با دو زبان، سخنی را میتوان رد کرد یا ادعایی را نقد
با دو زبان، سخنی را میتوان رد کرد یا ادعایی را نقد :
یکی زبانی که به گفتگو فرامیخواند؛ در عین صراحت در مخالفت، نشان میدهد به روی احتمالِ شکلِ دیگر فهمیدن آن سخن گشوده است؛ پذیرای امکان تأویلهای دیگر است و در نتیجه نگران که شاید نقد و رد من روا و راست نباشد. بنابراین، با نفی آن ادعا، کار را تمامشده نمیبیند. آنقدر شیفتهی انکار کار دیگری نیست که تلاش برای فهم سخن او را بیهوده بیابد. به راندن در آبهای پرتلاطم جست وجو و کنج کاوی بیش از لمیدن بر ساحل امنِ باورهای خود میل دارد. نفی میکند، اما زباناش پُرِ پرسش است، نه تیره از تعصب.
دیگری زبانی که تنها «اعلام موضع» میکند؛ مرز میگذارد، خط میکشد. مثل اینکه ناگهان درِ اتاقی را باز میکند و سر را فرو میکند و فریادی از حلق میکشد و محکم در را میبندد. گوش کسی که در اتاق است، به احتمال، از این خروش، خراشیده میشود و میفهمد که این فریاد از سرِ خشم است، اما نمیداند چرا و با آن چه باید کرد. این زبان سرشار است از سیمهای خارداری که بیرونیان را دورباش میگوید و پیشاپیش میترساند و میرماند.
گاهی ندانسته گاهی خواسته، یکی از این دو زبان را در مخاطب قراردادن دیگران به کار میبریم. این خودِ ادعا نیست که مانع گفتوگوست؛ نوع زبانی که برای ابراز نظر دربارهی ادعای دیگری برمیگزینیم، بیش از هر چیز، راهِ همسخنی را میگشاید یا میبندد.
مهدی خلجی
.

.
+ نوشته شده در ۱۳۹۲/۰۷/۰۲ ساعت توسط سجاد
|
مفهوم "ثانيه" همان "نَفَس" است!