عکسهای کنسرت موسیقی گروه قمر

کنسرت خوبی بود ، تجربه و خاطره ای ماندگار


گروه موسیقی بیشتر از خوانندگان دلنشین بودند

به هر حال دستشان درد نکند، به امید پیروزی و بهروزی تمامی کسان ِ فعال در فرهنگ کشور

دوباره میهمان رحمتیم ، ماه رمضان و ثانیه هایش را دریابیم، کاش


باز هم میهمانی دعوت شده ایم ؛

کوچه های دل زنگار گرفته اند و منتظر بارانی از جنس رحمت اند ، تا صفا یابند

هرکارت ، هر حرفت و هر عملت زنگاری از دل می شوید ، اگر متوجه رحمت باشی و غرقه در ثانی نباشی ، و اینجاست که باید انتخاب کنی و به لاله زار عاشقی وارد شوی

http://axgig.com/images/75558405912430735205.jpg

میزبان خوبی داریم ، کاش میهمان خوب و قدر شناسی باشیم و هرچه بخشیده را بفهمیم و بشناسیم و تلاشی در خور برای داشتن و کسب داشته باشیم در جهت امید ، آنهم امید وصال و رستگاری میزبان.

دعای بیستم از صحیفه سجادیه را می خواندم ، با آنکه در اتوبوس بودم و سفر ، اما این دعا بسیار بسیار از خود ی خودم می کرد. حضرت سجاد(ع) به چه اوجی دعا می کنند و چگونه می خواهند ، برایم هیچ گاه حل نـشد.من هم آنرا در ذیل می آورم ، که مناسب این ماه است و ثانیه هایش :

...

خدایا بر محمد و آلش رحمت فرست، و ایمان مرا به کاملترین مراتب ایمان برسان، و یقینم را فاضلترین درجات یقین ساز، و نیّتم را به بهترین نیتها و عملم را به بهترین اعمال ترفیع ده. خدایا به لطف خود نیّتم را کامل و خالص ساز؛ و یقینم را ثابت و پابرجای دار و به قدرت خود آنچه را که از من تباه شده اصلاح فرمای. بارالها، بر محمد و آلش رحمت فرست و مُهمّاتم را که باعث دلشمغولیِ من است، کفایت کن و مرا به کاری که فردا، از آن مورد سئوال قرار میدهی بگمار، و روزگارم را در آنچه برای آنم آفریدهای مصروف دار. از غیر خود بینیاز ساز و روزیت را بر من بگستر و به نگاه کردن به حسرت در مال و منال و جاه و جلالِ توانگرانم دچار مکن و عزیزم گردان و گرفتار کبرم مساز و بر بندگی خود رامم کن و عبادتم را به سبب خودپسندی تباه منمای، و خیر را برای مردم به دستم روا کن، و کار نیکم را به منّت نهادن باطل مگردان و اخلاق عالیه را به من مرحمت فرمای، و مرا از تفاخر و مباهات نگاهدار.

 

خدایا بر محمد و آلش رحمت فرست، و مرا در میان مردم به درجهای ترفیع مده، مگر آنکه به همان اندازه پیش نفس خویشم پست گردانی، و عزّتی آشکارا برایم به وجود می آورد، مگر آنکه به همان نسبت پیش نفس خویشم خوار سازی. خدایا بر محمد و آلش رحمت فرست، و از هدایتی پرسود و گراینده به مقصود برخوردارم ساز که روشی دیگر به جای آن نگزینم؛ و از طریقتِ حقّی، که از آن منحرف نگردم؛ و از نیّت صوابی، که در آن شک نکنم. مرا تا آنگاه که عمرم به جامهی خدمت در راه طاعت تو باشد زنده بدار. پس هر زمانی که بیم آن رود که مزرع عمرم چراگاه شیطان گردد پیش از آنکه شدت غضبت به سوی من بشتابد یا خشمت بر من مستحکم گردد، مرا به سوی خود فراگیر.

 

خدایا هیچ خویی که بر من عیب شمرده شود باقی مگذار، جز آنکه آن را اصلاح کنی و هیچ صفت نکوهیدهای را بجای منه، مگر آنکه آن را نکو سازی؛ و هیچ خصلت کریمهی ناقصی بر جای مگذار، جز آنکه آن را کامل کنی.

 

خدایا بر محمد و آل محمد رحمت فرست، و شدت کینهی کینهتوزان را دربارهی من به محبت، و حسد متعدّیان را به مودت، و بدگمانی اهل صلاح را به اعتماد، و دشمنی نزدیکان را به دوستی و بدرفتاری خویشان را به نیکویی و بیاعتنایی اقربا را به نصرت، و دوستی مجامله کاران را به دوستی حقیقی و اهانت مصاحبان را به حسن عشرت و تلخی ترس از ستمکاران را به شیرینی امنیت مبدّل ساز.

 

خدایا بر محمد و آلش رحمت فرست، و مرا بر کسی که دربارهام ستم کند دستی و بر آنکه با من مخاصمه کند زبانی، و بر آنکه عناد ورزد پیروزیای قرار ده؛ و در برابر آنکه با من مکر کند مکری و بر آنکه مرا مقهور خواهد قدرتی، و بر آنکه مرا عیب کند و دشنام گوید تکذیبی و از کسی که مرا تهدید کند سلامتی بخش و به اطاعت کسی که مرا به راه صواب آرد و پیروی کسی که مرا ارشاد کند، موفق دار. خدایا بر محمد و آلش رحمت فرست، و مرا توفیق ده تا با آن کس که با من غش و دغلی کند، به نصیحت و اخلاص مقابله کنم، و آن را که از من دوری گزیند به نیکویی پاداش دهم؛ و به آن که مرا محروم سازد به بخشش عوض دهم، و آن را که از من ببُرد با پیوستن مکافات کنم، و با کسی که از من غیبت کند، به وسیله ذکر خیرش مخالفت نمایم؛ و در برابر نیکی سپاسگذاری نمایم؛ و از بدی چشم بپوشم.

 

خدایا بر محمد و آلش رحمت فرست، و مرا به زیور صالحین بیارای و در گستردنِ داد، و فرو خوردن خشم، و خاموش کردن آتش فتنه و خصومت و جمعآوری پراکندگان و اصلاح میان مردمان و فاش کردن نیکیهای اهل ایمان و پوشاندن عیب ایشان و نرمخویی و فروتنی و خوشرفتاری و سنگینی و وقار، و حُسن معاشرت و سبقت جستن به فضیلت و برگزیدن انعام و تفضّل و فروگذاشتن سرزنش و خردهگیری و ترک احسان درباره نااهل و گفتنِ حق هر چند دشوار آید و اندک شمردن خیر در گفتار و کردارم گرچه بسیار باشد و بسیار دیدن شر در گفتار و کردار خویش گرچه اندک باشد و مرا در همگی این صفات به خلعت زیبای پرهیزگاران بپوش؛ و این صفات را به وسیلهی ادامه اطاعت و التزام جماعت و فروگذاشتن اهل بدعت، و به کار برنده رأی خود درآور و کامل ساز.

