در یک از پست های قبلی با عنوان دين ، اجباري يا اختياري ؟ یکی از دوستان عزیز و همراه ما با عنوان غربت نشین در قسمت نظرات سوالی مطرح کردند که ما هم قول دادیم به هر نحو ممکن جوابی برای آن عزیز بیابیم.
اینک به وعده خود عمل مینماییم.

- - - - - - - - - - - - - -

سوال : اگر اسلام دين خون و شمشير نيست و اجباري در گرويدن به دين وجود نداره ؛ ولي در آيات و احاديث متعددي از امر به معروف و نهي از منکر سخن رانده شده که مراحلي را دارند که آخرين مرحله نهي از منکر برخورد فيزيکي است.

 پاسخ :امر به معروف و نهي از منکر از جمله آموزه­هاي سياست جنايي اسلام است که در مقايسه با ساير آموزه­هاي آن، جايگاه و کارکرد منحصر به فردي دارد، چه اين آموزه از سويي متوجه عموم شهروندان جامعه اسلامي با قطع نظر از مناصب و سمت­هاي اجتماعي آن­ها است.بدون ترديد يك سياست جنايي كارآمد از تمامي روش‌هاي مؤثر در رويارويي و مبارزه با جرايم و انحرافات كمك مي‌جويد نه آن كه تنها به روش‌هاي كيفري و سركوب گرايانه مانند آن چه در جوامع نخست وجود داشت‌، بسنده كند.

برخي از آموزه‌هاي سياست جنايي اسلام تنها مرحله پس از وقوع جرم را شامل مي‌شود،‌ مانند تعقيب، محاكمه و مجازات مجرمين‌، و برخي ديگر تنها خاص زمان وقوع جرم مي‌باشد، مانند دفاع مشروع، اما در ميان همه آموزه‌ها، امر به معروف و نهي از منكر آموزه‌اي است كه تنها به يك مرحله خاص، اختصاص ندارد، بلكه سه مرحله ياد شده را پوشش مي‌دهد.

در فقه اسلامي سه مرحله براي اين وظيفه مهم در نظر گرفته شده است. هر مرحله نيز خود داراي مراتب و درجاتي است و در صورت مؤثر بودن يک مرحله يا يک مرتبه، اقدام به مرحله يا مرتبه بعدي جايز نيست.

آن سه مرحله عبارتند از:

1. اظهار تنفر قلبي: امرونهي کننده ناراحتي قلبي خود را از منکر واقع شده آشکار کند و به طرف بفهماند که منظورش از اين کار، اين است که وي معروف را انجام داده و يا منکر را ترک نمايد. براي اين کار چند درجه است از قبيل روي هم فشردن پلک هاي چشم و روي ترش کردن، روگرداندن، پشت کردن، ترک رفت و آمد و امثال اين ها.

گفتني است تنفر قلبي از گناه لازمه ايمان بوده و بر همگان واجب عيني است، گرچه توان هيچ گونه امر به معروف و نهي از منکر نداشته باشند و آنچه به عنوان امر به معروف و نهي از منکر بايد انجام گيرد، اظهار تنفر قلبي از گناه است.

2. امر و نهي گفتاري: امام خميني (قدس سره الشريف) در اين زمينه مي نويسد: اگر بداند که از مرتبه اول امربه معروف و نهي ازمنکر نتيجه نمي گيرد، واجب است از مرتبه دوم استفاده کند، در صورتي که احتمال تأثير بدهد و اگر احتمال دهد که با موعظه و زبان نرم، نتيجه حاصل مي شود، نبايد به مراحل بعدي تجاوز نمايد. اگر بداند که مرحله قلبي اثر ندارد و بايستي با لحن آمرانه امر و نهي کند، بايد همين کار را بکند در عين حال بايد درجات تندي در گفتار را رعايت نمايد.

