من مسئول نوشته هایم هستم، اما نه نوشته های قبلی خودم!

 

مقدمه_1: در طول زندگی ام، به هنگام رشد، آن هم در بحبوحه جوانی و جویای نام  و کنجکاوی و ایده آل نگری، به محل های زیادی سرک کشیدم و کتابهای متنوعی را نگاه کردم و اساتید زیادی را شناختم (هرچند مطمئن ام که عمیق نیاموخته باشم) ، همین مسائل باعث شده درباره موارد مختلفی بنویسم. آنچه می دانم را با آنچه شنیده یا دیده یا خوانده ام مخلوط کنم و محصول جدیدی به نام «نوشته های ثانیه» یا دیگر وبلاگهایم (که دیگر نیستند) شکل بگیرد تا به مسائل و مواردی اینجا لینک بدهم و اشاره کنم یا کپی پیست کنم.

مقدمه_2: روند رو به رشد آدمی، سیر و صعود فراوانی دارد. نوشته هایی که روزگاری برایش جان میداد، ممکن است در آینده برای مبارزه با آنها، جانش را هم بدهد. سیر تکامل، همیشه بر یک مدار نیست که فقط سیر صعودی داشته باشد.

مقدمه_3: نویسنده به هنگام نوشتن، مسئول است. در هر محیطی که زیست داریم، تنفس میکشیم و نقشی و تاثیری داریم، ما مسئولیم. اینجا وبلاگ است، جایی که برای نوشتن یک جوان تازه تنفس، شکل گرفته بود. تلاش داشته، مسئول باشد و آنچه درست میداند، بیان کند. اما به هر حال وبلاگها حال و هوای شخصی و جوانی خویش را هم دارند. «خودمانی تر از مکتوبات» هستند

مقدمه_4_نهایی: اینجا در پی اعلام برائت نیستم. اصلا مخاطب خاصی ندارم که اعلام برائت کنم. جرمی هم مرتکب نشده ام، فقط خواستم برای دلم خودم (مثل همیشه و گذشته) بنویسم که سجاد، تو همیشه مسئول نوشته های خود هستی، اما نه نوشته ها و دیدگاه های قبلی خودت. 

 نویسنده مسئول، مسئولیت نوشتن، قانون نوشتن، نگارش اخلاق محور

مثل یک انسانی که در کوره راه های خطرناک و سرگذرهای پرخطر، مسیری را می پیماید، جوانی را طی کرده و در حال زندگی ام. هر چه بیشتر به «تنهایی» و «تنهایی خود خواسته» ام فکر میکنم، به همه اقدامات و تصمیماتی که گرفته ام، می بینم «نقش ِ خواندن و نوشتن» بیشترین و مهمترین نقش را داشته اند و اساسی ترین کمک ها را به من کرده اند

بارها در نوشته هایم، از نتوانستن یا نخواستن گرفته ام، 

بارها نوشته هایم با اشک همراه بوده، اشک شوق یا دلشکستگی یا غربت و...

بارها و بارها و بارها، فقط با نوشتن آرام شده ام و دوباره به زندگی برگشته ام

 

هر چند هیچ وقت علمی ننوشته ام و ادعایی هم ندارم، اما توانسته ام برای از دنیای خودم، بیرون بروم و دنبال خود ِ خودم بروم. و هنوز هم در ابتدای راهم. مخاطب حرفهای من، خودم هستم. برای دلم و برای افکارم نوشته ام و می نویسم، اما گاهی همراهی هم که میابم، خرسند میشوم.. هرچند میدانم، همراهی اش، خاص است، نه مداوم و نه همیشگی.

 

نتیجه گیری: من با گذشته ام فرق دارم. همانطوری که آینده ام متفاوت از امروزم خواهم بود. خودم من هم وقتی آرشیو وبلاگ را مرور میکنم و به ویژه دلنوشته هایم را می خوانم، انگار به سخنان شخض دیگری گوش میدهم. گاهی جالب، گاهی تلخ، گاهی شیرین، گاهی همدلانه و گاهی متضاد.

و یک سوال مهم که در پایان به ذهنم می رسد:

مسئولیت نوشته های قبلی من با کیست؟

.

ضربه ی جبران ناپذیر :   آمار تلفات‌ در اثر توبكتومي‌ و وازكتومي‌



آمار تلفات‌ در اثر توبكتومي‌ و وازكتومي‌

 

آمار تلفات‌ زنان‌ و مردان‌ در خصوص‌ بستن‌ لوله‌ (توبكتومي‌ و وازكتومي‌) فقط‌ در كشور ايران‌ در زنان‌ به‌ يك‌ ميليون‌ و در مردان‌ به‌ هشتاد هزار نفر رسيده‌ است‌.

منظور ما از تلفات‌، مرگ‌ و مير آنان‌ بعد از اين‌ عمل‌ نمي‌باشد، بلكه‌ خود اين‌ عمل‌ است‌ كه‌ در حكم‌ ضايعات‌ و تلفات‌ به‌ حساب‌ مي‌آيد.

آمار تلفات‌ در اثر توبكتومي‌ و وازكتومي‌


قيمت‌ لوله‌هاي‌ مرد يعني‌ دیه‌ آن‌ در شرع‌ مقدّس‌ اسلام‌ قيمت‌ دیه‌ يك‌ مرد كامل‌ يعني‌ هزار دينار است‌؛ و دیه‌ لوله‌هاي‌ زن‌ قيمت‌ دیه‌ يك‌ زن‌ كامل‌ يعني‌ پانصد دينار است‌.

مانند كور كردن‌ دو چشم‌ مرد و كور كردن‌ دو چشم‌ زن‌. بنابراين‌ ما با ازميان‌ رفتن‌ نسل‌ و عقيم‌ نمودن‌ ايشان‌، ضايعه‌اي‌ بدين‌ سهمگيني‌ وارد ساخته‌ايم.

فعلاً بحث‌ ما در سایر انواع‌ و اقسام‌ جلوگيري‌ از كاندوم‌، قرص‌، آمپول‌، آي‌.يو.دي‌، نمي‌باشد ؛ بلكه‌ فقط‌ در خصوص‌ ضايعات‌ و تلفاتي‌كه‌ در حكم‌ قتل‌ نفس‌ محترمه‌ محسوب‌ مي‌گردد، و آن‌ عبارت‌ است‌ از وازكتومي‌ و توبكتومي‌ بحث‌ داريم‌ ؛ بحث‌ ما در يك‌ ميليون‌ زن‌ را عقيم‌ كردن‌ و هشتاد هزار مرد را مقطوع‌ النّسل‌ نمودن‌ است‌.


متن کامل ادامه مطلب

ادامه نوشته

ضرورت درک نشاط اجتماعی به عنوان امری زیربنایی


یک طرح ملی فراموش شده
ضرورت درک نشاط اجتماعی به عنوان امری زیربنایی
نشاط اجتماعی یک پروژه‌ی تجملاتی، تزیینی و روبنایی نیست که با ذائقه و سلیقه‌ی مدیران و برنامه‌ریزان دستور به برچیدنش داد یا تداومش را خواستار شد. نشاط اجتماعی یک طرح ملی و از ضروری‌ترین امور زیربنایی جامعه است که با طراحی مدل بومی آن، بسیاری از موانع و چالش‌ها خود به خود کنار خواهد رفت.

جامعه‌ی ایران با داشتن بیش از 47 میلیون نفر در سنین جوانی و میانسالی، یک جامعه‌ی با نشاط است یا نه؟! آیا ما مردمانی شاد هستیم یا در هیاهوی زندگی شهری به دنبال گمشده‏ای به نام نشاط می‏گردیم؟! چه قدر از ظرفیت‏های فرهنگ غنی اسلامی- ایرانی در ایجاد فضایی با نشاط در جامعه استفاده کرده‏ایم؟ آیا برای ما قابل لمس نیست که نشاط اجتماعی نه تنها پدیده‏ای مضر و مخرب نیست بلکه خود عاملی مهم در جهت ارتقای امنیت اجتماعی و رشد علمی و اقتصادی محسوب می‏شود و بر ضد انواع بزه‌ها رفتار می‏کند؟


نیمه‌ی پر لیوان؛ ظرفیت فرهنگی نشاط اجتماعی وجود دارد
بسیاری از کارشناسان در حوزه‌ی اجتماعی معتقدند که ایران جامعه‏ای است که در متن داشته‏ها و پیشینه‌ی فرهنگی و اعتقادی آن ویژگی‏های اثربخشی برای شاد زیستن و شادی وجود دارد و در عین حال از تلفیق فرهنگ اسلامی- ایرانی فرصت‏های مختلفی در قالب مناسبت‌های ملی- مذهبی فراهم می‌آید که این فرصت‌ها به قشر جوان و به دنبال آن به جامعه انرژی‌های شاد برای بقا تزریق می‏کند.


