واژه نوروز - هفت سين
در باره واژه نوروز
اساس اشتقاق نوروز يا نو و روز
آنگاه كه در پگاه نخستين بامداد از نخستين روز سال نو نقاب شب از پرده آسمان فرو مي افتد و خورشيد درخشان رخساره دلرباي خود را برگيتي و باشندگان آن مي نماياند و آنگاه كه نخستين نسيم بامداد بهاري با بوي خوش نو گلان نو شكفته آذين بخش گستره سبز چمنزارها و مرغزارهاست و غنچه هاي به ناز آرميده در پرنيان سبز نو برگ ها به بانگ و ترانه مرغان به بزم رفته در اوج آبي آسمان نرم نرمك ديده مي گشايند، نوروز، روز نو، روز تازگي و طراوت، روز تولد دوباره گيتي اغاز مي شود، روزي كه تعلق خاطر طبيعت با رنگ سبز است و هستي مفهومي از ميلاد.
آيين
و جشن ديرپاي نوروز به عنوان بزرگترين جشن ملي ايرانيان در اصل يكي از
دو جشن بزرگ آرياييان باستان { در كنار جشن مهرگان } است.
پيرامون اين آيين كهن و ديرينه تا كنون بسيار گفته و نوشته شده و از ديدگاههاي گوناگون به ماهيت، اصل و اساس و
منشا آن پرداخته شده و در حوزه هاي گوناگوني از قبيل داستان هاي ملي و مردمي،ديني
اسطوره شناختي ( و تاريخي) ، فرهنگ عامه و ... توصيف و تفسير گرديده است.
در واقع نوروز فراتر از هر گونه وابستگي ديني و اعتقادي، طبقاتي و فردي و .. متعلق
به هر فرد دست كم ايراني در هر لباس و مقامي است و بي ترديد راز پايداري آن هم در
همين است.
قصد بر آن است تا از نگاه زبانشناسي- يا بهتر است گفته شود واژه شناسي - تطبيقي دو واژه نو و روز كه ساختار نوروز است در زبان ها و گويش هاي مختلف بيان و بررسي شود. باتوجه به اينكه فارسي شاخه اي از زبان هاي ايراني و ان هم شعبه اي از ايراني كهن و خود شاخه اي از هند و آريائي و اين هم به نوبه خود از شعبه هاي مهم هند و اروپايي مادر است، در ذكر وبيان شواهد، اين سلسله و ترتيب رعايت مي شود.
1- نو : پهلوي زردشتي ( CPD.61) nog نو تازه جديد ، nog-roz نوروز ، (ag) nog=zad نوزاد، فارسي ميانه مانوي (WMP.63) nwg نو ، nwg-mh ماه نو پارتي ميانه مانوي (ib.63) nwg نو سغدي مانوي( قريب 6188) nwyyبودايي ( 6115)nwyمانوي، مسيحي ( 6018) ( h) nwy نو مسيحي (6125) nwc( 6172) nwy نو ، نوين ( 6187) ( nwy(t) نو مذهبان، غسل تعميدشدگان، نوشدگان، مانوي( 6130) nwgrwc نوروز( 5825) nwsrdyc ماه اول سال ( بيروني: نوسرد)، ( 6183) nwym( 5828) my nwy( 5830) nwyswncmy ماه نو ختني س( DKS.176) - navaka نو آموز، نوچه ، ( 189) nuvaraنو ( 193)nauha نو nauha-salye سالنو سغدي مانوي ( 7788) ptnwk(w)ptnwy(y) دوباره از نو مسيحي ( 6108) nwqrqy نوآوري، تجديد نظر اوستايي ( AIW.1044) nava نو ، تازه ، جديد nava.mahya-(1046) ماه نو ، پشتو nawai نو شغني naw,nuيزغلاميnugسريكلي nujارموري nyow,nuwپراچي no نو يدغه اي nowoyoسنگيچي nuwok نو nauroz(a) نوروز آسي ديگوري، ايروني nog,nuog,nauag نو ارمني عاريتي nauasard نخستين ماه سرياني عاريتي nausard-a انگور زودرس nausarder نخستين يكشنبه سال نو ، آرامي عاريتي nwsrdy سال نو ايغوري عاريتي nwsroyc ماه اول سال و ....