3. استفاده از زور و قدرت: اگر دو مرحله قبلي کارآيي نداشته باشند؛ بايد از زور و قدرت استفاده گردد، بدين معنا که با اِعمال فشار جلوي انجام گناهان گرفته شود و بين شخص و گناه مورد نظرش فاصله ايجاد گردد. در اين مرحله نيز بايد از مراتب سبک تر شروع کرد؛ اما در فرضي که بازداري از گناه متوقف بر کتک کاري و ايجاد جراحت و امثال آن باشد، بايد با اذن فقيه جامع الشرايط انجام گيرد و در شرايط فعلي که نهادهاي قانوني جمهوري اسلامي شکل گرفته، چنين کاري بايد با اجازه نهادهاي مربوط باشد.

گفتني است که درفرايند امربه معروف وبه ويژه مرحله سوم از تدابير عملي نبايد غفلت کرد يعني بايد ديد چه طرح و رفتاري، مردم را نسبت به کار نيک تشويق مي کند و يا از کار زشت باز مي دارد و اين به معناي دخالت دادن عقل و منطق، در اجراي قانون امربه معروف و نهي ازمنکر است؛ چرا که اسلام در شيوه هاي اجرايي اين اصل مهم، آن را به عقل و تدبير انسان وانهاده است تا از هر راه ممکن و مفيد، ريشه منکرات را از جامعه برکند. برخلاف واجبات عبادي همانند نماز که شکل انجام آن نيز بايد با تعبد به دستور شرع صورت پذيرد.

اصل امر به معروف و نهي از منكر در عرصه‌هاي سياسي و اجتماعي، جايگاه ويژه‌اي داردچراکه ضامن اجراي عدالت فردي و اجتماعي است. اگر نظارت اجتماعي تعطيل شود، تمام قوانين و اصول اخلاقي اعتبار و كار آمدي خود را از دست مي‌دهد. پيامبر اكرم (ص) در باره جايگاه و اهميت نظارت اجتماعي فرموده است:« من امر بالمعروف ونهي عن المنكر فهو خليفة الله في ارضه وخليفة رسوله وخليفة كتابه، كسي كه امر به معروف و نهي از منكر كند، جانشين خدا، پيامبر و كتاب الهي است». نظارت اجتماعي آثار و بركاتي دارد كه اگر خردمندانه اعمال شود، ظلم و بي عدالتي از جامعه ريشه‌كن گشته، جلو تبهکاران ومجرمان گرفته مي شود. اهميت نظارت اجتماعي درفرهنگ قران به درجه است که نخستين آمربه معروف وناهي ازمنکرخودخداوند است:«إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْإِحْسانِ وَ إِيتاءِ ذِي الْقُرْبى‏ وَ يَنْهى‏ عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَرِ وَ الْبَغْيِ يَعِظُكُمْ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ، خداوند فرمان به عدل و احسان و بخشش به نزديكان مى‏دهد، و از فحشاء و منكر و ظلم و ستم نهى مى‏كند، خداوند به شما اندرز مى‏دهد شايد متذكر شويد». (نحل:90) احياى اصول سه‏گانه عدالت، احسان وبخشش به نزديکان ‏ و مبارزه با انحرافات سه‏گانه فحشاء و منكر و تجاوزگري در سطح جهانى، كافى است كه دنيايى آباد و آرام و خالى از هر گونه بدبختى و فساد بسازدوبا نظارت مستمر بربزهکاران زمينه وفرصت هرگونه جرم وطغيان گري را سلب نمايد، به همين دليل است که ازا ين آيه به عنوان منشور جهانى اسلام يادشده است وامام باقر عليه السلام آن را در خطبه‏هاى نماز جمعه مى‏خواندند و به دنبال آن چنين دعا مى‏كرد:«اللهم اجعلنا ممن يَذَّكَّرُ فَتَنْفَعَهُ الذِّكْرى، خداوندا ما را از كسانى قرار ده كه اندرزها را مى‏شنوند و به حالشان مفيد است» سپس از منبر فرود مى‏آمد.

امربه معروف و آزادي بيان و عقيده

مهم ترين سوال که دراين عرصه مطرح مي شود اين است که آيا مرحله سوم امر به معروف ونهي ازمنکر(برخورد فيزيکي) چگونه با آزادي بيان وعقيده قابل جمع است و آيا امر به معروف جلو ازادي رانمي گيرد؟

درپاسخ به اين سوال بايد گفت که اصولا امر به معروف ونهي از منکر براي حفظ و دفاع از آزادي وعقيده بنا نهاده شده است و خود نشانه آزادي بيداري، شناخت و تعهد است.

