واژه نوروز - هفت سين

در باره واژه نوروز

اساس اشتقاق نوروز يا نو و روز

آنگاه كه در پگاه نخستين بامداد از نخستين روز سال نو نقاب شب از پرده آسمان فرو مي افتد و خورشيد درخشان رخساره دلرباي خود را برگيتي و باشندگان آن مي نماياند و آنگاه كه نخستين نسيم بامداد بهاري با بوي خوش نو گلان نو شكفته آذين بخش گستره سبز چمنزارها و مرغزارهاست و غنچه هاي به ناز آرميده در پرنيان سبز نو برگ ها به بانگ و ترانه مرغان به بزم رفته در اوج آبي آسمان نرم نرمك ديده مي گشايند، نوروز، روز نو، روز تازگي و طراوت، روز تولد دوباره گيتي اغاز مي شود، روزي كه تعلق خاطر طبيعت با رنگ سبز است و هستي مفهومي از ميلاد.

آيين و جشن ديرپاي نوروز به عنوان بزرگترين جشن ملي ايرانيان در اصل يكي از دو جشن بزرگ آرياييان باستان { در كنار جشن مهرگان } است. پيرامون اين آيين كهن و ديرينه تا كنون بسيار گفته و نوشته شده و از ديدگاههاي گوناگون به ماهيت، اصل و اساس و منشا آن پرداخته شده و در حوزه هاي گوناگوني از قبيل داستان هاي ملي و مردمي،ديني اسطوره شناختي ( و تاريخي) ، فرهنگ عامه و ... توصيف و تفسير گرديده است.
در واقع نوروز فراتر از هر گونه
وابستگي ديني و اعتقادي، طبقاتي و فردي و .. متعلق به هر فرد دست كم ايراني در هر لباس و مقامي است و بي ترديد راز پايداري آن هم در همين است.

قصد بر آن است تا از نگاه زبانشناسي- يا بهتر است گفته شود واژه شناسي - تطبيقي دو واژه نو و روز كه ساختار نوروز است در زبان ها و گويش هاي مختلف بيان و بررسي شود. باتوجه به اينكه فارسي شاخه اي از زبان هاي ايراني و ان هم شعبه اي از ايراني كهن و خود شاخه اي از هند و آريائي و اين هم به نوبه خود از شعبه هاي مهم هند و اروپايي مادر است، در ذكر وبيان شواهد، اين سلسله و ترتيب رعايت مي شود.

1- نو : پهلوي زردشتي ( CPD.61) nog نو تازه جديد ، nog-roz نوروز ، (ag) nog=zad نوزاد، فارسي ميانه مانوي (WMP.63) nwg نو ، nwg-mh ماه نو پارتي ميانه مانوي (ib.63) nwg نو سغدي مانوي( قريب 6188) nwyyبودايي ( 6115)nwyمانوي، مسيحي ( 6018) ( h) nwy نو مسيحي (6125) nwc( 6172) nwy نو ، نوين ( 6187) ( nwy(t) نو مذهبان، غسل تعميدشدگان، نوشدگان، مانوي( 6130) nwgrwc نوروز( 5825) nwsrdyc ماه اول سال ( بيروني: نوسرد)، ( 6183) nwym( 5828) my nwy( 5830) nwyswncmy ماه نو ختني س( DKS.176) - navaka نو آموز، نوچه ، ( 189) nuvaraنو ( 193)nauha نو nauha-salye سالنو سغدي مانوي ( 7788) ptnwk(w)ptnwy(y) دوباره از نو مسيحي ( 6108) nwqrqy نوآوري، تجديد نظر اوستايي ( AIW.1044) nava نو ، تازه ، جديد nava.mahya-(1046) ماه نو ، پشتو nawai نو شغني naw,nuيزغلاميnugسريكلي nujارموري nyow,nuwپراچي no نو يدغه اي nowoyoسنگيچي nuwok نو nauroz(a) نوروز آسي ديگوري، ايروني nog,nuog,nauag نو ارمني عاريتي nauasard نخستين ماه سرياني عاريتي nausard-a انگور زودرس nausarder نخستين يكشنبه سال نو ، آرامي عاريتي nwsrdy سال نو ايغوري عاريتي nwsroyc ماه اول سال و ....

2- روز : پهلوي زردشتي ( CPD.72) roz روز مشتقات rozag روزه rozgar زمانه، روزگار. روزي roz-saban روز و شب شبانه روي ، rozwarag روزانه فارسي و پارتي ميانه مانوي روز فارسي ميانه مانوي rwzروز rwcyst, rwcدرخشيدن ، rwcgدرخشان، rwcgروزه پارتي ميانه مانوي، درخشيدن، روشن شدن و...

------------------- - - - - - - - ------------------

هفت سين

اعضاى خانواده همه در تب و تابند، تا ساعت تحويل سال نو اندکى بيشتر نمانده ، دختر خانواده با نگرانى سفره هفت سين را مى نگرد ، گاه چيزى را اندکى جابجا مى کند، زاويه آيينه را تغيير مى دهد تا قرآن و سبزه در دل آن بنشيند، همه اعضاى خانواده به دور سفره عيد مى نشيند و سال نو را با صميمت آغاز مى کنند.
نوروز
درپاى سفره ايى که اجزاء آن همگى راز آلود و زيبايند آغاز شده است ؛ سنت زيبايى که خانواده را ملزم مى سازد در اين لحظه همه در کنار يکديگر قرار گيرند نقش برجسته و مهمى در وفاق و همبستگى ميان اعضاء خانواده دارد به ويژه اهميت اين سنت وقتى آشکار مى شود که در جوامع امروز با کمرنگ شدن ارزش و اهميت خانواده روبرو هستيم. ژ
اجزاء
سفره عيد يا سفره هفت سين و نماد آن اجزاء چيست؟ از کجا آغاز شده و چگونه به ما رسيده است؟ سفره هفت سين با نوروز پيوند نا گسستنى دارد و جزيى از آن است. گذشته نوروز و نقطه آغازين آن چندان مبهم و به افسانه آميخته است که براى يافتن چرايى آن جز توسل به اسطوره ها و افسانه ها راهى باقى نمى ماند.

امروزه اين خوان نوروزى در اقصى نقاط کشور گسترده مى شود: " سفره ايى محدود به ترکيب لغوى سين درهمه جا رايج نيست اما اصل گسترش سفره عموميت دارد. چه در تمام شهرها و روستاهاى ايران گسترده مى شود... اين خوان مجموعه اى است بسيار متنوع از آنچه که در زندگى به آن محتاج‌اند"(1)
برخلاف تصور عامه که هفت سين را فراگير و همگانى مى دانند انواع
ترکيبات ديگر با عدد هفت در کشورمان رايج است مانند هفت شين که درميان هموطنان زرتشتى رواج دارد: بعضى هفت سين را در اصل هفت شين مى دانند: شراب و شکر، شهد و شير ، شمع و شمشاد و شانه يا شايه ( ميوه) و برخى آن را صورت دگرگونه هفت‌چين مى آورند يعنى هفت چيز چيده شده از درخت. اين سنت ارزنده چنان مسخ شده که هفت ميم نيز بر سر سفره نهاده‌اند: مرغ، ماهى، ميوه، ماست، مربا، مسقطى و ميگو"(2) چنانکه بر مى آيد در سفره عيد آنچه مشترک است عدد هفت است و آينه و کتاب مقدس ( در ميان مسلمانان قرآن و زرتشتيان اوستا ) و البته آب و ماهى زنده در درون آن .

