عوامل اجتماعي كه باعث تحريك مسائل جنسي

در فرزندان ما مي‌شوند چيست؟


گاهي كودك در شرايط اجتماعي نامساعدي قرار ميگيرد و دچار عوارضي زيانبخش در حال و آينده خواهد شد بعنوان مثال والدين و مربيان در حيات خانوادگي آگاهانه و يا ناخودآگاه رفتاري را از خود بروز مي‌دهند كه براي فرزند خطر آفرين بوده و ممكن است او را به سوي فساد و انحراف سوق دهد.
اينان در مواردي شايد ميخواهند به فرزند خود محبت كنند و يا او را نوازش كنند ولي از نظر تربيتي راه را عوضي طي مي‌كند و نتيجه رفتارشان تحريك و يا اغفال است. وضع بهيمن گونه است براي حيات كودكي كه در محيط معاشرتي مختلطي باشد و رفتارهاي گوناگون را ببينند روابط بد آموز، ديده‌ها و شنيده‌ها و حتي تماشاي برخي از رفتارهاي بنظر هنرمندانه و اعجاب انگيز ميتواند بحساب عامل تحريك بحساب آيد.
قطعاً آنها كه در دور بر كودكند قصد آن را ندارند ميل جنسي را در كودك و نوجوان تقويت كرده و يا راه و رسم شهوتراني به او بياموزند ولي بايد گفت حاصل رفتار نسنجيده‌شان به چنان وضع و موقعيتي منجر خواهد شد و ما ذيلاً به بررسي جوانب و ابعاد اين مسائل مي‌پردازيم و والدين و مربيان محترم را به موارد زير هشدار مي‌دهيم!
1- دستمالي‌ها: ما معتقديم كه در برخي موارد مادران بصورتي كه ناخودآگاه
موجبات تحريك فرزندان خود را فراهم مي‌آورند. آنها با دستمالي به كفل و ران كودك و نوازشهاي بسيار در اين زمينه عامل تحريك و بيداري فرزندان ميشوند.
اين امر بويژه دستمالي بر كشاله ران كودك خطر آفرين است در پسران بويژه آنها كه در مرز سني 2-12 سالگي هستند ممكن است زبانهاي ناگواري ايجاد كند. براساس يك تحقيق قريب يك سوم كودكان در چنين سن بعلت دستمالي‌ها تحريك شده و خواستار ادامه آن بوده‌اند آنچنان كه حتي خواب و استراحت‌شان به اين امر وصل بوده است و مادام كه نوازش نشده‌اند به راحتي نخوابيده اند.
دستكاري‌ها در سنين نوجواني بمراتب خطرناك‌تر از مرحلة كودكي است و حتي مادران و آشنايان بايد مراقب باشند در قسمت‌هائي از بن دختر، بويژه پستان.
10-12 ساله‌ها به قصد نوازش دستمالي نداشته باشند و اگر هم بررسي از دوستان بعنوان بازي و شوخي چنين كاري ميكنند از راه و روش شان جلوگيري نمايند. اين كار سبب بيداري هاي قبل از موقع و موجب عوارضي خواهد بود كه اثر آن بصورت زمينه سازي لغزش و يا تشديد آن است.
2- نوازش هاي ناروا: با همه توجهي كه در اسلام راجع به رشد عاطفي و پرورش آن در كودك شده است، اسلام از حدود سنين تمميز كودك براي آن حد و مرز و مراقبت‌ةائي را معمول داشته است. پدر محرم دختر است و مادر محرم پسر ولي در مرز سني تميز بوسيدن‌ها و نوازش كردن ها تحت ضابطه در مي آيد و هرگونه رفتاري بحساب محرميت روا نيست پدري كه گونه دختر تميز و يا نوجوان خود را ميبوسند ممكن است ناخودآگاه سبب تحريك و لغزش او گردد و يا مادري كه چهره پسر تميز خود را سنين تميز يا نوجواني مي‌بوسد ممكن است ناآگاهانه او را به وادي انحراف سوق دهد. در كل مي‌خواهيم بگوئيم اظهار محبت‌ها، نوازش‌ها به آغوش كشيدن بوسه زدن‌ها، خوابيدن فرزندان حتي با پدر و مادر در بستر واحد ممكن است سبب لغزش و انحراف گردد اگر چه والدين از آن غافل باشند و غرض شان خالصانه ابراز محبت باشد.