 

خدایا بر محمد و آلش رحمت فرست، و وسیعترین روزیهایت را بر من درهنگام پیر شدنم و قویترین نیروهایت را در من به هنگام خستگیام قرار ده و مرا به کاهلی در عبادتت، و کوری در تشخیص طریقتت و ارتکاب خلاف دوستیت و پیوستن با کسی که از تو جدا شود و جدا شدن از کسی که با تو بپیوندد مبتلا مساز. خدایا مرا چنان کن که هنگام ضرورت با سلاح یاری تو حملهور شوم و هنگام حاجت از تو مسئلت کنم و هنگام مسکنت پیش تو به تضرّع و زاری آیم؛ و مرا چون بیچاره شوم به کمک خواستن از غیر خود، و چون فقیر شوم به فروتنی برای مسئلت غیر خود، و چون بترسم به تضرّع پیش غیر خود گرفتار مکن که به آن سبب سزاوار خواری و منع و بیاعتنایی تو کردم. ای مهریانترین مهربانان.

 

خدایا آنچه را از آرزومندی و گمانگرایی و حسدورزی که شیطان در دل من همی افکند به یاد عظمتت و تفکر در قدرتت، و تدبیر بر ضد دشمنت مبدل ساز.

 

و آن کلمه زشت یا سخن ناستوده یا دشمن عِرضی یا شهادت باطل یا غیبت مؤمن غایب، یا بد گفتن به شخص حاضر و مانند اینها را که شیطان بر زبان من جاری کند، به سخن حمد، و مبالغه در ثنا، و سعی و دقت در تمجید، و شکر نعمت، و اعتراف به احسان و شمردن نعمتهای خودت، بدل فرمای.

 

خدایا بر محمد و آلش رحمت فرست، و چنان کن که ستمزده نشوم و حال آنکه تو بر دفاع از من قادری، و ستم نکنم و حال آنکه تو بر جلوگیری من توانایی و گمراه نشوم در صورتی که هدایت من برای تو ممکن است، و فقیر نگردم با اینکه گشایش زندگیم از جانب توست، و سرکشی نکنم با اینکه توانگریم از ناحیه توست.

 

خدایا به سوی آمرزش تو کوچ کردهام. و به سوی عفو تو آهنگ نمودهام و به گذشت تو مشتاق شدهام. و به فضل تو اعتماد کردهام؛ در صورتی که موجبات مغفرت تو نزد من نیست؛ و چیزی که به وسیلهی آن سزاوارعفو تو گردم در کردار من نیست. و پس از این حکم، که من خود درباره خویش راندم جز فضل و احسان تو چیزی سرمایه امیدی ندارم. پس بر محمد و آلش رحمت فرست و بر من تفضّل فرمای.

 

خدایا مرا به منطق هدایت گویا ساز، و به آیین تقوی مُلهَم نمای و به خوی و خصلتی که پاکیزهتر است موفق دار و به کاری که پسندیدهتر است بگمار. خدایا مرا به بهترین راه روان ساز و چنان کن که بر آیین تو بمیرم و هم بر آن آیین زندگی از سر گیرم.

 

خدایا بر محمد و آلش رحمت فرست، و مرا در مجاری اعمال و مجالی احوال از نعمت اعتدال برخوردار ساز و در اقوال و افعال از اهل صواب و سِداد و از ادله هدایت و رشاد و از زمره صالحینِ عباد قرار ده و رستگاری در معاد و سلامت از کمینگاه عذاب را نصیبم فرمای. خدایا برای خودت از نیروی نفس من آنچه را که باعث آزادی و پیراستگیاش گردد بِسِتان و آنچه را که وسیله تامین حوایج و اصلاح کار نفس من شود به آن بازگذار، زیرا نفس من در معرض هلاک است مگر آنکه توأش نگه داری. خدایا اگر غم به سوی من لشکر انگیزد، ساز و سلاح من تویی و اگر از همه جا و همه کس محروم شوم هدف امیدم تویی و اگر حوادث و شداید بر من هجوم آورد استغاثهام به تو است و هر چه از دست برود عوضش، و هر چه تباه شود اصلاحش نزد تو، و هر چه را ناپسند داری تغییرش به دست تو است. پس پیش از بلا عافیت، و پیش از طلب، توانگری، و پیش از گمراه شدن، هدایت را بر من أنعام کن؛ و مرا از رنج عیبجویی بندگان محفوظدار، و ایمنی از عذاب روز بازپسینم ارزانی دار، و از رهبری کاملم برخوردار ساز.

 

خدایا بر محمد و آلش رحمت فرست، و بدیها را به لطف خود از من برطرف کن، و مرا به نعمت خود بپروران و به کرم خود اصلاح فرمای، و به احسان خود مداوا کن؛ و در سایهی رحمتت جای ده؛ و در خلعت خشنودیت بپوشان؛ و چون کارها بر من دشوار و درهم شود، به صوابترین آنها و چون کردارها مشتبه گردد به پاکیزهترین و نافعترین آنها، و چون مذاهب متناقض شود به پسندهترین آنها موفق ساز. خدایا بر محمد و آلش رحمت فرست، و تارکم را به تاج بینیازی بیارای، و مرا به حسن تدبیر در امور بگمار، و دوام هدایت ارزانی دار، و به توسعه دستگاه آشفته مساز؛ و زندگی ساده و آرام عطا فرمای، و زندگانیم را به مشقت دایم و رنج روزافزون مبتذل منمای و دعایم را به سویم برمگردان، زیرا که من برای تو معارضی نمیشناسم و با تو مثل و مانندی نمیپرستم. خدایا بر محمد و آلش رحمت فرست، و مرا از اسراف بازدار، و رزقم را از تلف حفظ کن، و داراییم را به وسیله برکت دادنش افزون ساز، و مرا در انفاق از آن در امور خیر به راه صواب رهبری کن.

 

خدایا بر محمد و آلش رحمت فرست، و مرا از رنج بسیار کسب و تحصیل روزی بینیاز ساز، و رزق بیدریغ روزی کن تا از عبادت تو به طلب رزق مشغول نگردم؛ و سنگینیِ وَبال کسب روزی را بر دوش نکشم.

 

خدایا آنچه را که میطلبم به قدرت خود برآور، و از آنچه میترسم مرا به جوار عزّت خود پناه ده.

 

خدایا بر محمد و آلش رحمت فرست، و آبرویم را به توانگری نگاه دار، و منزلتم را به تنگدستی پست مکن، که از روزی خوارانت روزی طلبم، و از اشرار خلقت خواهش عطا کنم، تا به ستایش آنکه به من عطا کند، و به نکوهش آنکه منع کند مبتلا گردم، در صورتی که متصدّی حقیقیِ عطا تویی، نه ایشان.