عدد هفت عددى مقدس در نزد ملل مختلف است و از جمله در ايران به دلايلى اين عدد مقدس شمرده مى شده است: هفت آسمان، هفت شهرعشق، هفت خوان رستم و هفت سين يا شين يا ميم سفره عيد از حضور مستمر اين عدد در سنن و عقايد اين ملت حکايت دارد. " هفت نزد ايرانيان عدد مقدسى است و با هفت امشا سپندان يا هفت جاودانه مقدس ارتباط کامل دارد"(3)
امشاسپندان يا جاودانان
مقدس، مقدسان بى مرگ يا جاودانان پاک، صفات پاک اهورامزدا هستند و نامهايشان به ترتيب عبارتند از: ( واژه ها به صورت فارسى آمده نه پهلوى و اوستايي)؛1- بهمن 2- ارديبهشت 3- شهريور 4- سفندارمذ يا اسفند 5- خرداد 6- اَمـِرتات يا امرداد يا بنابر غلط مشهور مرداد. " آنچه از اوستا بر مى آيد در راس اين شش امشاسپندان گاه "سپنته مئينيو" قرار داشته و گاه اهورا مزدا، و با اين افزوده عدد هفت را کامل مى کرده اند.همچنين گاه به جاى اهورا مزدا، ايزد سروش را براى کامل کردن عدد هفت افزوده اند"(4)

متاسفانه تاکنون ميان
اجزاء هفت سين ( آنچه بيشترين فراوانى را ميان ملت ايران دارد) و هفت امشاسپند ارتباط معنايى يافت نشده است : وهومن يا بهمن به معناى انديشه نيک اشه وهيشته يا ارديبهشت به معناى بهترين و بالاترين راستى و پاکى خشثروئيريه يا شهريور با معناى بهترين و بالاترين راستى و پاکى سپنته آرمئى تى يا سفندارمذ ( اسفند) فروتنى مقدس هئوروتات يا خرداد: رسايى و تندرستى امرتات يا بيمرگى ( الف در اول کلمه امرتات نفى کننده است مرداد به تنهايى به معنى مرگ و نيستى است) "

اگر در درازاى زمان " هفت سيني " يا هفت ميوه يا گل يا سبزى که با سين آغاز مى شوند و هر يک با نشانه اى از با رورى و تندرستى تلقين شده اند، در آنجا بايد پاى ذوق لطيف ايرانى را جستجو کرد. آن چيزهايى که امروزه، خوان ما را زنيت مى بخشد و همه اهل خانه را به جهانى از شادى و سرسبزى فرا مى خواند چيست، سبزه نو دميده است و سنبل خوش بر و خوش بو، سيب که ميوه اى بهشتى نام گرفته است و نمادى از زايش است ، سمنو اين مائده تهيه شده از جوانه گندم که بخشى از آيين هاى باستانى را ياد آورى مى کند.سنجد که بوى و برگ و شکوفه درخت آن محرک عشق و دلباختگى است. سير که از دير زمان به عنوان دارويى براى تندرستى شناخته شده است، دانه هاى سپند(اسفند) که نامش به معنى مقدس است و دانه هاى به رشته کشيده آن زينت بخش خانه هاى روستايى و دافع چشم بد. ما بر اين خوان آيينه مى گذاريم که نور و روشنايى مى تاباند، شمع مى افروزيم که روشنايى و تابش آتش را به ياد مى آورد ، تخم مرغ که تمثيلى از نطفه و بارورى است، کاسه آب زلال به نشانه همه آبهاى خوب جهان و ماهى زنده در آب به نشانه تازگى و شادابى ."(5)

با مقايسه اى ميان معناى نام امشاسپندان ( که نام 6 ماه از سالهاى شمسى نيز هست) و کنايات و استعاره هاى اجزاء سفره هفت سين آشکار مى گردد که جز سپنته و اسفند که تنها تکرار واژه است اين‌دو ارتباط ديگرى با يکديگر ندارند و اين ناشى از مسخ و قلب اين سنت کهن در طى اعصار طولانى است.

به هر روى تنها مى توان گفت که خوان نوروزى که اجزاء آن با عشق چيده شده است ، بر رخسار زيباى محبت و مودت خانوادگى زيبايى طبيعت و رنگ هاى اعجاب آور آن را هم خواهد افزود .

چرا که نوروز جشن طبيعت و
جشن نوشدن زندگى است.

پى نوشتها:
1- دکتر برومند سعيد جواد نوروز جمشيد ص 326  -- 2- همان ص 328  -- 3- همان327  --  4- رضى هاشم ، دانشنامه ايران باستان ج 1 صص 40و339 --  5- آموزگار ژاله ، کلک بهمن واسفند 1370 ش 24-23 دانشنامه مزديسنا تاليف دکتر جهانگير اوشيدري

چهارشنبه آخر سال ؛ چهارشنبه سوری است نه چهارشنبه سوزی


اگر باور کنیم که چهار شنبه آخر سال
چهارشنبه سوری  است  نه  چهارشنبه سوزی
از بسیاری مشکلات و حوادت پیشگیری نموده ایم !

در ادامه بحث قبلی {چهارشنبه سوري} : اقوام ايراني از ديرباز پايبندي به آيين و سنن كهن را به عنوان يكي از ويژگي‌هاي هويتي خود حفظ كرده و در پايداري آن كوشيده‌اند، چرا كه پاسداشت آيين‌ها، ايرانيان را گرد يكديگر آورده و پيوندي ناگستني در ميان آنان پديد آورده است

ا
كنون كه در آستانه آغاز سالي ديگر قرار داريم، مردم مسلمان ايران آماده برگزاري جشن و شادمانيچهارشنبه سوری - چهار شنبه آخر سال هستند تا روحي تازه و با نشاط در كالبد جامعه دميده شود و در اين ميان بايد نگاه ويژه‌ايي به «چهارشنبه آخر سال» داشت، چرا كه ايجاد انحراف در فرهنگ و باورهاي مردم، همواره به عنوان عاملي در جهت از بين بردن هويت ملي ـ مذهبي ايرانيان مدنظر دشمنان اين مرز و بوم قرار داشته است
از مصاديق اين انحراف مي‌توان به ورود قاچاق مواد محترقه و انفجاري كه فاقد استانداردهاي لازم نيز هستند، اشاره كرد.
در اين ارتباط عده يي سود جو وفرصت طلب هم با سوء استفاده از احساسات پاك كودكان ،نوجوانان و جوانان و نياز مندي شان به شادي و شعف شرايطي را فراهم مي آورند كه اين گروه هاي سني را در معرض خطر جاني قرار مي دهد

از نگاه ديگر اقداماتي كه اين افراد انجام مي دهند ،زيرپا گذاشتن حقوق جامعه شهروندان است چرا که هم اموال عمومي و شخصي را با خطر تخريب مواجه مي کنند و هم زمينه ساز بروز فاجعه هاي انساني مي شوند. ضمن اينکه از تبعات استفاده از مواد محترقه قاچاق و غير استاندارد نمي توان گذشت که خود هزينه هاي سنگيني را چه به لحاظ مالي و چه به لحاظ روحي در خانواده ها و جامعه ها بر جاي مي گذارد.

لینکهای مرتبط با این مطلب :
چهارشنبه سوری  - مقاله ای کامل در این خصوص - {متن کامل مورد تایید ثانیه نمیباشد !}
رویکرد اجتماعی پلیس به مراسم چهارشنبه سوری
چهار شنبه سوری و ... {کاریکاتور}
هشدار سازمان آتش نشاني تبريز : شيريني آخرين چهارشنبه سال را با بي احتياطي " تلخ " نكنيم
چهارشنبه سوری ایرانی (بوته سوزی)

فراموش نـکنیم که ما ایرانیان سنت های کهن و شیرین و شادی داریم. در همین مراسم چهارشنبه آخرسال ؛ ما مردمان ایران زمین سنت های دیگری نیـز بغـیر از بوته سوزی داریم {که به اختصار در مطلب آخیر اشاره شده اند}
دوستان و ایرانیان عزیز؛ بر آن باشیم تا سنت های دیگر این روز خجسته را فراگیریم و بیاموزیم تا سنتهای دیرین این سرزمین به دست فراموشی سپرده نشده و فرهنگ بیگانه غالب بر آنها نـشود.

آخر سالی خوب و سرشار از شادی و سـرور برای هم میهنان و پارسی زبانان عزیز آرزومندم.