والدين و مربيان بايد بدانند كه مسل و هدف جنسي تنها از راه تماس اعضاي تناسلي ارضا نمي‌شود گاهي ممكن است از طريق لمس و بوسه باشد. بوسه‌ها بر چهره، درآغوش گرفتن‌ها از سوي دوستان ممكن است در آغاز نوعي تقليد از رفتار بزگتران باشد ولي بعد همراه با التذاذ يا تحريك جنسي گردد. بهمين نظر ضروري است اين گونه روابط تحت ضابطه در آيند.
3- معاشرت ناصواب: زندگي در محيط مختلط در سنين قبل از تميز، با حفظ ضوابطي اگر روا باشد براي سنين بعد از تميز بويژه از حدود 9 به بعد روا نيست و اسلام هم چنين محيطي را براي زندگي فرزندان ما نمي‌پسندد، بويژه در آنگه كه معاشرت‌ها و روابط تحت كنترل و زير نظر نباشند.
ممكن است در دوران كودكستان پسر و دختري يكديگر را بخاطر محبت بيكديگر ببوسند و هيچ مسأله جنسي هم در ميان نباشد كه نيست. ولي اين امر پايه‌اي براي ذهن كودك ميشود كه از حدود دهسالگي به ياد آن صحنه‌ها افتد و بدان امر راغب گردد. و يا ممكن است كودكان قبل از دبستان لخت شوند وبدن يكديگر را ببينند و هيچ مسأله‌اي هم پيدد نيايد و حتي بدن يكديگر را لمس كنند و قصد التذاذي هم در ميان نباشد ولي فراموش نكنيم كه در آنصورت پايه‌‌هاي آلودگي ناامني براي سنين بعدي گذارده خواهد شد. نوجوان فرداي ما آنچه را كه در دورن كودكي ديده شنيده و يا لمس كرده است بخاطر مي‌آورد و آن حال براي او معني دار مي‌شود.
در سنين نوجواني ميل به معاشرت و رفاقت و هم خودنمائي و خودپسندي بسيار مي‌شود و حتي ممكن است نوجواني در برابر جنس مخالف رفتارهاي ناپسند و خنده دار از خود بروز دهد و خودنمائي هائي بكند بدين اميد كه فرجان آن جلب نظر و يا تحريك باشد. رفتارشان در محيط مختلط ظاهراً ملاطفت آميز و دوستانه است ولي در وراي آن مسائل ديگري وجود دارد كه تعمق در آن حقايقي را روشن مي‌كند.
اقل زيان زندگي در محيط مختلط پيشرسي جنسي براي پسر و دختر است كه درباره عوارض آن در بحث‌هاي بعدي سخن خواهيم گفت. در كل قضيه امر تحريك را ولو براي عده‌اي از آنها نمي‌توان ناديده انگاشت و بهمين اصل اختلاط در اين رابطه منع شده است و والدين و مربيان به جلوگيري از آن توصيه شده‌اند.
4- راوابط ناپسند:‌ وجود رابط بين كودكان و يا نوجوانان بد نيست و از جهاتي هم ضروري است كه چنين امري وجود داشته باشد تا موجبات رشد اجتماعي و عاطفي آنها را فراهم آورد. ولي قابل ذكر است كه بگوئيم فرزندان خود را از معاشرت و ارتباط با افراد ناباب دور و بر حذر داشته باشيد كه بسياري از خطرها از همين رابطه‌ها ناشي ميشوند.
