بخش ششم قسمت دوم -ماسون(mason)و فراماسون(Freemason) چیست و رابطه آن با شیطان پرستان
فراماسونری : دجال آخرالزمان--بخش اول
فراماسونری : دجال آخرالزمان--بخش دوم
فراماسونری : دجال آخرالزمان--بخش سوم
فراماسونری : دجال آخرالزمان--بخش چهارم
فراماسونری : دجال آخرالزمان--بخش پنجم
فراماسونری : دجال آخرالزمان--بخش پنجم---قسمت دوم
فراماسونری : دجال آخرالزمان--بخش ششم
فراماسونری : دجال آخرالزمان--بخش ششم --قسمت دوم -
فراماسونری : دجال آخرالزمان--بخش هفتم -
فراماسونری : دجال آخرالزمان--بخش هفتم---قسمت دوم -
فراماسونری : دجال آخرالزمان--بخش هشت -
فراماسونری : دجال آخرالزمان--بخش هشتم---قسمت دوم -
فراماسونری : دجال آخرالزمان--بخش نهم -
فراماسونری : دجال آخرالزمان--بخش دهم(پایانی) -
فراماسونری : دجال آخرالزمان--بخش دهم(پایانی)--قسمت دوم -
ضمیمه----فراماسونری : دجال آخرالزمان-.-.
.
بخش ششم-قسمت دوم
« فتنه ي روم » نبردي است که بر طبق روايات، پس از پيمان شکني روم (آمريکا و متحدانش) با حضرت مهدي (عج) در مي گيرد. بدين صورت که روميان با وساطت حضرت مسيح (ع)، با حضرت مهدي (عج) پيمان صلح مي بندند، اما بعد از 2 يا 3 سال پيمان خويش را مي شکنند و به جنگ با مسلمانان مي پردازند.(240) اين نبرد که از آن با عنوان « فتنه ي روم » ياد مي شود، با نبرد دروغين آرماگدون تفاوت هاي چشمگيري دارد که مهمترين آن ها عبارتند از:
1 – در آرماگدون محل نبرد بنا بر ادعاي صهيونيست ها، دشت هرمجدون است، اما در فتنه ي روم، محل نبرد مطابق روايات، منطقه اي بين صور (در لبنان) تا عکا (در فلسطين) مي باشد.(241)
2 – بنابر ادعاي صهيونيست ها، نبرد آرماگدون يک جنگ هسته اي و عمدتاً بر عهده ي نيروهاي زميني است، اما در فتنه ي روم مطابق روايات، علاوه بر نيروهاي زميني، نيروهاي هوايي و دريايي نيز نقش مهمي دارند و حتي نقش نيرو هاي دريايي دشمن بسيار برجسته است.(242) (اين مطلبي است که با شرايط امروزه ي جهان بسيار مطابقت دارد.
3 – بنابر ادعاي صهيونيست ها، در نبرد آرماگدون حضرت عيسي (ع) رهبري صهيونيست ها را بر عهده دارند، اما در فتنه ي روم روايات اسلامي، حضرت عيسي (ع) در ابتدا نقش ميانجي صلح را ايفا کرده و پس از پيمان شکني روميان نيز به لشکر مسلمانان پيوسته و به عنوان يکي از سرداران حضرت مهدي (عج)، به جنگ با ارتش روم مي پردازند.(243)
بنابراين همان طور که ملاحظه کرديد، فتنه ي روم روايات اسلامي، شباهت چنداني با جنگ دروغين آرماگدون ندارد
از ديگر جنگ هايي که ممکن است شبيه به نبرد آرماگدون به نظر آيد، جنگ حضرت مهدي (عج) و حضرت مسيح (ع) با دجال است. جنگ مذکور گر چه به احتمال زياد در فلسطين روي مي دهد، اما تفاوت هاي اساسي با آرماگدون دارد. بعضي از اين تفاوت ها عبارتند از:
1 – بنابر ادعاي صهيونيست ها، نبرد آرماگدون يک جنگ هسته اي است؛ اما نبرد حضرت مهدي (عج) و حضرت عيسي (ع) با دجال، لزوماً هسته اي نيست.