خجسته ميلاد پيامبر اعظم (ص)  و  امام جعفر صادق (ع) برمسلمانان مباركباد

 

- - - - - - - - - - - - - -  پيامبر اعظم (ص)  - - - - - - - - - - - - - - 

ستاره اي بدرخشيد و ماه مجلس شد - - - دل رميده ما را انيس و مونس شد
نگار من كه به مكتب نرفت و خط ننوشت - - - به غمـره مسئله آموز صد مدرس شد

حضرت محمّد(صلى الله عليه وآله وسلم)، فرزند عبداللّه بن عبدالمطّلب بن هاشم بن عبدمناف، در مكّه به دنيا آمد. پيش از ولادت، پدرش عبداللّه درگذشته بود.
محمّد(صلى الله عليه وآله وسلم) شش سال داشت كه مادرش آمنه را نيز از دست داد.
او تا هشت سالگى زير سرپرستى جدّش عبدالمطّلب بود و پس از مرگ جدّش در خانه عمويش ابوطالب سُكنا گزيد.
رفتار و كردار او در خانه ابوطالب، نظر همگان را به سوى خود جلب كرد و ديرى نگذشت كه مهرش در دلها جاى گرفت.
در همه احوال، متانت بيش از حدِّ سنّ و سالِ خويش از خود نشان مي‌داد.آن حضرت در سيزده سالگى، ابوطالب را در سفر شام، همراهى كرد.در همين سفر بود كه شخصيّت، عظمت، بزرگوارى و امانتدارى خود را نشان داد.
بيست و پنج سال داشت كه با خديجه دختر خويلد ازدواج كرد.
محمّد(صلى الله عليه وآله وسلم) در ميان مردم مكّه به امانتدارى و صداقت مشهور گشت تا آنجا كه همه، او را محمّد امين مي‌خواندند.
در همين سنّ و سال بود كه با نصب حجرالاسود و جلوگيرى از فتنه و آشوب قبايلى، كاردانى و تدبير خويش را ثابت كرد و با شركت در انجمن جوانمردان مكّه (= حلفالفضول) انسان دوستى خود را به اثبات رساند.
پاكى و درستكارى و پرهيز از شرك و بتپرستى و بي‌اعتنايى به مظاهر دنيوى و انديشيدن در نظام آفرينش، او را كاملاً از ديگران متمايز ساخته بود.
آن حضرت در چهل سالگى به پيامبرى برانگيخته شد و دعوتش تا سه سال مخفيانه بود.
پس از اين مدّت، به حكم آيه «وَ أَنـْذِرْ عَشيرَتَكَ الاَْقـْرَبينَ»; يعنى: «خويشاوندان نزديك خود را هشدار ده!»، رسالت خويش را آشكار ساخت و از بستگان خود آغاز كرد و سپس دعوت به توحيد و پرهيز از شرك و بتپرستى را به گوشِ مردم رساند.
از همين جا بود كه سران قريش، مخالفت با او را آغاز كردند و به آزار آن حضرت پرداختند.
حضرت محمّد(صلى الله عليه وآله وسلم) در مدّت سيزده سال در مكّه، با همه آزارها و شكنجه هاى سرمايه داران مشرك مكّه و همدستان آنان، مقاومت كرد و از مواضع الهى خويش هرگز عقب نشينى ننمود.
پس از سيزده سال تبليغ در مكّه، ناچار به هجرت شد.
پس از هجرت به مدينه زمينه نسبتاً مناسبى براى تبليغ اسلام فراهم شد، هر چند كه در طىّ اين ده سال نيز كفّار، مشركان، منافقان و قبايل يهود، مزاحمت هاى بسيارى براى او ايجاد كردند.

در سال دهم هجرت، پس از انجام مراسم حج و ترك مكه و ابلاغ امامت على بن ابي‌طالب(عليه السلام) در غدير خم و اتمام رسالت بزرگ خويش، در بيست و هشت صفر سال يازدهم هجرى، رحلت فرمود .

كتاب هايي در باب پيامبـر اعظم (ص) :
نام كتاب: ختم نبوت  ؛ اثر متفكر شهيد استاد مرتضی مطهری
نام كتاب
: الگوى برتر ؛ محمدرضا تويسركانى
نام كتاب
: زندگانى پيامبر (صلى‏اللَّه عليه و آله و سلم)؛  آيت الله بهبهاني
نام كتاب
: از هجرت تا رحلت ؛ سيد علي اكبـر قرشي
نام كتاب
: آيت تطهير در كتب دو مكتب ؛ علامه سيد مرتضي عسگري
نام كتاب
: رسول الله (صلي الله و عليه و آله) الگوي زندگي ؛ حبيب الله احمدي

نام كتاب
: دولت رسول خدا صلى الله عليه و آله نويسنده : صالح احمد العلى مترجم : هادى انصارى
نام كتاب
:چهل داستان و چهل حديث از حضرت رسول خدا (ص) ؛ عبدالله صالحي

- - - - - - - - - - - - - -  امام جعفر صادق (ع) - - - - - - - - - - - - - - 

امام صادق (عليه السلام) در روز 17 ربيع الاوّل سال 83 هجرى قمرى در مدينه متولّد گرديد{بنا به روايتي} .
پدر گرامى آن حضرت، امام محمّد باقر(عليه السلام) و مادر ارجمندش امّ فروه، دختر قاسم بن محمّد بن ابي‌بكر مي‌باشد. نام شريفش جعفر و لقب معروفش صادق و كنيه اش ابوعبداللّه مي‌باشد.

شهادت آن حضرت در 25 شوّال سال 148 هجرى قمرى، در 65 سالگى، به دستور منصور دوانيقى، خليفه ستمگر عبّاسى، به وسيله سمّى كه به آن بزرگوار خوراندند، در شهر مدينه اتّفاق افتاد، و محلّ دفنش در قبرستان بقیع است.
امام جعفر صادق(عليه السلام) تلاش و كوشش خود را با مساعى علمى سخت كوشانه آغاز و حوزه فكرى و ثمربخش خويش را كه بزرگان فقها و متفكّران از آن بيرون آمدند، در صفوف امّت، افتتاح كرد، و با تربيت شاگردانى دانشمند، ذخيره علمى بزرگى براى امّت برجاى گذاشت.

بعضى از شاگردان نامى آن بزرگوار عبارتند از: هشام بن حكم و مؤمن الطّاق و محمّد بن مسلم و زرارة بن اعين و غير آنان كه هر يك چهره هاى درخشانى از تربيت شدگان مكتب آن حضرت اند.
حركت علمى او آن سان گسترش يافت كه سراسر مناطق اسلامى را دربر گرفت و مردم از علم او چيزها مىگفتند و شهرتش در همه شهرها پيچيده بود.
جاحظ در مورد امام صادق(عليه السلام) گويد:« امام صادق چشمه هاى دانش و حكمت را در روى زمين شكافت و براى مردم درهايى از دانش گشود كه پيش از او معهود نبود و جهان از دانش وى سرشار گرديد.»
هدف امام صادق(عليه السلام) از گسترش برنامه فرهنگى، چاره جهل امّت و تقويت عقيده به مكتب اسلام و نيز ايستادگى در برابر امواج كفرآميز و شبهه هاى گمراه كننده و حلّ مشكلات ناشى از انحراف حكومت بود.

تلاش آن حضرت از طرفى مقابله با امواج ناشناخته و فاسد اوضاع سياسى عهد امويان و عبّاسيان بود كه انحرافات عقيدتى آن، بيشتر معلولِ ترجمه كتابهاى يونانى و فارسى و هندى و پديدآمدن گروه هاى خطرناك از جمله غُلات و زنديقان و جاعلان حديث و اهل رأى و متصوفّه بود كه زمينه هاى مساعد رشد انحراف را به وجود آورده بودند.

امام(عليه السلام) در برابر تمامى آنها ايستادگى كرد و در سطح علمى، با همه مشاجره و مباحثه كرد و خطّ افكارشان را براى ملّت اسلام افشا نمود و از طرف ديگر، با تلاش هاى خستگى ناپذير، مفاهيم عقيدتى و احكام شريعت را منتشر ساخت و آگاهى علمى را پراكند و توده هاى عظيم دانشمندان را به منظور آموزش مسلمانان مجهّز ساخت.