مهر و مبت كودكان نسبت بيكديگر تا حدود زيادي خالص است ولي در ابزار مهر و محبت كودك و نوجوان، يا كودك بالغ و يا نوجو.ان بالغ، بوسيدن و بغل كردنشان، زندگي و معاشرت در خلوتشان، راز دل گفت‌هاي آنها دل دادن‌هاي آنان را بايد با ديده ترديد نگريست و تجربه نشان داده كه در صد بالائي از اين ابراز محبت‌ها و مهرورزي‌ها خالص نيستد و آلودگي‌هائي در آن بچشم مي‌خورند.
بسر بردن اينان در رختخواب و داشتن زندگي خلوت آميز كودكان و نوجوانان ارتباطشان با جنس مخالف موجب ببداري تخيلات شهواتي، تحريكات اتفاقي و در كل گرفتار كننده ميشود. تماس‌هاي بدني از همان آغاز براي كودكان هيجان انگيز و البته سرچشمه پيدايش عواطف است ولي اگر از مسير خود منحرف گرديد خطر آفرين خواهد شد و بهمين نظر اينگونه روابط آشنائي ها منع شده‌اند.
5- در استحمام‌ها: اينكه مادري كودك شيرخوارش را با خود بحمام ببرد بحثي نيست ولي وقتي كه كودكان به سنين تميز نزديك شدند روا نيست كه پسران به حمام زنانه و يا دختران به حمام مردانه بروند و بدن ديگران را برهنه ببينند. اين امر در آن سنين شايد مسأله آفرين نباشد ولي يادآوري آن خاطره‌ها در دوران نوجواني و بلوغ قطعاً‌ مسأله ساز خواهد شد. تصويرهاي گذشته در ذهن زنده و معني دار مي‌شوند و افراد را به تعقيب آن مسائل براي دستيابي به نتايج مي‌كشاند.
بر خلاف طرز فكر برتراند راسل اسلام اجازه نمي‌دهد كه كودك مميز مادر و خواهر و پدرش را برهنه ببيند زيرا بعقيده روانشناسان و هم براساس تجارب بدن‌هاي لخت و عريان خود را از محركهاي جنسي بحساب مي‌آيند و دليل آن عامه پسندي عكسها برهنه ولخت افراد و هم توجه كودكان و نوجوانان به آن عكس‌هاست.
اين خطاست كه بتصور خردسالي كودكان مادران برادر و خواهر را با هم بحمام ببرند. اگر هم در سنين قبل از تميز به اين امر ناگريز شده‌اند بايد سعي كنند آنها در حمام با شورت و پوشش باشند. حتي مادر حق ندارد در برابر فرزند تميز خود در حمام لخت شود اگر چه با شورت و داراي ساتر عورت باشد.
مادري كه بچه 7-8 ساله خود را بحمام ميبرد و برهنه مي‌شود و شستشو ميدهد ندانسته احساسات شهواني او را بيدار مي‌كند و زود او را وارد دنياي لمس و عشق و نظربازي مي‌سازد و اقل خطر اين است كه چشم كودكان آماده عكسبرداري از صحنه‌هاست كه بعداً برايشان خطر آفرين مي‌شود.
6- آگاهي از روابط والدين: شما نيكو ميدانيد كه اسلام در زمينه روابط زوجين چه توصيه‌هاي مهمي دارد.برخي از روايات ما ميگويند كه روا نيست كودك صداي نفس والدين را در حين مقاربت بشنود. رسول خدا (ص) فرمود مرد نبايد باهمسرش مقاربت نمايد در حاليكه كوكي در اطاق است زيرا كه اين عمل باعث زناكاري طفل در آينده خواهد شد (ج 14 وسايل شيعه).