نیمه‌ی خالی لیوان؛ هیاهوی شهرنشینی در تقابل با نشاط عمومی
در مقابل این دیدگاه که بیش‌تر مورد پسند چهره‏های مذهبی، مسؤولان و مدیران بخش‌های مختلف کشور است، تعدادی از صاحب نظران امور اجتماعی نه تنها این دیدگاه را قبول ندارند بلکه نشاط جامعه‌ی ایران را با توجه به تغییر نوع آسیب‌ها در شرایط کنونی رو به اضمحلال و فراموشی می‌دانند. این گروه از صاحب نظران ضمن هشدار نسبت به بروز یک آسیب جدی و فراگیر در اثر کم توجهی به مقوله‌ی نشاط اجتماعی، تهیه و تدوین پروتکل واحد و تعریف جامع از مقوله‌ی نشاط در جامعه‌ی ایرانی را ضروری و غیر قابل اجتناب می‌دانند. به باور این گروه از صاحب نظران، گسترش شهرها و صنعتی شدن جوامع تأثیرات فراوانی در نشاط یک جامعه دارد و چنان‌چه مسایل حاشیه‌ای از جمله درگیری‌ها و ناامنی‌های اجتماعی هم به این موارد اضافه شود در نهایت آن‌چه را که باید در هیاهوی شهرنشینی جست‌وجو کرد نشاط و شادی عمومی است.


دغدغه‌ی تعریف بومی نشاط از گفتار تا رفتار

اما سوای از این دو گروه از صاحب نظران و کارشناسان حوزه‌ی اجتماعی گروه دیگری هم درباره‌ی نشاط اجتماعی عقاید و باورهایی دارند. این گروه در سال‌های گذشته به اشکال مختلف در تلاش بوده تا نشاط در جامعه مبتنی بر یک تعریف انحرافی نباشد و روی ریل اصول حرکت کند. این طیف که در آن مدیران بخش‌های اجرایی، گروه‌های مختلف مردمی و برخی کارشناسان و منتقدان ارزش‏گرا حضور دارند، از قدرت تأثیرگذاری بالا و بدنه‌ی اجتماعی قوی برخوردار است اما مهم‌ترین مؤلفه‌ای که این طیف در عملی کردن نشاط در جامعه دنبال می‌کند رسیدن به یک تعریف منطبق با خاستگاه‌های فرهنگ بومی است که اگرچه ممکن است در حیطه‌ی گفتار ترسیم این خطوط دشوار نباشد اما در عمل با گره‌هایی مواجه است.

هم‌چنان که بین سال‌های 76 تا 84 در زمان دولت اصلاحات موضوع جدیدی به دغدغه‌های طیف تأثیرگذار در بحث نشاط اجتماعی اضافه شد. در آن دوران به علت گرایش مضاعف قشر جوان به موسیقی‌های غربی به ویژه رپ و رشد قابل توجه جرایم گروهی همانند پارتی‌های دوستانه، این طیف ضمن انتقاد به شیوه‌ی دولت اصلاحات در بحث اوقات فراغت جوانان و مقابله با تهاجم فرهنگی با تمام قوا در تلاش بود تا ضمن آگاه سازی جوانان نسبت به خطرهای نشاط‌های کاذب با در اختیار گرفتن تریبون‌های مختلف در دانشگاه‌ها هشدار خود را درباره‌ی وضعیت انحرافی نشاط اجتماعی در آن زمان به گوش دولت‌مردان اصلاحات برساند.

از سوی دیگر ورود این گروه برای جلوگیری از انحراف در نشاط اجتماعی باعث شد در کنار تقویت تولید محصولات فرهنگی هم‌چون فیلم‌های آموزشی، ورزشی و مذهبی به تدریج سینمای خانگی هم جای خود را در خانه‌های مردم باز کند و از این راه کلوپ‌های فروش و اجاره‌ی فیلم‌های سینمایی هم راه اندازی شد البته برخی مدیران فرهنگی نیز در اظهارنظرهای خود راه اندازی کلوپ‌های عرضه‌ی فیلم را در راستای بسط و گسترش نشاط و تفریح در ایران اعلام می‌کردند.!


طرح ملی نشاط اجتماعی در بایگانی

هر چند که این طیف با برنامه‏های مدون در تلاش بود از انحراف «نشاط اجتماعی» به سمت «ابتذال اجتماعی» پیش‌گیری کند، اما فقدان تعریف عملی و اصولی از مقوله‌ی نشاط و شادی در جامعه نه تنها باعث انحراف مسأله‌ی با اهمیتی هم‌چون نشاط اجتماعی به سمت تعاریف و باورهای نادرست شد، بلکه برنامه‌هایی که این طیف برای کاهش آسیب‌های ناشی از تعاریف غربی که اتفاقاً گاه در بستر جامعه میان جوانان عملی می‏شد در پیش گرفته بود، به سرمنزل مقصود نرسید.

بعد از روی کار آمدن دولت نهم و شعار محوری و اصلی این دولت مبنی بر برقراری عدالت اجتماعی، با تشکیل شورای اجتماعی کشور مباحث مربوط به نشاط اجتماعی نیز دوباره نقل محافل و رسانه‌های مختلف شد، این بار میدان بحث و گفت‌وگو پیرامون نشاط آن چنان داغ شد که معاون فرهنگی – اجتماعی وزارت کشور در اواسط کار دولت نهم از اجرای «طرح ملی نشاط اجتماعی» در جامعه خبر داد. هر چند که آقای «افشار» در آن زمان هیچ اشاره‌ای به محتوای این طرح مهم و تعیین پارامترهای شادی نداشت، اما همین که برای اولین بار توجه ویژه به نشاط در قالب طرح و برنامه ارایه شده بود، برای بسیاری از کارشناسان نقطه‌ی امیدی برای ادامه‌ی این گونه از طرح‌ها در جامعه بود اما اجرای این طرح چندان دوامی نداشت و در همان مراحل اولیه به علت این‌که از اولویت کاری دولت نهم و دهم نبود، از دور اجرا خارج گردید. تنها هر از چند گاهی مدیران وزارت کشور در آمارهای سالانه‌ی خود ضریب نشاط جامعه را رو به افزایش اعلام می‌کردند. «آماری که مشخص نبود منبع رسمی آن کجاست و چگونه به دست آمده است؟!»


درگیر شدن دولت در ماه‌های پایانی دوره‌ی نهم با حواشی مسایل انتخابات و وارد شدن دولت دهم به فاز اجرایی طرح مهم و اثرگذاری هم‌چون هدفمندی یارانه‌ها باعث شد طرح ملی نشاط اجتماعی که بارها کارشناسان و صاحب نظران بر اجرای آن تأکید داشته و دارند، در بایگانی وزارت کشور باقی بماند. این روزها تنها اندک مباحثی از این طرح در بین اظهارنظرهای مدیران بخش‌های اجرایی مشاهده می‌شود. این در حالی است که به دلیل شرایط سیاسی حاکم بر جامعه و ناآرامی‌هایی که منشأ آن ناشی از اغتشاشات بود، وضعیت نشاط و شادی در جامعه به شدت تحت تأثیر این عوامل قرار گرفته و شاخص نشاط در سه لایه‌ی فردی، خانوادگی و اجتماعی در وضعیت نامشخصی است.


سایه‌ی سنگین سوء تفاهم بر سر تضادی

‌متأسفانه در حال حاضر سایه‏ای از باورهای نادرست درباره‌ی ماهیّت، تعریف و عملیاتی کردن نشاط در جامعه وجود دارد. این روزها در هر محفلی که صحبت از نشاط و شادی در جامعه به میان می‌آید و یا از تریبون‌های رسمی و یا دانشگاهی مباحثی درباره‌ی نشاط جوانان مطرح می‌شود، ذهن برخی از گروه‌های اجتماعی، اجرایی و مدیریتی به سمت آسیب‌های این موضوع متوجه می‌شود و معادل سازی‌ها از رقص و پایکوبی فراتر نمی‌رسد، البته همان طور که گفته شد این تشتت از نبود یک تعریف مشخص از نشاط و شادی ناشی می‌شود. در صورتی که نشاط و شادمانی اجتماعی حالتی از پویایی، سر زندگی و امید به آینده است که جامعه را به سمت تحرک و بهره مندی از ظرفیت‌هایش فرا می‌خواند و به طور قطع با دامنه‌ی هیجان‌های کاذب تفاوت‌های ماهوی دارد.

ایجاد فضای نشاط و شادی در یک جامعه آن قدر با اهمیت است که در دین اسلام هم بارها به آن اشاره شده است. ‌‌از دید اسلام زندگی با نشاط، ‌‌نعمت و رحمت خداست این شادمانی و سر زندگی پایدار و دورنی است که جامعه را به سمت بهره‌مندی از خصال مثبت و ارزش‌های والای انسانی فرا می‌خواند، از این رو است که ‌‌اسلام همواره زدودن اندوه را از دل افراد مؤمن سفارش می‌کند. ‌‌


رد پایی از نشاط در برنامه‌های توسعه نیست

نکته‌ی قابل توجه در این میان اشاره‌ی مستقیم قانون‌های بالادستی به مسأله‌ی نشاط در جامعه است. در بند (ب) ماده‌ی 97 برنامه‌ی چهارم توسعه آمده است: «بسط و گسترش روحیه‌ی نشاط، شادابی، امیدواری، اعتماد اجتماعی، تعمیق ارزش‌های دینی و هنجارهای اجتماعی از اولویت‌های کاری دولت به حساب می‌آید و برنامه‌ریزی در این زمینه باید در دستورکار سازمان‌های دست‌اندرکار قرار گیرد.»

