بسیار بسیار مفید و لازم بود که توسط خبرگزاری تابناک.آی آر انجام گرفته است


پیگیری وعده های مسئولین

http://www.tabnak.ir/fa/services/4


فقط امید وارم که سیاست بازی های خاص آن را اداره نکنند و فقط خواسته عموم مردم ایران را آزادانه  و جوانمردانه پیگیری نماید

برگشتیم از مسافرت مشهد ..

برگشتیم از مسافرت مشهد .. 

جایتان خالی

مشهد هستم الان


برنامه سین من در مشهد :

زیارت

سیاحت و گردشگری

خرید کتاب و مجله

زیارت (!)

مطالعه لهوف سید بن طاووس

و مجله شبچراغ پیرامون دکترعلی شریعتی

و زیارت و دعا و شکر خدا



به یاد همه دوستان و آشنایان بودیم و دعای خیری از این درگاه بی کران برایشان داشتیم

خصوصا علی دوست و برادر عزیزم


باید برگردم هتل تا بعد شام بریم حرم رضوی - فعلا

راهی مشهد الرضایم ...

 

فرا رسیدن ماه محرم را به عموم شیعیان جهان تسلیت عرض میکنم

.

.

راهی مشهد الرضایم ...

شــُـــــکر دوباره طلبیده اند و سعادتی نصیبمان شده.

شــُـــــکر

آری بسیج شجره طیبه است ...

 

از آن دسته ای ام که قبول دارم "بسیج شجره طیبه است" ؛

اما نقد هایی هم بر آن وارد است. نقدهایی بس سنگین و بجا. بسیج الان باید پالایش شود

یک بازنگری بر مدیریت . بدنه . کارها و... ؛ بیشتر لازم نمی بینم

هفته بسیج گرامی باد

حسود می شویم یا ...

 

یکی از مهمترین مباحث دنیای ما و رابطه بین انسان ها در اجتماع ؛ حسد و حسود بودن است

براتون مطمئنا پیش آمده و چشیده اید ؛ چه شما حسودی کرده باشید و افراد حسود نسبت به شما حسودی کرده اند


نمی خواهم گناهان و عواقب حسود بودن رو بیان کنم و هیچ اندرزی خدمت شما گرامیان ندارم


فقط یک نکته :


دوست شما در یک کار ( ورزش - کار - مطالعه - درآمد و... ) از شما پیشی می گیرد ؛ به موفقیت های هر روزه ای دست می یابد ، به ناخودآگاه حس و دیدگاهی بدو می یابید که قبلا وجود نداشته است

در این هنگام شما دو حس نسبت به او خواهید داشت :

1

حسود می شوید : آنگاه نمی توانید پیشرفت های او را ببینید ؛ اعصابتان خورد می شود ، به کارهایی ناخوشآیند دست می زنید و.... و از همه مهمتر مانع تراشی میکنید برای پیشرفتهای او تا او شکست بخورد. این می شود که شما حسود می شوید

2

گاهی می شود فهمین اینکه عقب مانده ایم و کم گذاشته ایم و ... : در این مواقع هم اعصابتان خورد می شود ِ شاید نتوانید همیشه تاب پیشرفت هایش را داشته باشید ، همه اش می خواهید جلو بزنید اما و اما هیچ گاه جلوی پیشرفت او را نمی گیرید و سنگ اندازی نمی کنید

 

حس و حال اول و دومی تقریبا یکی هستند اما اقدامات آدمی متفاوت ؛ اگر تلاش های او را ببینید و رقابت درونی داشته باشید ، این مفید و سازنده است و شاید رمز تکاپو ؛؛ اما اگر  مانع پیشرفتش شدید می شود حسادت

. . .

آی دزد، دزد زندگی‌ات کدام است؟

 

آی دزد، دزد زندگی‌ات کدام است؟

 

- به من بگو، از کجا شروع شد؟

- نمی‌دونم، دیگه نمی‌دونم، خیلی وقت گذشته، حالا دیگه خاطره‌ای از اون زمون‌ها ندارم. من تو پرتقال به دنیا اومدم، تو اریسیرا، اون وقت‌ها یه روستای کوچیک ماهیگیر‌ها بود، نزدیک لیسبون، سفیِد سفید، لب دریا. بعد پدرم به دلایل سیاسی مجبور شد اون‌جا رو ترک کنه و با مادر و عمه‌ام تو فرانسه ساکن شدیم. و من دیگه هیچ‌وقت پدربزرگمو ندیدم. ولی اونو خوب به یاد می‌آرم، ماهیگیر بود. برام قصه می‌گفت، ولی حالا من تقریباً دیگه پرتقالی حرف نمی‌زنم. مثل یه شاگردبنا با پدرم کار می‌کردم. بعد اون مُرد و مادرم مجبور شد کار کنه؛ من وارد یه شرکت شدم، کار مرمت خونه‌های قدیمی، اوضاع خوب بود. اون وقت‌ها، من مثل همه بودم، یه کار داشتم، ازدواج کرده بودم، چندتا دوست داشتم، تو فکر فردا نبودم، به مریضی فکر نمی‌کردم، همین‌طور به حوادث. زیاد کار می‌کردم و پول کم بود، فقط می‌دونستم که خوش‌شانسم. بعد کارهای الکتریکی یاد گرفتم، مدارهای الکتریکی رو تعمیر می‌کردم، لوازم‌خونگی و روشنایی نصب می‌کردم، سیم‌کشی می‌کردم. از این کار خیلی خوشم می‌اومد، کار خوبی بود.
اینهایی که می‌گم اون‌قدر دورن که گاهی وقت‌ها از خودم می‌پرسم حقیقت داره؟ اون وقت‌ها واقعاً این‌طور بوده؟ اینها بیشتر یه رویا نیست که اون وقت‌ها واسه خودم می‌ساختم؟ وقتی همه‌چی اون‌قدر آروم و عادی بود، وقتی شب ساعت هفت به خونه برمی‌گشتم و درو که باز می‌کردم هوای گرم خونه می‌خورد تو صورتم، جیغ‌ و داد بچه‌ها رو می‌شنیدم و صدای زنمو که می‌اومد به طرفم و منو می‌بوسید. چون خسته بودم، قبل از شام رو تخت دراز می‌کشیدم و به سایه‌ها‌یی که لامپ رو سقف می‌نداخت، نگاه می‌کردم. به هیچی فکر نمی‌کردم، اون وقت‌ها آینده وجود نداشت، همین‌طور گذشته، فقط می‌دونستم که خوش‌شانسم.

- و حالا؟

- آه، حالا همه‌چی

ادامه نوشته