كودك در مواردي چنين نشان مي‌دهد كه در خواب است، در حاليكه بيدار است و ناظر به رفتار جنسي والدين و شنواي زمزمه آنهاست. بررسيهاي تجربي نشان داده‌اند كه دين روابط غريزي و شاهد معاشقه‌ها و معازله‌‌ها بودن سبب تحريك و لااقل بيداري قبل از موقع كودكان است و زمينه‌اي مي‌شود كه اگر مواردي ماشبه پديد آمد كودكان در ان وادي بلغزند.
7- تماشاي رفتار قهرمانان:‌ اصولاً در كودك حالت قهرمان دوستي است و هرچه كه براي او اعجاب آميز باشد نظرش را بخود جلب خواهد كرد. طفل از ديدن حالات و رفتار قهرمانان ميل همانندي با آنان را پيدا مي‌كند و در طريق وصول به چنين مقصدي گاهي تسليم خواسته‌ها و تمنيات نامشروع مي‌شود.
ديدن سينه‌هاي بازي، رانهاي لخت ورزشكاران، يا رقصان و به اصطلاح هنرپيشه‌ها براي او جذبه‌اي ايجاد كرده و سبب تحريكش مي‌شود. نگاههاي او بويژه در سنين نوجواني شكلي و صورتي از ملامسه را دارد و انگيزه‌هاي لذت جويانه‌اي را تعقيب مي‌كند و اين امر در آنان بهنگامي مؤثر تر است كه طرف مقابل بيشتر مطلوب و مورد نظر او باشد.
از سوي ديگر كودكاني كه از اندام متناسب و جالبي برخوردارند اغلب طمعه آنهائي ميشوند كه در طريق آلودگي هستند نوجوان يا بالغ آلوده او را همانند قهرمان و فردي آيده ال مي‌يابد و ميكوشد تمناهاي خود را در اين رابطه بمرحله اجرا بگذارد و كمند افرادي كه محبت‌هاي‌شان در اين طريق بي شائبه باشد.وضع بهمين گونه است در مورد تماشاي بازي‌هاي مهيج از سوي فرد يا افراد كه ممكن است براي ديگران جنبه تحريك آميزي داشته باشد.
8- شنيدن مباحثي در اين رابطه: تا حال سخن از ديدن‌ها، لمس‌ها، معاشرت ها و روباط ناصواب بود كه عامل تحريك بسحاب مي‌آمدند و اينك مي‌خواهيم بگوئيم شنيدن مباحثي در اين رابطه و حتي خواندن نوشته‌اي در اين زمينه مي‌تواند از عوامل تحريك بشمار آيد.
بچه‌ها از حدود 9 سالگي به رفيق بازي بيشتر روي مي‌آورند و در مراحل نوجواني با يكديگر به رازگوئي ميپردازند آنچه كه آنها رازش مي‌نامند مباحثي است از آنجه كه در بين جمع ناگفتني است. آنچه را كه در رابطه با اين مسائل شنيده و يا ديده‌اند براي دوستان خود تعريف مي‌كنند واي چه بسا كه در اين راه به غلوهائي هم بپردازند. نوجوان آنچه را كه در ذهن و خيال دارد و آرزو مي‌كند آن را بتحقق برساند بعنوان عملي محقق براي دوستش شرح مي‌دهد و او هم براي اينكه از غافله عقب نماند آن را راست پنداشته و عملي مي‌سازد.
غرض اينكه وقتي بچه‌ها از اين مسائل چيزي ميشنوند، مخصوصاً اگر درسنين نوجواني و بيداري جنسي باشند تحريك شده و ناخودآگاه به فكر تخليه و ارضا مي‌افتند. وضع بهمين گونه است كه در رابطه با خواندن نوشته‌هائي كه در اين زمينه است و والدين و مربيان بايد از كتب و مجلاتي كه به خانه مي‌آورند اين جنه‌ها را بايد مورد نظر داشته باشند.



