بخش چهارم-ماسون(mason)و فراماسون(Freemason) چیست و رابطه آن un سازمان ملل متحد
فراماسونری : دجال آخرالزمان--بخش اول
فراماسونری : دجال آخرالزمان--بخش دوم
فراماسونری : دجال آخرالزمان--بخش سوم
فراماسونری : دجال آخرالزمان--بخش چهارم
فراماسونری : دجال آخرالزمان--بخش پنجم
فراماسونری : دجال آخرالزمان--بخش پنجم---قسمت دوم
فراماسونری : دجال آخرالزمان--بخش ششم
فراماسونری : دجال آخرالزمان--بخش ششم --قسمت دوم -
فراماسونری : دجال آخرالزمان--بخش هفتم -
فراماسونری : دجال آخرالزمان--بخش هفتم---قسمت دوم -
فراماسونری : دجال آخرالزمان--بخش هشت -
فراماسونری : دجال آخرالزمان--بخش هشتم---قسمت دوم -
فراماسونری : دجال آخرالزمان--بخش نهم -
فراماسونری : دجال آخرالزمان--بخش دهم(پایانی) -
فراماسونری : دجال آخرالزمان--بخش دهم(پایانی)--قسمت دوم -
ضمیمه----فراماسونری : دجال آخرالزمان-.
.
.
بخش چهارم
فراماسونری: دجال آخرالزمان
شواهد ارتباط سازمان ملل متحد با فراماسونری
1 – اهدای زمین سازمان ملل متحد از سوی یکی از افراد خانواده ی ماسونی و یهودی الاصل راکفلر به نام (John D. Rockefeller, Jr).
زمین سازمان ملل متحد توسط (John D. Rockefeller, Jr) اهدا شده(94) و اولین حمایت های مالی از سازمان ملل متحد، توسط او انجام شده است.

(John D.Rockefeller, Jr)
2 – معماری داخلی سازمان ملل متحد، مثل ترتیب چیده شدن صندلی ها، شبیه معماری لژ های فراماسونری است.
3 – آرم سازمان ملل متحد.
در آرم سازمان ملل متحد نیز علایم ماسونی زیر دیده می شوند:
* 33 قطعه بر روی نقشه ی جهان: در طراحی این آرم و ترسیم نقش کره ی زمین بر روی آن، طول و عرض جغرافیایی به گونه ای رسم شده که در مجموع 33 قسمت به دست آمده است. نکته ی مهم این که در طراحی آرم مذکور، خطوط عرض جغرافیایی با فواصل کم رسم شده است، اما فواصل خطوط طول جغرافیایی از یکدیگر، بسیار زیاد می باشد. این ناهماهنگی ظاهری، بی دلیل نبوده و هدف از آن، ایجاد 33 قسمت بر روی نقشه ی جهان بوده است. در واقع اگر فواصل خطوط طول جغرافیایی موجود در آرم، کمتر از مقدار کنونی بود، 33 قطعه ایجاد نمی شد، اما ماسون ها عمداً خطوط طول و عرض جغرافیایی را به گونه ای در آرم سازمان ملل متحد گنجانده اند که عدد 33 (عدد خوش یمن فراماسونر ها) به دست آید!(96)
* 13 برگ زیتون در هر طرف: به غیر از قسمت ابتدائی شاخه ی زیتون که ساقه ی شاخه است (فلش ها)، 13 برگ زیتون در هرطرف رسم شده است. همان طور که قبلاً ذکر شد، عدد 13 در بین ماسون ها و یهودیان، عدد خوش یمنی است(97) و استفاده از 13 برگ در نماد سازمان ملل متحد، خود شاهد دیگری بر ارتباط این سازمان، با تشکیلات فراماسونری می باشد.


4 – حضور علامت ماسونی « پرگار و گونیا » در یکی از نهاد های وابسته به سازمان ملل متحد با عنوان « Temple of Understanding ».