2- روز : پهلوي زردشتي ( CPD.72) roz روز مشتقات rozag روزه rozgar زمانه، روزگار. روزي roz-saban روز و شب شبانه روي ، rozwarag روزانه فارسي و پارتي ميانه مانوي روز فارسي ميانه مانوي rwzروز rwcyst, rwcدرخشيدن ، rwcgدرخشان، rwcgروزه پارتي ميانه مانوي، درخشيدن، روشن شدن و...
------------------- - - - - - - - ------------------
هفت سين
اعضاى خانواده
همه در تب و تابند، تا ساعت تحويل سال نو اندکى بيشتر نمانده ، دختر خانواده با نگرانى سفره هفت سين را مى نگرد ،
گاه چيزى را اندکى جابجا
مى کند، زاويه آيينه را تغيير مى دهد تا قرآن و سبزه در دل آن بنشيند، همه اعضاى خانواده به دور سفره عيد مى نشيند و سال نو را با صميمت
آغاز مى کنند.
نوروز درپاى سفره ايى که اجزاء آن همگى راز
آلود و زيبايند آغاز شده است ؛ سنت زيبايى که خانواده را ملزم مى سازد در اين لحظه همه در کنار يکديگر قرار
گيرند نقش برجسته و مهمى
در وفاق و همبستگى ميان اعضاء خانواده دارد به ويژه اهميت اين سنت وقتى آشکار مى شود که در جوامع امروز با کمرنگ شدن ارزش و اهميت خانواده
روبرو هستيم. ژ
اجزاء سفره عيد يا سفره هفت سين و نماد آن
اجزاء چيست؟ از کجا آغاز شده و چگونه به ما رسيده است؟ سفره هفت سين با نوروز پيوند نا گسستنى دارد و جزيى
از آن است. گذشته نوروز و نقطه آغازين آن چندان مبهم و به افسانه آميخته است که براى يافتن چرايى آن جز توسل به
اسطوره ها و افسانه ها راهى
باقى نمى ماند.
امروزه اين
خوان نوروزى در اقصى نقاط کشور گسترده مى شود:
" سفره ايى محدود به ترکيب لغوى سين درهمه جا رايج نيست اما اصل گسترش سفره عموميت دارد. چه در تمام شهرها و
روستاهاى ايران گسترده
مى شود... اين خوان مجموعه اى است بسيار متنوع از آنچه که در زندگى به آن محتاجاند"(1)
برخلاف تصور عامه که هفت سين را فراگير و همگانى مى دانند انواع ترکيبات ديگر با عدد هفت در کشورمان رايج است مانند هفت شين که
درميان هموطنان زرتشتى
رواج دارد: بعضى هفت سين را در اصل هفت شين مى
دانند: شراب و شکر، شهد و شير ،
شمع و شمشاد و شانه يا شايه ( ميوه) و
برخى آن را صورت دگرگونه هفتچين مى آورند يعنى هفت چيز چيده شده از درخت. اين سنت ارزنده چنان مسخ شده که هفت
ميم نيز بر سر سفره
نهادهاند: مرغ، ماهى، ميوه، ماست، مربا، مسقطى و
ميگو"(2) چنانکه بر مى آيد
در سفره عيد آنچه مشترک است عدد هفت است و آينه و کتاب مقدس ( در ميان مسلمانان قرآن و زرتشتيان اوستا ) و البته آب و ماهى زنده در درون آن .