*****************************************


چند نكته ی مهم براي توجه والدين دربارة پاسخگوئي به سوالات كودكان ؟


1- گاهي كودكي بدون احساس شرك و حيا سؤالي را از پدر و مادر ميپرسند و مثلا پرسش او در رابطه با ارتباط جنسي است. پدر ومادر از اين بيچارگي كودك ناراحت شده و جواب سربالائي ميدهند كه برو در كوچه نگاه كن گربه و سگ چه مي‌كنند و ... بنظر ما چنين پاسخهايي سازنده و مناسب نيستند. بهتر است حيوانات چيزي بياموزند همان شرايط را فراهم كنند و ديگر چنين سخناني و مستقيماً مطرح نباشد كه وقاحت انگيزاست.
2- زماني پيش مي‌آيد كه طفل سوالي از شما مي‌كند كه بنظر شما براي او بسيار سنگين و فهم و پاسخ بسيار دشوار است. فكر نكنيد كه فرزند شما بسيار عميق شده و سؤالات عميق مطرح مي‌كند ممكن است او اين پرسش را از كسي شنيده باشد و يا تصادفي به ذهنش خطور كند ديگر لازم نيست عميقاً به او پاسخ بگوئيد.
3- در همه حال فراموش نكنيد كه اگر كودك پاسخ را از شما بشنود بمراتب براي او بهتر است تا از ديگران آن را دريافت كند زيرا شما دلسوزتر و به روحه فرزند آگاهتريد.
4- منع طفل از سؤالات و دادن جواب‌هاي سربالا و ايجاد ترس براي طرح پرسشها سبب خواهد شد كه طفل در خود فرو رود و اعتمادش را به پدر و مادر از دست بدهد در آنجا كه پاسخ دادن به سؤالي را لازم نمي‌دانيد همين را با صراحت به او بگويئد ديگر لازم نيست او را با تهديد از خود برانيد.

انواع سؤالات كودكان در چه موضوعاتي مي‌باشد.

در اينجا نمونه‌هائي از سؤالات كودكان را با نوع جوابهائي كه ميتوان به آنها داد مطرح مي‌كنيم و البته ميدانيد كه هر پدر ومادري با آگاهي و شناختي كه از طرز فكر، منطق و زبان كودك خود دارد ميتواند پاسخ‌هاي مناسب تري تهيه و آن را عرضه كند در همه حال فرضتان در پاسخ به سؤالات اين باشد كه او كودك است نه دانشجو. لازم نيست همه ريزه كاري‌ها را در پاسخ مراعات كنيد تنها در حد اجمالي و كلي پاسخي بگوئيد او قانع خواهد شد.

1- در مورد آفرينش خود: كودك ميپرسد من از كجا آمده‌ام؟ در كجا بوده‌ام؟ من در شكم تو بودم؟ چگونه بيرون آمدم؟ و ... مادر ميتواند در اين رابطه چنين پاسخ دهد، من ترا خيلي دوست داشتم براي اينكه هميشه همراه من باشي، در شكم من بودي در شكم من تو خيلي كوچولوب بودي، خدا خواست تو بزرگ شوي، بعد از شكم بيرون آمدي، ترا دوست داشتم، به تو شير دادم حالا بزرگ شدي تو وقتي بزرگ شدي ميتواني بفهمي بچه چطور از شكم مادر بيرون مي‌آيد.
طفل تا وقتي در شكم مادر است خيلي كوچك است آنجا راحت است، همه‌اش خوابيده وقتي بچه‌ها بزرگ شدند به اندازه بابا و مامان شدند، مي‌توانند يك بچه كوچك داشته باشند تو هم كه بزرگ شدي آن را مي‌فهمي...
همانگونه كه ملاحظه كرديد لازم نيست همه نكت و ريزه‌كاريها را ذكر كنيم و بنابه نيست اگر به بچه گفتيم آن را بعداً مي‌فهمي طفل عقده دار شود!!برخي از پاسخها اشكال ندارند كه نسيه باشند!! و حتي پس از پاسخي اجمالي مي‌توان تكيه شرح و تفصيل قضيه را روي مسائل ديگري قرار داد مثل اين عبارت من تو را خيلي دوست داشتم و .. . تو وقتي بزرگ شدي.
2- در مورد كيفيت و پيدايش: مي‌پرسد من اول چه بودم؟‌ چگونه بودم؟ چطور در شكم تو بزرگ شدم؟ و ... ميتوان در اينجا مثالي از بذر گياهي آورد كه وقتي در زمين بكاريم رشد مي‌كند بزرگ مي‌شود بچه هم از اول مثل يك بذر كوچك است. خدا آن را در شكم مارد بزرگ مي‌كند خدا او را رشد مي‌دهد و .. آدم وقتي بزرگ شد به اندازه بابا و مامان شد عقد مي‌كند، جشن مي‌گيرد. نهار مي‌دهند، چراغاني مي‌كنند عروسي مي‌كنند. خدا به آنها يك بچه مي‌دهد كه اول خيلي كوچك است. در شكم مادر است چون مادر او را خيلي دوست دارد توي دل خود جايش مي‌دهد. بچه توي شكمش جاي دارد. تا وقتي كه بزرگ شود. به دنيا بيايد و مادر بلغش كند. تو هم اول مثل همان بذر بودي خدا تو را به ما داد در دل ما بزرگ شدي – به دنيا آمدي روز به روز برزگتر خواهي شد تو هم روزي عروسي مي‌كني جشن وچراغاني و ... خواهي داشت و ....