« Temple of Understanding » نام یکی از نهادهای وابسته به سازمان ملل است که بنا بر ادعای حامیان آن، در جهت تقریب ادیان جهان حرکت می کند.(98) این ادعا در حالی بیان می شود که تاکنون هیچ اقدام موثری در این زمینه، از سوی این نهاد، و نیز سازمان ملل متحد صورت نگرفته است.
در پس ظاهر فریبنده ی این سازمان، شواهد فراوانی از نفوذ فراماسونری در آن به دست آمده است:
1– سازمانی به نام « Temple of Understanding » در پایتخت آمریکا (شهر Washington D.C) وجود دارد که مختص فراماسونر ها می باشد و از آن با عنوان « Temple of Understanding Freemason» یاد می شود.(99) این شباهت فراوان در نام نهاد وابسته به سازمان ملل و نام سازمان متعلق به فراماسونری، یکی از شواهدی است که ارتباط سازمان ملل متحد با فراماسونری را نشان می دهد.
2– در مقاله ای که در سایت خبری « Canada Free Press » به آدرس اینترنتی « www.canadafreepress.com » آمده است، تصویری از یکی از سالن های ساختمان نهاد « Temple of Understanding » متعلق به سازمان ملل در نیویورک، درج شده است که در آن، نماد « پرگار و گونیا » که یکی از شناخته شده ترین نمادهای فراماسونری است، بر روی یک سکوی محراب مانند در وسط سالن به چشم می خورد.(100)
در تصویر زیر، سالن مذکور را ملاحظه می فرمایید که در وسط آن، تصویر « پرگار و گونیا » ی فراماسونری به چشم می خورد:

با توجه به شواهدی که درباره ی ارتباط سازمان ملل متحد با فراماسونری بیان کردیم، به نظر می رسد که این سازمان وظیفه دارد تا به صورتی کاملاً موذیانه، کشورهای غیر ماسونی را استثمار کرده و آن ها را به صورت یکپارچه تحت سلطه ی تشکیلات فراماسونری قرار دهد و بدینسان موقعیت را برای تشکیل حکومت جهانی شیطانی ماسون ها آماده نماید.
جهت گیری های سازمان ملل متحد و سازمان های وابسته به آن (از جمله سازمان انرژی اتمی و ...) از بدو تأسیس این سازمان تا به امروز نیز، نشان از عملکرد دسیسه آمیز این سازمان دارد. چرا که سازمان ملل متحد و سازمان های تابعه ی آن، همواره در برابر قدرت های زورگوی ماسونی همچون آمریکا، اسراییل، انگلیس و ... سکوت کرده و پیکان اتهام را به سمت کشورهای جهان سوم و کشورهای اسلامی نشانه می گیرند. جهت گیری های خصمانه علیه انرژی صلح آمیز هسته ای ایران در آژانس بین المللی انرژی اتمی و شورای امنیت سازمان ملل متحد، عدم جهت گیری مناسب شورای امنیت سازمان ملل متحد علیه تجاوز عراق به ایران در طی جنگ تحمیلی، سکوت در برابر جنایت های آمریکا، اسراییل و ... نمونه هایی اندک از کارشکنی های متعدد سازمان ملل متحد هستند.
شواهد ارتباط واتیکان با فراماسونری
واتیکان که در قرون گذشته، همواره به عنوان دشمن اصلی « شوالیه های معبد » و « فراماسونر ها » مطرح بوده،(101) به نظر می رسد که امروزه تحت سیطره ی فراماسونری قرار گرفته است.(102)
شواهدی که ارتباط واتیکان را با فراماسونری نشان می دهند، عبارتند از:
1 – وجود برخی از علایم ماسونی در تصاویر نقاشی واتیکان.(103)
در تصویر زیر که از یکی از نقاشی های واتیکان اقتباس شده است، ملاحظه می گردد که دو فرشته؟!، حلقه ای را به دور نماد « چشم جهان بین » یا « مثلث نورافشان » که یک نماد کاملاً ماسونی است، گرفته اند.