برنامه‌های 5 ساله‌ی توسعه در کشور ما با توجه به شرایط سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی کشور و سیاست‌های ابلاغی مقام معظم رهبری و اهداف سند چشم‌انداز سال 1404 تدوین و نهایی‌ می‌شود و به همین جهت این برنامه‌ها از اهمیت خاصی چه در بعد تبیین راهکارها و چه در بعد شناخت آسیب‌ها و چالش‌های موجود در بخش‌های مختلف کشور برخوردار است. با وجود چنین بندی در قانون برنامه‌ی چهارم توسعه جای سؤال است که چرا سازمان‌های اجتماع محور به این موضوع بی‌توجه بوده‌اند و چرا در برنامه‌ی دولت‌های هشتم و نهم هیچ اشاره‌ای به این بند قانونی نشده است؟


از این رو به نظر می‌رسد برای تدوین نهایی چنین برنامه‌هایی در کشور مطالعه و پژوهش و بازبینی نقاط ضعف و قوت برنامه‌های گذشته و تطبیق سیاست‌های اعمال نشده در بدنه‌ی فعال جامعه با سیاست‌های جدید و شرایط کنونی یک اصل ضروری و غیر قابل اجتناب است. البته باید به این نکته توجه داشت که تنها تدوین یا افزودن بند و مصوبه‌ای در قانون در رابطه با نشاط اجتماعی نمی‏تواند به تنهایی اثرگذار باشد و دو اصل آگاه سازی قشرهای مختلف مردم و نخبگان نسبت به ضرورت این موضوع و تلاش مدیران و دست‌اندرکاران رسانه‌ای کشور برای تفهیم این استراتژی در ابعاد مختلف با استفاده از راهکارهای سخت‌افزاری و نرم‌افزاری ضروری و غیرقابل اجتناب است. در این بین سازمان‌هایی که به صورت مستقیم با مردم و دغدغه‌های آن‌ها سروکار دارند، ‌‌همانند بهزیستی، ‌‌وزارت رفاه، ‌‌تأمین ‌‌اجتماعی و سازمان ملی جوانان می‌توانند با تحقیق و پژوهش و در اولویت قرار دادن موضوع نشاط در جامعه اقدام‌های مؤثر و مفیدی در این زمینه انجام دهند(*)


علی البرزی؛ کارشناس مسایل فرهنگی

ادامه نوشته

طولانی ترين نقاشی ديواری کشور در مشهد محو شد + تصاویر و عکس های مرتبط

گزارشی از تخریب نقاشی های دیوارهای اطراف میدان فردوسی مشهد

طولانی ترين نقاشی ديواری کشور محو شد

+ تصاویر و نظرات خوانندگان مطلب در سایت تابناک


روزنامه «خراسان» نوشت:

نماي ۱/ حتما خاطرتان هست تا سال قبل ميدان فردوسي مشهد با ديواره‌هاي آجري بدون روکش يکي از زشت ترين ميدان‌هاي مشهد بود.

نماي ۲/ دري به تخته خورد، مديريت امور هنري شهرداري در ادامه طرح‌هاي زيبايي سازي شهر با هزينه‌اي ۴۵ ميليون توماني شاهنامه فردوسي پاکزاد را در اين ميدان نقاشي کرد و اين ميدان به يکي از زيباترين ميدان‌هاي شهر تبديل شد.

نماي ۳/ مردم راضي بودند. همان وقت روزنامه خراسان بازتاب رضايت مردم در پي اين نقاشي ديواري را در گزارشي منعکس کرد.

نماي ۴/ هنوز يک سال نگذشته بود که آستان قدس به دلايلي اين نقاشي‌ها را در تاريکي يکشنبه شب (۲ شب قبل) از بين برد.

نماي ۵/ مظفري، مدير امور هنري شهرداري مشهد مي‌گويد: اين اقدام فقط يک لجبازي است.

نماي ۶/ ندا رئوفيان، طراح نقاشي شاهنامه در ميدان فردوسي روز گذشته با ما تماس گرفت و از شدت گريه نمي‌توانست حرف بزند. نماي ۷/ اداره حفاظت املاک و اراضي آستان قدس با پاشيدن رنگ سفيد بر روي اين نقاشي‌ها که روايت شاهنامه بود، در واقع فردوسي را «روسپيد» کرد!

سال پيش بود که ندا رئوفيان، هنرمند مشهدي فاز اول نقاشي ديوارهاي اطراف ميدان فردوسي مشهد را با موضوع داستان‌هاي شاهنامه و هفت خان رستم به پايان رساند. از آن روز به بعد، ميدان فردوسي رنگ فردوسي گرفت و ديوارهايي که جز زشتي اثر ديگري در شهر نداشت باعث ايجاد فضايي زيبا و همگون با فضاي شهر گرديد. حال بعد از گذشت يک سال از اين موضوع، مردمي که صبح دوشنبه گذشته از ميدان فردوسي عبور کردند، نقاشي‌ها را نديدند. حتما تعجب کردند و با خود گفتند حتما اشتباهي رخ داده است. اما اشتباه در کار نبود. اينجا ميدان فردوسي بود اما بدون آن نقاشي ها. اثري که به عنوان طولاني ترين نقاشي ديواري کشور شناخته مي‌شد، براي نوشتن اين مطلب که «اين ملک مربوط به آستان قدس است» از بين رفته بود. براي بررسي دقيق تر اين اتفاق ابتدا با هادي مظفري، مدير امور هنري معاونت فرهنگي اجتماعي شهرداري مشهد هم کلام و نظر او را در اين رابطه جويا مي‌شويم.


لج بازي!

او معتقد است که هيچ دليلي جز لجبازي نمي‌توان براي اين کار در نظر گرفت چون اگر دليل ديگري داشت در مدت يک سالي که از کشيدن اين نقاشي مي‌گذرد، اين اتفاق مي‌افتاد. مظفري همچنين بر اين نکته تاکيد مي‌کند که تمام مراحل انجام اين نقاشي ديواري از ابتدا با هماهنگي آستان قدس رضوي انجام شده است. او ادامه مي‌دهد: با توجه به اظهاراتي که مسئولان متولي در اداره حفاظت از املاک و اراضي آستان قدس رضوي به کارشناس نقاشي ديواري ما داشته است دليل اين اتفاق، اقدام برخي از شهرداري‌هاي مناطق در زيباسازي بعضي از ديوارهاي شهر که موجب پاکسازي نوشته‌هاي تعدادي از ديوارهاي موقوفات شده، ذکر شده است. وي مي‌افزايد: چه دليل دارد که اداره حفاظت از املاک و اراضي آستان قدس رضوي به همين راحتي ۲ هزار و ۲۰۰ مترمربع نقاشي ديواري با هزينه‌اي بالغ بر ۴۵ ميليون تومان را يک شبه از بين مي‌برد و هيچ توجهي به زحمت هنرمنداني که شبانه روز در زمستان و تابستان وقت خود را صرف اين نقاشي کرده است نمي‌کند.

ادبيات جاده اي

مدير امور هنري معاونت فرهنگي اجتماعي شهرداري مشهد، نوشتن اين گونه مطالب بر روي ديوارهاي شهر را ادبياتي جاده‌اي عنوان و تاکيد مي‌کند: اين فضايي که بر روي ديوارهاي موقوفات آستان قدس ايجاد شده است بيشتر در جاده‌ها قابل مشاهده است و اصلا منطقي نيست که اين کار را بر روي ديوارهاي شهر انجام دهيم و فضاي آن را ناهمگون با شهر کنيم. او در ادامه مي‌افزايد: متاسفانه تمام تلاشي که شهرداري طي ۳سال براي زيباسازي شهر و فضاسازي چهره نازيباي ديوارها انجام داده است در مدت يک ماه توسط دوستان (!) از بين رفته و تخريب شد.

توافق‌ها با آستان قدس

مظفري سپس در پاسخ به اين سوال خبرنگار خراسان که آيا قبل از شروع پروژه نقاشي ديواري ميدان فردوسي با آستان قدس رضوي هماهنگي داشته ايد يا خير؟ مي‌گويد: صددرصد هماهنگ شده بود، حتي آنها در يک برهه‌اي کار را متوقف کردند و براي ادامه فعاليت اين شرط را گذاشتند که در قسمت‌هايي از نقاشي اين مطلب (اين ملک متعلق به آستان قدس رضوي مي‌باشد) درج شود، ما هم علي رغم ميل باطني خود و براي اجراي خواسته‌هاي آستان قدس رضوي در قسمت‌هاي مختلفي از نقاشي، مطلب مورد نظر را درج کرديم. اين هنرمند مشهدي در ادامه صحبت هايش به توافق‌هاي صورت گرفته با آستان قدس رضوي براي انجام طرح‌هاي گرافيکي روي ديوارهاي موقوفات اشاره مي‌کند و مي‌گويد: در تاريخ ۲۱ارديبهشت ماه جاري طي نامه‌اي طرح پيشنهادي خود را براي اداره حفاظت از املاک و اراضي آستان قدس رضوي ارسال کرديم که مورد توجه آن‌ها قرار گرفت اما بعد از گذشت چند روز متاسفانه شاهد اين اتفاق ناخوشايند شديم. براي بررسي دقيق تر اين موضوع و دريافت پاسخ انبوه سوال هايمان به سراغ رئيس اداره حفاظت املاک و اراضي آستان قدس رضوي که باني از بين رفتن نقاشي ميدان فردوسي است، رفتيم. شريعتمداري به طور صريح اعلام مي‌کند که اين اقدام براي اجراي طرح شهرداري به منظور يک دست شدن ديواره‌هاي املاک موقوفه آستان قدس انجام شده است. او مي‌گويد: چندي قبل مديريت امور هنري شهرداري طرحي را به ما پيشنهاد کرد که براي زيباسازي هر چه بيشتر شهر بر روي ديواره‌هاي موقوفات آستان قدس اجرا شود اين طرح که نسخه‌اي از آن به روزنامه ارسال شد، شامل چند طرح زيباي اسليمي است که البته با از بين بردن نقاشي ميدان فردوسي همان هم توسط آستان قدس اجرا نشده است که ما هم اين پيشنهاد را به اجرا در آورديم و تصميم گرفتيم اول از ميدان فردوسي شروع کنيم. وي در پاسخ به اين سوال خبرنگار خراسان مبني بر اين که چرا براي اجراي طرح ابتدا از ديواري شروع کرديد که ميليون‌ها تومان هزينه براي آن صرف شده، بيش از يک سال از وقت هنرمندان شهر را گرفته و مورد رضايت و استقبال مردم بوده است؟ مي‌گويد: اين طرح مصوب شوراي نقاشي مديريت امور هنري شهرداري است و شامل تمام موقوفات مي‌شود، ديوار اطراف ميدان فردوسي نيز جزئي از همين موقوفات مي‌باشد و چون در مکاني واقع شده است که در ديد مردم قرار دارد، تصميم گرفتيم براي شروع از اين جا شروع کنيم. او اين اقدام را در راستاي هماهنگي با شهرداري توصيف مي‌کند و مي‌گويد: آستان قدس رضوي و شهرداري مشهد هيچ مشکلي با هم ندارند و اگر اقدامي هم صورت گرفته در جهت تعامل اين دو نهاد بوده است.