عدد هفت عددى
مقدس در نزد ملل مختلف است و از جمله در ايران به
دلايلى اين عدد مقدس شمرده مى شده است: هفت آسمان، هفت شهرعشق، هفت خوان رستم و هفت سين يا شين يا ميم
سفره عيد از حضور مستمر اين
عدد در سنن و عقايد اين ملت حکايت دارد. " هفت نزد ايرانيان عدد مقدسى است و
با هفت امشا سپندان يا هفت جاودانه مقدس
ارتباط کامل دارد"(3)
امشاسپندان يا جاودانان مقدس،
مقدسان بى مرگ يا جاودانان پاک، صفات پاک اهورامزدا هستند و نامهايشان به ترتيب عبارتند از: ( واژه ها به صورت فارسى آمده نه پهلوى و
اوستايي)؛1- بهمن 2- ارديبهشت 3- شهريور 4- سفندارمذ يا
اسفند 5- خرداد 6- اَمـِرتات يا امرداد يا بنابر غلط مشهور مرداد. " آنچه از اوستا بر مى آيد در راس اين
شش امشاسپندان گاه "سپنته مئينيو"
قرار داشته و گاه اهورا مزدا، و با اين افزوده عدد هفت را کامل مى کرده اند.همچنين
گاه به جاى اهورا مزدا،
ايزد سروش را براى کامل کردن عدد هفت افزوده اند"(4)
متاسفانه تاکنون ميان اجزاء
هفت سين ( آنچه بيشترين فراوانى را ميان ملت ايران دارد) و هفت امشاسپند ارتباط معنايى يافت نشده است : وهومن يا بهمن به معناى انديشه
نيک اشه وهيشته يا ارديبهشت
به معناى بهترين و بالاترين راستى و پاکى خشثروئيريه يا شهريور با معناى بهترين و بالاترين راستى و پاکى سپنته آرمئى تى يا سفندارمذ (
اسفند) فروتنى مقدس هئوروتات
يا خرداد: رسايى و تندرستى امرتات يا بيمرگى ( الف در اول کلمه امرتات نفى کننده است مرداد به تنهايى به معنى مرگ و نيستى است) "
اگر در درازاى زمان " هفت سيني " يا هفت ميوه يا گل يا سبزى که با سين آغاز مى شوند و هر يک با نشانه اى از با رورى و تندرستى تلقين شده اند، در آنجا بايد پاى ذوق لطيف ايرانى را جستجو کرد. آن چيزهايى که امروزه، خوان ما را زنيت مى بخشد و همه اهل خانه را به جهانى از شادى و سرسبزى فرا مى خواند چيست، سبزه نو دميده است و سنبل خوش بر و خوش بو، سيب که ميوه اى بهشتى نام گرفته است و نمادى از زايش است ، سمنو اين مائده تهيه شده از جوانه گندم که بخشى از آيين هاى باستانى را ياد آورى مى کند.سنجد که بوى و برگ و شکوفه درخت آن محرک عشق و دلباختگى است. سير که از دير زمان به عنوان دارويى براى تندرستى شناخته شده است، دانه هاى سپند(اسفند) که نامش به معنى مقدس است و دانه هاى به رشته کشيده آن زينت بخش خانه هاى روستايى و دافع چشم بد. ما بر اين خوان آيينه مى گذاريم که نور و روشنايى مى تاباند، شمع مى افروزيم که روشنايى و تابش آتش را به ياد مى آورد ، تخم مرغ که تمثيلى از نطفه و بارورى است، کاسه آب زلال به نشانه همه آبهاى خوب جهان و ماهى زنده در آب به نشانه تازگى و شادابى ."(5)
با مقايسه اى ميان معناى نام امشاسپندان ( که نام 6 ماه از سالهاى شمسى نيز هست) و کنايات و استعاره هاى اجزاء سفره هفت سين آشکار مى گردد که جز سپنته و اسفند که تنها تکرار واژه است ايندو ارتباط ديگرى با يکديگر ندارند و اين ناشى از مسخ و قلب اين سنت کهن در طى اعصار طولانى است.
به هر روى تنها
مى توان گفت که خوان نوروزى که اجزاء آن با
عشق چيده شده است ، بر رخسار زيباى محبت و مودت خانوادگى زيبايى طبيعت و رنگ هاى اعجاب آور آن را هم خواهد
افزود .
چرا که نوروز جشن طبيعت و جشن
نوشدن زندگى است.
پى نوشتها:
1- دکتر برومند سعيد جواد نوروز جمشيد ص 326 -- 2- همان ص 328 -- 3- همان327 -- 4- رضى هاشم ، دانشنامه ايران باستان ج 1 صص 40و339 -- 5- آموزگار ژاله ، کلک بهمن
واسفند 1370 ش 24-23 دانشنامه مزديسنا تاليف دکتر جهانگير اوشيدري
هستند تا روحي تازه و با نشاط در كالبد جامعه دميده شود و در اين ميان بايد نگاه ويژهايي به «چهارشنبه آخر سال» داشت، چرا كه ايجاد انحراف در فرهنگ و باورهاي مردم، همواره به عنوان عاملي در جهت از بين بردن هويت ملي ـ مذهبي ايرانيان مدنظر دشمنان اين مرز و بوم قرار داشته است

مفهوم "ثانيه" همان "نَفَس" است!