 

خدایا بر محمد و آلش رحمت فرست، و مرا تندرستیای در عبادت و آسایشی در پارسایی ای و علمی توأم با عمل، و پارساییای مقرون با رفق و اقتصاد روزی ساز.

 

خدایا مدت عمر مرا با عفو خود به پایان بر، و آرزویم را در امید رحمتت به تحقق رسان؛ و راههایم را برای رسیدن به سر منزل خشنودیت هموار ساز، و عملم را در همه احوالم نیکو گردان.

 

خدایا بر محمد و آلش رحمت فرست، و مرا در اوقات غفلت برای یاد کردن خود، متنبّه کن؛ و در روزگار مهلت در اطاعت خود به کار دار، و راهی هموار به سوی محبت خود برایم آشکار ساز، و به وسیله آن خیر دنیا و آخرت را برایم کامل فرمای.

خدایا بر محمد و آلش رحمت فرست، مانند بهترین رحمتی که پیش از او بر کسی از خلق خود فرستادهای، و بعد از او بر کسی خواهی فرستاد؛ و ما را در دنیا بهرهای نیکو و در آخرت نیز عطایی نیکو به بخش؛ و مرا به رحمت خود از عذاب دوزخ نگاه دار. برگرفته از مجموعه آثار دکترعلی شریعتی


......

پت و مت باشیم ، حداقل

 

پت و مت باشیم ، حداقل

پت و مت

پت و مت رو بیارید توی ذهنتون ، با تمام کارهاشون

هر چقدر هم "پت و مت" بودند و هستند و باشند ، بازهم پشتشون به هم گرم بود

کارها رو با هم خسته می کردند و "بـاهـم" بودن رو با "نواقص و مشکلات" عوض نمی کردند

هرچند تخیل کارگردان بودند ، امـّا خوش به حالشون !؟

.

پاکن مداد ذهنم کار نمی کند


چشمانم را می بندم و شروع به نقاشی می کنم

چهره اش را با تمام جزئیات می کشم.

پاک کن بر می دارم، پاک می کنم ولی هر کار می کنم، خوب پاک نمی شود.

معلوم نیست تا کی می خواهد روی دفتر ذهنم جا خوش کند.

پروفسور شاندل زاده ی شریعتی است !؟

آیا می‌دانید پروفسور شاندل که دکتر علی شریعتی گاهی از او نقل قول می‌کند، وجود خارجی ندارد.

«شاندل» در زبان فرانسوی به معنای شمع، درواقع همان تخلصی است که دکتر علی شریعتی مزینانی برای خودش درنظر گرفته است: «شمع».


در این گزارش مروری داریم بر پروفسور شاندل و چگونگی حضور او در گفتار و نوشتارهای علی شریعتی.

علی شریعتی در فاصله سال‌های 1346 تا 1348 دست‌نوشته‌هایی را دارد که از آن‌ها با عنوان «کویریات» یاد می‌کند. بر اساس اسناد منتشرشده در سایت رسمی این نویسنده و جامعه‌شناس، این نوشته‌ها در کلاسور‌های سبز‌رنگ و خاکستری‌رنگ مکتوب می‌شد با عنوان «گفت‌وگو‌های تنهایی» و بعد هم در یک دوره دوجلدی از سوی بنیاد فرهنگی دکتر علی شریعتی منتشر شده است. در همین آثار است که شریعتی که بر حسب عادت، نوشته‌های تنهایی‌اش را در این دفتر‌ها ثبت می‌کرد، شخصیت «شاندل» را خلق می‌کند و از او به عنوان نویسنده کتاب «گفت‌وگوهای تنهایی» یاد می‌‌کند.

گاه در سخنرانی‌ها و دست‌نوشته‌هایش این شخصیت برساخته خیالش را نویسنده تونسی‌تبار معرفی کرده است. در حالی‌که «شاندل» وجود خارجی ندارد و به معنایی خود علی شریعتی است؛ حتا اگر در کتاب «کویر» آن‌جایی که از معبود‌هایش سخن می‌گوید، «شاندل» را هم یکی از معبود‌هایش عنوان کند. ابدا شاندلی در کار نیست، با این‌که درباره‌اش می‌گوید، «و دیگران و دیگران... پروفسور شاندل که در هیچ قالبی نتوانستم محصورش کنم و به قول جلال آل‌ احمد: «هر جایی جوری بود و همه‌جا یک‌جور» و هر لحظه جلوه‌ای دیگر داشت و در همه تجلی‌های رنگارنگ و شگفتش یک روح آشکار بود و همواره از بودا تا دکارت در نوسان بود و شرق و غرب را، گذشته و آینده را و زمین و آسمان را زیر پا می‌گذاشت و لحظه‌ای آرام نداشت و در حادثه صبح بیست‌وهشتم فوریه سال ۱۹۶۷ برای همیشه آرام گرفت.» (علی شریعتی، کویر، معبودهای من)
طرحِ «علی ـ شاندل» کارِ خودِ شریعتی است

علی شریعتی در کنار «شاندل» از لوئی ماسینیون، فرانتز فانون، ژاک برک، الکسیس کارل و ژان کوکتو در همان منبع به عنوان دیگر معبود‌هایش یاد می‌کند. برخلاف همه اینها، تنها «شاندل» است که وجود خارجی ندارد.

یان ریشارد ـ ایران‌شناس فرانسوی ـ در مقاله‌ای با عنوان «شریعتی و ماسینیون» در کتاب «لوئی ماسینیون و ایران» درباره جست‌وجوی خستگی‌ناپذیرش برای یافتن پروفسور شاندل می‌‌نویسد: «در گفت‌وگوهای تنهایی بارها به تأملات عمیقی در خصوصِ حلولِ مسیح و بارداری مریم برمی‌خوریم. این تأملات به پروفسور شاندل نسبت داده می‌شوند. من که به چنین گفتاری کنجکاوم شده بودم، کوشیدم به جست‌وجوی این متفکر برآیم که چنین الهام‌بخش تأملات شریعتی بوده است، متفکری که شریعتی به‌دور از دنیای سیاست، هیاهو و تلاطم‌هایش، خود را مرید وی معرفی می‌کند. پس از جست‌وجوهای خستگی‌ناپذیر، سرانجام به‌دنبال انتشار چندین اثر در خصوص شریعتی، دریافتم که شاندل تنها در عالم خیال علی شریعتی مزینانی، یعنی همان «شمع» وجود داشته است. در عربی و در فارسی شمع همان شاندل فرانسوی است. از طرفی، شریعتی در سال‌های 60 که در فرانسه زندگی می‌کرد، در نشریات جبهه ملی ایران با تخلص شمع قلم می‌زد. اگر استاد و معبود شریعتی شاندل باشد، یعنی همان خودِ اساطیری وی؛ در نتیجه می‌توان گفت که ماسینیونی که شریعتی همچون معبود خود ترسیم می‌کند، نیز در واقع جز تصویری بیرونی از هویت آرمانی خود او نیست.»