بغض هنرمندان ترکيد...

در حال نوشتن اين گزارش بوديم که ندا رئوفيان، هنرمندي که نقاشي‌هاي ميدان فردوسي را کشيده بود، با ما تماس گرفت، او با بغضي در گلو در رابطه با اين اقدام آستان قدس مي‌گويد: من هنوز باورم نمي‌شود که اين اتفاق افتاده است، باورتان نمي‌شود که من بيش از يک سال از عمرم را در سرما و گرما روي اين کار صرف کردم و آن‌ها به راحتي و يک شبه آن را از بين بردند. شايان ذکر است، هنرمندان ديگري نيز با ما تماس گرفتند و مراتب اعتراض خود را ابراز کردند.

ماجراي يک عمليات انتحاري!

در آخرين لحظات ارسال صفحه براي چاپ متوجه ابعاد ديگري از اين اتفاق شديم که حامد مقدم سخنگوي شهرداري آن را اين طور توضيح مي‌دهد: ما از آستان قدس به عنوان متولي معنويت و فرهنگ توقع داريم که در تبعيت از ضوابط و قوانين نظام جمهوري اسلامي ايران پيش قدم باشند، اگر زماني براي انجام فعاليتي نيازمند مجوز شهرداري باشد بايد در اين زمينه از مجراي قانوني وارد شود و در اين زمينه پيش قدم باشد، نه اين که مجوز نگيرد و توقع داشته باشد که بدون مجوز تلويزيون شهري در يک نقطه از شهر مشهد (ابتداي بلوار سجاد) نصب شود و فعاليت کند. وي ادامه مي‌دهد: اين درست نيست، وقتي که روال قانوني يک فعاليت طي شده و مجوز نگرفته است بخواهيم فعاليت کنيم و وقتي هم جلوي آن گرفته شد و با انجام عمليات انتحاري، نقاشي ۴۵ ميليون توماني را شبانه رنگ آميزي و از بين ببريم. او افزود: اين پول مردم و بيت المال است که اين گونه از بين مي‌رود. دوست نداشتيم موضوع در مطبوعات و رسانه‌ها منعکس شود اما وقتي به صورت قانوني و روال عادي دنبال مي‌کنيم و به نتيجه نمي‌رسيم، در اين شرايط رسانه‌ها نيز بايد در جريان قرار بگيرند.


عکس های مرتبط در ادامه مطلب

ادامه نوشته

توضیحاتی جامع و کامل درباره حجامت

توضیحاتی جامع درباره حجامت+عکس
آیا حجامت همان خونگیری و اهدای خون است !؟

حجامت یک روش خون گیری است که به منظور پیشگیری و درمان بیماریها انجام می‌شود و این نام گذاری احتمالا به علت شیوه‌ی عمل آن است که ازطریق تحجیم وگشایش و انبساط موضعی عمل می کند.

حجامت از ارکان نظام طب سنتی و طب اسلامی است که با قدمت٣٣٠٠ سال قبل ازمیلاد مسیح در مقدونیه و سپس دریونان باستان و بعد در حدود٢٦٠٠ سال قبل از میلاد مسیح در ایران و چین و سپس١٥٠٠ سال قبل در هند انجام می شده است و توسط بقراط و جالینوس و پس از ظهور اسلام به صورت کامل توسط رسول اکرم(ص) به جهان بشریت اهدا شد.

حکمای بزرگ طب سنتی مانند رازی، بوعلی، جرجانی و ... حجامت را به عنوان ابزار قدرتمند و محوری پیشگیری، در بیماریها و درمان آنها معرفی کرده اند و هم اکنون در ٤١ کشور جهان به رسمیت شناخته شده و درحال انجام و در دست مطالعه و پژوهش می باشد. در ایران حجامت جایگاهی ویژه درفرهنگ مردم داشته و به عنوان سنتی موکد جزء اعتقادات آنها بوده است.

حجامت در واقع اعمال یک شوک به سیستم ساکن دفاع عمومی بدن است تا ......

ادامه نوشته

صد کتابی که پیش از مرگ حتما باید خواند


صد کتابی که پیش از مرگ حتما باید خواند

  

1. قرآن مجید - خداوند حکیم
2. نهج البلاغه - علی ابن ابیطالب
3. شاهنامه - فردوسی
4. خسرو و شیروین - نظامی گنجوی
5. کلیات سعدی شیرازی - سعدی
6. ربه‌کا - دافنه دو موریه
7. امثال و حکم - دهخدا
8. مرد سرنوشت - جورج برنارد شاو
9. مجموعه اشعار - سیمین بهبهانی
10. طعم گس خرمالو - زویا پیرزاد
11. محاکمه - فرانتس کافکا
12. سرخ - بنیاد جهانی ارد بزرگ
13. بابا گوریو - اونوره دو بالزاک
14. زارا عشق چوپان - پرویز قاضی سعید
15. خانه ارواح - ایزابل آلنده
16. میهن پرست - صادق هدایت
15. پاییز پدرسالار - گابریل گارسیا مارکز
16. سیمای زنی در میان جمع - هاینریش بول
17. سووشون - سیمین دانشور
18. مرشد و مارگاریتا - میخائیل بولگاکف
19. زمستان - مهدی اخوان ثالث
20. دکتر ژیواگو - بوریس پاسترناک
21. امیرارسلان نامدار - میرزامحمئ علی نقیب الممالک
22. چنین گفت زرتشت - فریدریش نیچه
23. دالان بهشت - نازی صفوی
24. ارباب حلقه‌ها - جی. آر. آر. تالکین
25. آخرین وسوسه مسیح - نیکوس کازانتزاکیس
26. پیامبر - جبران خلیل جبران
27. سلام بر غم - فرانسواز ساگان
28. مرد پیر و دریا - ارنست همینگوی
29. هشت کتاب سهراب سپهری
30. طاعون - آلبر کامو
31. جان کلام - گراهام گرین
32. دن کیشوت - سر وانتس
33. لبه تیغ - ویلیام سامرست موام
34. کلیدر - محمود دولت آبادی
35. بیگانه - آلبر کامو
36. خوشه‌های خشم - جان استاین‌بک
37. اورازان - جلال آل احمد
38. زنگها برای که به صدا در می‌آیند - ارنست همینگوی
39. تاوان عشق - فهیمه رحیمی
40. زنان کوچک - لوئییز می آلکوت
41. داش آکل - صادق هدایت
42. چشمهایش - بزرگ علوی
43. بر باد رفته - مارگارت میچل
44. دیوان حافظ - حافظ
45. وداع با اسلحه - ارنست همینگوی
46. گرگ بیابان - هرمان هسه
47. دلاور زند - نصرت ناظمی
48. در جستجوی زمان از دست رفته - مارسل پروست
49. چراغ‌ها را من خاموش می‌کنم - زویا پیرزاد
50. قصر - فرانتس کافکا
51. قصه های مجید - هوشنگ مرادی کرمانی
52. سیذارتا - هرمان هسه
53. پایبندیهای انسانی - ویلیام سامرست موام
54. روزالده - هرمان هسه
55. پاشنه آهنین - جک لندن
56. مادر - ماکسیم گورکی
57. مامور سری - جوزف کنراد
58. سفرهای گالیور - جوناتان سویفت
59. شوهر آهو خانم - علی محمد افغانی
60. رابینسون کروزوئه - دانیل دفو
61. نبرد من - آدلف هیتلر
62. ماشین زمان - هربرت جورج ولز
63. تس - تامس هاردی
64. تصویر دوریان گری - اسکار وایلد
65. ژرمینال - امیل زولا
66. ماجراهای هاکلبری فین - مارک تواین
67. گرداب سکندر - رضا رهگذر
68. جزیره گنج - رابرت لوئی استیونسون
69. رباعیات خیام - محمدعلی فروغی
70. کلیدر - محمود دولت آبادی
71. بازگشت بومی - تامس هاردی
72. ثریا در اغما - اسماعیل فصیح
73. شب سراب - ناهید . الف پژواک
74. دور دنیا در هشتاد روز - ژول ورن
75. همسایه ها - احمد محمود
76. جنگ و صلح - لئون تولستوی
77. تربیت احساسات - گوستاو فلوبر
78. موش و گربه - عبید زاکانی
79. آواز پر جبرئیل - شیخ شهاب الدین سهروردی
80. آلیس در سرزمین عجایب - لوئیس کارول
81. بینوایان - ویکتور هوگو
82. پدران و پسران - تورگنیف
83. گلی در شوره زار - نسرین ثامنی
84. مادام بواری - گوستاو فلوبر
85. هزار و یکشب - عبداللطیف تسوجی تبریزی
86. کلبه عمو توم - هریت بیچر استو
87. موبی‌دیک - هرمان ملویل
88. دیوید کاپرفیلد - چارلز دیکنز
89. بلندیهای بادگیر - امیلی برونته
90. خواجه تاجدار - ژان گور فرانسوی
91. کنت مونت کریستو - الکساندر دوما
92. اولیور تویست - چارلز دیکنز
93. دایی جان ناپلئون - ایرج پزشکزاد
94. گوژپشت نوتردام - ویکتور هوگو
95. سرخ و سیاه - استاندال
96. وسوسه - جین اوستین
97. شازده احتجاب -هوشنگ گلشیری
98. اعترافات - ژان ژاک روسو
99. برادرزاده رامو - دنیس دیدرو
100. سرگذشت تام جونز: کودک سر راهی - هنری فیلدینگ
ادامه نوشته

