امشب پیامی از یک دوست برای من رسید:

دوم آذرماه زادروز مردی که حرف های زیادی داشت برای نگفتن بر دوست دارانش مبارک..
 
 
«حرفهایی برای نگفتن» نشانه ای کافی بود که باید استاد دکتر علی شریعتی بیافتم. مردی که بسیار درباره اش گفته اند و نوشته اند و ستایش کرده اند و به او تاخته اند.
 
قبلا در وبلاگ ثانیه، درسال 1388 یعنی 6 سال و 5 ماه قبل، مطلبی درج کرده بودم:
 
 
بعدها آزادی حجاب را از نگاه او درج کرده بودم
 
و بعد از آن هم به «شاندل» پرداخته بودم. بعد هم از نگاه این استاد فقــر را خواندیم و آموختیم
 
امروز هم مطلبی از پسرش دکتر احسان شریعتی شریعتی خواندم: 
 
.
 
و من امروز قصد ندارم از او بنویسم. او را نمی توان فراموش کرد، برای من، دکتر علی شریعتی و کتابهایش، یکی از تاثیر گذارترین اتفاقات زندگی ام بود. هنوز کتابهایش در گوشه کتابخانه ام، خودنمایی می کند و حضور دارد. هنوز هم با نیایش های دکتر خلوت می کنم و مسئول را از نگاه او مرور می کنم. 
 
هر چه بود، تاریخ ایران باید به داشتنت ببالد و آموخته ها و نگاهش را مهم بشمارد. حتی اگر مخالف آن باشد.
اندیشه ها، ارزشمندند، به ویژه که اگر دلسوزانه و برای ملت و وطن باشد.