2 – بنابر ادعاي صهيونيست ها، در نبرد آرماگدون حضرت عيسي (ع) رهبري صهيونيست ها را بر عهده دارند؛ اما در فتنه ي دجال، حضرت عيسي (ع) به عنوان يکي از ياران بزرگ حضرت مهدي (عج) در نبرد با دجال شرکت کرده و حضرت مهدي (عج) آن ملعون را مي کشند؛ البته بنابر برخي روايات، حضرت عيسي (ع) به نيابت از حضرت مهدي (عج) دجال را مي کشند.(244) با توجه به اين که در قسمت هاي قبلي مقاله ذکر کرديم که فراماسونري و خدمتگزار هميشگي اش (صهيونيسم) به احتمال زياد دجال آخرالزمان هستند، به نظر مي رسد که صهيونيست ها و بسياري از يهوديان، در سپاه دجال و در لشکر مقابل حضرت عيسي (ع) قرار داشته باشند، نه در رکاب ايشان. اين مطلب، دقيقاً بر خلاف ادعاي صهيونيست ها در رابطه با حضرت عيسي (ع) و نقش ايشان در آرماگدون است.
3 – بنا بر ادعاي صهيونيست ها، « لشکر شر » در آرماگدون، اهالي کشور هاي ايران، روسيه، چين، کوبا و کشورهاي عربي مي باشند؛(245) اما در روايات اسلامي ما درباره ي نبرد با دجال و ساير نبردهاي دوران ظهور حضرت مهدي (عج)، از انسان هاي مومن و معتقد به ولايت حضرت ولي عصر (عج)، به خصوص اهالي خراسان (ايراني ها) و سپاهيان يماني، به عنوان لشکريان « سپاه خير » نام برده شده است.(246) اين مسأله، کاملاً بر خلاف ادعاي صهيونيست ها در رابطه با سپاهيان خير و شر در آرماگدون است.
بدين ترتيب همان گونه که ملاحظه فرموديد، قضيه ي نبرد حضرت مهدي (عج) و حضرت مسيح (ع) با دجال، شباهت چنداني با نبرد آرماگدون مورد ادعاي صهيونيست ها ندارد.
با توجه به مطالب گفته شده درمي يابيم که ما مسلمانان، نبايد روايات اسلامي را به آرماگدون ارتباط بدهيم؛ زيرا از يک سو نبرد دروغين آرماگدون به هيچ جنگي در روايات اسلامي شباهت ندارد و از سوي ديگر نيز اگر ما آرماگدون را (در حالي که نبرد واقعي نيست) به رسميت بشناسيم، به نقشه ي شيطاني ماسون ها مشروعيت مي بخشيم.
همان طور که ملاحظه فرموديد، تبليغ جنگ دروغين آرماگدون، از اهميت بسياري براي دستگاه فراماسونري و خدمتگزاران آن (صهيونيست ها) برخوردار است. به همين دليل، آن ها از طرق مختلف به تبليغ اين جنگ دروغين پرداخته اند که از آن جمله مي توان به تأسيس کمپهاي نوانجيلي، ساخت بازيهاي کامپيوتري آخرالزماني، فيلم ها و... اشاره کرد. در ادامه ي بحث، ما به چند نمونه از آن ها اشاره مي نماييم:
1 – بازي کامپيوتري (Left Behind) که اخيراً وارد بازار شده است، نمونه اي از تلاش هاي ماسون ها و صهيونيست ها در جهت انجام اهداف آخرالزماني است. در اين بازي، شخصي که در نقش قهرمان داستان، ايفاي نقش مي کند، عضو يک گروه نوانجيلي به نام گروه محنت مي شود و بايد سربازاني براي لشکر حضرت مسيح (ع) فراهم کند و براي آرماگدون زمينه سازي نمايد.(247) (البته در اين بازي، سازمان ملل که براي صلح؟! تلاش مي کند و مانع فعاليت هاي جنگجويان صليبي (ياران مسيح) مي شود؟!، به عنوان سازماني که زير نظر دجال فعاليت مي کند، معرفي مي گردد؛ هر چند که قبلاً اثبات کرديم که سازمان ملل، کاملاً در راستاي اهداف فراماسون ها و صهيونيست ها فعاليت مي کند و در اصل يک سازمان ماسوني است).