عکس های فتوشاپی اسامه بن لادن

در ادامه می توانید عکس های فتوشاپی اسامه بن لادن بعد از کشته شدن را ببینید و کمی به ساختگی بودن آن بیاندیشید

ادامه نوشته

مناظره سیب دندان زده

منبع 

شعر اول رو حمید مصدق گفته بوده که فکر کنم همه خوندن یا شنیدن :

تو به من خنديدي و نمي دانستي
من به چه دلهره از باغچه همسايه سيب را دزديدم
باغبان از پي من تند دويد
سيب را دست تو ديد
غضب آلود به من كرد نگاه
سيب دندان زده از دست تو افتاد به خاك
و تو رفتي و هنوز،
سالهاست كه در گوش من آرام آرام
خش خش گام تو تكرار كنان مي دهد آزارم
و من انديشه كنان غرق در اين پندارم
كه چرا باغچه كوچك ما سيب نداشت

بعدها فروغ فرخزاد اومده و جواب حمید مصدق رو اینجوری داده:



من به تو خنديدم
چون كه مي دانستم
تو به چه دلهره از باغچه ی همسايه سيب را دزديدي
پدرم از پي تو تند دويد
و نمي دانستي باغبان باغچه همسايه
پدر پير من است
من به تو خنديدم
تا كه با خنده خود پاسخ عشق تو را خالصانه بدهم
بغض چشمان تو ليك
لرزه انداخت به دستان من و
سيب دندان زده از دست من افتاد به خاك
دل من گفت: برو
چون نمي خواست به خاطر بسپارد
گريه تلخ تو را
و من رفتم و هنوز
سالهاست كه در ذهن من آرام آرام
حيرت و بغض تو تكرار كنان
مي دهد آزارم
و من انديشه كنان غرق در اين پندارم
كه چه مي شد اگر باغچه خانه ما سيب نداشت

و از اونا جالب تر واسه من جوابیه که یه شاعر جوون به اسم جواد نوروزی بعد از سالها
به این دو تا شاعر داده که خیلی جالبه ( این مطلب رو اتفاقی توی وبلاگ همین آقا خوندم ) بخونید :

دخترک خندید و
پسرک ماتش برد !
که به چه دلهره از باغچه ی همسایه، سیب را دزدیده
باغبان از پی او تند دوید
به خیالش می خواست،
حرمت باغچه و دختر کم سالش را
از پسر پس گیرد !
غضب آلود به او غیظی کرد !
این وسط من بودم،
سیب دندان زده ای که روی خاک افتادم
من که پیغمبر عشقی معصوم،
بین دستان پر از دلهره ی یک عاشق
و لب و دندان ِ
تشنه ی کشف و پر از پرسش دختر بودم
و به خاک افتادم
چون رسولی ناکام !
هر دو را بغض ربود...
دخترک رفت ولی زیر لب این را می گفت:
" او یقیناً پی معشوق خودش می آید ! "
پسرک ماند ولی روی لبش زمزمه بود:
" مطمئناً که پشیمان شده بر می گردد ! "
سالهاست که پوسیده ام آرام آرام !
عشق قربانی مظلوم غرور است هنوز !
جسم من تجزیه شد ساده ولی ذرّاتم،
همه اندیشه کنان غرق در این پندارند:
این جدایی به خدا رابطه با سیب نداشت

ادامه نوشته

کتاب شناسی ازدواج

مقدمه

ازدواج از مهمترین وسرنوشت ساز ترین مراحل زندگی هر انسانی است که باعث بقاءنسل بشری می باشد.این امر مهم درفرهنگ ها وملت های مختلف،آداب ورسوم متفاوتی دارد اما مشترکات زیادی را دراین امر مقدس بین جوامع مختلف می توان یافت.اهمیت این مرحله از زندگی بشری انسان رابه تحقیق وتکاپوی بیشتری در مورد آن به جهت تقویت پایه های آن وبالا بردن سطح کیفی آن واداشته است.درسالهای اخیرکتاب های زیادی دراین باره تالیف وترجمه شده است که درآنها معمولا مسائل پیش از ازدواج ،روابط همسران بعد از ازدواج،تفاوت های جسمی وروحی زن ومرد،مسائل جنسی ومسائل قانونی وفقهی ازدواج مورد بررسی قرار گرفته است.کثرت این تالیفات وترجمه ها سبب شده تا افرادی که در پی مطلب خاصی هستنددچار سر درگمی شده ویا کثرت مطالب که معمولا هم تکراری هستند ذهن خوانندگان را مشوش کند.درمواردی نیز ترجمه کتاب واحدی توسط مترجمان مختلف به مشکل فوق می افزاید.بنابراین بجاست تا در این زمینه یک تحقیق کتاب شناسی صورت گرفته وکتاب هایی را که پیرامون بحث ازدواج تالیف یا ترجمه شده است را معرفی نماید.دراین تحقیق مختصر حدود160کتاب بررسی شده واز میان آنها 124 کتاب معرفی می شود که ابتدا شناسنامه کتاب ودر ادامه سرفصلها وعناوین آنها بیان خواهدشد.لازم به ذکر است که ترتیب ذکر کتابها براساس حروف الف با می باشد

برای مشاهده کتاب شناسی به ادامه مطلب مراجعه نمایید

.

ادامه نوشته

دو فساد بزرگ تاریخی بنی اسرائیل


دو فساد بزرگ تاریخی بنی اسرائیل

از جمله گروه ها و دشمنانی که خداوند در قرآن مکررا به آن ها اشاره کرده است، بنی اسراییل می باشند. بنی اسراییل در قرآن بارها به عنوان قومی پیمان شکن، حیله گر، حسود، بهانه گیر، ناسپاس و تنبل معرفی شده است؛ به نحوی که حتی مردم این قوم، عنایات خداوند را نادیده گرفته و به جیفه های پست مادی مشغول بوده اند.خداوند در آیات بسیاری از قرآن به بیان کارشکنی ها و نافرمانی های قوم بنی اسراییل پرداخته و مسلمانان را از پرداختن به اعمال و رفتار آن ها باز داشته است..... 
ادامه نوشته

بسترسازی فرهنگی در تعامل با فناوری های روز

با گسترش روزافزون فناوری‌های مختلف در جهان و ورود آنها به زندگی بشر سال‌هاست که رویه زندگی افراد با بهره‌گیری از تکنولوژی‌هایی که حاصل و برآیند پیشرفت فناوری‌های مختلف است تغییر کرده است به طوری که این پیشرفت و تغییر در راه و رسم زندگی قابل قیاس با دهه اخیر نیست.

 این پیشرفت‌ها که همگی در جهت.....
ادامه نوشته

قیمت و گزارش بازار سکه در 33 سال گذشته

جدول 33 ساله نرخ سکه در ایران براساس آن، قیمت هر قطعه سکه تمام طرح قدیم از 420 تومان سال 1357 به حدود 445 هزار تومان در حال حاضر رسیده است ...

گزارش بسیار جالب و کامل در ادامه مشاهده بفرمائید.

ادامه نوشته

زندگي نامه گاندي پيشواي هنديان - متن كامل همراه عكس


زندگي نامه گاندي پيشواي هنديان

گاندی . (اِخ ) پیشوای هندوان و موجد استقلال هندوستان . موهندس کرم چند گاندی روز دوم اکتوبر ۱۸۶۹ م .