همان گونه که ملاحظه فرمودید، در تصویر فوق، نماد « چشم جهان بین » مشاهده می گردد. از آنجا که نماد مذکور، یکی از نماد های مهم و معروف فراماسونری است، می توان نتیجه گرفت که واتیکان با فراماسونری ارتباط دارد.
در جواب باید گفت که علامت « چشم جهان بین » یک علامت الحادی بوده و به مسیحیت ارتباطی ندارد. زیرا:
اولاً این نماد بسیار قدیمی بوده و از دوران مصر باستان و حکومت شیطانی فرعون اقتباس شده است و تعالیم الحادی مصر باستان با دین آسمانی مسیحیت، مغایر است.
ثانیاً استفاده ی فراوان اسرائیل از نماد « چشم جهان بین » (مانند دادگاه عالی اسراییل)، ادعای مسیحی بودن علامت مذکور را رد می کند، چرا که اسرائیل یهودیت را به رسمیت می شناسد، نه مسیحیت.
بدین ترتیب نتیجه می شود که نماد « چشم جهان بین » که از تعالیم الحادی مصر باستان نشأت گرفته است، به مسیحیت هیچ ارتباطی ندارد.
با توجه به مطالب گفته شده، می توان نتیجه گرفت که فراماسونری و تعالیم منحرف آن، توانسته اند به واتیکان (مرکز کاتولیک های جهان) نیز نفوذ کنند.
2 – اتخاذ مواضع صهیونیستی از سوی تعدادی از پاپ ها از جمله پاپ جدید (بندیکت شانزدهم).(104)
اخیراً شاهد توهین های مکرر پاپ جدید به دین اسلام بوده ایم، اما در همین مدت، ارتباط ایشان با صهیونیست ها بسیار حسنه بوده است!
در تصویر زیر ملاقات پاپ جدید با اولمرت نخست وزیر اسرائیل را ملاحظه می فرمایید:(105)
البته پاپ از حضور خود در سازمان جوانان هیتلری، به عنوان یک عمل اجباری یاد می کند و ادعا می نماید که در اکثر جلسات سازمان مذکور، از حضور در جلسه خودداری می کرده است. وی همچنین از پدر خود به عنوان فردی معتقد به مبانی کاتولیک و فردی ضد نازی یاد می کند.(107)
اولاً اگر پدر پاپ واقعاً فردی مومن و مخالف نازیسم بود، چرا در سال های قبل از جنگ جهانی و یا در سال های ابتدایی جنگ، از آلمان به کشور دیگری مهاجرت نکرد. (همانند بسیاری از اقلیت های آلمان)
ثانیاً پاپ که بی ادبانه به ساحت مقدس پیامبر اسلام (ص) جسارت می نماید و ایشان را جنگ طلب معرفی می نماید، چگونه خود در جنگی ظالمانه شرکت کرده است؟! حتی اگر وی به صورت اجباری عضو « سازمان جوانان هیتلری » بوده است، می توانست به هر قیمتی از خاک آلمان فرار کند، یا از فرمان مافوق خود سرپیچی کند؛ حتی اگر به قیمت از دست دادن جانش تمام شود. وی که از علاقه ی قلبی و همیشگی خود به حضرت مسیح (ع) دم می زند، چگونه است که حفظ جان و منافع خود را بر پرهیز از جنگ ترجیح می دهد، و به خدمت در ارتش نازی ها می پردازد؟! این توجیهات فقط برای فریب ساده لوحان و فرار از وجدان کاربرد دارد، نه چیز دیگر.
مطالبی که ذکر شد، بخش کوچکی از پرونده ی سیاه زندگی پاپ بندیکت شانزدهم بود و ما بقیه ی مسایل را بر عهده ی خوانندگان محترم می نهیم.