در فيلم تبليغاتي اين بازي، حرکت هاي شيطنت آميزي مشاهده مي شود. براي مثال در صحنه اي که بازگشت حضرت مسيح (ع) را به زمين نشان مي دهد، ساعت شني که نماد حضرت مسيح (ع) است، در آمريکا و در محل خرابه هاي برج هاي دو قلوي تجارت جهاني نيويورک به زمين فرود مي آيد. در واقع با اين کار، سازندگان و حاميان بازي مذکور، خواسته اند تا حادثه ي ساختگي 11 سپتامبر را به عنوان زمينه ساز بازگشت مسيح معرفي کنند و به دنبال اين مسأله، مسلمانان را که در ظاهر بانيان حادثه ي 11 سپتامبر بودند؟!، به عنوان پيروان دجال معرفي نمايند. ((نعوذبالله) در تبليغات آن ها، حضرت مهدي (عج) دجال است.)
در صحنه هاي ديگر فيلم تبليغاتي اين بازي، صحنه هايي از تخريب شهرهاي بزرگ آمريکا و اروپا از جمله نيويورک، لندن، پاريس و ... به چشم مي خورد. همانگونه که مستحضر هستيد، بنابر تبليغات موذيانه ي کشورهاي غربي، بمب گذاري شهر هاي اروپا از جمله بمب گذاري شهر لندن به دست مسلمانان انجام گرفت.(248) با توجه به اين مطلب، به نظر مي رسد که هدف سازندگان اين فيلم تبليغاتي از نشان دادن صحنه هاي مربوط به تخريب شهرهاي اروپا و آمريکا، القاي اين مطلب بوده است که مسلمانان که همواره؟! در شهرهاي اروپا و آمريکا بمب گذاري مي کنند؟!، دشمنان کشورهاي غربي و پيروان دجال هستند!
با توجه به توضيحات فوق، درمي يابيم که در پس ظاهر جذاب بازي کامپيوتري (Left Behind)، افکار شيطاني نهفته است و هدف از ساخت آن، بدنام ساختن مسلمانان، و توجيه جنگ هاي آخرالزماني فراماسونري (به رهبري آمريکا) عليه کشورهاي اسلامي مي باشد.
براي دانلود فيلم تبليغاتي اين بازي، اینجا کليک کنيد:
1 – در اين فيلم که يک فيلم تبليغاتي براي (Jesus Camp) است، اطلاعات جالبي درباره ي اين کمپ به دست مي آيد: در بخشي از فيلم، کودکاني ملاحظه مي گردند که بعضاً با لباس هاي رزمي به بازي هايي که شبيه تمرينات نظامي هستند، مي پردازند تا در آينده بتوانند در ارتش خدا (ارتش آمريکا؟!) قرار بگيرند و بتوانند در آرماگدون از مسيح (ع) حمايت کنند! (در يکي از صحنه هاي آغازين فيلم، تصوير پرچم آمريکا، در کنار پرچمي که اوانجليکال ها به پرچم ارتش حضرت مسيح (ع) منسوب مي کنند، به چشم مي خورد.)