امام صادق(عليه السلام) مسجد پيامبر را در مدينه محلّ تدريس خويش قرار داد و مردم دسته دسته از دور و نزديك به آنجا مىشتافتند و سؤالات گوناگون خود را مطرح و جواب لازم را دريافت مىنمودند.
از جمله استفاده كنندگان از محضر آن بزرگوار، مالك بن انس و ابوحنيفه و محمّد بن حسن شيبانى و سفيان ثورى و ابن عيينه و يحيى بن سعيد و ايّوب سجستانى و شعبة بن حجّاج و عبدالملك جريح و ديگران بودند.
امام صادق(عليه السلام) به پيروان خود فرمان داد كه به حاكم منحرف پناه نبرند و از داد و ستد و همكارى با او خوددارى كنند و به اصحاب و دوستان خود سفارش مىكرد كه در هر كار، مخفيانه عمل كنند و تقيّه را رعايت نمايند و در هر عملى كه انجام مىدهند توجّه كامل داشته باشند كه دشمنان و مخالفانشان متوجّه آن نشوند.
آن حضرت مردم را بر آن می داشت تا در شورشى كه زيد بن على بن الحسين(عليه السلام) بر ضدّ دولت امويان كرده بود، پشتيبان زيد باشند.
هنگامى كه خبر قتل زيد به او رسيد بسيار ناراحت شد و اندوهى عميق به او دست داد و از مال خود به خانواده هر يك از ياران زيد كه با او در آن واقعه آسيب ديده بودند هزار دينار داد.
و نيز هنگامى كه جنبش بنی الحسن(عليه السلام) شكست خورد، امام را حزن و اندوه فرا گرفت و سخت بگريست و مردم را مسئول كوتاهى در برابر آن جنبش دانست.

با اين حال، آن حضرت از در دست گرفتن حكومت خوددارى فرمود و اين كار را به وقتى موكول كرد كه نقش دگرگون سازى امّت را ايفا كند و در مجراى افكار امّت تأثير گذارد و انحراف هاى گوناگونى را كه واقعيّت سياسى و اجتماعى به وجود آورده بود تصحيح نمايد، آن گاه در داخل امّت عهده دار تجديد بنا شود و امّت را آماده سازد تا در سطحى درآيند كه بتوانند حكومتى را كه خود می خواهند، تشكيل دهند .

امام صادق (عليه السلام) فرمود :
( محاسبه روزانه نفس ) بر هر مسلماني‌كه ما را بشناسد سزاوار است كه در هر شبانه روز عملش را بر خود عرضه دارد و خود حسابگر خويش باشد، اگر حسنه ديد بر آن بيفزايد، و اگر گناه ديد از آن آمرزش خواهد تا اين كه روز قيامت رسوا نشود.
( بهترين هديه ) محبوبترين برادرانم نزد من، كسى است كه عيب‌هايم را به من اهدا كند !

هفته وحدت - جشن نیکوکاری

این پست در خصوص "جشن نیکوکاری" و همچنین "هفته وحدت"  تنظیم شده است .

یک تلنگـر به جشن نیکوکاری از مسعود احمدی ؛ جشن نیکوکاری یا فراموشی عدالت اجتماعی !؟

باز هم اواخر اسفند ماه باز هم جشن نیکو کاری باز هم تحریک عواطف عمومی ، هیچ از خودمان پرسیده ایم جایگاه عدالت کجاست و چرا کمتر  کسی از آن صحبت نمی کند ! چرا تا به حال آنقدرکه از نیکوکاری  و عاطفه حرف زده ایم از عدالت اجتماعی صحبت نکرده ایم؟ از امیرالمومنین علی(ع) سوال شد از این دو کدام برترند. عدالت یا سخاوت؟ امام فرمودند: عدالت هر چیز را در جای خود قرار می دهد ولی سخاوت آن را از مسیرش فراتر می برد. عدالت قانون همگانی است ولی سخاوت جنبه خصوصی دارد. بنابراین عدالت شریفتر و برتر از سخاوت است. بدون شک عدالت اجتماعى در اندیشه دینى از چنان جایگاه ویژه‏اى برخوردار است که هیچ امر دیگرى با آن قابل مقایسه نیست .البته تشویق به انفاق و صدقه از کارهای پسندیده و مورد توجه اسلام است اما نباید توجه به آن موجب گردد وظیفه اصلی خودمان را که همان برقراری عدالت اجتماعی و مبارزه با فسادهای مالی و اداری و کم کردن فاصله طبقاتی است را مورد بی توجهی و غفلت قرار دهیم.گرایش واقعی به فقر زدایی و دفاع از محرومان زمانی محقق می گردد که این قواعد در جهت گیریهای کلان اقتصادی محوریت داشته باشد و تنها از این راه است که ریشه کنی فقر بصورت واقعی میسر خواهد شد و به طور قطع اگر سیاست ها کلان اقتصادی به گونه ای باشد که اختلاف طبقاتی و فقر را تشدید کند. چاره ای جز تحریک عواطف عمومی به انفاق باقی نخواهد ماند. آری ریشه کن کردن فقر بصورت واقعی تنها با ورود همه جانبه مردم، دولت و مجلس  امکان پذیر است. ورود به این پیکار یک وظیفه اخلاقی نیست بلکه یک تکلیف الهی و شرعی  است . امروز پرداختن به اصلاح توزیع یارانه ها و تحقق قانون نظام جامع رفاه و تامين اجتماعي از  گام هايي اساسي و اوليه در جهت توسعه همگون و تحقق عدالت اجتماعي که  آرمان بلند انقلاب اسلامي بوده ، به شمار می رود و نباید لحظه ای در رفتن به این مسیر تعلل کرد.  پس بیایید  جامعه ای بسازیم که امیرالمومنین (ع) در اواخر عمر پر برکتشان ساختند . جامعه ای که بعد از شهادت آن حضرت در کوفه (بدون برگزاری جشن نیکوکاری) حتی يك فقير هم وجود نداشت.

--------------------------------------------------------------------------------

هفته ی وحدت

گرامی باد هفته ی وحدت، كه درآن میثاق ها تحكیم می شود ، پبمان ها استوارتر می گردد ، خون ها در هم می جوشد ، دست ها وبازوها درهم قرار می گیرد ، چهره ها بر یكدیگر لبخند پبروزی و صفا می زند ، قشرها همه باهمند ، امت، یكپارچه و منسجم است و شیعه و سنی، به یاد سالروز میلاد رسول گرامی اسلام، با هم و در كنار هم، در یك راه و به سوی یك هدف سرود وحدت می خوانند.

قبله ی مشترك، رسول مشترك، كتاب واحد و رهبر واحد، وحدت بخش قشرهای این امت شهید است.

گرامی باد هفته وحدت، سالروز ولادت پبامبر رحمت و مربی انسانها و سفیر گرانقدر الهی به سوی مردم.

گرامی باد هفته وحدت كه در بردارنده ولادت ششمین پبشوای شیعه است. گرامی باد هفته ی وحدت، كه خنثی كننده ی توطئه های دشمنان، درمسیر تفرقه افكنی است.

گرامی باد هفته وحدت، كه هفته نور و سرور، و ایام شادی و همبستگی است.

گرامی باد هفته وحدت كه ملت ما را منسجم تر می كند،

و امتمان را با رهبر خود پبوندی مجدد می زند،

گرامی باد این هفته كه بازوها را با هم گره زده ، توان ها را درجهت واحد و بر ضد دشمن متجاوز به كار می گیرد.

گرامی باد هفته وحدت ، كه پبام" رسالت" و ندای " امامت" رابه گوش متجاوز، به كار می گیرد.

هفته ی وحدت ، چتری مبارك ازایثار و فداكاری بر مردم است.

چشمه ساری از معرفت و شعور، در كام تشنه ی خلق خداست.

سایه ساری آرامش بخش ، دل انگیز و روح پرور برای هموطنان مسلمان ماست.

الهام بخش حركت و انسجام و اخلاص است.

زداینده ی كینه ها ، كدورت ها ، خودخواهی ها ، گروه گرائی ها ، تعصب ها ، ملیت پرستی ها ، فرقه بازی ها و تفرقه جوئی هاست.