3 – وجود علامت ماسونی Obelisk در میدان مرکزی واتیکان.
Obelisk یک علامت ماسونی است که از مصر باستان اقتباس شده و هیچ ارتباطی با مسیحیت ندارد.(108) حضور این علامت در میدان مرکزی واتیکان (میدان سنت پیتر)، تأییدی بر ارتباط واتیکان با فراماسونری است.
شواهد ارتباط اکثر یهودیان با فراماسونری
تعدادی از شواهد مهم که رابطه ی قوی یهود و فراماسونری را نشان می دهند، عبارتند از :
1 – سازماندهی تعالیم پراکنده ی کابالا توسط یهود و انتشار آن به اروپا که سبب تشکیل گروه های ماسونی شد.(109)
2 – خوش یمن بودن عدد 13 در بین یهود و فراماسونرها.(110)
3 – اعتقاد مشترک یهودیان و فراماسونرها به تخریب مسجد الاقصی و ساخت معبد سلیمان.(111)
4 – اعتقاد مشترک یهودیان و فراماسونرها به جادوگر بودن سلیمان.(112)
شواهد ارتباط اوانجلیکال ها با فراماسونری
در طی سال های اخیر، شواهد فراوانی به دست آمده است که نشان می دهد سران فرقه ی اوانجلیکال، ارتباط زیادی با فراماسونری دارند. (البته گهگاه جنگ زرگری و ظاهری میان فراماسونری و اوانجلیکال ها انجام می شود، اما آنچه که در عمل ملاحظه می گردد، اتحاد بین آرمان های فراماسونری و اوانجلیسم است.)
نکته ی مهم این که مردم عادی اوانجلیکال از جمله کودکان، چیزی در خصوص ارتباط این فرقه با فراماسونری نمی دانند و گرفتار جهل هستند، اما رهبران فاسد این فرقه (که همجنس بازی و رسوایی اخلاقی بعضی از آنان همچون « Ted Haggard »، در سال 2006 تیتر مطبوعات آمریکا شد)(113)، به خوبی از ارتباط این فرقه با فراماسونری خبر دارند.
البته لازم به ذکر است که در سال 2007 و یکسال بعد از رسوایی به وجود آمده برای « Ted Haggard »، « کلیسای لوتران اوانجلیکال ها » همجنس بازی را برای کشیشان (Pastors)، مجاز اعلام کرد!(114)
تیتر خبر مذکور را می توانید در تصویر زیر ملاحظه فرمایید:
این حرکت مفسدانه ی کلیسای اوانجلیکال ها، علاوه بر این که صلاحیت مذهبی این فرقه را زیر سوال می برد، این نکته را نیز خاطر نشان می کند که به احتمال زیاد، شیوع اعمال فاسد (از جمله همجنس بازی) در سران این فرقه بسیار بالاست.
در هر حال می توان گفت که قانون اخیر کلیسای لوتران اوانجلیکال، خود سند مهمی است که نشان می دهد سران این فرقه، به احتمال بسیار زیاد با گروه های فاسدی همچون همجنس بازان، فراماسونر ها و ... ارتباط دارند.
شواهد دیگری که نشان می دهند فرقه ی اوانجلیکال با فراماسونری ارتباط دارد، عبارتند از:
1 – حمایت فراوان اوانجلیکال ها (نو انجیلی ها) از کشور ماسونی اسرائیل.(115)
2 – علاقه ی فراوان اوانجلیکال ها به یهود. تا آنجا که به « مسیحیان یهودگرا » معروفند.(116)
3 – اعتقاد به لزوم ساخت معبد سلیمان به عنوان زمینه ساز بازگشت حضرت مسیح (ع).(117)
این اعتقاد در اکثر گروه های مسیحی دیگر دیده نمی شود. در واقع این مسأله بسیار عجیب است که یک گروه مسیحی (اوانجلیکال ها)، به ساخت معبد سلیمان اعتقاد دارند و آن را به ظهور حضرت مسیح (ع) ارتباط می دهند!