در بخشي از فيلم، کودکي نوانجيلي ملاحظه مي گردد که در مقابل دوربين مي گويد: « ما نسل کليدي هستيم که مسيح (ع) را باز مي گردانيم! »
در قسمت ديگري از فيلم، خانم پاستور بکي فيشر (رييس کمپ) صراحتاً مي گويد: « اگر به دشمنانمان توجه کنيم، خواهيم ديد که آن ها توجه خود را بر کودکان متمرکز مي کنند. به طوري که در فلسطين و پاکستان، کمپ هايي شبيه کمپ هاي ما وجود دارند که در آن ها طرز کار کردن با نارنجک دستي و مسلسل را به کودکان (نه جوانان!) ياد مي دهند. » (خانم بکي فيشر عمداً کلمه ي کودکان را به کار مي برد تا اعمال شيطاني کمپ هاي اوانجليکالي را توجيه کند، زيرا همان طور که مي دانيم، در اسلام تکليفي بر کودکان نيست و تنها به کودکان مسلمان، آموزش هاي بنيادي اعتقادي (مانند نماز و روزه) داده مي شود و مسايل مهمي همچون جهاد در برابر ظالمين، در سنين جواني که سنين تکليف است و بينش جوانان رشد يافته است، به آن ها آموخته مي شود. در ضمن جوانان جهادگر مسلمان، به هيچ کشور ديگري حمله نمي کنند، بلکه در مقابل ظلمي که به آن ها در خانه ي خودشان روا داشته مي شود، به پا مي خيزند.)
در بخش پاياني فيلم، گوينده مي گويد: « ما (اوانجليکال ها) در حدود %25 جمعيت آمريکا (حدود 80 ميليون نفر) را تشکيل مي دهيم و کمپ هاي فراواني مانند (Jesus Camp) در سراسر آمريکا داريم. دامنه ي نفوذ ما به همه جا از جمله کاخ سفيد و کنگره نيز کشيده شده است و در انتخابات آمريکا نقش مهمي بازي مي کنيم. »
در يک نما از بخش پاياني فيلم، تصوير « Ted Haggard » (کشيش برجسته ي اوانجليکالي که در سال 2006 به دليل اثبات همجنس بازي و مصرف مواد مخدر، از مقام کشيشي خلع شد)،(249) به چشم مي خورد که به تبليغ اوانجليسم و حمايت از کمپ هايي همچون (Jesus Camp) مي پردازد! حضور اين کشيش فاسد در فيلم هاي تبليغاتي (Jesus Camp) و ساير فيلم هاي تبليغاتي اوانجليکال ها، خود شاهد مهمي است که دروغ بودن ادعاي مسئولان (Jesus Camp) و ساير موسسات نوانجيلي را درباره ي تعليم مسايل اخلاقي به کودکان نشان مي دهد.
براي دانلود فيلم، اینجا کليک کنيد:(250)
در ابتداي فيلم، خانم پاستور بکي فيشر (رييس کمپ) به شکل ناخواسته پرده از نيت سودجويانه ي کمپ هاي انجيلي پرده برمي دارد و عنوان مي کند: « اگر به جمعيت جهان دقت کنيم، متوجه مي شويم که يک سوم جمعيت جهان را کودکان زير 15 سال تشکيل مي دهند. به همين دليل اگر ما قصد انجام برنامه اي را داريم، بايد بر روي کودکان زير 15 سال برنامه ريزي کنيم. »
در ادامه خانم پاستور بکي فيشر مي گويد: « اگر به دشمنانمان توجه کنيم، خواهيم ديد که آن ها توجه خود را بر کودکان متمرکز مي کنند. به طوري که در فلسطين و پاکستان، کمپ هايي شبيه کمپ هاي ما وجود دارند که در آن ها طرز کار کردن با نارنجک دستي و مسلسل را به کودکان (نه جوانان!) ياد مي دهند . آن ها (مسلمانان) به کودکان ياد مي دهند تا جان خود را براي اسلام فدا کنند. من هم مي خواهم به کودکان ياد بدهم که جان خود را براي انجيل فدا کنند، همان طور که مسلمانان اين کار را انجام مي دهند؛ اما در هر حال نکته ي مهم اينجا است که حق با ما است (نه مسلمانان)! »