هفته ی وحدت، ایام میثاق با خون شهیدان است.

هفته ی پبمان با راه اسلام و خط امام فقیدمان ، حضرت روح الله (ره ) است.

هفته ی درس آموزی از كلاس معلم بشریت ، حضرت ختمی مرتبت(ص) است كه به بركت میلادش چهره ی جهان دگرگون شد ، شرك ها به توحید مبدل گشت ، عبادت خدا جای اطاعت از طاغوت ها را گرفت ، نفاق ها به یكرنگی گرائید و خصومت ها و دشمنی های چندین ساله، به " اخوت اسلامی" تبدیل شد ، مهاجر و انصار، برادر شدند و عرب و عجم، یار هم گشتند و سفید و سیاه برابر گردیدند.

دراین هفته ، رسالتمدار بزرگ، حضرت محمد بن عبدالله (ص) دیده به جهان گشود تا نعمت خدا، بربندگان تكمیل شود ، راه از چاه باز شناخته گردد و مردم در سایه نبوتش ، از ضلالت به هدایت ، از ظلمت به نور و از تفرقه به وحدت برسند.

اكنون نیز، كه هزار و چهارصد و اندی از آن تاریخ می گذرد ، ملت ما ، در سالگرد این میلاد مقدس، پرشكوهترین مراسم ، گرم ترین مجالس و باصفا ترین تجمعات را به پا می دارند تا روح اخوت اسلامی درپبكره ی اجتماع ، بیش از پیش زنده شود.

سوالاتی هستند که ممکن هست برای من و شما پیش آیند. از قبیل :

سوال :وحدت هدف و غايت هستي چگونه توجيه مي شود؟

سوال :چگونه مي‏شود بين روايات مربوط به مودّت اهل‏بيت و دوستي با دوستانشان و دشمني با دشمنانشان و مسئله وحدت و برابري بين شيعه و سني جمع كرد؟

سوال : قرآن, چگونه به مسأله وحدت اسلامي ‏پرداخته است؟

جواب سوالات در ادامه متن


ادامه نوشته

نوروز در فرهنگ شيعه


كوتاه از مقاله :

نوروز يا روز نو، در همه تقاويم، در همه دوره‏ها و در ميان همه فرهنگها، با اسامى گوناگون مطرح بوده و هست.
گردش زمين به دور خورشيد و پديد
آمدن روز و شب و فصول سال و نيز حركت ماه بر گرد زمين، بشر را به محاسبه واداشته و به طور طبيعى تقويم را پديد آورده است. آغاز هر سال، شروع جديدى است كه خود به نوعى انسان را با احساسى تازه و تولدى نو به حركت در مى‏آورد. اين آغاز همراه با شادى و سرور بوده و در هر فرهنگى آيينهاى ويژه‏اى براى نشان دادن خوش حالى و شادى تعبيه شده است.

در ميان ايرانيان، اين روز نو، روزى بود
كه شاه جديد ساسانى به تخت مى‏نشست. خواهيم ديد كه آخرين نوروز ايرانى، كه طى آن آيينهاى ويژه‏اى را اجرا مى‏كردندروزى در اواخر خردادماه بود كه يزدگرد سوم بر تخت نشست و از آن پس، اين نوروز، هر سال، با توجه به عدم محاسبه كبيسه و اهمال آن، در هر چهار سال يك روز به عقب مى‏افتاد.
پس از آمدن اسلام، سنت نوروز، پابرجا ماند
و اين بدان دليل بود كه مردم ايران، به سرعت اسلام را نپذيرفته و تا يكى دو سه قرن، بسيارى از آنان بر آيين كهن خود بودند. حتى اگر اسلام را پذيرفتند، نتوانستند به آسانى آن را ترك كنند. دانسته است كه اسلام دو عيد را با عنوان عيد فطر و اضحى با آيينهاى ويژه مطرح كرد، هر چند آنها آغاز سال نبود اما به هر روى عيد طبيعى مسلمانان به شمار مى‏آمد. در برابر، نه از سوى اهل سنت و نه امامان شيعه، موضعگيرى روشن و شناخته شده مفصلى نسبت‏به نوروز مطرح نشد. آنچه در اين باره گفته شده پس از اين اشاره خواهيم كرد.

بحث از نوروز، در فرهنگ شيعه، از قرن پنجم به بعد مطرح شد و تا آنجا كه به منابع برجاى مانده ارتباط مربوط مى‏شود، نخستين بار در مختصر مصباح شيخ طوسى از آن ياد شد. پس از آن در منابع ديگر هم وارد گرديد. در اين مقال سير ورود آن را در منابع شيعه و موضعگيرى فقهاى شيعه در باره آن را توضيح خواهيم داد. نكته جالب توجه آنكه در دوره صفوى، آثار فراوانى در زمينه عيد نوروز نوشته شد. شيخ آقابزرگ ذيل مدخل نوروزيه، از بيش از پانزده رساله كه در دوره صفوى تاليف شده ياد كرده است. در اين مقال برآنيم تا بر چند رساله نوروزيه كه در اين دوره تاليف شده شرحى به دست دهيم.

عناوين مقاله :
مبناى محاسبه روز نوروز
نوروز در فرهنگ
شيعه
نوروز در منابع
كهن شيعى
نوروز در منابع
اهل سنت
نوروز در منابع
شيعى قرن هفتم به بعد
نوروز ونوروزيه‏هاى
دوره صفوى
فهرست نوروزيه‏ها

گزارش رساله
آقارضى قزوينى
گزارش رساله
خواجويى


پ.ن
: متن مقاله با قالب Word اپلود شده { بسيار سبك } و اماده استفاده شما دوستان عزيز ميباشد. براي دريافت مقاله فوق الذكر كليك كنيد.

با knol گوگل ، دانسته‌هاي خود را به اشتراك بگذاريد {رقیبی برای ویکی پدیا}



نكاتي درباره‌ سرويس جديد گوگل Knol
رضوان السادات ميرمحمدي

knoll گوگل اشتراك‌گذاري دانسته‌هاي ما را با مردم سراسر دنيا، امكان‌پذير خواهد نمود.

Knol(nol)ياAunit of Knowledge ، سرويسي است كه به راحتي و با درج آدرس knol.google.com به صفحه اصلي آن، خواهيد پيوست.
براي ورود به محيط كاري knol و دسترسي به امكانات ويژه آن، مانند همه سرويس‌هاي گوگل، ابتدا با كمك نام كاربري و كلمه عبور خود و بدون نگراني از داشتن يا نداشتن اكانت گوگل يا gmail با هر اكانتي كه داريد، sing in كنيد. اگر نام كاربري و كلمه عبور شما درست باشد، چند ثانيه بعد در محيط كاري knol خواهيد بود. اكنون فاصله شما با نويسندگان مطرح knol ، تنها به اندازه تمايلي براي نوشتن است و البته موضوعي كه درباره آن، knol خود را خواهيد نوشت.
متن کامل ادامه مطلب
ادامه نوشته

آغاز امامت امام زمان (عج) مبارکباد

جانها، شورانگيز از ياد دلرباي توست. شقايق هاي شادي بشر، در شبستان شيدايي تو مي كاود و شايسته ترين بندگان خدا، شب ها و روزها، شرط تداوم حيات خويش را در آويختن به شاخه طوباي محبت تو مي دانند.

يارا!

دلها به ياد تو مي تپد و روشني نگاه منتظران به افق خورشيد ظهور توست ... اي برترين افق براي پرواز پرندگان آرزو، اي تجلي آبي ترين آسمان اميد، اي منتهاي برترين خيال هستي، اي آرمان همه چشم انتظاران، دنيا نيازمند ظهور توست، و قلب انسانها به شوق زيارت روي دلرباي تو مي تپد.

اي قلب عالم امكان، بيا و گـَرد گامهايت را توتياي چشمانمان قرار ده. بيا كه نواي دل انگيز توحيدت را با گوش جان شنواييم.

مولا جان بيا! ...

تصاویر ویژه امامت امام زمان (عج) :

یکدو سه  -  چهار  -  پنج
.