در ابتدا بايد گفت يكي از اقسام آزادي‎هاي حقوقي يا اجتماعي كه در مجموعه حقوق بشر مورد توجه قرار گرفته آزادي بيان است به اين معنا كه افراد گذشته از اينكه به خاطرداشتن عقيده مخالف، چه در امور ديني و چه در امور سياسي نبايد مورد تعقيب قرار گيرند بايد بتوانند عملاً عقيده خود را ابراز نمايند، كه اين آزادي با رعايت شرايط و حدود آن كه در پي خواهد آمد در مكتب اسلام محترم شمرده شده و شاهد آن آيات و روايات زيادي است كه در اين باب موجود است. مانند آيه شريفه « فَبَشِّرْ عِبادِ الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولئِكَ الَّذِينَ هَديهُمُ اللَّهُ وَ أُولئِكَ هُمْ أُولُوا الْأَلْبابِ» (زمر، آيات 17 ـ 18).
ترجمه: بشارت ده به آنانكه سخن را مي‎شوند و از بهترين آنان پيروي مي‎نمايند.اينان كساني هستند كه خداوند هدايت‎شان فرموده و اينان همان خردمندانند.

بنابراين افراد بايد آنچه درك مي‎كنند و مي‎فهمند و اعتقاد دارند بتوانند بيان كنند،‌ يا از طريق كتاب و مطبوعات به ديگران منتقل سازند وديگران را در جريان افكار خود قرار دهند در ارتباط با اين مسئله قانون اساسي جمهوري اسلامي نيز مي‎گويد: «نشريات و مطبوعات در بيان مطالب آزادند مگر آنكه مخل به مباني اسلام يا حقوق عمومي باشد، تفصيل آن را قانون معين مي‎كند». بنابراين اصل آزادي بيان هم در اسلام و هم در قانون اساسي جمهوري اسلام محترم مي‎باشد البته اين اصل داراي حدود و شرايطي است كه رعايت آنها لازم است، زيرا اگر آزادي بيان به اين معنا باشد كه هر كس هر چه را صلاح ديد، در جامعه مطرح كند، اعم از اينكه به حال جامعه مفيد باشد يا مضر و يا سبب گمراهي و فساد و اخلاق و فتنه و آشوب شود چنين آزادي بياني قطعاً به زيان بشر است و فيلسوفان غرب نيز بر رعايت شرايط آزادي بيان تأكيد كرده‎اند مانند جان استوارت ميل گويد: «كسي نگفته است كه اعمال بايد به اندازه عقايد آزاد باشد، به عكس وقتي اوضاع و شرايطي كه عقايد در آن ابراز مي‎گردد، چنان باشد كه اظهار عقيده را به صورت نوعي (تحريك) براي انجام كاري مخل مصالح مشروع ديگران در آورد، آن وقت حتي اظهار عقايد هم مصونيت خود را از دست مي‎دهد».
در اسلام و قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران نيز آزادي بيان با رعايت ضوابطي پذيرفته شده است. البته شكي نيست با توجه به تفاوت مباني آزادي در اسلام و غرب يعني تأكيد اسلام بر مصالح معنوي وسعادت اخروي آدميان ميان شرايط و ضوابط آزادي بيان در اسلام و غرب تفاوت‎هايي وجود دارد از باب نمونه آنچه در آزادي بيان از ديدگاه غرب مهم است رعايت آزادي‎هاي ديگران است لذا «در مباني نظري ليبرال آزادي بي‎حد و حصر و بدون هيچ مزاحمتي اصالت دارد و اگر اصل عدم تزاحم آزادي‎ها در انديشه ليبرال باعث وضع قوانيني جهت محدود نمودن افعال انسان‎ها مي‎شود، ‌يك اجبار و اضطرار مربوط به زندگي جمعي است نه يك اعتقاد و باور نظري» حال آنكه در اسلام مصالح ديگري نيز اهميت دارد كه در متون ديني بيان و در قانون اساسي جمهوري اسلامي نيز منعكس شده است اينك حدود آزادي بيان از ديدگاه اسلام و قانون اساسي را ذكر مي‎نماييم:

1. مباني اسلام: همانگونه كه گذشت يكي از حدود آزادي در قانون اساسي جمهوري اسلامي آنها كه استفاده از آزادي بيان «مخلّ به مباني اسلام» نباشد. مراد از مباني اسلام چيست؟ مباني جمع مبني به معناي پايه و بنيان است، لذا مقصود از مباني اسلام،پايه‎هايي است كه اسلام بر آنها بنا نهاده شده است امّا با توجّه به اختلاف مذاهب اسلامي در تبيين عقايد و احكام اسلامي معيار در تشخيص مباني اسلام چيست؟ اصل 12 قانون اساسي در اين باره گويد «دين رسمي ايران، اسلام و مذهب جعفري اثني عشري است و اين اصل الي الابد غير قابل تغيير است». بنابر اين معيار شيعه اثني عشري مي‎باشد. البته همانطور كه در ادامه اصل 12 آمده است ساير مذاهب محترم مي‎باشند و در انجام مراسم مذهبي طبق فقه خودشان آزادند و حتي «در هر منطقه‎اي كه پيروان هر يك از اين مذاهب، اكثريت داشته باشند مقررات محلي در حدود اختيارات شوراها بر طبق آن مذهب خواهد بود با حفظ حقوق پيروان ساير مذاهب» اين حد آزادي در اسلام از آنروست كه بر اساس جهان‎بيني اسلامي يكي از مهم‎ترين مباني آزادي سياسي حق الهي است زيرا «آزادي كه از زيباترين چهره‎هاي حقوقي است، ملك انسان نيست، بلكه وديعت الهي است كه به او سپر شده» البته اين حق الهي در قالب قوانين و احكامي كه دين اسلام ارائه كرده است تبلور مي‎يابد و بدين ترتيب تجاوز از حدود الهي جايز نيست «و من يتعدّ حدود الله فاولئك هم الظالمون» (بقره، آيه 229). هر كه از حدود الهي تجاوز كند ستمگر است و باتوجه به مفهوم اخلال كه به معناي ايجاد رخنه، فساد و سستي است مصاديق اخلال به مباني اسلام عبارتست از هركاري كه باعث تضعيف مباني ديني يا ايجاد بدبيني و شك نسبت بدانها شود خواه از طريق درج مقاله يا داستان يا عكس و كاريكاتور باشد و يا غير اينها. به عبارت ديگر انتشار هر مطلبي كه باعث تضعيف عقايد عامه مردم يا هتك حرمت نسبت به مقدسات و احكام اسلامي گردد، مصداق اخلال به مباني اسلام خواهد بود.

2. حقوق عمومي: قيد دومي كه در قانون اساسي براي آزادي بيان در جمهوري اسلامي ذكر شده عبارتست از رعايت حقوق عمومي. اصطلاح حقوق عمومي كه در اصل 24 به كار رفته «عبارت است از آن دسته از روابط حقوقي كه حداقل يك طرف آن را دولت يا نهادهاي وابسته به دولت تشكيل مي‎دهد با اين شرط كه نهادهاي مزبور در مقام اعمال حاكميت باشند نه اعمال تصدي» ولي از آنرو كه حقوق عمومي بدين معنا در مقابلش حقوق خصوص قرار دارد نمي‎تواند مراد از حقوق عمومي در اصل 24 قانون اساسي چنين معنايي باشد اگرمراد از حقوق عمومي در اصل مزبور اين معنا باشد لازمه‎اش آنست كه نشريات و مطبوعات در انتشار مطالبي كه مخل به حقوق خصوصي افراد باشد، ممنوعيتي نداشته باشد و واضح است چنين لازمه‎اي پذيرفتني نيست، لذا مراد از حقوق عمومي دراصل مزبور حقوق عامه مردم اعم از عمومي (به اصطلاح خاص كلمه) و حقوق خصوصي مي‎باشد. حقوق عمومي مانند آزادي بيان وحق داشتن كار و مسكن و حقوق خصوصي مانند حق زندگي و حق ازدواج.