در بخشي از فيلم ديده مي شود که مربيان اين کمپ، کودکان را به حالت خلسه مي برند و از اين کار براي جلب توجه ديگران استفاده مي کنند. نکته ي بسيار مهمي که در اين رابطه بايد به آن اشاره کنيم، اين است که به فرض اين که اين کار ها نيز واقعي باشند، دليل بر حقانيت اين گروه ها نيستند. زيرا فرو رفتن در حالت خلسه، دليل بر استفاده از تعاليم الهي نيست، بلکه شياطين و جن هاي کافر نيز توانايي انجام چنين اعمالي را دارند. براي مثال، در احاديثي از معصومين (ع) ذکر شده است که مسلمانان بهتر است از معاشرت با جنيان بپرهيزند، زيرا ممکن است که ناخواسته با جنيان کافر مواجه شده و آنان با انجام اعمال خارق العاده (که جزء ويژگي هاي ذاتي جنيان است و خداوند به آن ها اعطا کرده است)، انسان ها را فريب داده و خودشان ادعاي خدايي کنند و انسان ها را از راه راست منحرف نمايند.(251) مطلب مهم و عجيبي که در مورد (Jesus Camp) وجود دارد، اين است که محل اين کمپ، در کنار درياچه اي به نام (درياچه ي شياطين) يا (Devils Lake) قرار دارد(252) و توجه به اين نکته نيز تأمل برانگيز است.
براي دانلود فيلم، اینجا کليک کنيد:(253)
در ابتداي فيلم، يکي از مربيان کمپ در حالي که چکشي در دستش گرفته است، در جمع کودکان و خانواده هايشان مي گويد: « امروز مي خواهم به شما (کودکان) نشان دهم که مي توانيد در موقع مناسب، انسان متفاوتي باشيد؛ مي توانيد تهاجمي باشيد، مي توانيد بجنگيد. امروز مي خواهيم قدرت دولت شيطان (ايران؟!) را بشکنيم؛ آنهايي که قصد دارند به مدارس شما هجوم آورند و مسيح (ع) را از قلبتان بيرون بکشند؟! هنگامي که دولت ما، دولت عراق را نابود کرد، من ايمان آوردم به اين که خداوند دارد از طريق دولت ما (آمريکا) با ما حرف مي زند؟! حال، مي خواهم ببينم که چه کسي مي خواهد اين فنجان ها را که نماد قدرت دولت شيطان هستند، بشکند؟ چه کسي داوطلب مي شود؟»
در ادامه ي فيلم ملاحظه مي گردد که که فنجان هايي بر روي ميز ها قرار گرفته اند و روي هر کدام از آن ها کلمه اي نوشته شده است. اين فنجان ها بنا به ادعاي مربي کمپ، نماد قدرت دولت شيطاني (ايران؟!) هستند و کودکان بايد براي افزايش شجاعت خود، اين ليوان ها را بشکنند. کودکان نيز تک تک مي آيند و به نام مسيح (ع) اين ليوان ها را مي شکنند تا به خيال خود قدرت شيطان را نابود کنند. پس از اين مراسم روحاني؟! کودکان تحت تأثير قرار مي گيرند و گريه مي کنند!
در پايان فيلم، خانم پاستور بکي فيشر (رييس کمپ) به کودکان مي گويد: « اين پيشگويي ها (پيشگويي هاي مکاشفات يوحنا) را بگيريد و با آن ها (مسلمانان، به خصوص ايرانيان) بجنگيد. »
براي دانلود فيلم، اینجا کليک کنيد.