4 – وجود ستاره ی شش گوش در بعضی از کتب اوانجلیکال ها به عنوان یک علامت کلیدی.(118)
وجود این علامت ماسونی در کتب نوانجیلی، تأییدی بر ارتباط این فرقه با ماسون ها و یهودیان است. اعتقاد آن ها به این علامت به قدری زیاد است که حتی از آن در کنار صلیب استفاده می کنند!
عکس چپ: علامت ستاره شش گوش به همراه صليب در سايت يک کليساي نو انجيلي.
5 – اعتقاد فراوان اوانجلیکال ها به رئیس جمهور ماسونی خود (جرج بوش).
در آمریکا، کمپ های انجیلی به نام « کمپ عیسی : Jesus Camp » وجود دارند که اوانجلیکال ها، فرزندان خود را به این کمپ ها می فرستند تا برای خدمت در ارتش خدا (ارتش آمریکا؟!)، آموزش ببینند. در مورد یکی از این کمپ ها و فعالیت های آن، فیلم مستندی توسط شبکه ی ABC News آمریکا تهیه شده است که در آن، به ابعاد مختلف کمپ های مذکور پرداخته شده است. لازم به ذکر است که فیلم مذکور به سرعت از سایت های اینترنتی حذف شد، اما به لطف خدا فیلم در همان مدت حضور در اینترنت، به دست نگارنده رسید.
در یک صحنه از فیلم، ملاحظه می گردد که کودکان با دست به عکس بوش اشاره کرده و می گویند: (This is the picture of God! = این عکس خدا است!). علت اینکه کودکان چنین سخن احمقانه ای را به زبان می آورند، این است که اعتقاد دارند جرج بوش با حمله به عراق، زمینه را برای بازگشت خدا ؟! ( مسیح (ع) )؟! آماده کرده است. به همین دلیل جرج بوش را تجلی مسیح می دانند!
ترجمه ی فیلم مذکور به طور خلاصه چنین است:(119)
خواندن دعاهای دسته جمعی، گریه برای رستگاری، دعا برای پایان دادن به سقط جنین و پرستش تصویر جرج بوش (به عنوان تجلی خدا!) بخشی از فعالیتهایی هستند که در کمپ انجیلی خانم پاستور «بکی فیشر» در منطقه ی داکوتای شمالی (واقع در ایالات متحده و نزدیک دریاچه ی شیاطین) انجام می شوند. این برنامه ها با عنوان تبلیغاتی « کودکان در آتش »، موضوع برنامه ی مستندی به نام «کمپ عیسی» می باشند. »
خانم (بکی فیشر) مربی آنان می گوید: « من واقعاً می خواهم آنان را چنان تربیت کنم که حاضر باشند جان خود را برای انجیل فداکنند، همان گونه که در پاکستان و فلسطین نیز چنین است و کودکان (نه جوانان!) حاضرند برای اسلام جان خود را فدا کنند. » (در یکی از فیلم های مربوط به این کمپ، خانم بکی فیشر صراحتاً از مسلمانان به عنوان دشمن یاد می کند.).