جالب است علی شریعتی در مجموعه آثار، 33، جلد یک، صفحه 32 در باب نسبت و پیوندش با «شمع» می‌گوید: « میان من و شمع پیوندهای ویژه و پنهانی نیز هست، نخستین شعری که سروده‌ام، «شمع» بوده است، منتها «شمع زندان». رابطه دیگری نیز میان من و شمع هست که بسیار شگفت‌انگیز است، بسیار، اما نمی‌توان گفت، شاید در آینده روزی برسد که بتوان، اما امروز نمی‌توان. گذشته از آن، شمع یک نوع خود من است، مگر نه مجموعه حروف اول اسامی من است؟!»

همچنین علی رهنما در کتاب «شریعتی مسلمانی در جست‌وجوی ناکجاآباد» در صفحه 124 می‌آورد: «شریعتی با الهام از نام مستعار فارسی خود، شمع دیگری ساخته بود و این‌بار یک شمع فرانسوی؛ شاندل، همزاد شریعتی طبق عادت مألوف وی که به جای استفاده از یک نام دیگر یا دست‌کم نامی که قبلا وجود داشته، از پس نقابی ناآشنا سخن می‌گفت، تصویر شفافی از خودش بود.»

احسان شریعتی ـ فرزند علی شریعتی ـ در پاسخ به پرسشی درباره «شاندل» به مجله نسیم بیداری توضیح می‌دهد که نوشته‌های «کویر» نمادین است. دکتر با خود شاندل هم گاهی متفاوت است و همیشه خود شریعتی نیست. همچنین امیر رضایی که با فرزند شریعتی در این گفت‌وگو شرکت داشته است، درباره شاندل توضیح می‌دهد: «در جایی می‌‌گوید که در کشورهای از نظر فرهنگی عقب‌مانده مانند ما، وقتی «نقل قول» می‌‌کنیم و حرفی را از قول کسی می‌‌گوییم، این، اثربخش‌‌تر است. شریعتی شاندل را که مخفف نام خودش هم هست، به‌همین دلیل اختراع کرده و برای اثرگذاری بیش‌تر است و قصد دیگری ندارد. یکی از دوستان روشنفکر ما منتقد شریعتی بود که چرا تو با این کار ما را سر کار گذاشته‌‌ای؟ ما دنبال شاندل می‌گشتیم؛ درحالی‌که شاندلی وجود نداشت.»
ایسنا

نامه اعتراض آمیز ِ محسن رضایی به سایت گوگل


نامه اعتراض آمیز ِ محسن رضایی به سایت گوگل
این نامه را به نمایندگی مردمی می‌نویسم که سال‌ها ـ بلکه قرن‌ها ـ برای دفاع از آب و خاکش میهنشان و نیز صلح و امنیت منطقه پیرامونیشان ایستاده‌اند و تاریخ و جغرافیای تمدنشان را در پیوند با آموزه‌های دینی‌شان با حساسیت پاسداری کرده‌اند و نگاه‌هایشان امروز متوجه شماست.

........................


جناب آقای دکتر لری پیج

مدیر عامل محترم شرکت گوگل

در ماه‌های اخیر در سایت گوگل نسبت به «خلیج فارس» که در قلب ملت ایران جای دارد، تحریف‌هایی شده است که در صدد برآمدم، نامه‌ای به شما و مخاطبین گوگل و افکار عمومی بنویسم که هم جناب‌عالی یک اقدام شایسته‌ای را انجام دهید و هم مردم جهان بدانند که اسناد و مدارک اثبات خلیج فارس، مربوط به تاریخ بشریت است و انکار ناشدنی است.
 
این نامه را به نمایندگی مردمی می‌نویسم که سال‌ها ـ بلکه قرن‌ها ـ برای دفاع از آب و خاکش میهنشان و نیز صلح و امنیت منطقه پیرامونیشان ایستاده‌اند و تاریخ و جغرافیای تمدنشان را در پیوند با آموزه‌های دینی‌شان با حساسیت پاسداری کرده‌اند و امروز نگاه‌هایشان متوجه شماست.

تغییرات و نوآوری‌های تکنولوژیک در دهه‌های اخیر، جامعه انسانی کنونی را دگرگون ساخته و جهان به شاهراه بزرگ مویرگی شبیه شده که فرایند انتشار اطلاعات در آن به سریع‌ترین شکل ممکن مقدور شده است. جهان معاصر آکنده از نظام‌ها و ابزارهای گوناگون اطلاع‌رسانی است و شبکه جهانی اینترنت در تغییر این روند نقشی جدی ایفا می‌کند. موتور جستجوگر گوگل ـ که یکی از مهمترین موتورهای جستجو در فضای مجازی است ـ در میان کاربران از جایگاه خاصی برخوردار است و همین اهمیت، سبب شده تا بیشتر کاربران به داده‌های این موتور جستجوگر اعتماد کنند که البته این موضوع وظیفه و تعهد مسئولان شرکت گوگل را دوچندان می‌کند.
در قرون گذشته، ملت‌ها با رسانه‌های مکتوب به انتشار اطلاعات می‌پرداختند تا در این رهگذر به ثبت میراث فرهنگی، هنری، سیاسی، اقتصادی و معنوی خویش اقدام نمایند. میراثی که اکنون متعلق به کشوری خاص نیست، بلکه ......

متن کامل همراه عکس های تاریخی ادامه مطلب
ادامه نوشته

یک برگ از زندگی نامه ی آیت الله هاشمی رفسنجانی


در خاطرات شخصیت های سیاسی گاه نکاتی به چشم می خورد که گوشه هایی از زندگی خصوصی شخصیت های سیاسی را به تصویر می کشد. حال یک برگ از خاطرات آیت الله رفسنجانی ریاست محترم مجمع تشخیص مصلحت نظام و عضو مجمع خبرگان رهبری در خبرگزاری فارس آمده است ، که در ادامه می آید

کاش همه مسئولان نظام مان زندگی نامه می نوشتند (!) و یا اگر هم می نویسند به افکار عمومی اطلاع داده و تقدیم کنند و افکار عمومی مان هم جنبه و توان ِ شنیدن و خواندنش را کسب نمایند. هرچند چنین مطلبی در کشور ایران اسلامی مان یک آرزو و خیال بیشتر نیست ، چراکه این آمادگی نه در مسئولان و نه در مردم ایجاد نـشده است.

البته نقدی هم به اوضاع سیاسی اجتماعی و علی الخصوص رسانه ای کشور وارد هست ، آنهم سوءاستفاده از چنین وادی هست ، چرا که با درج نقطه نظرات و افکار توسط مسئول نظامی سیاسی و رده بالای نظام ، جناح های مخالف انگشت بر یک موضوع خواهند گذاشت و به قولی "مـچ گیـری" خواهند کرد. مثلا در همین زندگی نامه آقای هاشمی رفسنجانی ، خبرگزاری فارس توجه مخاطب را به نظر آقای هاشمی پیرامون ِ وضعیت حجاب در دریای خــزر جلب می کنند. که بسیار ناشیانه و در اوضاع سیاسی اکنون مملکت بسیار جانبدارانه و هدف دار بوده است.

