سالگرد شهادت استاد شریعتی + نیمه شعبان و زمزمه مهدی بیا

هر چند دیر ، اما می خواستم از دکتر شهید علی شریعتی بنویسم. تاخیر من همانند فراموشی یا سکوت خبری و نابودی اند مغرضانه ی که دامن گیر کشورمان پیرامون برخی بزرگان شده ، نبود. کسانی که به نام دین و اسلام تیشه بر اندیشه ها اسلامی و مسلمانان دردمند می زنند و لباس ریا که شرک با خداست به تن دارند و نفاق کیش شان و مرگ بر منافق صدای گلویشان است !!
من مانند برخی ها که ذوب شده اند در برخی ها! ذوب در شریعتی نیستم ؛ به شدت دوستش دارم و از او آموخته های بسیار در توشه دارم ؛ اما ذوب نشده ام. چشم و دل و عقل را نبسته و تقدیم ایشان نکرده ام.
همین برای شریعتی بس که نام و یادش بدون اراده صاحبان قدرت سیاسی اجتماعی و فرهنگی و اقتصادی در جریان است و عاشقانه اندیشه اش دلها را میابد و تسخیر می کند و زلالی به جا می گذارد.
ما اگر در پاسخ ها و جواب ها و راه حل ها و راه های مشکلات و دردها و کثافتکاری های جامعه خویش با شریعتی (اگر) همنوا و موافق نباشیم ؛ صد در صد در دردمندی و زجرکشیدن او و مصیبت شناسی و تشخیصش همصدا هستیم. درد او جاوانه است هرچند راه حل برای زمانه خودش و دوران خودش بوده باشد.
به هر روی با کمی تاخیر می خواهم بگویم که: بدخواهان بدانند ؛ شریعتی برای همیشه جاویدان است.
.
.
در وبلاگ :: ترانه های وحشی :: از فریبای گرامی ؛ نوشته ی او را پیرامون دکترشهید شریعتی در این آدرس وام می گیرم . همانطوری که در معرفی وبلاگشان هم نوشته اند : حرفهایم نه ابهام دارد و نه ایهام .ساده می نویسم ساده بخوان ؛ این سادگی نوشتار را بنده هم حس کردم و لذت بردم. شما هم ساده بخوانید .
افسانه ی من به پایان رسیده است و احساس می کنم که این آخرین منزل است دیگر نه بانگ جرس کاروانی دیگر نه آوای رحیلی! تنهایی آرامگاه جاوید من است و درد و سکوت همنشین تنهایی جاودانه ی من (دکتر شریعتی) در زیبایی و نغز کلامش تردیدی ندارم در بلندای اندیشه و برتری مقام انسانیش انگشت حیرت می گزم به عظمت روحش ایمان دارم و به عزت نفسش غبطه می خورم با کتابهایش خو گرفته ام و بسیار آموخته ام در اسلام شناسیش دوباره محمد را دیدم و در اساطیرش علی را برجسته ترین یافتم فاطمه را در فاطمه فاطمه است شناختم با ابراهیم میعاد دوباره بستم و تایید کردم حسین را در نیمه تمام گذاشتن حج و جهادش را احسنت گفتم و هاجر را عظمی ترین یافتم برای مقام داشتن در کعبه گفت و گوهای تنهایی را در تنهایی هزاران بار ورق زدم و در کویرش هبوط کردم با او اقبال را کند و کاو کردم ابوذر را باز شناختم و سلمان را پرستیدنی پنداشتم متهم شدم در پدر مادر ما متههمیم آری این چنین بود برادر نمازم را وقتی خواندم که هنوز آسمان و درخت و گل در خواب بودند با عقایدش انس گرفتم و در محضرش عبادت فرا گرفتم در دانشکده ی بی صدای اندوخته های بی شمار ذهن اندیشمند روشنفکر دوران تلمذ کرده ام و بیش آموخته ام از این استاد شهید اینک در سالگرد شهادتش هزاران درود بر روح پاکش می فرستم و خاک مرقدش را از دور زائرم و طوافم را نه هفت بار که هفتاد بار و هفتصد بار به گرد یاد و نامش تمام می کنم روحش شاد یادش گرامی راهش پر رهرو |
مطالب مرتبط :
1- سخنرانی هایی از دکتر علی شریعتی
2- دانلود مجموعه سخرانی های دکتر علی شریعتی با لینک مستقیم همراه زندگینامه
4- نقد دکتر علی شریعتی (( البته این وبلاگ به نظر می رسد به جای نقد ، سیاست تخریب و نابودی شریعتی را در پیش دارد. به هر روی اندیشه هایی چون این وبلاگ هم ارزشمند هستند باید بدانها توجه داشت. مطالعه آن وبلاگ را هم از دست نـدهید )).
برخی اندیشه های دیگر (موجود در وبلاگ) :
سخنرانی های دکتر غلامحسن ابراهیمی دینانی
سخرانی هایی علامه جعفری
سخنرانی هایی از آیت الله مطهری
سخنرانی هایی از دکتر الهی قمشه ای
کتاب های صوتی و سخنرانی عبدالکریم سروش
پ.ن : چه حسی داره دو نفر باشید و جایی برای برآورده شدن حاجت ها بروید ؛ بعد او دعا کند برای همیشه با تو باشد و تو دعا کنی برای همیشه با او نـباشی!
این پانوشته چند روزی هست ذهنم را مشغول خودش کرده و حتی خواستم یک پست اختصاصی برایش در نظر بگیرم (شاید هم در ادامه اینکار را کردم) اما اکنون در واقعا برایم سوال شده که حاجت این دو چگونه ادا می شود و خیر و صلاح و یا مصلحت در چیست؟
پ.ن2 : قشنگ تر و پربارتر و حقیقی تر و پایدارتر از جنگ اندیشه و رویایی اندیشه ها ، من جنگ و نزاع و رویارویی سراغ نـدارم.
گویا «مهدی بیا» هم شده سیاسی! عده ای برای دوام گویند مهدی بیا و عده ای برای رهایی !!
مهم طلب منجی از سوی همگان است. این طلب هم خارج از عرف رایج و تقسیمات سیاسی و جغرافیایی است ؛ ما هم زمزمه کنان طلب حضورت را داریم
.

مفهوم "ثانيه" همان "نَفَس" است!