18 – ترويج کتاب ها و فيلم هايي در مدح جادوگري و انتشار آن در بين کودکان از جمله (Harry Potter)
يکي از ترفند هاي خطرناک دستگاه شيطاني فراماسونري براي اجراي اهدافش، تلاش براي انس دادن انسان ها (به خصوص کودکان) با سحر، جادو و تعاليم شبه کابالايي مي باشد. قبل از ارايه ي توضيحات بيشتر در اين زمينه، توجه شما را به بحث هاي مقدماتي زير جلب مي کنيم:
در تمام اديان الهي، سحر و جادوگري نکوهش شده است و جزء امور ممنوعه مي باشد.(255) در دين اسلام نيز احاديث و روايات بي شماري از معصومين (ع) پيرامون ممنوعيت سحر بيان شده است. براي نمونه در اين زمينه مي توان به حديث زير از امام صادق (ع) به نقل از جد بزرگوارشان حضرت علي (ع) اشاره کرد:
« عَنِ الْبَزَّازِ عَنْ أَبِي الْبَخْتَرِيِّ عَنْ جَعْفَرٍ عَنْ أَبِيهِ (ع) أَنَّ عَلِيّاً (ع) قَالَ:
مَنْ تَعَلَّمَ شَيْئاً مِنَ السِّحْرِ قَلِيلًا أَوْ كَثِيراً فَقَدْ كَفَرَ وَ كَانَ آخِرَ عَهْدِهِ بِرَبِّهِ وَ حَدُّهُ أَنْ يُقْتَلَ إِلَّا أَنْ يَتُوبَ. »(256)
« از بزاز از ابي البختري از جعفر (صادق (ع)) از پدرش (ع) از حضرت علي (ع) نقل شده است که فرمودند:
هر كس چيزي از سحر بياموزد، زياد باشد يا كم، كافر شده است و سرانجام كارش با خدايش است؛ و حدش اين است كه كشته شود، مگر اينكه توبه كند. »
اين حديث خود به روشني نشان مي دهد که جادوگري گناه بسيار بزرگي است و حکم سنگيني دارد.
اما در جهان امروز که ارزش ها دگرگون شده است و همه چيز به صورت وارونه معرفي مي گردد، کتاب ها و فيلم هاي زيادي در مدح و ستايش جادوگري نوشته و ساخته مي شود. متأسفانه مخاطب بسياري از اين کتاب ها و فيلم ها، کودکان هستند.
بدين ترتيب بسياري از کودکان از دوران خردسالي با سحر و جادوگري آشنا مي شوند و با توجه به اين که در آنان رشد شناختي کامل نيست، بسياري از آن ها آرزو مي کنند که اي کاش به جاي قهرمان کتاب ها و فيلم ها بودند و مي توانستند هر چيز که مي خواستند براي خود مهيا کنند.
متاسفانه امروزه بازار بسياري از اين کتاب ها و فيلم ها بسيار داغ است و بعضي از آن ها در زمره ي پرفروش ترين کتاب هاي تاريخ قرار دارند. از جمله ي اين کتاب ها و فيلم ها مي توان به (علي بابا و چهل دزد بغداد)، (علاءالدين و چراغ جادو)، (Harry Potter) و (Shrek) اشاره کرد. در بين کتاب ها و فيلم هاي مذکور، (Harry Potter) هم از نظر ميزان فروش و هم از نظر ميزان تأثير، موقعيت ويژه اي دارد.
در اين بين، شواهد مهمي وجود دارند که نشان مي دهند داستان هاي (Harry Potter) واضحاً در جهت اهداف شيطاني فراماسون ها و صهيونيست ها توليد شده اند. از جمله ي اين شواهد، مي توان به موارد زير اشاره کرد:
1 – تعاليم جادوگري (Witchcraft) که (Harry Potter) به کرات از آن ها بهره مي برد، قرابت بسيار زيادي با تعاليم شيطان پرستي و همين طور کابالا دارد. به طوري که علايم و وسايل و عباراتي که در (Witchcraft) به کار برده مي شوند، عمدتاً همان علايمي هستند که در کابالا و شيطان پرستي به کار مي روند. از جمله ي اين علايم مي توان به علامت هاي الحادي چون ستاره ي شش گوش، (Baphomet) و ... اشاره کرد که در شيطان پرستي، تعاليم کابالا (و تعاليم فراماسونري که برگرفته از تعاليم کابالا است)، و نيز تعاليم (Witchcraft) به خصوص (Black Witches = جادوگران شيطاني) مشترک است.(258) بدين ترتيب مي توان چنين دريافت که فيلمي که از جادوگري (Witchcraft) حمايت مي کند، از تعاليم مشابه مانند شيطان پرستي و ... نيز حمايت مي کند.