در حاشیه وبلاگم در بخش معرفی اگر نگاهی بیاندازید این سخن منتخب را خواهید دید :

زمانی
آزادی فرهنگی را خواهیم یافت
کاش پیش از آن
فرهنگ آزادی را پیدا کنیم

و این فرهنگ آزادی متاسفانه هنوز در رده های بالای جامعه که مسئولان و رسانه هستند ، ایجاد نــشده ، چه برسد به مردم و مدیران رده های میانی و پایین.

به هر حال دوباره آرزو و شاید دعای خودم را تکرار می کنم :

کاش همه مسئولان نظام مان زندگی نامه می نوشتند (!) و یا اگر هم می نویسند به افکار عمومی اطلاع داده و تقدیم کنند و افکار عمومی مان هم جنبه و توان ِ شنیدن و خواندنش را کسب نمایند

با هم گوشه ای از خاطرات آقای هاشمی از بزرگان نظام را مرور می کنیم :


خاطرات هاشمی از سفر به شمال و موضوع پلاژهای مختلط

در خاطرات شخصیت های سیاسی گاه نکاتی به چشم می خورد، که گوشه هایی از زندگی حصوصی شخصیت های سیاسی را به تصویر می کشد.

در خاطرات سال ۶۸ هاشمی رفسنجانی در اواخر تیرماه هاشمی به برخی خاطرات خود از سفر به شمال کشور اشاره می کند، که مرور برخی از آن ها خالی از لطف نیست.

در خاطرات هاشمی در روز پنجشنبه ۲۹ تیر ماه سال ۶۸ آمده است:

چمدان را بستم و به مجلس رفتم در گزارش ها مطلب مهمی نیافتم فیزیوتراپی انجام شد. مصاحبه ای نیم ساعته با صدا و سیما در مورد برنامه هایم برای ریاست جمهوری جهت تبلیغات انتخابات انجام دادم.

به آیت الله خامنه ای تلفنی اطلاع دادم که دو روز به سفر خواهم رفت به فرودگاه رفتیم و با هواپیمای فرند شیپ به سوی بیشه کلا استراحتگاه لب دریای خزر نیروی هوایی حرکت کردیم بین راه به (سرتیپ منصور ستاری)فرمانده نهاجا (نیروی هوایی ارتش) درباره مسائل ارئش مذاکره داشتیم.

در خاطرات روز جمعه ۳۰ تیر نیز آمده است:

همراهان عموما بعد از نماز خوابیده بودند. کمی در باغچه های اطراف ویلا پیاده روی کردم. ساعت هشت صبح صبحانه خوردیم. برای شنا به دریا رفتیم. قلاب ماهی گیری به آب انداختیم، اما صیدی نکردیم.

هنگام پرش از روی اسکله، ناخن انگشت پایم شکست و زخم شد. بعد از شنا آقای ابراهیمی بهیار که همراه تیم آمده است، پانسمان کرد. می خواست آمپول ضد کزار بزند، موافقت نکردم می خواست بقیه ناخن را بردارد، با این هم موافقت نکردم. چون به نظرم مهم نمی آید.

سواحل این طرف خیلی آبادتر و پرجمعیت تر است. تقریبا همه جا را گرفته و پلاژ و ویلا ساخته اند؛ بیشتر آنها شخصی است. از ارتش و ارگان ها هم هست. معمولا با دیوارهایی از خصیر، محل شنا زنان و مردان جدا شده است، ولی در مورادی زنان و مردان با هم در دریا هستند ولی آنان با لباس و روسری یا چادر در آب می روند؛ به آن صورتی که شنیده بودم سخت گیری نیست.

در ادامه این سفر و خاطرات سفر در روز ۳۱ تیر ماه خود می نویسد:

ساعت دو و نیم بامداد بیدار شدم. تشنه بودم و پایم هم درد گرفته بود. کمی راه رفتم و آب خوردم. بعد از نماز صبح دیگر نخوابیدم بعد از صبحانه به دریا رفتیم. سپس در کنار باغچه ویلا، خاطرات دیروز را نوشتم. در وان آب گرم برای معالجه درد کمر استحمام کردم. باند انگشت زخمی ام را عوض نمودم. یکی از دوستان یاسر به نام صحرا پور، که وقت عقد داشت، از تهران تلفنی کسب تکلیف کرد. گفتم شب به خانه بیاید.

بعضی از همراهان برای تبریک عید غدیر آمدند. گفتم به همه افراد موجود در این اقامتگاه به هر یک از مبلغ پنجاه تومان عیدی بدهند. ظهر در نماز خانه، پس از اقامه جماعت با جمعی از پرسنل و همراهان صحبت کردم و از پذیرایی و نگهداری مجتمع تشکر کردم. تا ساعت شش و نیم به استراحت گذشت و سپس به سوی تهران حرکت کردیم مغرب به منزل رسیدیم؛ هوای تهران مساعد و معتدل است.

.

معرفی کتاب : راه و رسم همسرداری


راه و رسم همسرداری کتاب شد

راه و رسم همسرداری در جامعه ی امروز» که بر پایه توصیه های اسلامی درباره روابط زناشویی نوشته شده این هفته روانه بازار نشر شد


راه و رسم همسرداری در جامعه ی امروز» که بر پایه توصیه های اسلامی درباره روابط زناشویی نوشته شده این هفته روانه بازار نشر شد.

به گزارش واحد خبر آفتاب به نقل از روابط عمومی انتشارات قدیانی، نویسنده این کتاب "امین الله اکبری" که خود مشاور حوزه خانواده است، این کتاب را بر مبنای مسائل روانشناسی و اسلامی و همراه با نمونه هایی از مشاوره های خانواده به رشته تحریر در آورده است.

اهداف ازدواج، ویژگی های همسر مناسب، تحکیم خانواده و وظایف زن و مرد نسبت به یکدیگر از جمله مسائلی است که در این کتاب به تفصیل به

آنها پرداخته شده و اکثر فصل ها نیز با احادیثی اسلامی آغاز می شود.

نویسنده در این کتاب با تصویرسازی شرایطی نزدیک به شرایط واقعی در زندگی زناشویی، تلاش دارد خواننده را هرچه عینی تر با شرایطی شفاف در رابطه زناشویی مواجه کند.

این کتاب علاوه بر پرداختن به موضوعات زناشویی در دوران ازدواج به موضوعات پیش و پس از ازدواج نیز می پردازد.

«راه و رسم همسرداری در جامعه ی امروز» در ۳۳۰۰ نسخه و با قیمت پنج هزار تومان توسط انتشارات قدیانی روانه بازار نشر شد

سمندریان پدر تئاتر ایران درگذشت-خدایش بیامرزد

نسل كشي و کشتار وحشیانه مسلمانان در برمه‌ + تصاویر دلخراش


چند روزي است كه بار ديگر خبر كشتار گسترده مسلمانان برمه‌اي بر سر زبان‌ها افتاده است. در كشوري كه نظاميان همه كاره مملكت بوده، هندوها و بودايي‌هاي اكثريت در تنها مساله‌اي كه آزادي دارند، كشتار وسيع و گسترده مسلمانان است.

