در ذیل ، نمی از دریای معرفت استادی عزیز را می توانید بخوانید. استاد شفیعی مطهر با چندین وبگاه مختلف که بنده مطلب ذیل را در مــدار جستم. 

این دیدگاه سید عزیز ؛ چقدر شبیه آرمانهای انقلاب اسلامی ماست که هیچ از آن نمانده!؟

 

من نم اشک و شبنم سرشک را بر دیدگان پدری داغدار دیدم که بر بالین نوگل پرپر خود می گریست ...اما تلخ تر از داغ این گل های پرپر ،پژمردن گل های آرمان رفتگان و افسردن جوانه های ایمان بازماندگان بود.



............................................................................



 معرفی استاد از وبلاگ ایشان :



مـدارا  :  آثار ، سروده ها ، مقالات ، خاطرات و روزنوشت های شفیعی مطهر

   با عشق و غم و بهار من همزادم              غم زندگی من است و با آن شادم 

یک جرعه غم به عالمی  نفرو شم                این دارم  و از هــر دو  جهان  آزادم 

در پگاه نوروز ۱۳۲۵ همراه با کالسکه سبز بهار پای به عرصه زندگی نهادم . در حریر فقر بالیدم واز زنجیر فاقه ننالیدم . چه ، فقر و فاقه را شهد زلال یافتم و مهد کمال . این گنجینه رنج وگزینه گنج به من آموخت که رنج  نه وسیله وصل گنج،  که خود اصل گنج است . رنج ها - سختی ها و فشارها از خمیر پدیده ، پولاد آبدیده می سازند و از انسان مرید بی اراده ، مرد آزاده .

دراول فروردین ماه ۱۳۲۵ در شهر کاشان متولد شدم . تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در همان شهر‌وتحصیلات  دانشگاهی را درتهران به پایان رسانیدم.درسال ۱۳۴۷ پس ازانجام خدمت وظیفه به عنوان سپاهي دانش دوره دهم درآموزش وپرورش کاشان استخدام شدم.ازآن تاریخ تاکنون توفیق تدریس درهمه پایه های ابتدایی ، راهنمایی، دبیرستان، مراکزتربیت معلم ، دوره های آموزش ضمن خدمت معلمان ودانشگاه راداشته ام . درسال۵۱ ازدواج کردم وهم اکنون چهارفرزند دارم.


با جور و جمود و جهل باید جنگید
تاپاک شودجهان از این هرسه پلید
یا ریشه هر سه را بباید خشکاند
یا سرخ به خون خویش باید غلتید

(ش.مطهر)