کودک دیگری می گوید: « ما در حال انجام تمرین هایی هستیم تا بتوانیم جنگجو شویم، البته به روشی کاملاً مفرح. »
خانم بکی فیشر می گوید: « من تا به حال احساس نکرده ام که توسط کسی (منظور دولت آمریکا است) استثمار شده ام. »
برای دانلود فیلم، اینجا کلیک کنید
شواهد ارتباط بهائیت با فراماسونری
شواهد فراوانی وجود دارند که از ارتباط بین بهائیت و فراماسونری پرده برمی دارند. بعضی از این شواهد عبارتند از:
1 – مرکز فرقه ی بهائیت و اماکن به اصطلاح زیارتی آن در اسرائیل و به خصوص شهر های عکا و حیفا واقع شده است. سالها پیش، بابیان بهایی (بهائیان) جسد علی محمد شیرازی، اولین خدا و پیامبر خویش؟! را به اسرائیل و شهر عکا منتقل نمودند و با همکاری کشور ماسونی اسرائیل، بارگاه باشکوهی برای او بنا کردند.(120)
این مطلب تنها مربوط به گذشته نمی شود، بلکه امروزه نیز ارتباط نزدیکی بین سران بهاییت و سردمداران اسراییل وجود دارد. برای مثال اخیراً اولمرت (نخست وزیر اسراییل) در جمع سران بهایی در بیت العدل (مرکز تصمیم گیری برای بهاییان جهان) واقع در شهر حیفای اسراییل، حضور یافته و با آنان صمیمانه دیدار کرده است.(122)
4 – گزارش ساواک از محفل شماره ی 4 بهائیان به تاریخ 7/3/1347:
« ... عباس اقدسی ( از افراد برجسته ی بهائیت) گفت: دولت اسرائیل در جنگ 46 و 47، قهرمان جهان شناخته شد و ما جامعه ی بهائیت، فعالیت این قوم عزیز یهود را ستایش می کنیم ... »!؟(124)
این حمایت گستاخانه ی بهاییان از رژیم ماسونی اسراییل در زمانی که هیچ فرقه ی مذهبی دیگری در خاورمیانه از اسراییل حمایت نمی کرد، نشان دهنده ی ارتباط قوی بهاییان با این دولت ماسونی است.
نکته ی دیگری که باید به آن اشاره کرد، این است که گزارش ساواک از بهاییان، به معنای مخالفت و دشمنی شاه با بهاییان نیست. زیرا بنابر مستندات تاریخی، ارتباطات خوبی بین شاه سابق و بهاییان وجود داشته است؛ به نحوی که برخی از شواهد، حاکی از این هستند که محمد رضا پهلوی نیز به این فرقه ی ضاله گرویده است:
يكي از مبلغان بهائيت درباره تاثير متقابل بهائيت بر شاه و خاندان پهلوي گفته بود:
« كارهايي كه اكنون به دست اعلي حضرت شاهنشاه صورت مي گيرد ، هيچ كدامشان روي اصول دين اسلام نيست، زيرا شاه به تمام دستورهاي بهائي آشنايي دارد و حتي ايشان با اشرف پهلوي در دوران كودكي در مدرسه بهائيان ... درس خوانده اند... حالا مردم ... مي گويند بهائي است. چه كاري مي توانند بكنند! ... »(125)
در نمونه ای دیگر از این سخنان، به صراحت از بهایی بودن محمدرضا پهلوی پرده برداشته شده است:
يكي از افراد نظامي به نام سرهنگ اقدسيه در جلسه بهائيان شيراز مورخ 18/4/1347، ضمن بهائي خواندن شاه، درباره نحوه برخورد خود با افراد مسلمانان اظهار داشت :
از شواهد دیگری که ارتباط محمد رضا شاه با بهاییان را نشان می دهد، می توان به این مطلب اشاره کرد که وی تعداد زیادی از بهاییان را در مشاغل حساسی چون نخست وزیری و ... گماشت که از معروفترین این افراد می توان به امیر عباس هویدا (که طولانی ترین دوره ی نخست وزیری را داشت)، اشاره کرد.
بنابراین باید گفت که بهاییان همواره با رژیم شاه سابق روابط خوبی داشته و متقابلاً از یکدیگر حمایت می کردند.