ای کاش شبی لایق دیدار تو باشم

 از پرده دل راز نگهدار تو باشم 

دستم تهی و نیست کلافی به بساطم

 تا بر سر بازار خریدار تو باشم

یک عمر به دنبال امان بودم و صحت

 منت نه و بگذار که بیمار تو باشم

 ای سایه لطفت همه جا روی سر من

 بگذار که در سایه دیوار تو باشم

 ای کاش شبی آید و در جامع سهله

 با چشم دلم زائر رخسار تو باشم

                                                                                                              "مجید رجبی"


پ.ن : فایل های دیگری هم با عناوین آغاز امامت امام مهدی (عج) و همچنین ویژگی های یاران امام زمان (عج) با فایل Word آپلود نموده و آماده استفاده شما عزیزان می باشد.
پ.ن : ادامه مطلب با عنوان {
آه سحر؛‌ ادعیه و زیارات امام عصر(عجّل‏الله‏تعالی‏فرجه(} !؟

ادامه نوشته

چهارشنبه سوري


يکی از آئينهای سالانه ايرانيان چهارشنبه سوری يا به عبارتی ديگر چارشنبه سوری است. ايرانيان آخرين سه شنبه سال خورشيدی را با بر افروختن آتش و پريدن از روی آن به استقبال نوروز می روند.
 

چهارشنبه سوري، يک جشن بهاري است که پيش از رسيدن نوروز برگزار مي شود.

مردم در اين روز برای دفع شر و بلا و برآورده شدن آرزوهايشان مراسمی را برگزار می کنند که ريشه اش به قرن ها پيش باز می گردد.

 

 مراسم ويژه آن در شب چهارشنبه صورت می گيرد برای مراسم در گوشه و کنار کوی و برزن نيز بچه ها آتش های بزرگ می افروزند و از روی آن می پرند و ترانه (سرخی تو از من ، زردي من از تو ) می خوانند.


مراسمات چهارشنبه سوري 

بوته افروزي

در ايران رسم است كه پيش از پريدن  آفتاب، هر خانواده بوته هاي خار و گزني را كه از پيش فراهم كرده اند روي بام يا زمين حياط خانه و يا در گذرگاه در سه يا پنج يا هفت «گله» كپه مي كنند. با غروب  آفتاب و نيم تاريك شدن آسمان، زن و مرد و پير و جوان گرد هم جمع مي شوند و بوته ها  را آتش مي زنند. در اين هنگام از بزرگ تا كوچك هر كدام سه بار از روي بوته هاي  افروخته مي پرند، تا مگر ضعف و زردي ناشي از بيماري و غم و محنت را از خود بزدايند  و سلامت و سرخي و شادي به هستي خود بخشند. مردم در حال پريدن از روي آتش ترانه هايي  مي خوانند.

زردي من از تو ، سرخي تو از من 

غم برو شادي بيا ، محنت برو روزي بيا 

اي شب چهارشنبه ، اي كليه جاردنده ، بده مراد بنده 

 

خاکستر چهارشنبه سوري، نحس است، زيرا مردم هنگام پريدن از روي آن، زردي و یيماري خود را، از راه جادوي سرايتي، به آتش مي دهند و در عوض سرخي و شادابي آتش را به خود منتقل مي کنند. سرود "زردي من از تو / سرخي تو از من"

هر خانه زني خاكستر را در خاك انداز جمع مي كند، و آن را از خانه بيرون مي برد و در سر چهار راه، يا در آب روان مي ريزد. در بازگشت به خانه، در خانه را مي كوبد و به  ساكنان خانه مي گويد كه از عروسي مي آيد و تندرستي و شادي براي خانواده آورده است.
در اين هنگام اهالي خانه در را به رويش مي گشايند. او بدين گونه همراه خود  تندرستي و شادي را براي يك سال به درون خانه خود مي برد. ايرانيان عقيده دارند كه با افروختن آتش و سوزاندن بوته و خار فضاي خانه را از موجودات زيانكار مي پالايند و ديو پليدي و ناپاكي را از محيط زيست دور و پاك مي سازند. براي اين كه آتش آلوده   نشود خاكستر آن را در سر چهارراه يا در آب روان مي ريزند تا باد يا آب آن را با خود  ببرد.

 

مراسم كوزه شكني 

مردم پس از آتش افروزي مقداري زغال به نشانه سياه بختي،كمي نمك به علامت شور چشمي، و يكي سكه دهشاهي به نشانه تنگدستي در كوزه اي سفالين  مي اندازند و هر يك از افراد خانواده يك بار كوزه را دور سر خود مي چرخاند و آخرين نفر ، كوزه را بر سر بام خانه مي برد و آن را به كوچه پرتاب مي كند و مي گويد: «درد و بلاي خانه را ريختم  به توي كوچه» و باور دارند كه با دور افكندن كوزه، تيره بختي، شور بختي و تنگدستي را از خانه و خانواده دور مي كنند.   

 

همچنين گفته ميشود وقتي ميتراييسم از تمدن ايران باستان در جهان گسترش يافت،در روم وبسياري از کشورهاي اروپايي ،روز 21 دسامبر ( 30 آذر )  به عنوان تولد ميترا جشن گرفته ميشد.ولي پس از قرن چهارم ميلادي در پي اشتباهي كه در محاسبه روز كبيسه رخ داد . اين روز به 25 دسامبر انتقال يافت

 

فال گوش نشيني 

زنان و دختراني كه شوق شوهر كردن دارند، يا آرزوي زيارت و مسافرت، غروب شب چهارشنبه نيت مي كنند و از خانه بيرون مي روند و در سر گذر يا سر چهارسو مي ايستند و گوش به صحبت رهگذران مي سپارند و به نيك و بد گفتن و تلخ و شيرين صحبتكردن رهگذران تفال مي زنند. اگر سخنان دلنشين و شاد از رهگذران بشنوند، برآمدن حاجتو آرزوي خود را برآورده مي پندارند. ولي اگر سخنان تلخ و اندوه زا بشنوند، رسيدن به مراد و آرزو را در سال نو ممكن نخواهند دانست


قاشق زني

زنان و دختران آرزومند و حاجت دار، قاشقي با كاسه اي مسين برمي دارند و شب هنگام در كوچه و گذر راه مي افتند و در برابر هفت خانه مي ايستند و بي آنكه حرفي بزنند پي در پي قاشق را بر كاسه مي زنند. صاحب خانه كه مي داند قاشق زنان نذر و حاجتي دارند، شيريني يا آجيل، برنج يا بنشن و يا مبلغي پول در كاسه هاي آنان مي گذارد. اگر قاشق زنان در قاشق زني چيزي به دست نياورند، از برآمدن آرزو و حاجت خود نااميد خواهند شد. گاه مردان به ويژه جوانان، چادري بر سر مي اندازند و براي خوشمزگي و تمسخر به قاشق زني در خانه هاي دوست و آشنا و نامزدان خود مي روند.

 

آش چهارشنبه سوري  

خانواده هايي كه بيمار يا حاجتي داشتند براي برآمدن حاجت و بهبود يافتن بيمارشان نذر مي كردند و در شب چهارشنبه آخر سال «آش ابودردا» يا «آش بيمار» مي پختند و آن را اندكي به بيمار مي خوراندند و بقيه را هم در ميان فقرا پخش مي كردند.

 

آجيل چهارشنبه سوري

در شب چهار شنبه سوري هفت نوع خوردني و ميوه ي خشک مانند:
کشمش - نخودچي - توت  - انجير  - خرما خشک -  آلوي خشک - باسلوق استفاده مي کنند. تمام اين مواد مقوي ساده و خوش مزه هستند و باعث سلامتي انسان مي شوند.
زناني كه نذر و نيازي مي كردند در شب
چهارشنبه آخر سال، آجيل هفت مغز به نام «آجيل چهارشنبه سوري» از دكان رو به قبله مي خريدند و پاك مي كردند و ميان خويش و آشنا پخش مي كردند و مي خورند. به هنگام پاك كردن آجيل، قصه مخصوص آجيل چهارشنبه، معروف به قصه خاركن را نقل مي كردند. امروزه، آجيل چهارشنبه سوري جنبه نذرانه اش را از دست داده و از تنقلات شب چهارشنبه سوري شده است.

