دل دیدنی های شهر سرب و سراب ؛ نویسنده استاد بزرگوار سید علیرضا شفیعی مطهر
در ذیل ، نمی از دریای معرفت استادی عزیز را می توانید بخوانید. استاد شفیعی مطهر با چندین وبگاه مختلف که بنده مطلب ذیل را در مــدار جستم.
این دیدگاه سید عزیز ؛ چقدر شبیه آرمانهای انقلاب اسلامی ماست که هیچ از آن نمانده!؟
من نم اشک و شبنم سرشک را بر دیدگان پدری داغدار دیدم که بر بالین نوگل پرپر خود می گریست ...اما تلخ تر از داغ این گل های پرپر ،پژمردن گل های آرمان رفتگان و افسردن جوانه های ایمان بازماندگان بود.
............................................................................
معرفی استاد از وبلاگ ایشان :

مـدارا : آثار ، سروده ها ، مقالات ، خاطرات و روزنوشت های شفیعی مطهر
با عشق و غم و بهار من همزادم غم زندگی من است و با آن شادم
یک جرعه غم به عالمی نفرو شم این دارم و از هــر دو جهان آزادم
در پگاه نوروز ۱۳۲۵ همراه با کالسکه سبز بهار پای به عرصه زندگی نهادم . در حریر فقر بالیدم واز زنجیر فاقه ننالیدم . چه ، فقر و فاقه را شهد زلال یافتم و مهد کمال . این گنجینه رنج وگزینه گنج به من آموخت که رنج نه وسیله وصل گنج، که خود اصل گنج است . رنج ها - سختی ها و فشارها از خمیر پدیده ، پولاد آبدیده می سازند و از انسان مرید بی اراده ، مرد آزاده .
با جور و جمود و جهل باید جنگید
تاپاک شودجهان از این هرسه پلید
یا ریشه هر سه را بباید خشکاند
یا سرخ به خون خویش باید غلتید
(ش.مطهر)
مفهوم "ثانيه" همان "نَفَس" است!