در كيفت به دنيا آمدن:
سوالات اغلب اين است بچه از كجا مي‌آيد؟ در پاسخ او لازم نيست مسير ولادت كودك را تشريح كنيم. كافي است بگوييد در شكم مادر بزرگ مي‌شود و بعد دنيا مي‌آيد. بعيد است طفل بپرسد از كدام راه.؟ اگر هم پرسيد مي‌توان به آرامي به او گفت تو الان نمي‌داني. بزرگ شدي خودت مي‌فهمي. و براي اينكه سؤال ادامه پيدا نكند مي‌توان مسير بحث و سوال كودك را عوض كرد و دباره كودك تازه به دنيا آمده شرح و بسط داد كه او گريه مي‌كند، مادر به او شير مي‌دهد، او نمي‌تواند بايستد، راه برود و ... تو هم اول اينطوري بودي و ...
در مورد تفاوت دو جنس: پرسش در مورد تفاوت پسر و دختر از حدود 3 سالگي آغاز مي‌شود و اغلب در اثر بي احتياطي‌هاي والدين در برهنه كردن فرزندي در حضور ديگر فرزندان اين سوالات پديد مي‌آيد كه طفل فرصتي مي‌يابد تا اندام برادر يا خواهر خود را لخت ببيند.
در چنين صورتي ضروري مي‌شود كه به اختصار در مورد نقش زن و مرد صحبت كرد و گفت دخترها وقتي بزرگ شدند مثل مامان مي‌شوند. بچه را شير مي‌دهند. در خانه غذاي خوشمره درست مي‌كند... پسرها وقتي بزرگ شدند مثل بابا مي‌شوند در بيرون كار مي‌كنند. براي بچه ها غذا مي‌خورند. اسباب بازي تهيه مي‌كنند در همه حال بايد گفت خدا خواست كه تو دختر باشي و او پسر باشد، لباس شما فرق دارد موي سر او با تو فرق دارد، و ...
5- در مورد حالات خود:‌ گاهي پسران از احتلام و دختران از قاعدگي سوال مي‌كنند. دراينجا اگر ميزان سن خيلي پايين است و احتمال بلوغ زودرس در آنها نمي‌رود مي‌توان پاسخ‌ها را سرهم بندي كرد تا فرصت بيان كامل آن برسد. و اگر مسئله خلاف آن بود هيج ايرادي ندارد كه آن را شرح دهيم.

