شناخت
استوار ماندن و زیر هر باری نرفتن ، دین من است. دکتر شریعتی
همیشه خواسته ام که چنین جمله ایی را جامه عمل پوشانم که نتوانسته ام ؛ اما خوشحال نیستم که نتوانسته ام ؛ خوشحالم از اینکه حداقل می دانم که نتوانسته ام !
معتقدم که همه انسان ها دارای نواقص، کمبود ها ، روحیات ، ویژگی های و توانایی های خاصی اند و من هم زیر مجموعه این اعتقاد خود می باشم. این اصل، کلی است. اما کمتر انسانهایی خود را می شناسند و تعریفی از خود نـدارند. ( شاید حزب باد به این افراد گویند (!) )
مقدمه ایی بود برای این که بگویم دوست دار شناخت و پایداری بر اصول بوده و هستم ، شاید کمبودهایی باشد اما راه اصلی مان این است.
با اینکه : شکست خورده ایم ، زمین خورده ایم ؛ بدی دیده و در حقمان ظلم و جور شده ؛ نادان بوده ایم ؛ غرور داشته و بیش از اندازه به خود بالیده ایم ، تفریح خواب شلوغی و خنده و مسخره بازی ، پول درآوردن درس خوندن ، حرص خوردن و حرص داشتن ، دلهره انتظار ، دوستی قهر تا قیامت آشتی ، عاشق شدن متنفر شدن ، خجالتی و پرور بودن ، کار تلاش فکر نان حلال، محرم و نامحرم ، ذوق زدگی و سرکوفت خوردن، حساسیت به سیگار و هر نوع دود، نماز خوندن و قضا شدن و دوباره بجا آوردن، زیارت ، مسافرت ، شمال جنوب کردستان و خراسان رفتن، حسرت دیدار و سلام ، استخدام شدن خوشت نیامدن و دوباره بیرون آمدن و جایی دیگر استخدام شدن، آروزهایی به اندازه آسمون ، چندتا دوستم داری؟ ۵ تا شنیدن، مادر پدر خواهر و برادر+پیمان برادری ؛ قسط وام قرض قوله چک سفته، ماشین، بنزین، روزنامه ، سایت ، وبلاگ ثانیه، آپدتودیت بودن، سوتی، عید محرم رمضان و تابستان و زمستان و بهار و خزان، آقا معلم اجازه، درس مشق شب ، شب امتحان، استرس، کارنامه، سال بعد دوباره، ابتدایی راهنمایی دبیرستان و دانشگاه ها، کلاس مختلط، مسیر دور، غربت، خیانت دیدن و خیانت کردن، دل شکستن و دل شکسته شدن، نوشتن ، یادگاری سوغات هدیه خریدن و گرفتن، دنبال خانه بودن، شنیدن دیدن گفتن بحث گفتمان، دنیای ایده آل و...... رادیده ایم و در زندگی داشته ایم و تجربه کرده ایم
اما اینکه چرا خود را نشناخته ایم عجیب است !؟ شاید شناخت معنای دیگری دارد و ما نمی دانیم؟
حاضرین به غائبین اطلاع دهند!
مفهوم "ثانيه" همان "نَفَس" است!