در شهر پور بندر که یکی از توابع کاتیاوار واقع در ایالت غربی هند است پا به عرصه ٔ وجود گذاشت . او از یک خانواده ٔ متوسط متعلق بگروه بازرگانان بود. پدر بزرگ اورئیس وزیران حکومت محلی بود و پدرش نیز بهمان شغل اشتغال داشت . مادر او بانوئی متدین بود. همین سجیه دراخلاق فرزند او که بعدها بصورت «پدر ملت هند» درآمد اثر فراوان نهاد. موهندس تحصیلات ابتدائی را در همان شهر شروع کرد. ولی شاگرد باهوش و زرنگی نبود. بعد همراه با خانواده ٔ خود به شهر راجکوت – یکی دیگر از نواحی ایالت فوق الذکر رفت و به ادامه ٔ تحصیل پرداخت .
از دوران تحصیل او اثری از عظمت آینده ٔ وی مشاهده نمیشد جز اتفاقی کوچک که ...

ادامه نوشته

دانلود متن اصلی و کامل کتاب دو قرن سکوت دکتر عبدالحسین زرین کوب

نام کتاب :  دو قرن سکوت

نویسنده : دکتر عبدالحسین زرین کوب

توضیحات :  دو قرن سکوت کتابی نوشته عبدالحسین زرین‌کوب درباره سرگذشت ایران در دو سدهٔ نخست پس از سلطهٔ اعراب است. نام کتاب به خفقان و سکوت حاکم بر ایران در آن دو قرن اشاره دارد. «دو قرن سکوت»، تاریخ حوادث سیاسی و اجتماعی ایران است در دو قرن آغازین اسلام. آنچه در آن دو قرنی که از سقوط دولت ساسانی تا روی کار آمدن دودمان طاهریان (نخستین دودمان ایرانی پس از اسلام) بر ایران گذشت.

«دو قرن سکوت» ابتدا به صورت پاورقی در نشریه «مهرگان» ارگان «جامعه لیسانسیه‌های دانشسرای عالی» منتشر شد. و بعد در سال۱۳۳۰ برای نخستین بار به صورت کتاب توسط «جامعه لیسانسیه‌های..» منتشر شد. پس از نخستین انتشار در زمان پهلوی دوم، به سرعت چاپ اول «دو قرن سکوت» نایاب می‌شود. دکتر زرین‌کوب به تجدید چاپ رضایت نمی‌دهد تا در فرصت مناسب به تجدید نظر دربارهٔ کتاب بپردازد. زرین‌کوب جوان، پنج سال وقت و انرژی صرف می‌کند و منابع متعدد را از دیده می‌گذارند تا در اردیبهشت ۱۳۳۶ متن گسترش یافته و تجدید نظر شده اثر از سوی انتشارات امیرکبیر منتشر می‌شود. او در مقدمهٔ ویرایش دوم، برخی از انتقادات ویرایش اول کتاب را ناشی از جوانی و تعصب خود در آن هنگام می‌داند. از فروردین ۱۳۳۶ متن «دو قرن سکوت» از چاپ دوم به بعد تغییر نکرد و چاپ‌های بعدی بر پایهٔ همین متن انجام شده‌است. «دو قرن سکوت» پس از انقلاب بطور رسمی توسط انتشارات جاویدان منتشر شد که هفته بعد از انتشار جمع‌آوری شد. سرانجام پس از گذشت بیست سال از پیروزی انقلاب، کتاب «دو قرن سکوت» مجوز چاپ گرفت و انتشارات سخن، چاپ نهم آن را منتشر کرد. در ابتدای این کتاب نقد مطهری بر این کتاب که بخشی از کتاب «خدمات متقابل ایران و اسلام» بوده‌است عیناً آورده می‌شود که به تحلیل‌های زرین کوب (برای قابل چاپ شدن کتاب و اخذ مجوز وزارت ارشاد) پاسخ داده شده‌است.

ادامه نوشته

مقاله--نقش ادبیات کودکان و نوجوانان در پاسخگویی به نیازهای آنان

می توانید مقاله زیر را در ادامه مطالعه نمایید

نقش ادبیات کودکان و نوجوانان در پاسخگویی به نیازهای آنان

منبع

ادامه نوشته

اولين فراماسون ايراني كيست؟

منبع

اولين فراماسون ايراني كيست؟

نايب‌السلطنه عباس ميرزا پسر فتحعلي‌شاه در دوران حاكميت خود بر تبريز، شش نفر را روانه انگلستان كرد. اين شش نفر عبارت بودند از: ميرزا صالح شيرازي، ميرزا جعفر مهندس، ميرزا جعفر طبيب، ميرزا رضا (مترجم فارسي ناپلئون بناپارت)، محمد‌علي شاگرد قورخانه و ميرزا حاجي بابا كه خود در لندن مشغول تحصيل علم طب بوده است.

در ميان اين عده، ميرزا صالح شيرازي، به خط خود سفرنامه‌اي نوشته كه از روز حركت كردن از تبريز به همراه كلنل «ميجر دارسي» به سوي روسيه و از آنجا به انگلستان تا روز بازگشت به استانبول و سپس ورود به ايران را روز به روز يادداشت كرده است. وي در اين سفرنامه، تاريخ روابط روس و فرنگستان و شمه‌اي از تاريخ ناپلئون و حمله به روسيه و حريق مسكو و غيره تا ايام توقف او در جزيرة سنت هلن برشتة تحرير كشيده است.

داستان تحصيل او و پنج تن از شاگردان ايراني در لندن و اشكالات عجيب و غريبي كه در راه پيشرفت كار ايشان بوجود مي‌آمده است، براستي داستان غم فزائي است كه تا كسي نخواند نتواند باور داشت.
ميرزاصالح مذكور در ضمن داستان خود بوسيلة بعض رجال خير‌انديش وارد در انجمن فراماسون‌ها مي‌شود، و خود در دو جاي سفرنامة خود كه به خط اوست باين موضوع تصريح كرده به تاريخ پنجشنبة بيستم رجب مطابق سيزدهم ماه مه 1233 هجري قمري مي‌نويسد:
«... چون مدتها بود كه خواهش دخول مجمع فراموشان را داشته فرصتي دست نمي‌داد تا اينكه مستر‌پارس، استاد اول فراموشان را ديده كه داخل به محفل آنها شده باشم و قرارداد روزي را نمودند كه در آنجا روم... روز 20 رجب مطابق 13 مي‌ به همراه مستر پارس و «دارسي» داخل به فراموشخانه گرديده شام خورده در ساعت يازده مراجعت كردم. زياده ازين درين باب نگارش آن جايز نيست...»
باز در وقايع چهارشنبة 1323 (13 نوامبر 1818) مي‌نويسد:
«... در صحن كليسا مستر هريس نامي را كه بزرگ‌خانة فراموشان بود و بنده را به دو مرتبه از مراتب مزبور رسانيده بود مرا ديده مذكور ساخت كه يك هفته ديگر عازم ايران هستيد و فردا فراموشخانه باز است اگر فردا شب به آنجا خود را رسانيدي مرتبة اوستادي را به تو مي‌دهم و اگرنه ناقص به ايران مي‌روي ـ خواستم زياده در خصوص رفتن گفتگو كنم فرصت نشد...»
«... روز پنجشنبه مطابق چهارم نوامبر هنگام صبح از مهمانخانة مزبور سوار شده دو ساعت از ظهر گذشته وارد به لندن گرديد و چون روزي بود كه بنده بايست داخل به فراموشخانه شود، يك ساعت بعد از آن كه در سه ساعت از ظهر گذشته باشد داخل به فراموش خانه شده و هفت ساعت از ظهر گذشته بعد از شام از فراموش خانه بيرون رفتم...»
پس در اين صورت ميرزا صالح نخستين كسي است كه از ايرانيان وارد اين جمعيت شده و به قراري كه نوشته‌اند همو اول كسي است كه مطبعة حروفي وارد ايران كرده و خود او هم در سفر‌نامه‌اش اشاره به فرا گرفتن طريقة چاپ و مركب سازي كرده و از خريداري اسباب و ابزار كار چاپ هم ذكري مي‌كند.
و همواست كه به عقيدة پروفسور براون در عهد محمد شاه نخستين روزنامة فارسي داير كرده است و شنيده‌ام كه اولين لژماسوني را هم او در ايران راه انداخته است.

منبع: ماهنامه يغما جلد سوم (سال 1329) چاپ اسفند 1362

ادامه نوشته

دارایی های حقیقی - حالم بـَــد است -- نوروز -- دیکتاتوری من و تغییر آن


لحضاتی بیشتر تا پایان سال جاری و آغاز فصل شکفتن و نو شدن نمانده است

تا شش هفت ساعت دیگر ؛ نوروز از راه می رسد و ندای نو شدن سر میدهد

فریاد پوست اندازی و نو شدن و شکفتن یکپارچه از طبیعت بلند شده و

همه و همه ایزد منان را ، سپاس می گویند


در این واپسین لحظات ؛ خود را مرور میکنم و امید نو شدن را تکرار

به امید عوض شدن (نه عوضی شدن) می نویسم - به امید تکامل


بخش اول

دارایی های حقیقی


ثروت حقیقی نه از پول تشکیل می‌شود، نه از مقام و نه از قدرت.

اتکای صرف به پول، ایستادن بر مکانی لغزنده است. ثروت حقیقی شما،

موجودی فضایل‌تان است و قدرت حقیقی‌تان، استفاده‌هایی است که از این فضایل ‏می‌برید.

قلب‌تان را اصلاح نمایید و آن‌گاه زندگی‌تان را اصلاح خواهید نمود.

شهوت، نفرت، خشم، رشک، غرور، آزمندی، هوسرانی، خودجویی، لجاجت و...  همه تهیدستی و ناتوانی هستند.