پدران از مرحله نوجواني پسران به تدريج بايد در لاي لفافه مسائل مربوط به بلوغ و احتلام را به آنان گوشزد كنند و اطلاعات لازم را در رابطه با غسل و مسائل آن به آنها تفهيم كنند و همين كار را مادران در رابطه با دختران بايد مورد توجه قرار دهند. البته اگر معلمان در سر كلاسها به صورت عمومي اين مسائل را مطرح كننند بهتر خواهد بود. ولي پدر و مادر هم مي‌توانند در تنهايي با پسر يا دختر خود صحبت كنند و نشانه‌هاي را به آنها اعلام دارند به اين مقصد كه اگر مسئله احتلام يا قاعدگي برايشان پيش آيد آن را به پدر و يا مادر اطلاع دهند. به نظر ما ضروري است در ضمن آن هشدارهاي لازم به پسران و تذكرات لازم به دختران به ويژه در آمادگي‌شان براي مادري به آنها داده شود. و حتي مسئله غسل را قبل از بلوغ به صورت غسل جمعه به آنها بياموزند و در مرز بلوغ آنان تغيير نيبت روش غسل جنابت يا حيض را بدانند.

6- پرسش دربارة‌ اعضاء‌: دختري خردسالي از كار پستان مادر خود سؤال مي‌كند. پسري از كار آلت تناسلي خود. در اينجا مي‌توان به صراح گفت كه خدا پستان را آفريده تا بچه از آن شير بخورد و بزرگ شود. همانطور كه تو در خردسالي از پستان من شير خوردي. خدا بچه ها را دوست دارد و براي غذاي آنها پستان درست كرده.
در مورد دستگاه تناسلي هم بدون شرمساري بايد گفت آب زيادي بدن، كثافت‌ها از اين راه خارج مي‌شوند تو نبايد به آن دست بزني كه ممكن است دست تونجس شود هيچكس نبايد آن را دست بزند كه بد است. مادر هم فقط آن را مي‌شويد. تو هم براي شستن مي‌تواني به آن دست بزني، در وقت‌هاي ديگر آدم نبايد به آن دست بزند مامان و بابا از دست كاري خوششان نمي‌آيد.

7- سوال از شكم مادر: مي‌پرسد مامان چرا شكم تو گنده شده؟ چه كار كردي كه اينطور شده؟ خيلي غذا خوردي؟ .... پاسخ مي‌گويد نه: خدا مي‌خواهد براي تو يك همبازي بدنيا بياورد. او الان خيلي كوچك است نمي‌تواند بنشيند، حرف بزند، راه برود در شكم من است. دارد زره زره بزرگ مي‌شود هماطور كه تو كوچك بودي و در شكم من جا داشتي او الان كوچك است نمي‌تواند در بغل من يا تو باشد. وقتي آن را به دنيا آورد تو خواهي ديد چقدر كوچولو وناز است. با او بازي مي‌كني. او را دوست داري. او هم تو را دوست خواهد داشت و خدا خواسته كه يك ني ني كوچولو در شكم من باشد تا بعداً هم بازي تو شود....
و نمونة اين گونه سوالات بسيار است كه هر كدام را پاسخ‌هاي از اين قبيل مي‌توان جواب داد و عملاً خواهيدديد كه كودك آن چنان كه برخي تصور مي‌كنند مسر نيست كه از تمام جزئيات سوال كند و تازه اگر هم باشد هيچ ايرادي نيست. كه نيمي را به صورت مستقيم و نيمي را به صورت غير مستقيم جواب دهيد و يا جواب آن را به بعد موكول كنيد كه بعدها مي‌فهمي.