2 – الهه ي جادوگري (Witchcraft) و خداي جادوگران، (Baphomet) است.(259) اين الهه (که حتماً در قسمت هاي قبلي مقاله با آن آشنا شده ايد)، براي شيطان پرستان، کاباليست ها و فراماسون ها نيز مقدس بوده و نماد شيطان مي باشد. بنابراين گروه هاي جادوگري (Witchcraft) نيز، به مانند شيطان پرستان، کاباليست ها و فراماسون ها، شيطان ر ا تقديس مي کنند.(260) با اين اوصاف مي توان گفت که فيلم (Harry Potter) نيز که به ترويج جادوگري مي پردازد، عقايد شيطان پرستي و فراماسونري را به صورت غير مستقيم ترويج مي نمايد؛ چرا که اين گروه ها نيز همانند گروه هاي جادوگري، به (Baphomet) اعتقاد دارند.
بدين ترتيب همان طور که ذکر شد، گروه هاي جادوگري (Witchcraft)، هم شيطان پرستي (Satanism) و هم تعاليم جاهلي و الحادي (Paganism) را ترويج مي کنند.
4 – تعاليم الحادي کابالا که سرمنشأ تفکر فراماسونري است،(262) شباهت بسيار زيادي با جادوگري (Witchcraft) دارد؛(263) بنابراين هنگامي که از طريق داستان هايي مانند (Harry Potter)، جادوگري (Witchcraft) ترويج مي شود، عملاً تعاليم ماسوني کابالا نيز رواج مي يابد و بدين ترتيب ذهن کودکان براي پذيرش تعاليم فراماسونري در دوران بزرگسالي، آماده تر مي گردد.
بنابراين چه خوب است که فرزندان و کودکانمان را با داستان هاي ناب و اصيل ايراني و اسلامي بپرورانيم و ذهن آنان را از کودکي، در جهت تعاليم الهي سازمان دهيم. يقيناً اين کار مي تواند سلامت روحي کودکان امروز و جوانان فرداي جوامع اسلامي را تأمين نمايد و آنان را در ساختن آينده اي روشن براي دنياي اسلام، آماده کند.
ادامه دارد ................
تمامی مطالب مرتبط را می توانید در ضد شیطان مطالعه بفرمایید آشنايي با شيطانپرستي(قسمت اول) satanism آشنایی با شیطان پرستی (قسمت دوم) يكي به نعل يكي به تخته - اقدامات دو پهلو و دجالانه و زيركانه می توانید با مطالعه اساسنامه گروه ثانیه ، مشترک شوید ::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::: البته در همین وبلاگ (سمت راست) هم می توانید با درج رایانامه (ایمیل) خود به اشتراک گروه ثانیه درآیید :::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
جهت عضویت در گروه ثانیه ، باید شناسه گوگل داشته
باشید. اگر ندارید (مثلا شناسه و ایمیل یاهو دارید (یک ایمیل به مدیریت گروه با موضوع " درخواست عضویت " ارسال نمایید تا ثبت نام شما انجام شود ایمیل مدیریت گروه ----- Sanye.Blogfa -( At )- Gmail.com
مطالب مرتبط قبلی در وبلاگ ثانیه :
دستان پنهان مردان جابولون ؛؛ نمادگرایی در فراماسونری و شیطان پرستان








مفهوم "ثانيه" همان "نَفَس" است!