حال آن که مهر، پاکی، ملایمت، آرامش، شفقت، سخاوت، ازخودگذشتگی، فداکاری و...  همه ثروت و ‏قدرت هستند.

با غلبه بر عوامل تهیدستی و ناتوانی، از درونْ یک نیروی غیرقابل مقاومت

  و غالب شکل می‌گیرد و آن کس که در ایجاد والاترین فضایل در خود موفق گردد،

 جهان را در اختیار خواهد گرفت.

 از سعادت جدا می‌شوند. و این‌جاست که می‌بینیم سعادت وابسته به تسهیلات و

  دارایی‌های خارجی نیست، بلکه وابسته به حیات درونی است.


برگرفته از كتاب:
آلن، جيمز؛ مسير رفاه؛ برگردان افشين ابراهيمي؛

 


بخش دوم

حالم بد است

از رفتارهایتان حالم بد است ، از طرز رانندگیتان ، از صفهای صد شاخه تان ، از هجوم تاتارگونه تان به جعبه خرما یا شیرینی خیرات شده ، از برخورد و نگرش تان نسبت به جنس مخالف ، از داشتن غیرتهای بی مورد راجع به خواهر و مادرتان و بی غیرتی محض راجع به عزیزان دیگران ، از تحلیلهای سیاسی و اقتصادیتان فقط در تاکسی ، از رد و بدل کردن بلوتوث های غیر اخلاقی ، از زیر پا گذاشتن حریم خصوصی دیگران ، از آشغال ریختنتان در خیابان ، از قابلیتتان برای تبدیل صحنه تصادف به محل قتل ، از بی تفاوتیتان نسبت به خونهای ریخته شده بر کف خیابان ، از نشستن در خانه هایتان و دنبال کردن اعتراضات از ماهواره ، از عملهای زیبائی ، از یکی نبودن حرف و عملتان ، از تعارفهای بی موردتان ، از غیبت کردنهای کثیرتان ، از تغییر نظرهای یک ساعته تان ، از بی تفاوتیتان نسبت به کودکان کار ، از جو حاکم بر ورزشگاه هایتان ، از مرگ بر گفتنها و درود فرستادنهای بی پشتوانه تان ، از عشقهای یک شبه تان ، از انتخاب دوست پسرتان بر مبنای نوع خودرو اش ، از چاپیدن یکدیگرتان ، از قسم ها و دروغهای بی حد و حصرتان ، از بی مطالعه بودنتان ، از تن دادن و دل ندادنتان ، از ذوب شدنتان در فرهنگ غرب و فراموش کردن زبان مادریتان ، از رفتارهایتان در پاتایای تایلند و آنتالیای ترکیه ، از عدم رعایت نظافت شخصیتان ، از فروختن شرفتان به قیمت یک سال محصولات شرکت ساندیس ، از مدرک گرا بودنتان ، از کلاس گذاشتنهای بی موردتان ، از جوکهای قومیتیتان ، از نژاد پرستیتان ، از خواب دو هزار و پانصد ساله تان ، از ادعاهای گزافتان راجع به مشاهیر ایران و ندانستن تاریخ تولدشان ، از مصرفگرا بودنتان ، از قسطی خریدن بنزتان برای فخر فروشی ، از رقصیدنتان در مهمانی با روسری ، از خوردن مشروب بعد از اقامه نماز و ...... از همه و همه !؟

از کجا بگویم از چه بگویم که حالم بد است ، خیلی هم بد است.




بخش سوم

دلنوشته ثانیه
امید وارم که از بخش دوم این ارسال ؛ ناخنشود نشوید و به دل نگیرید (هر چند تلخ اما واقعیتی انکار ناپذیر از درون مایه جامعه حال حاضر ایران ماست)اینکه چه شد ایران ما به چنین روزی مبتلا شد ؛ مسئله ایست که مرور و تحلیلش در این مجال نمی گنجد و از عهده بنده هم خارج است. اما همانطوری که در ارسال قبل هم بدان اشاره شد (+) امید به آینده ای درخشان با اصلاح روند زندگی خویش ؛ ممکن بوده و بهترین راه و مسلک است.
می خواهم مقدمه را به پایان برم و اصل مطلب رو شروع کنم
انگار همین چند لحظه پیش بود که سال جدید رو کنار خانواده با ندای یا مقلب القلوب و البصار شروع کردم ؛ انگار همین چند لحظه پیش بود که سال 89 رو تبریک می گفتم

میگذره و مگیذره ، با تمام کم و کاستی ها و موفقیت ها و شکست ها میگذره
زندگی نامه نویسی(+) رو هم تو این وبلاگ شروع کردم(با این دلیل) الان با گذشت این چند ماه و مرور اونها خوشحالم که می نویسم و ثانیه رو دارم
همانطوری که در معرفیِ وبلاگ ، خدمت دوستان نوشتم :

اکنون
ثانیه ها را بهتر احساس می کنم
ثانیه
بیانگـر دنیای درونی من است.


و روز به روز ؛ عمرمون میگذره و من ثانیه ها را نظاره گرم که چطور از پی هم می گذرند
تصمیم واقعی گرفتم برای تغییر  ؛ تصمیم واقعی برای نو شدن و زندگی جدید ؛ ماورای آنچه که تاکنون بوده ام
همانطوری که در بخش اول نوشتار بیان شد :::
سعادت وابسته به تسهیلات و  دارایی‌های خارجی نیست، بلکه وابسته به حیات درونی است ::: این حس رو پیدا کردم و شروع می کنم از سال جدید.

دنیای من در سال دیگه واقعا عوض میشه
مسیر زندگی که من دارم در سال جدید ؛ یه دو راهی واقعی هست در تمامی مسائل و جنبه های زندگی ام.
ترس و امید آمیخته بهم ؛ حال رو روزم شده و مرور مشورت های دیگران و مطالعات و انتخاب ها و تمامی جوانب ؛ شبم را صبح و صبحم را شب می کند

چند وقتی هست که در ثانیه دم از انتخاب می زنم
چند وقتی هست که در ثانیه ؛ مرور خویش را سرلوحه کارهایم قرار داده ام
اما
اکنون باز هم پایم می لرزد
دلیلش را می گذارم به حسابِ بی تجربگی و انتخاب های بزرگی که در پیش رو دارم

اما این دو انتخاب بزرگ زندگی خواه ناخواه از راه می رسد و من در پایان سال ؛ کس دیگری هستم
نه شخصیت و درون مایه ام ؛ بلکه راه تکامل ام را ؛ تعویض می کنم

اما سجاد این تک ثانیه از عمر هستی ؛ تصمیم به حرکت و جوششی ماسوای دو انتخاب بزرگ گرفته
تصمیم به بهتر شدن

از مطالعه و ورزش بگیر تا کار و خانواده
از روابط اجتماعی بگیر تا برنامه های کاری و سفر و زندگی
از دین و سیاست ؛ از منش و رفتار و حتی این ثانیه و رابطه و من و او
همه و همه ابعاد زندگی را می خواهم ؛ نوعی دیگر بچینم
در بخش دوم همین ارسال ؛ این نوشته های تلخ را در اصل ؛ به خودم نوشته ام
یک تصمیم بزرگ
سال یک هزار و سیصد و نود هجری شمسی ؛ سال آرزوهای من است

امسال من به تعالی خواهم رسید
امسال من عاشق ام
امسال من معشوق ام
امسال من ثانیه ها را قدر می دانم
امسال من پر تکاپو پر تلاشم
امسال من مسمم ترو با اراده تر
امسال من ثانیه ها را از دست نمی دهم
امسال من سال تغییر است ؛ سال پرطراوت شدن
امسال من جوانم
امسال من بی سواد ام برای فراگیری بیشتر
امسال من هوطنانم را دوست دارم
امسال من مردم را دوست دارم و آنها هم
امسال من مانند طبیعت زمستان زده ای که بیدار شده ؛ بیدار میشود


شور و امید و شوق
تلاش و تکاپو و بهتر شدن
صمیمیت صفا محبت
عشق علاقه صداقت
راستگویی و کردار نیک
گفتار نیک ، پندار نیک
اخلاص عمل ؛ وجدان بیدار
همه و همه تنها با "خواستن" محیا می شود برای "من یا شما" !؟
ایرانی آباد ، اسلام ناب ، ایرانی سر فراز
می خواهم از خود ؛ از خود خود خود خود ، شروع کنم
می خواهم تیشه به ریشه بدهایم در سال جدید بزنم
می خواهم ؛ نمونه باشم یکه باشم
بهتر شدن را نه در چشم دیگران ؛ بلکه در دل خویش احساس کنم
و این حس زیبایی را به همه منتقل کنم ، نه با حرف بلکه با عمل

چه دعایی کنمت بهتر از این

خنده ات از ته دل

گریه ات از سر شوق

روزگارت همه شاد

سفره ات رنگارنگ

و تنی سالم و شاد که بخندی همه عمر


نوروز در خرم آباد - فارس


راستی

فرصت مغتنم تعطیلات نوروزی برای مطالعه را از دست ندهیم


جهانیان ، نوروزتان خجسته باد

سال خوبی داشته باشید

سجاد - ثانیه

ادامه نوشته

گزیده ای از آخرین ارسال های گروه  (80 ارسال)

در ادامه مطلب گزیده ای از آخرین ایمیلهای ارسالی به گروه اینترنتی کتاب ثانیه جهت مطالعه علاقمندان درج میشود.