 گرد آوردن بوته، گيراندن و پريدن از روی آن و گفتن عبارت "زردی من از تو، سرخی تو از من" شايد مهمترين اصل شب چهارشنبه سوری است. هر چند که در سالهای اخير متاسفانه اين رسم شيرين جايش را به ترقه بازی و استفاده از مواد محترقه و منفجره خطرناک داده است.

پس اميدورام دوستان عزيز با خواندن اين مطالب قشنگ، اين رسم را با انجام كارهاي خطرناك و استفاده از ترقه هاي خطرناك خراب نكنند 

مراسم ديگري مانند  توپ مروارید ، فال گوش ، آش نذری پختن ، آب پاشی ، بخت گشائی دختران ، دفع چشم زخمها ، کندرو خوشبو ، قلیا سودن ، فال گزفتن هم در این شب جزو مراسمات جالب و جذاب می باشد


حريف آيين چهارشنبه سوري

يافته هاي پزوهشي نشان مي دهد كه تمامي آيين ها و يادمان هايي كه مردم ايران در هنگامه گوناگون بر پا مي داشتند و بخشي از آنها همچنان در فرهنگ اين سرزمين پايدار شده است ، با منش ، اخلاق و خرد نياكان ما در آميخته بود و در همه آنها ، اعتقاد به پروردگار ، اميد به زندگي ، نبرد با اهريمنان و بدسگالان و مرگ پرستان ، در قالب نمادها ، نمايش ها و آيين هاي گوناگون نمايشي گنجانده شده بود .

رفتار خشونت آميز و مغاير با عرف و منش جامعه نطير آنچه كه امروزه تحت نام چهارشنبه سوري شاهد آن هستيم ، در هيچكدام از اين آيين ها ديده نمي شود .

 

بهتر است بگوييم ، كساني كه با منفجر كردن ترقه و پراكندن آتش سلامتي مردم را هدف مي گيرند ، با تن دادن به رفتاري آميخته به هرج و مرج روحي ، آيين چهارشنبه سوري را تحريف كرده اند.

منبع : کودکان

- - - - - - - - - -
پ.ن : در باره چهار شنبه سوری حرف های زیادی هست.!!؟
پ.ن : این چند روز آخر سال از مراسم و سنت های باستانی خواهیم نوشت در ثانیه .


وطن یعنی . . .


وطنم را گوناگون می بینم
وطنم را متنوع و هزارگونه می بینم – چهار فصل و خــرم و می بینم
وطنم را گاهی بسیار کم ارزش می بینم ؛ وطنم را گاهی نمی بینم
دوستان وطن را برای خودم تعریف کردم و برایتان نوشتم
دلم میشکند گاهی که می خواهم برای وطنم تعریفی داشته باشم

وطن برای من یعنی ....

وطن یعنـی بسم الله الرحمن الرحیم و یــا علــی
وطن یعنـی صفحه کلید و موس یعنی وبلاگ و وبلاگـنویسی
وطن یعنـی فردوسی و شاهنامه یعنی رستم و زال و افراسیاب یعنی مردی و مردانگی
وطن یعنـی گلستان و بوستان سعدی یعنی قانون ابن سینا و...
وطن یعنـی ترک و لــر و عرب و فارس و بلوچ و ... وطن یعنـی عشایر و روستایی یعنـی شمال شهرنشینی یعنی پایتخت و مرزنشینی !
وطن یعنـی دماوند یعنی پای در بند یعنی غرور و افتخار یعنی البـرز و زاگرس یعنی سر به فلک
وطن یعنـی تخت جمشید و پاسارگاد و چغارزنبیل و بیستون و افتخارو هنـر و غرور
وطن یعنـی گرما و عطش بیابان یعنی سوز و سرمای کوهستان
وطن یعنـی خـزر یعنی خلیج همیشه فارس
وطن یعنـی خرما یعنی برنج شمال یعنی زعفران یعنی گز و باقلوا یعنی سوهان یعنی نان و شیر
وطن یعنـی شــر شــر باران شمالی و عرق گرم خوزستانی و بوشهری
وطن یعنـی پدر و مادر یعنی مادر بزرگ و پدر بزرگ
وطن یعنـی یعنی همسایه یعنی هم محلی یعنی همشهری ؛ یعنی هم وطن
وطن یعنـی جام جم یعنی همشهری یعنی اطلاعات یعنی اعتماد و ایران و خبر ورزشی و ...
وطن یعنـی خشک و خیره شدن یعنی لبخند یعنی صحبتهای طولانی و... یعنی ازدواج
وطن یعنـی گرسنگی و بی خانمانی و محتاج نان بودن یتیمی دو کوچه بالاتر از مـا
وطن یعنـی در مصرف آب و برق و گاز صرفه جویی کنید ولی تلفن دلخواهتان !!
وطن یعنـی قلم و کاغذ
A4 و تیک تیک ساعت و چراغ مطالعه و فکر و نویسندگی
وطن یعنـی آرد و آب و آتش و عرق و خــرده پول و نان
وطن یعنـی آجــر و گچ و سیمان و لباس خاکی و دیواری و سقف
وطن یعنـی آهن و جوش و عینک مخصوص یعنی در و پنجره یعنی ستون خانه ها
وطن یعنـی خرده پول و مسافر یعنی "امام" یعنی "آقا همین کنار " !
وطن یعنـی سال اولی ها و بابا آب داد یعنی بخوانیم و بنویسیم
وطن یعنـی یعنی ابتدایی و راهنمایی و راهنمایی و انتخاب رشته و دیپلم و ...
وطن یعنـی دکتر و پرستار و تیغ جراحی و یه دنیا امید یعنی دعا و فقط خـــدا و خیره به اتاق عمل
وطن یعنـی کلاس درس و نیمکت و تخته سیاه یعنی کچ سفید و قرمز و آبی و زرد
وطن یعنـی بیل و گــاری چهار چرخ و لجن ته جوی آب
وطن یعنـی جاروی دسته بلند و خش خش برگــهای خشک پاییزی
وطن یعنـی سیم لحیم و روغن لحیم و هویه و ضبط صوت قدیمی
وطن یعنـی 18 سالگی و تراشیدن موی سر و لباس آشخوری و آش پشت پــا یعنی ایست خبردار و بدو بایست و به راست راست و کلاش و میدان تیر و آسایشگاه و پست و .... کارت پایان خدمت !
وطن یعنـی فوتبال و کشتی و والیبال و شنا و تنیس و ...
وطن یعنـی رمضان و ضیافت و قرب الهی و سعادت
وطن یعنـی خط عابر یعنی چراغ راهنما یعنی کمربند ایمنی و صوت پلیس و برگ جریمه
وطن یعنـی اداره یعنی سازمان یعنی شرکت یعنی خصوص و غـیر خصوصی
وطن یعنـی وجدان و غیرت و شرم و حیا و وظیفه شناسی
وطن یعنـی حلال و حرام و روزی خــدایی
وطن یعنـی شاگردی و همیشه در جاده بودن و بیابان گردی و یه خط سیاه تو دل یه عالمه خاک وطن یعنـی بقالی و بـزازی و طلا فروشی و دست فروشی و جگرگی و سیگارفروشی
وطن یعنـی خاک آب و آسمان
وطن یعنـی یعنی من یعنی تــو یعنی ما یعنی ایران
وطن یعنـی لیلی و مجنون یعنی شیرین و فرهاد یعنی یوسف و زلیخا و...
وطن یعنـی شلمچه و رمز ش و سربند یعنی شیمیای و آزاده و شهید و گمنام
وطن یعنـی قرآن و نهج البلاغه و صحیفه سجادیه یعنی مفاتیح
وطن یعنـی یا ضامن آهو به فریادم برس یعنی حـرم بانو و جمکران و شب جمعه

و نیز وطن می تواند معانی داشته باشد تلخ مثل :

وطن یعنـی طلاق و پاشیدگی و دعوا و نزاع و دادگاه و شاد هم زندان
وطن یعنـی ظلم بیگانه یعنی هستند کسانی هم پیمان با بیگانه
وطن یعنـی گــرانی و تورم
وطن یعنـی تهاجم فرهنگی و قبول فرهنگ بیگانه وطن یعنی تقلید کوکورانه
وطن یعنـی محتاج بیگانه یعنی اختلاف و عدم وحدت
وطن یعنـی گرسنگی و فاصله طبقاتی
وطن یعنـی کنار رفتن حرمت ها و شرم و حیــا
وطن یعنـی دختران و پسران بی بند و بار
وطن یعنـی صفحات مستهجن و فیلتر و فیلتر شکن
وطن یعنـی روزه خواری و ترک الصلاۀ بودن
وطن یعنـی اعتیاد
وطن یعنـی ترک تحصیل
وطن یعنـی کنار گذاشتن ورزش و تحرک
وطن یعنـی جوان ناکارامد
وطن یعنـی 200 سال عقب ماندگی از دنیای صنعتی !
وطن یعنـی ...
وطن یعنـی ...

