من - شخصيت من - اجتماع ----> شخصيت من در اجتماع

قسمت اول !
1- نيچه :
آن کس که خود را عمیق میداند تلاش میکند که واضح و شفاف باشد.
آن کس که دوست دارد به نظر توده ی مردم عمیق بیاید تلاش میکند که مبهم و کدر باشد.
توده ی مردم کف هرجایی را که نتوانند ببینند عمیق می پندارند و از غرق شدن خیلی واهمه دارند.
.
2- چقدر خوبه خودمان باشيم،چقدر خوبي فقط براي خودمون حرف بزنيم و سعي نكنيم جز آنچيزي كه هستيم باشيم. سخته كه چند نوع شخصيت داشته باشي، نصف روز شخصيت شماره يك و نصف روز ديگه شخصيت شماره دو باشي، جالبتر آنكه وقتي مسافرت ميري شخصيت شماره سه باشي و يا...
3- چند بعدي در زندگي خوب نيست، اما يكسان بودن هم خوب نيست. اينكه من با دوستان و خانواده و همكاران يك نوع برخورد و منش داشته باشم هم شدني نخواهد بود. هر جمع منش و رفتار خود را مي خواهد،با يك دوست نمي توان مانند پدر و مادر برخورد كرد و عشق و همدلي با يك همسر را به هيچ عنوان نمي توان در جايي ديگر يافت
4- اينكه هميشه سعي كنيم خودمون باشيم خيلي بهتره تا اينكه بخواهيم ماسواي آنچه هستيم را به ديگران معرفي كنيم. اين كار سختي و عواقب خودشو داره. ضمنا از زندگي هم لذت نخواهي برد و هميشه مجبور هستي به عنوان قالبي كه شناخته شده در بين مردم هستي ، حضور داشته باشي و عقده خودبودن پيدا مي كني
قسمت دوم :
5- بر اساس معرفي و خودنمايي هايي كه گاهي ما در اجتماعي كه زندگي مي كنيم ، از خودمون داريم، چند نوع برداشت از سوي تودهي مردمي كه در ارتباطيم خواهيم داشت ، شايد بزرگنمايي و بزرگ بيني و يا در نقطه مقابلش كوچك و هيچ بيني وجود داشته باشه. شايد حرّاف ، سخنچين ، عادل ، جوانمرد ، پولدار ، عاقل ، عادل ،دروغگو ، پاكدامن و اخلاق گرا ،بي عفت و هرزه ، خوشبخت بدبخت و يا هر چيزي كه ممكنه برداشت جمع باشه
|
فردي با پسرش كه الاغي را به همراه داشتند در مسيري حركت مي كردند |
7- با ذكر داستان بالا فقط قصد رساندن اين معني را نداشتم كه حرف مردم هيچ است و ما هرچه كنيم مردم حرف خودشان را ميزنند نــه! لطفا به قسمت اول اين پست مراجعه كنيد. رفتار و كردار ما باعث مي شود كه اجتماع ما برداشت خود را داشته باشند و ذهنيتي از ما به دل بسپارند حال خوب يا بد
8- اما گاهي هم فردي خود واقعي خويش است، اما اجتماع هميشه اونو فردي و شخصيتي ديگر ميدونه ، شايد به خاطر نوع رفتار اين فرد باشه. اين موقع هم يك شكاف بين اون و جمعي كه باهاش زندگي ميكنه ايجاد ميشه كه من فرد رو مقصر مي دونم كه بدون در نظر گرفتن هنجارهاي اجتماعي كه باهاش در ارتباطه ، ابراز نظر ميكنه و سبك زندگي خودشو داره. كمي هم بايد باتوجه به الگوهاي جامعه حركت كرد {{{ و يك كليتي هست در زبان آويني : هر كس بخواهد به درجه بالاتر نائل گردد و برخلاف اشتباهات جامعه قدم بردارد بايد برخلاف جريان شنا كند ضمن اينكه متوجه اين موضوع هم هست كه هر خلاف جرياني شنا كردن صرفا مطلوب و به صلاح نيست }}}
قسمت سوم و پاياني :
هي "تو" خودت باش ! سعي نكن ماسواي وجودي خويش، باشم
هرچند ممكنه اين مسئله گاهي وقتا به نفعت نباشه يا از لذت لحظه اي و آني برخوردار نشي، اما افق شخصيتي خود رو مشخص مي كنم و نشون ميدي كه حزب باد نيستم
اگر كسي از شما برداشت يا درخواستي ،برخلاف تصور و منش شما داشت ، قدرت نــــــه گفتن و قدرت توجيه اينكار را داشته باشم
در شخصيت خويش و جلب آرا اجتماع فقط به جمع آوري و بدست آوردن دلها و نظرات و توجهات بقيه نـكوشيد. مهمتر از بدست آوردن ، نگه داري داشته هاست. هماني را كه داري نگه داري كن
با توجه به شعور و سطح اجتماع خود ، تعامل داشته باشيد اما باتوجه به بند 8 همين پست ،سعي كنيد گاهي برخلاف مسير حركت كنيم
كمال طلبي جزء لاينفك شخصيت هر فردي هست ، بايد سعي كنم در اجتماع خودم پيشرفت كنم و قابليت هاي خودمو نشون بدم و فريادي با عملم داشته باشم كه من هم هستم و اين منم، و اجازه بدهم سنگ محك هاي مختلف منو محك بزنند تا عيارم مشخص بشه و بفهمم كه عرضه دارم يا نه بايد خودمو اصلاح كنم. سخنوري ، كمك ، خندان و پر اميد و نشاط بودن در هر جمعي خوبه، اما براي اينكه اين موضوع اتفاق بيافته بايد اين پست رو از اول دوباره بخونم - آخه خيلي تكه تكه شد !!؟
- - -
ثانيه : عزيزان من – اين نوشته ها قصد نداره به هيچ كسي چيزي ياد بده، فقط همونطوري كه عرض كردم خدمت دوستان ، ثانيه بيانگر دنياي دروني منه. شما هم مانند داور و ناظمي بين من و ثانيه ، كمكم كنيد
مفهوم "ثانيه" همان "نَفَس" است!