بنابراين مقصود از اخلاق به حقوق عمومي يعني زيان رساندن به يكي از حقوق فردي و اجتماعي مردم و مستند اين قيد در اصل دوازدهم قانون اساسي نظريه سوء استفاده از حق و قاعده لاضرر و لا ضرار در حقوق اسلامي است و لذا اصل 40 قانون اساسي مي‎گويد: «هيچكس نمي‎تواند اعمال خويش را وسيله اضرار به غير يا تجاوز به منافع عمومي قرار دهد».

اينك به نمونه‎اي از مصاديق حقوق مردم اشاره مي‎شود كه در استفاده از آزادي بيان بايد آنها را رعايت نمود.

الف. آزادي‎هاي ديگران

يكي از مصاديق حقوق مردم، آزادي‎هاي آنهاست. لذا نبايد آزادي انسان در استفاده از بيان به آزادي ديگران خدشه وارد كند و آنان را از آزادي‎هايشان محروم سازد.

ب. حق جامعه

جامعه مجموعه‎اي از افراد با شخصيتي مستقل و در نتيجه داراي مصالح، منافع و حقوق ويژه‎اي است و در جهان‎بيني اسلامي نه فرد به تنهايي اصالت دارد و نه جامعه بلكه اسلام به دنبال حفظ حقوق فرد و جامعه است. امّا بر اساس ضرورت‎هاي زندگي اجتماعي گاه حقوق جامعه محدودكننده حقوق فردي است. يعني «چيزي كه آزادي را محدود مي‎كند مصالح مادي و معنوي جامعه است، فرد آزاد است مادام كه به مصالح جامعه آسيب و زيان نرسانده است».

لذا نظام اسلامي دولت مي‎تواند از اقداماتي مانند استفاده نامناسب از آزادي بيانكه موجب خدشه به تماميت ارضي، حقوق ملي، حاكميت ملي و امنيت ملي است جلوگيري نمايد.

ج. اصول و موازين اخلاقي

زندگي اجتماعي علاوه بر نياز به قانون به هنجارها و ارزش‎هاي اخلاقي نيز نياز دارد، لذا از ديدگاه اسلام انسان نمي‎تواند با ناديده گرفتن اصول و موازين اخلاقي به استيفاي حق آزادي سياسي خود مانند آزادي بيان بپردازد. بنابراين انتشار مطالب توهين آميز، افترا، آبروي كسي را خدشه دار كند يا با انتشار مطالب يا تصاوير خلاف عفت عمومي به هنجارهاي اخلاقي آسيب رساند.

اينك به نمونه‎هايي از آيات و روايات درباره مصاديق حقوق مردم كه بايد رعايت شود اشاره مي‎كنيم:

1. «إِنَّ الَّذِينَ يُحِبُّونَ أَنْ تَشِيعَ الْفاحِشَه فِي الَّذِينَ آمَنُوا لَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ» (نور، آيه 19).

كساني كه دوست دارند زشتي‎ها را ميان مؤمنان رواج دهند دچار عذاب دردناك خواهند شد.

2. امام صادق ـ عليه السّلام ـ : «اذل الناس من اهان الناس»

خوارترين مرم كسي است كه مردم را خوار بدارد.