وطن یعنـی ...

وطن خویش را دوست بداریم
وطن خویش را کنیم آباد - وطن گاهی یک نگاه است – گاهی یک جمله – گاهی یک ...
قـدر وطن خویش را بدانیم آن را آباد کنیم

نگوییم که مشکل آنجاست من هیچ کاره ام .

خواستم بگویم که وطن یعنی ریزترینها تا درشت ترین ها
بشناسیمش ؛ قدرش را بدانیم و آبادش کنیم
بخــدا به سادگی می توان ایران دلخواه را داشت فقط کافیه خودت رو درست کنی ! {همین}

---------------------------------------

پ.ن : تشکر از دوستان همراه - در پست قبل برخی سوالات مطرح شده است که به زودی پاسخ ارائه خواهد شد.
پ.ن : این پست از دست نوشته های قبلی من هست !
پ.ن
: دوستان عزیز اگر تعاریفی دیگر از وطن دارند برایم بنویسند ! و نیز راه آبادانیش را !؟
.

هنر گفتگو با همسر


ازدواج،
يك مكالمه طولانى است كه گاهى اوقات با جرّ و بحث‏هاى بيهوده قطع مى‏گردد. همان گونه كه ارتباط، مهم‏ترين اساس زندگى است، مشاجره هم مخرب‏ترين عامل آن است.
زن و شوهر با مشاجره، هم عواطف خود را جريحه‏دار مى‏سازند و هم رابطه زناشويى‏شان را مختل مى‏سازند. همان گونه كه ارتباط، باعث نزديكى ما انسان‏ها به هم مى‏شود، دعوا و مشاجره، اين ارتباط را خراب كرده، انسان‏ها را از هم دور و دورتر مى‏سازد. بسيارى از زنان و مردان، از برقرارى يك ارتباط سالم، عاجز هستند و به محض مطرح ساختن مسئله و يا مشكلى با همسر خود، وارد گرداب جرّ و بحث‏ها و سوءتفاهم‏هاى پى‏درپى مى‏شوند.
هنگامى كه دو نفر ارتباط عاطفى با هم ندارند . . .
ادامه نوشته

امر به معروف  و  نهی از منکر  یا  زور !!!


در یک از پست های قبلی با عنوان دین اجباری یا اختیاری ؟ یکی از دوستان عزیز و همراه ما با عنوان غربت نشین در قسمت نظرات سوالی مطرح کردند که ما هم قول دادیم به هر نحو ممکن جوابی برای آن عزیز بیابیم. اینک به وعده خود عمل مینماییم.

سوال : اگر اسلام دين خون و شمشير نيست و اجباري در گرويدن به دين وجود نداره ؛ ولي در آيات و احاديث متعددي از امر به معروف و نهي از منکر سخن رانده شده که مراحلي را دارند که آخرين مرحله نهي از منکر برخورد فيزيکي است.

 پاسخ .... {ادامه مطلب}

- - . - - . - - . - - . - -

 پ.ن : دوستان خواهشا اگر در این خصوص نظری دارند - خواهشمندم که مطلب را مطالعه فرمایید و سپس نظرات خود را مرقوم فرمایید.
اگر هم قانع نشدید می توانید بیان نمایید تا مقاله پاسخ تکمیل یا پاسخ مناسب تری ارائه شود .
پ.نتکان دهنده ترین عکسهای نیم قرن گذشته عنوان صفحه جدایی از ثانیه است که برای شما دوستان عزیز مهیا شده است.البته لازم ذکر است که به علت اینکه تعداد عکس ها زیاد بود مجبور شدم آنها را در چند مرحله درج کنم. در صورت به روز شدن حتما خبر خواهم کرد. با عرض پوزش اگر عکسها ناراحت کننده و دلخراش هستند.
پ.ن:
امکان جستوجوی وبلاگ هم برای شما عزیزان فراهم شده است.  
دست چپ بالا !
.
خوشحال خواهم شد اگر نظراتتون رو در خصوص این پست و - عکس ها -  برایم بنویسید.

ادامه نوشته

تسلیت بر عاشقان

 
رحلت پیامبر اعظم (ص) ، شهادت امام حسن مجتبی (ع) و شهادت امام رضا(ع)

بر عاشقان تسلیت باد.

----------------------------------------------------------------

تصاویر زیبا - ویژه نامه رحلت پیامبر اعظم (ص) -۱
تصاویر زیبا - ویژه نامه رحلت پیامبر اعظم (ص)
تصاویر زیبا - ویژه نامه رحلت پیامبر اعظم (ص)
تصاویر زیبا - ویژه نامه رحلت پیامبر اعظم (ص)
تصاویر زیبا - ویژه نامه رحلت پیامبر اعظم (ص)
تصاویر زیبا - ویژه نامه رحلت پیامبر اعظم (ص)

تصاویر زیبا - ویژه نامه شهادت امام حسن مجتبی (ع)
تصاویر زیبا - ویژه نامه شهادت امام حسن مجتبی (ع)
تصاویر زیبا - ویژه نامه شهادت امام حسن مجتبی (ع)
تصاویر زیبا - ویژه نامه شهادت امام حسن مجتبی (ع)
تصاویر زیبا - ویژه نامه شهادت امام حسن مجتبی (ع)
تصاویر زیبا - ویژه نامه شهادت امام حسن مجتبی (ع)

تصاویر زیبا - ویژه نامه شهادت امام رضا (ع)  -۱
تصاویر زیبا - ویژه نامه شهادت امام رضا (ع)  -۲
تصاویر زیبا - ویژه نامه شهادت امام رضا (ع)  -۳
تصاویر زیبا - ویژه نامه شهادت امام رضا (ع)
تصاویر زیبا - ویژه نامه شهادت امام رضا (ع)  -۵
تصاویر زیبا - ویژه نامه شهادت امام رضا (ع)  -۶  ***
تصاویر زیبا - ویژه نامه شهادت امام رضا (ع)  -۷
تصاویر زیبا - ویژه نامه شهادت امام رضا (ع)  -۸

-------------------------------------------------------------------
پیامدهای رحلت پیامبر اكرم (ص)در نگاه شاهد آن ایام   .
عترت پیامبر اکرم (ص) .
قرآن كريم و پيامبر اسلام(ص) هر دو گواه صدق يكديگرند .
تربيت كودك از نگاه نبوي .
امام حسن مجتبی (ع) . - اطلاعات کامل و جامع -
چهل حديث از سخنان گهربار امام حسن مجتبي (ع)  .
سایت پخش زنده از حرم امام رضا (ع) .
امام رضا (ع) . - اطلاعات کامل و جامع -
--------------------------------------------------------------------------------

ادامه مطلب؛ برخی انتظارات و توقعات از امت اسلامی ؛ به خصوص شیعان !!
عکسهای بالا برای این چند روز تعطیل میتونند زیمنه دسکتاب بسیار خوبی باشند .
نظرتون در مورد ادامه مطلب چیه ؟
اصلا شما واقعا زیر بار این توقعات و انتظارات میروید !؟
(  پیروان سایر ادیان، شما این توقعات را بجا و یا لازم  میدانید؟ چرا ؟  )
.

ادامه نوشته