در تازه‌ترین كشتار مسلمانان توسط هندوها و بودايي‌هاي افراطي در روستاها و مناطق شمال و شمال غربي اين كشور، در حضور نيروهاي نظامي و انتظامي برمه‌اي تندروهاي مذهبي به روستاهاي مسلمان نشين حمله كرده و علاوه بر آتش زدن خانه‌هاي آنها، بسياري را زنده زنده در آتش سوزانده، به زنان و دختران تجاوز كرده و باقيمانده را هم فراري داده‌اند.

سران حكومت نظامي ميانمار به جاي پاسخگويي به اين وحشي‌گري بودايي‌ها و هندوهاي افراطي مسلمانان ساكن در اين كشور را مهاجران غير قانوني خوانده كه دو راه بيشتر پيش روي آنها نيست؛ يا اينكه از كشور خارج شوند و يا اينكه به اردوگاه‌هاي پناهندگان بروند.

تعداد مسلماناني كه هدف حملات افراطي‌هاي مورد حمايت دولت قرار گرفته‌اند بيش از 800هزار نفر است و مشخص نيست سازمان‌هاي بين‌المللي و به خصوص مدافعان حقوق بشر در اين ميان كجا هستند.

انتشار صحنه‌هاي تكان دهنده از آتش زدن مسلمانان برمه‌اي در حالي كه برخي از كشورهاي مسلمان! تمركز خود را بر روي تحولات سوريه گذاشته و در مورد كشتار! مردم اين كشور دادن سخن داده و تمام وقت راديو و تلويزيون‌هاي خود را  صرف پرداختن به مسايل اين كشور مي‌كنند سوالات بسياري را در ذهن متبادر مي‌كند كه از همان ابتدا پاسخ آن مشخص است.

در اين ميان به نظر مي‌رسد سازمان همكاري اسلامي به همراه كشورهاي گروه همسايه برمه بايد گروه تماسي تشكيل داده و با تحت فشار قرار دادن دولت برمه از ادامه جنايت‌هاي گروه‌هاي تندرو در حق مسلمانان اين كشور جلوگيري كرده و راه را براي رساندن كمك‌هاي مردمي به آن باز كند.

در اين ميان وظيفه دو كشور بنگلادش – كه مسلمانان برمه‌اي مورد حمله سال‌ها پيش از اين كشور به برمه رفته‌اند – و مالزي به عنوان همسايگان برمه بيش از پيش است و اين دو كشور بايد سكان اعتراض به نسل كشي مسلمان توسط تندورهاي برمه اي و حمايت حكومت نظامي اين كشور از آنها را را بر عهده داشته باشند.

حال بايد ديد كشورهايي كه مشغول به راه انداختن حمام خون در سوريه براي رسيدن به منافع سياسي خود هستند و هر روز ساز جديدي را براي شعله‌ور كردن جنگ در اين كشور كوك مي‌كنند، آيا آن اندازه توانايي دارند كه كشوري مانند برمه را ناچار به تن دادن به قوانين بين‌المللي كنند يا اينكه توانايي آنها تنها در كشتن مسلمانان است!

شايد نكته جالت تر در اين مورد عدم پرداختنن به اين مساله مهم توسط رسانه هاي داخلي باشد كه جا دارد مانند همه جاي جهان از مسلمانان مظلوم برمه اي نيز حمايت كنند تا دستكم جان خود را در برابر هندوهاي افراطي از دست ندهند.

.....

در ادامه مطلب عکس هایی دلخراش و زننده از این کشتار موجود هست ، در صورت داشتن تحمل می توانید بدانها نظری بیاندازید

ادامه نوشته

فرار مغزها یا فراری دادن مغزها؟


فرار مغزها یا فراری دادن مغزها؟


ادامه تحصیل در روزگار جدید اگر هدف اول خیلی از جوانان این نسل نباشد حتما جزء اهداف اساسی خواهد بود. در عصر تکنولوژی و رسانه که دنیا با سرعت سرسام آوری به سمت جلو حرکت می کند به روز بودن و همراه بودن با این حرکت علمی در همه زمینه ها خود به خود می تواند انگیزه قوی و تاثیر گذاری در جوان امروز بوجود آورد.


به گزارش پایگاه تازه، حضور هر ساله جمعیت کثیری در آزمون ورودی دانشگاه ها در مقاطع مختلف تحصیلی نشان می دهد که جوان ایرانی نیز بر اساس همان باور و نیرویی که او را به حرکت در جهت پیشرفت فرا می خواند از این جمعیت کثیر علم پژوه در دنیا عقب نمانده است و حتی در خیلی از مواقع پا به پای هم سالانش در کشور های دیگر در مسیر علمی حرکت می کند.

حال با شرایط یاد شده توجه به نکاتی که می تواند به نوعی دلسرد کننده این انگیزه علمی باشد حائز اهمیت است. در سال های گذشته نسل متولد دهه شصت به سن حضور در مقاطع بالای تحصیلی و ادامه تحصیل در مقاطع تکمیلی و دکترا رسیده اند. این خود به نوعی قابل تامل است از طرفی باعث افتخار کشور جمهوری اسلامی ایران است که در سال گذشته حدود 40 هزار نفر داوطلب شرکت در آزمون دکترا بوده اند. اما خب ظرفیت کم پذیرش در مقاطع بالا مثل کارشناسی ارشد و دکترا سبب می شود تا از بین این جمعیت داوطلب تعداد بسیار اندکی وارد دانشگاه دولتی و یا حتی دانشگاه آزاد شوند. مسلما در این میان خیلی ها قید ادامه تحصیل را خواهند زد اما عده دیگری که تعدادشان کم هم نیست برای ادامه تحصیل دانشگاه های خارج از کشور را بر می گزینند. این انتخاب از سویی انتخابی عادلانه خواهد بود چون مسلما تحصیل در دانشگاه های مطرح جهان و در ادامه برگشت به کشور و خدمت به مردم نه تنها نمی تواند باعث سربلندی باشد بلکه می تواند به نوعی به تولید علم در داخل کشور کمک کند. اما آنچه متاسفانه در سالهای گذشته بسیار دیده شده ادامه تحصیل در دانشگاه هایی است که دانشجوی ایرانی را نه به صورت بورسیه و رایگان بلکه با دریافت هزینه هایی پذیرش می کنند. همین اتفاق باعث شد تا در سال هایی نه خیلی دور مسئولان امر در داخل از کشور به فکر جذب همین دانشجویان به صورت پولی در دانشگاه های داخلی شوند........
ادامه مطلب
ادامه نوشته

عکس هایی از عشرت کاوه، قدیمی ترین نخ ریس - روستای رویین از توابع بجنورد


عشرت کاوه در روستای رویین به دنیا آمد و از سن 12 سالگی در کنار مادر به شیوه استاد شاگردی کار پارچه بافی را آموخت وهم اکنون مدت 32 سال است که دراین رشته فعالیت و از این راه امرار ومعاش می کند.