5 – اصولاً در میان نخبگان فراماسونری ایران، نسبت بالائی از بهائیان وجود دارد که افرادی همچون « علیقلی نبیل الدوله » ، « میرزا آقا خان کرمانی » ، « ابراهیم حکیمی » ، « سید جمال واعظ » ، « ذبیح اله قربانی » ، « احسان یارشاطر» ، « امیرعباس هویدا » ، « پری اباصلتی » و ... از این دسته اند. امیر عباس هویدا که طولانی ترین دوره ی نخست وزیری را در زمان محمد رضا پهلوی داشته و به چاپلوسی هم معروف بوده است، و احسان یارشاطر که تحقیقات بسیاری را در زمینه ی ادبیات فارسی انجام داده است، هر دو هم بهائی و هم فراماسونر بوده اند.(127)
عکس چپ: امير عباس هويدا (نخست وزير محمد رضا پهلوي)
6 – روابط قوی عباس افندی (از رهبران بهاییت) با گروه های ماسونی و Theosophical Society.
در این رابطه، دکتر عبدالله شهبازی (از تاریخ نویسان معاصر) در کتاب « نظریه ی توطئه » و نیز در مقاله ی « جستارهایی از تاریخ بهاییت»، چنین نوشته است:
(سفر سالهاي 1911 – 1913 عباس افندي به اروپا و آمريکا، سفري کاملاً برنامهريزي شده بود. بررسي جريان اين سفر، و مجامعي که عباس افندي در آن حضور يافت، نشان ميدهد که کانونهاي مقتدري در پشت اين ماجرا حضور داشتند و ميکوشيدند تا اين "پيغمبر" نوظهور شرقي را به عنوان نماد پيدايش "مذهب جديد انساني"، و آرمان « ماسوني – تئوسوفيستي » معرفي کنند. اين بررسي ثابت ميکند که کارگردان اصلي اين نمايش، انجمن جهاني تئوسوفي (يکي از محافل عالي ماسوني غرب) بود .... در اين سفر، تبليغات وسيعي درباره ی عباس افندي، به عنوان يکي از رهبران تئوسوفيسم، صورت گرفت؛ در حدي که ملکه ی روماني و دخترش ژوليا وي را به عنوان « رهبر تئوسوفيسم » ميشناختند و به اين عنوان با او مکاتبه داشتند. عباس افندي در اين سفر با برخي رجال سياسي و فرهنگي ايران چون جلالالدوله پسر ظلالسلطان، دوستمحمدخان معيرالممالک داماد ناصرالدينشاه، سيد حسن تقيزاده، ميرزا محمد خان قزويني، عليقلي خان سردار اسعد بختياري و ... ملاقات کرد. اين ماجرا، که حمايت کانونهاي عالي قدرت جهان معاصر را از بهائيگري نشان ميداد، بر محافل سياسي عثماني و مصر نيز تأثير نهاد و عباس افندي پس از بازگشت از اين سفر، وزن و اهميتي تازه يافت.)(128)
ادامه دارد ..............
تمامی مطالب مرتبط را می توانید در ضد شیطان مطالعه بفرمایید آشنايي با شيطانپرستي(قسمت اول) satanism آشنایی با شیطان پرستی (قسمت دوم) يكي به نعل يكي به تخته - اقدامات دو پهلو و دجالانه و زيركانه می توانید با مطالعه اساسنامه گروه ثانیه ، مشترک شوید ::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::: البته در همین وبلاگ (سمت راست) هم می توانید با درج رایانامه (ایمیل) خود به اشتراک گروه ثانیه درآیید :::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
جهت عضویت در گروه ثانیه ، باید شناسه گوگل داشته
باشید. اگر ندارید (مثلا شناسه و ایمیل یاهو دارید (یک ایمیل به مدیریت گروه با موضوع " درخواست عضویت " ارسال نمایید تا ثبت نام شما انجام شود ایمیل مدیریت گروه ----- Sanye.Blogfa -( At )- Gmail.com
مطالب مرتبط قبلی در وبلاگ ثانیه :
دستان پنهان مردان جابولون ؛؛ نمادگرایی در فراماسونری و شیطان پرستان














مفهوم "ثانيه" همان "نَفَس" است!