شكي نيست هر حاكميتي اشخاصي را كه آگاهانه يا ناآگاهانه دستاويز دشمنان‎شان قرار مي‎گيرند، دچار محدوديّت مي‎كنند و طبعاً نظام جمهوري اسلامي نيز با اشخاصي كه با سوء استفاده از آزادي بيان دستاويز دشمنان شده‎اند، برخورد مي‎كند و در اين جهت ميان نظام اسلامي و ساير حاكميّت‎ها تفاوتي وجود ندارد. زيرا جرم علاوه بر آن كه مي‌تواند نقض حقوق فردي باشد‌، به سبب آن كه دست كم امنيت عمومي را مخدوش مي‌سازد و نوعي پشت پا زدن و شكستن ارزش‌هاي اجتماعي است‌، جنبه اجتماعي نيز دارد در واقع جرم همواره با شكستن اقتدار دولت و به هم زدن نظم و امنيت عمومي ملازمه دارد. و وقتي سخن از سياست جنايي و حقوق كيفري در ميان است‌، از تدابيري بحث مي‌شود كه اين اقتدار را به دولت و آن امنيت را به اجتماع باز مي‌گرداند.
بدون ترديدآموزش، فرهنگ سازي، وعظ وخطابه، ترويج فضايل اخلاقي، نظارت عمومي، توزيع مساوي وبرابرامكانات اقتصادي ومعيشتي، اتخاذ تدابير لازم در برابر مجرمان، تسلط بر اوضاع ومحيط مشرف بر جرم، خنثي سازي وكاهش حالت خطرناك افرادي كه درمعرض بزه ديده گي قرار دارندو…، درپيشگيري ازجرم وكاهش انديشه هاي مجرمانه ضروري اما ناكافي است، چرا كه اولا، اجراي آموزه هاي مذبور تدريجي ونيازمند فرايند طولاني است و تا نهادينه شدن آن ها خواه نا خواه افرادي دست به ارتكاب جرم مي زنند و ثانيا، تجربه نشان داده است كه برخي از افراد جامعه چنان جسور هتاك وقانون شكن هستند كه بانصيحت، وعظ، آموزش، و…،اصلاح پذير نبوده و به صراط مستقيم گام بر نمي دارند و لذا فاكتورهاي ياد شده نمي تواند دراصلاح ، باز سازي شخصيت آنان و تامين عدالت كيفري پاسخگو باشد، ازهمين رو، بايد با قدرت ووضع قوانين کيفري جلو ناهنجاريهاي اجتماعي که بسان ميکروب واگير دار جامعه را بيمار مي سازد گرفت و از ارزش هاي پذيرفته شده افراد و آزادي هاي اساسي آنان دفاع کردپس مي توان گفت که اصولا امر به معروف ونهي از منکر براي حفظ و دفاع از آزادي وعقيده بنا نهاده شده است وخود نشانه آزادي بيداري، شناخت و تعهد است.

با توجه به توضيحاتي كه ارايه شد‌، جاي ترديد نيست كه اسلام همواره بر نوعي كنترل و نظارت اجتماعي غير رسمي و عمدتاً غير سركوب‌گر توجه دارد تا شخص در پرتوي اين مهم و به لحاظ نوع تعاملي كه با جامعه پيدا مي‌كند و نيز با توجه به نياز وي به اجتماع و حفظ جايگاه اجتماعي خويش، ‌دست از ارتكاب جرم يا تداوم و استمرار آن بردارد و با باز خورد منفي‌اي كه اجتماع به او مي‌دهد‌، از انجام عمل شوم خويش پشيمان گشته و تا حدي تاوان عمل خويش را بپردازد

به بيان ديگر و با توجه به سه مرتبه قلبي‌، لساني‌ و يدي مي‌توان دريافت كه اين آموزه هر سه ساحت وجودي انسان يعني ساحت شناختي‌، عاطفي و رفتاري را تحت تأثير قرار مي‌دهد و نه تنها مانع رفتار او مي‌شود بلكه باعث مي‌شود خود فرد قبح يا حسن عمل خويش را دريابد و نسبت به فعل يا ترك آن انگيزة لازم را پيدا كند.

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

پ.ن : دوستان خواهشا اگر در این خصوص نظری دارند - خواهشمندم که مطلب را مطالعه فرمایید و سپس نظرات خود را مرقوم فرمایید.
اگر هم قانع نشدید می توانید بیان نمایید تا مقاله پاسخ تکمیل یا پاسخ مناسب تری ارائه شود .
پ.نتکان دهنده ترین عکسهای نیم قرن گذشته عنوان صفحه جدایی از ثانیه است که برای شما دوستان عزیز مهیا شده است.البته لازم ذکر است که به علت اینکه تعداد عکس ها زیاد بود مجبور شدم آنها را در چند مرحله درج کنم. در صورت به روز شدن حتما خبر خواهم کرد. با عرض پوزش اگر عکس ها ناراحت کننده و دلخراش هستند.
.
خوشحال خواهم شد اگر نظراتتون رو در خصوص این پست و - عکس ها -  برایم بنویسید.
.