در ادامه مطلب عکس های بیشتری را مشاهده نمایید


ادامه نوشته

سخنرانی هایی از دکتر الهی قمشه ای

سخنرانی هایی از دکتر الهی قمشه ای

مجموعه سخنرانی های دکتر الهی قمشه ای را می توانید از این پست با لینک مستقیم دانلود کنید.


ادامه نوشته

سخنرانی هایی از دکتر سروش

سخنرانی هایی از دکتر سروش

تذکر: دکتر عبدالکریم سروش بعد از انتخابات خرداد ۱۳۸۸ سخنرانی هایی را ایراد کرد که واکنش بعضی از مراجع سیاسی و فقهی را در پی داشت. قضاوت در مورد آن سخنرانی ها را به عهده ی اهل فن می گذاریم اما در این سایت تنها آن دسته از سخنرانی های دکتر سروش قرار می گیرد که قبل از انتخابات خرداد ۱۳۸۸ ایراد شده و عمدتا با موضوعات ادبی و عرفانی می باشند و کتاب هایی که از روی آن سخنرانی ها نوشته شده در کتاب فروشی ها موجود و به فروش میرسد و طبیعتا نشر آن آثار از نظر وزارت فرهنگ و ارشاد بلامانع دانسته شده است.

در صورت اتخاذ تصمیم مراجع ذی صلاح در مورد ممنوعیت نشر آثار دکتر سروش این سخنرانی ها از روی سایت برداشته و دسترسی به آن ها غیرممکن خواهد شد.

لینک دانلود سخنرانی ها ، ادامه مطلب

ادامه نوشته

سرگرمی و وقت گذرانی و شاید نکته ای


یک یادآوری :

کدوم یک از شما یادتون می آد ، جلوی پنکه می نشستیم و می گفتیم : آ آ آ آ آ آ ا ا ا آ آ آ ا ا آ آ

.

در رابطه و دوستی ای که داریم :

.

یاد بگیریم که :

اگر کسی بهت گفت دوستت داره ، لزوما بدین معنی نیست که کسی دیگه رو دوست نداره

.

و یک خبر از کتاب کودکی هامون :

کوکب خانم از کتاب ها رفت



رهروی با حضور و سنگینی یک "وزنه" ی ...

وقتی در مسیری قرار می گیرید ، و راهی را طی می کنید ، پیش می آید که باری را هم دوش بکشید ، نه اینکه بر گردنتان سوار شده باشد ، نـه ، بلکه این بار و وزنه می تواند یک نوع طرز فکر و باور باشد ، مهم حضور و احساس "چیزی" هست

دردی و رنجی را تحمل کنید و صبر

و این درد و رنج شما را از بسیاری بخش های مسیری که طی می کنید و حتی هدفی که از طی کردن مسیر دارید ، غافل می کند ، و البته خود این بار هم ناخواسته منجر به غفلت می شود، آنهم به دلیل طرز فکر و نوع دیدتان در زیر ِ فشار حضور این بار و وزنه ی که در راه همراه ت شده.

و تو همچنان از حضورش غفلت داری ، غفلتت را هم "روال زندگی و رسوم طی کردن راه" می نامی ، پس به راهت ادامه می دهی با حضور چنین "چیزی"   .

.

.

حالا در میانه راه هستی و حسابی از حضورش خسته ، اما به امیدی بازهم ادامه میدهی

.

.

بازهم در راهی

اما اینبار مفهومی برایت هویدا میشود که تمام مدت این مسیر (که شاید به بیراهه هم کشیده شده و یا از سرعت طی کردن مسیرت حسابی کاسته شده ) فقط تو در جــوّی بوده ای که چنین "چیزی" را تحمل می کرده ای !؟

چرایی حضورش و بودنش ، چرایی طی کردن مسیرش در مسیرت ، هدفش و هدفت ، مقدار حضور و سنگینی اش اصلا مهم نیست ، چون این "رسم روزگار و راه است" که چنین چیزی حضور داشته باشد ، اما سوال مهم این است که چه شد تویی که در راهی بوده ای غفلت کرده ایی و "چنین وزنه ایی" را جزو راه دانسته ایی و از همه بدتـر خیال بافی هایی که همیشه در موردش کرده ای !؟!؟؟




.

روزگار را به سختی تحمل می کنیم ، اما امیدی داریم به بلندای آفتاب ؛ و همین امید هم همه مسیرمان را هموار می نمایاند و میسازد. خدایا امیدم را ناامید مکن

سيگار، پيپ يا قليان ؛ کدام خطرناک تر است !؟


کدام خطرناک تر است؛ سيگار، پيپ يا قليان؟

کدام خطرناک تر است؛ سيگار، پيپ يا قليان؟

سرطان ريه يکي از شناخته شده ترين و خطرناک ترين سرطان هاست که سالانه تعداد زيادي از مردم به آن مبتلا مي شوند. از طرفي، اين سرطان با مصرف دخانيات ارتباط تنگاتنگي دارد؛ به طوري که تقريباً 80درصد موارد سرطان ريه با استعمال قليان، پيپ و سيگار مرتبط است. اما ممکن است اين سوال برايتان پيش بيايد که کدام يک از اين محصولات دخاني خطرناک ترند و احتمال ابتلا به اين سرطان را بيشتر مي کنند.

سيگار پر مصرف ترين محصول دخاني دنيا
 

سيگار جز يکي از مهلک ترين محصولات اعتياد آور ساخته دست بشراست و از برگ کاغذ، فيلتر، توتون، اسانس و مواد نگهدارنده ساخته مي شود. در اين بين بايد گفت که خطر اصلي را دود ناشي از استعمال اين ترکيب ايجاد مي کند. در واقع دود سيگار داراي دو جريان اصلي و کناري است. جريان اصلي هنگام پک زدن وارد دهان و ريه مي شود و جريان کناري در فاصله پک زدن ها از انتهاي سيگار و هنگام بازدم وارد محيط و سپس ريه مي شود که اين دود از 4 هزار ماده مختلف با آثار آنتي ژني، جهش زايي، سرطان زايي، دارويي و...تشکيل شده است. در عين حال، دود سيگار شامل دو بخش ذره اي و گازي است. بخش گازي 85 درصد دود سيگار را تشکيل مي دهد و اکسيژن، نيتروژن و مونواکسيدکربن اجزاي اصلي آن هستند. مونواکسيد کربن ميل ترکيب زيادي با هموگلوبين خون دارد و در رقابت با اکسيژن براي ترکيب با هموگلوبين خون دارد و در رقابت با اکسيژن براي ترکيب با هموگلوبين پيروز مي شود. در نتيجه انتقال اکسيژن به بافت هاي بدن کاهش مي يابد. بخش ذره اي نيز 15 درصد دود دود سيگار را تشکيل مي دهد و نيکوتين و قطران مهم ترين مواد تشکيل دهنده بخش ذره اي هستند. در عين حال، نيکوتين ماده اصلي و مؤثر دود سيگار که اعتياد آور بوده و با عوارض قلبي- عروقي و ايجاد اختلال در سيستم عصبي همراه است.