صورتهاي پاسخ به سوالات كودكان
پاسخ ها مي‌تواند مستقيم باشد همانگونه كه نمونه‌هاي آن را يده‌ايم و يا غير مستقيم از طريق آشنائي كودك با حيوانات و گياهان و زادو ولدها و احياناً ديدن غافلگيرانه زايمان ها و يا روابط ديگران.
گاهي كودك از طريق حضور در مجامعي كه غلفتاً در اين موارد بحث مي‌شود اطلاعاتي را بدست مي‌آورد زماني از طريق خواندن جزوات و كتابهائي كه در اين رابطه بدستش مي‌رسد و در برخيخ موارد هم از طريق عكسها و يا فيلم‌هاي بد آموز از مسائي در اين رابطه سر در مي‌آورند.
كلاًً بايد در نظر داشت كودكان پاسخهاي خود را خيلي سريعتر از آنچه كه شما فكر كنيد بدست مي‌آورند آنچان كه در سنين نوجواني اغلب آنها از جزئيات مسائل باخبرند و بهمين نظر ديگر سوالي از پدر و مادر ندارند و احياناً پرسش‌هاي خود از طريق دوستان و معاشران بدست مي‌آورند.

زيان پاسخهاي ناپسند
تصور كودك از پيدايش خود معمولاً جاهلانه و ابهام آميز است. براين ابهام گاهي پاسخهاي بي درد سر و پدر و مارد مي‌افزايد مثلاً در پاسخ سوال كودك كه از كجا آمده جواب مي‌دهند كلاغ تو را آورده، زير بوته ها بودي ترا پيدا كرديم!‌ در مغازه‌اي آويزان بودي تو را خريديم ما خوابيده بوديم بيدار شديم ديديم تو پلهوي ما هستي!‌ در بيمارستان بودي تو را پيدا كرديم و آورديم! تو را در خيابان پيدا كرديم!!...
اين گونه پاسخ‌ها معمولاً حفره‌اي در اعتماد كودك در رابطه طفل با پدر ومادر پديد مي آورد ضمن اينكه موجب سردرگمي بيشتر طفل مي‌شود. حال كه بناست پاسخ مستقيم به او ندهيد اقلاً بگوييد خدا تو را به ما داد. تو در شكم مادر بودي، خدا تو را بزرگ كرد و ...
البته اين نكته هم قابل ذكر است كه بررسي كنيد و ببينيد چه كسي بذر زمينه‌اي را در ذهن كودك كاشته كه منجر به چنين سوال و پاسخي شده‌ است؟ آيا خودش آن را كشف كرده و يا شيوه ناردستي در زندگي داشته كه منجر به پيدايش چنين سوالاتي شده است. بر اين اساس جلوي بد آموزيها را بايدگرفت كه توسعه نبايد و ذهن كودك بي حساب متوجه چنين مسائلي نشود.

زمينه سازي براي اطلاع
در عين حال بد نيست متذكر شويم كه والدين و مربيان در ساعات و لحظات فراغت و در فرصت‌ها و دقايقي كه براي كودك وقت گذاري مي‌كنند، بدون انتظار سوال از كودك در باره امري از اين قبيل خود شروع به داستان سرايي كنند از مسائل، زندگي، از مباحث گوناگون آن، از ازدواج و مجلس جشن، از عروسي‌ها و چراغاني‌ها از دوران شيرخوارگي كودك بحث ها كنند. حتي اگر عكسي از دوران خردسالي كودك دارند به او نشان دهند تا وضع خود را دريابد كه نخست چه بوده و بعد چه شدهاست؟ همچنين مادر مي‌تواند به طفل بگوييد تو از اين هم كوچكتر بوده‌اي (مثلاً از عكس دوران يك ماهگي) وقتي كه در شكم بودي به اندازة‌ يك انگشت بودي، خدا تو را بزرگ كرد، چون تو را دوست داشت، بعد به دنيا آمدي، گريه مي‌كردي، شير مي‌خوردي و ...
فراموش نكنيم كه بخشي از اين سؤالات در رابطه با روش زندگي‌ خانواده‌ها و طرز معاشرت‌ها و روابط كودكان با ديگران است و گرنه ما اطفالي داريم كه در تمام مدت عمر كودكي هرگز از اين سوالا ندارند و اگر هم پرسشي داشته باشند اصرار به كشف همة ابعاد آن را ندارند.


www.morsalat.com