خودت باش
می گذرد و بعدش می فهمی که ای وای من ؛ هیچ اندر هیچ بوده و کاری نتوانسته ای برایش بکنی
چند وقتی زور می زدی ، حرص می خوردی و به نظر خودت داشتی کمکش می کردی و راهنماییش می کردی
اما هیچ.
کمک که نکردی، مزاحم بودی. راهنمایی نبود و دخالت بود. به جای نیکی ای که تو را سنگین و با احترام کند ، ارزشت کاسته شد، دیگر حتی تیغت نمی برد و چاقویت کند شده.
اما هنوز به واقع می دانی که تو اشتباه نمی کردی و حرف حق می زدی
اما بازهم حیف دارد. بر عمری که چنین بیهوده تلف شد و تلاشی که نافرجام بود
اصل ِ انتخاب برای هرکسی هست و به نوعی در حال انتخاب هست. هر لحظه و هرجایی
نیازی هم نیست خودت را درگیر انتخابش کنی.. این کار خوبی نیست
فقط همین که خودت باشی و بر افکار و اصول تاکید کنی بهترین راه زندگی است. البته با علم به این موضوع که هر لحظه باید یاد آموخت ، اصلاح شد ، تلاشی علمی و موثر داشت
هرکسی ظرفی دارد مقداری دارد و حدی و جنبه ای. بیش از آن (حتی اگر نیکی هم باشد، سرریز می شود) به اندازه و لیاقت هر کسی باید برایش خواست و کمکش کرد
در کل
نباید در زندگی انسانی دیگر دخالت کرد
همین که خودت باشی ، بهترین نمونه است
و قوی ترین روش
بدرود
مفهوم "ثانيه" همان "نَفَس" است!