دروغي به نام لايت
 

از سال 1950 صنايع دخانيات تصميم گرفتند با ورود به بخش بهداشت، در کنترل دخانيات با دولت ها همکاري کنند. به اين شکل که براي سيگارها فيلتر در نظر گرفتند. با اين اقدام دولت ها 20سال بر اين باور غلط بودند که فيلتر جلوي مضرات سيگار را خواهد گرفت. بعد از اين ماجرا و در سال 1970 صنايع دخاني شروع به تبليغ سيگارهاي لايت و اولترالايت کردند. البته اين سيگارها از سال 2005 در آمريکا و اروپا ديگر توليد نشد ولي متأسفانه در کشور ما همچنان استفاده از اين نوع سيگارها رواج داشته و البته اقبال زيادي هم دارد چون مردم به غلط تصور مي کنند که ترک کردن سيگارهاي لايت راحت تر است. جالب است بدانيد طرفداران اين نوع سيگارها با اين خيال که سيگار لايت آسيب کمتري به ريه ها مي رساند، دود سيگار را عميق تر به درون ريه هاشان مي کشند و تعداد نخ هاي مصرفي آنها نيز بيش از افرادي است که سيگار معمولي مصرف مي کنند؛ بنابراين مي بينيد که با مصرف بيشتر سيگارهاي لايت، اثرات مخرب آنها هم بيشتر مي شود.

بالاخره سيگار، پيپ يا قليان؟
 

نمي توان گفت از بين سيگار، پيپ يا قليان کدام يکي از آنها از ديگري بهتر يا بدتر است اما براي بيان خطرهاي پيپ بايد از سيگار برگ شروع کنيم.سيگار برگ در واقع تنباکوي پيچيده شده در برگ تنباکو است و عموماً مقدار تنباکوي اين سيگارها چند برابر سيگارهاي معمولي است و گاهي مقدار تنباکوي موجود در سيگار برگ به اندازه 20سيگار معمولي است. البته در مورد مصرف پيپ در مقايسه با ساير محصول هاي دخاني مطالعه هاي کمتري انجام شده است. با اين وجود، بيشتر حقايقي که در مورد سيگار برگ وجود دارد در مورد پيپ هم مصداق پيدا مي کند. به طور مثال، دود ناشي از پيپ در مقايسه با سيگار قليايي تر است بنابراين براي ايجاد اعتياد بالا به نيکوتين نياز به استنشاق مستقيم آن به ريه وجود ندارد. در عين حال، به واسطه ميزان بالاي تنباکوي استفاده شده در پيپ، مصرف کنندگان و اطرافيان با دودي معادل سوختن چند نخ سيگار مواجه مي شوند. از طرفي، مصرف کنندگان پيپ شانس بالاتري براي ابتلا به بيماري از جمله بيماري انسدادي مزمن دهان، سر، گردن، حنجره، مري و ريه دارند.

ادامه نوشته

کودکان و سوالات جنسی شان ، نحوه پاسخگویی


 عوامل اجتماعي كه باعث تحريك مسائل جنسي در فرزندان ما می شود ؟


چند نكته ی مهم براي توجه والدين دربارة پاسخگوئي به سوالات جنسی كودكان ؟ 


پاسخ ها در ادامه مطلب

ادامه نوشته

 حجاب و امنيّت اجتماعى  - و - نقش خانواده در توسعه فرهنگ حجاب


مقاله اول:

حجاب و امنيّت اجتماعى

مقوله «پوشش و استتار بدن» به عنوان جزء جدايى‏ناپذير حيات انسانى و مصداق اصلى حجاب، امرى كاملاً مشهود و بى‏نياز از تعديل است. براى حجاب كاركردهايى در دو حوزه فردى و اجتماعى، قابل تصوّر است:


مقاله دوم :

نقش خانواده در توسعه فرهنگ حجاب


لزوم پوشيدگي زن در برابر نامحرم يكي از مسايل مهم اسلامي است و در قرآن كريم در اين خصوص تصريح شده است. به همين دليل در اصل مطلب از جنبه اسلامي نمي توان ترديد كرد. ولي اين كه بعضي از دختران جوان پوشش خود را به طور كامل رعايت نمي كنند، بيشتر به علت ناآگاهي آنان نسبت به فلسفه حجاب برمي گردد. اين گروه غالباً گمان مي كنند حجاب موجب سلب آزادي زنان مي شود و مي پرسند با توجه به اينكه خداوند زن و مرد را آزاد آفريده است، چرا بايد فقط زنان حجاب داشته باشند؟
ادامه نوشته

در زندگی تان ، حتما بچه دار شوید


حتما بچه دار شوید


  حتما بچه دار شوید

 
فوائد بي شمار حامله‌ شدن‌ زنان‌ و مضرّات‌ بيشمار نازایي ‌

بچّه‌، شاداب‌ترين‌ ميوه‌ خوش‌ زندگي‌ است‌؛ و عالي‌ترين‌ ثمره‌ حياتي‌ از بوستان‌ انسانيّت‌، و معطّرترين‌ گل‌ از گلستان‌ بشريّت‌ است‌. زن‌هائي‌ كه‌ بجاي‌ بچّه‌داري‌ و تكثير اين‌ نوباوۀ ريحان‌ آدمي‌، اين‌ عمل‌ سالم‌ و نيكو را ترك‌ ميكنند، و به‌ دنبال‌ كارهاي‌ خارج‌ از منزل‌ ميروند، چقدر از قافله‌ تقدّم‌ و پيشرفت‌ عقب‌ افتاده‌اند!
آنها هر كاري‌ بكنند و به‌ هر مقام‌ و شغلي‌ دست‌ بزنند، و هرگونه‌ هنر و فنّي‌ را بياموزند، بطوريكه‌ فرضاً سراسر اطاقشان‌ را از تابلوهاي‌ دكتري‌ و مهندسي‌ و سائر فنون‌ زينت‌ دهند، و تا پايان‌ عمرشان‌ هم‌ اگر تلاش‌ كنند، و حقّاً و واقعاً نيّتشان‌ خوب‌ باشد، و در صدد خدمت‌ به‌ اجتماع‌ بوده‌ باشند، همۀ اينها بقدر يك‌ بچّه‌ زائيدن‌ و شيردادن‌ و آنرا بزرگ‌ كردن‌ و تربيت‌ نمودن‌ و به‌ جامعه‌ تحويل‌ دادن‌ ارزش‌ ندارد. [1]

متن کامل مقاله  در ادامه مطلب
ادامه نوشته