دوستان می توانند برای اشتراک و مطالعه اساسنامه و قوانین گروه کتاب ثانیه EBooK کتابهای الکترونیکی از آدرس زیر استفاده نمایند.

http://groups.google.com/group/sanyeh?hl=fa


اگر جی.میل ندارد - به مدیر گروه موضوع "درخواست عضویت" ایمیل بزنید تا مراحل اشتراک شما به صورت مستقیم انجام شود

sanye.Blogfa@Gmail.com



ارسال فایل -- درباره‌ی بروکراسی 

انقلاب آفریقا

كتاب سه رساله‌ی فروید در باره تئوری میل جنسی 

ماهنامه ادبيات داستاني چوك اسفندماه 

شش کتاب در باره -- آموزش موسیقی 

کتاب فتوح البلدان 

ارسال متن -- اصطلاحات و واژگان ادبی 

غروب شیاطین 

 کتاب حاجی بابا در بخش‌های کوچک‌تر

.مجموعه‌ی کامل آثار کارلوس کاستاندا 7 

مجموعه‌ی کامل آثار کارلوس کاستاندا 4 

كتاب-آيازندگي يه قدم زدن اتفاقيه؟ 

کتاب‌های ژول ورن 

چند کتاب در مورد آموزش شبکه 

ارسال متن داستان - پدر اثر ایساک بابل 

اولين اشتباه بچه 

جنگ و صلح 

چرا انقلاب ها توسط توییتر صورت نمی گیرند؟-مالکوم گلدول 

چند اثر تحقیقی در تاریخ 1 

خشم وهیاهو از ویلیام فالکنر 

قتل عام ارمنیان 

بهشت گمشده از جان میلتون 

افسانه‌ی گیلگمش

ارسال لینک دریافت -- کتاب من پسر صدام بودم 

خداوند الموت 

ارسال فایل کتاب -- دروغ 

ارسال آدرس دریافت -- کتابی از سعید نفیسی 

بیشتر بدانیم ---- یهود و ایرانی کشی 

آدرس دریافت چند کتاب از اشرف دهقانی 

ارسال فایل مقالاتی در قالب ورد در خصوص -- امام هشتم شیعیان

ارسال آدرس دریافت کتاب با عنوان داستان و رمان 

ارسال آدس دریافت کتاب با عنوان : مذهبی 


متن کامل در ادامه مطلب

ادامه نوشته

درباره تاریخ و فرهنگ مردم ممتاز خاورمیانه - دانلود فیلم و مستند های ایران باستان ویا خرید پستی برای


... و سلام نام خداست .


استاد پورپیرار را همه بنیان اندیشان می شناسند و دوستش دارند - هرچند حرفهایی تلخ به مزاج بعضی ها می زند

آدرس سایت ایشان http://wwww.naria.ir  می باشد . نوشته های بنیان اندیشان ایشان در خصوص تاریخ ایران و اسلام ؛ بسیاری را متعجب ساخته است

شاید تعجب کنید اگر بدانید که پورپیرار تاریخچه (آنچه ما از ایران باستان میدانیم) را زیر سوال می برد و از شما مخاطب عزیز می خواهد با دلایلی که ارائه می کند ؛ کمی فکر کنید و چرایی برای آن بیابید

دانلود به صورت مستقیم و فرمت و سایز های مختلف به صورت رایگان

برای دانلود روی هر فایل کلیک کنید

.

 دانلود مستند « طوفان نوح »
با فرمت VCD به زبان فارسی
Nuh Storms
با فرمت VCD به زبان انگلیسی

Nuh Storms

دانلود مستند «مجعولات مجلل»
قسمت اول - 541M
قسمت دوم - 566M
قسمت سوم - 489M
قسمت چهارم - 302M
قسمت پنجم - 84M

دانلود کم حجم مستند «مجعولات مجلل»


01.wmv                        23M

02.wmv      25M

03.wmv                        20M

04.wmv      25M

05.wmv                        24M

06.wmv      25M

07.wmv                        20M

08.wmv      22M

09.wmv                        22M

10.wmv      16M

11.wmv                        23M

12.wmv      20M

 دانلود مستند « تختگاه هیچ کس! » 
با فرمت VCD به زبان فارسی
TRACK 00 - آنونس
TRACK 01 - مدخل و مقدمه
TRACK 02 - دیوار غربی
TRACK 03 - پله ها
TRACK 04 - دروازه ملل
TRACK 05 - کاخ نیمه تمام
TRACK 06  - صد ستون
TRACK 07 - آپادانا
TRACK 08 - تچر
TRACK 09 - هدیش
TRACK 10 - خزانه تخت جمشید
TRACK 11 - نتیجه گیری (گفتگو با ناصر پورپیرار)

با فرمت VCD به زبان انگلیسی
تختگاه هیچ کس قسمت اول - لبه ی اول
تختگاه هیچ کس قسمت اول - لبه ی دوم
تختگاه هیچ کس قسمت دوم
تختگاه هیچ کس قسمت سوم

با فرمت MP4 به زبان فارسی
تختگاه هیچ کس قسمت اول - لبه ی اول
تختگاه هیچ کس قسمت اول - لبه ی دوم
تختگاه هیچ کس قسمت دوم
تختگاه هیچ کس قسمت سوم

با فرمت MP4 به زبان انگلیسی
تختگاه هیچ کس قسمت اول - لبه ی اول
تختگاه هیچ کس قسمت اول - لبه ی دوم
تختگاه هیچ کس قسمت دوم
تختگاه هیچ کس قسمت سوم

مشاهده مستند « تختگاه هیچ کس! » 
 به صورت فشرده
 به زبان فارسی
تختگاه هیچ کس قسمت اول - لبه ی اول
تختگاه هیچ کس قسمت اول - لبه ی دوم
تختگاه هیچ کس قسمت دوم
تختگاه هیچ کس قسمت سوم

به زبان انگلیسی
تختگاه هیچ کس قسمت اول - لبه ی اول
تختگاه هیچ کس قسمت اول - لبه ی دوم
تختگاه هیچ کس قسمت دوم
تختگاه هیچ کس قسمت سوم 

.

مستندهای تختگاه هیچ کس و طوفان نوح و مجعولات مجلل با اجازه ی سازنده و کار گردان آن، به طور رایگان در اینترنت قرار گرفته است. دانلود، تکثیر و انتشار آن ها در محیط های شخصی و خانواد گی کاملا آزاد است. بر داشت به وسیله ی مراکز عمومی و رسانه های گروهی، در هر نقطه و به هر زبان، پیشاپیش نیاز مند کسب مجوز رسمی از کار گردان و سازنده ی مستند است.

.

سه بخش اصلی و اساسی سایت ناریا

انجمن بنیان اندیشان  --    http://forum.naria.ir

اسلام و شمشیر  ---  http://wwww.naria.ir/page/3.aspx

ایران شناسی بدون دروغ  --   http://wwww.naria.ir/page/1.aspx

.

کسانی که اینترنت پرسرعت برای دانلود نداشته و نمی توانند دانلود کنند
برای اطلاع از نحوه خرید پستی مجموعه و قیمت های برای ارسال
به داخل و یا خارج از کشور به ادامه همین مطلب مراجعه نمایند
ادامه نوشته

پنجاه موسيقي فيلم برتر تاريخ سينما

راسخون

پنجاه موسيقي فيلم برتر تاريخ سينما

نويسنده: پرويز نوري


از نخستين روزهاي سينما با كمدي‌هاي صامت تا اين روزها كه كامپيوتر نُت‌ها را كنار هم مي‌چيند و آهنگ مناسب براي فيلم‌ها فراهم مي‌كند، موسيقي نقش حساس - و شايد اساسي - در پرورش شخصيت‌ها و داستان فيلم‌ها داشته است. فقط كافي است كه فيلمي را بدون موسيقي مجسم كنيد: ديالوگ‌ها در فضايي مرده معلق مي‌شود، صحنه‌هاي تعقيب‌ و گريز بي‌هيجان شكل مي‌گيرد و درام بدون اوج، و كمدي بدون خنده باقي مي‌ماند. خلاصه ي كلام، فيلم‌ها بدون موسيقي به نظر «معمولي» مي‌آيند. اما تعيين و گزينش بهترين موسيقي‌هاي متن از بين هزاران فيلم مختلف، آسان نيست.
مجله ي «اينترتينمنت ويكلي» در سال 2001 صد موسيقي برتر تاريخ سينما را در شماره ي ويژه‌اي انتخاب كرده بود كه طبق معمول اين‌گونه گزينش‌هاي مجله‌هاي آمريكايي، بيش تر فيلم‌ها آمريكايي هستند، اما دچار اين وسوسه‌ام كرد كه پنجاه موسيقي را از آن ميان انتخاب و عرضه كنم. بيش‌تر اين آثار از همين فهرست انتخاب شده و چند تا هم به آن افزوده‌ام. به هر حال اين يك انتخاب شخصي و بدون ترتيب است و قاعدتاً هر كس مي‌تواند فهرست شخصي خودش را داشته باشد. «اينترتينمت ويكلي» در توصيف هر اثر متني كوتاه نيز دارد كه تلاش شده فشرده ي ويژگي آن ها باشد.

ادامه متن را مطالعه بفرمایید
ادامه نوشته