اسلام و عقبماندگي اجتماعي ايرانيان
اسلام و عقبماندگي اجتماعي ايرانيان
در زمان ساسانيان، عدهاي از فرمانداران، زن بودند؛ ولي با اين که 1400 سال ميگذرد، ما فرماندار زن نداريم. اگر اين دين پيشرفتي هم براي مردم داشت، براي عربستان بود؛ نه ايران.
اسلام، ايرانيان را از شر يک ديکتاتور نجات داد و حقوقي برابر به آنها داد؛ ولي زندگي اجتماعي ايرانيان عقبگرد داشت؛ چرا اسلام باعث عقبماندگي اجتماعي ايرانيان شد؟
در رابطه با اين سؤال مذکور، چند موضوع زير قابل بررسي است:
1. در اين سؤال، ملاک پيشرفت جامعه، حضور زنان در پست سياسي(فرمانداري) دانسته شده است؛ يا در جامعهاي که زنان در پست سياسي خاصي، مانند فرمانداري نباشند، هر چند در پستهاي ديگري فعاليت کنند، آن جامعه، عقب افتاده است! آيا ملاک پيشرفت وابسته به حضور زنان در پست فرمانداري است يا اين که براي پيشرفت يک جامعه، ملاکهاي ديگري نيز وجود دارد؟
2. اين که اسلام عامل پسرفت اجتماعي ايرانيان شده، چيست؟ آيا اين سخن، ريشه تاريخي دارد يا تاريخ، خلاف آن را گواهي ميدهد؟
در اين جا با بررسي و مقايسه اوضاع ايران ساساني و ايران اسلامي در ابعاد گوناگون، قضاوت را به عهده خواننده محترم ميگذاريم؛ تا خود با چشمي بينا و به دور از تعصب، قضاوتي درباره اسلام و عملکرد آن در جامعه ايرانيان داشته باشد.
اوضاع فکري و اعتقادي
در ايران باستان آيينهايي از قبيل زرتشتي، مانوي، بودايي، مزدکي، مسيحي، ثنويت زرتشتي و آريايي وجود داشتهاند و در هر منطقه، تعدادي از پيروان آن اديان سكونت داشتهاند. با نگاهي به تاريخ اين دوره، ميتوان دريافت كه ديگر اديان با دين زرتشتي برابر بودند و اين دين، تنها با اجبار فرمانروايان، به صورت دين رسمي پذيرفته شده و حتي عدهاي نيز قبل از فتح ايران، مسلمان شده بودند؛ ولي بعد از فتح ايران توسط مسلمانان (نه در هنگام فتح) وقتي ايرانيان با دين اسلام رو به رو و با آن آشنا شدند، از روي رغبت به سوي اسلام آمدند و با ميل تمام، مسلمان شدند؛ به گونهاي که در مدت زماني کوتاه، اکثر مردم ايران مسلمان شده، از پراكندگي عقايد، نجات پيدا کردند.
اوضاع اجتماعي
در ايران باستان و پيش از اسلام، نظام اجتماعي طبقاتي حاکم بوده است و ايرانيان همواره از اين نظام طبقاتي رنج برده و نارضايتي خود را اعلام نمودهاند. اين درحالي است که از نظر اسلام، همه برابر هستند و تنها چيزي که ملاک برتري شمرده شده، تقواست؛ يعني هرکس، در هر مقامي که باشد، با ديگران برابر بوده، تنها در امور اخلاقي است که برتري وجود دارد. ملاک اسلام، ملاک انسانيت است؛ اما در نظام اجتماعي ايران باستان، ملاک پول و ثروت و قدرت بود و تنها اشخاصي که داراي ثروت و قدرت بودند، حق استفاده از امکانات را داشتند؛ ولي ديگر مردم تنها در خدمت طبقات ذکر شده بوده و وظيفه برطرف نمودن نيازهاي آنان را داشتند.
نظام خانوادگي
در دوره ساساني، چيزي که بيش از همه دستخوش تصرف بود، حقوق شخصي افراد بود. در امور خانواده از قبيل احکام ارث و نکاح، هر چه ميل موبدان بود، انجام ميگرفت و قانون خاص و معيني براي اين مسئله وجود نداشت. اختيارات موبدان به حدّي بود که در هيچ آيين و شريعتي آن را پيدا نميکنيد.
در ايران باستان، تعدد زوجات منعي نداشته است؛ البته به صورتي که زنان در حقوق، مساوي نبوده و فقط يک يا دو زن اصلي از مزايا برخوردار بودهاند و بقيه زنان که «چاکرزن» يا زن خدمتکار ناميده ميشدند، از کمترين مزايا برخوردار بودند. مردان فقط نفقه زنان اصلي را بايد رعايت ميکردند و ديگر زنان، هيچ حقي نداشتند. فرزندان زنان اصلي (پسران و دختران) حق ماندن در خانه مرد را داشته، ولي فرزندان دختر زنان ديگر، بايد از خانه مرد بيرون ميرفتند. زن در مرتبه بسيار پايين قرار داشت؛ به عنوان مثال، در اصطلاح ونديداد، كلمه «دشتان» به معني قاعدگي (عادت ماهانه زنان) كاربرد دارد و احكام بسيار پيچيده و سختي به دنبال دارد. چنين زني بايد دور از ديگران و در «دشتانستان» كه جايي متروك و دور از آتش و آب و مردم است، ساکن شود؛ در ظرفهاي فلزي كم بها به او غذاي ميدهند؛ بايد غذاي کم بخورد تا نيرو نگيرد و بعد او را با گميز (ادرار گاو) در دو گودال شستوشو ميكردند و در گودال سوم با آب شستوشو داده ميشد و در تابستان بايد 200 مورچه بكشد و اگر زمستان بود، بايد 200 حشره گزنده و آسيبرسان را از بين ببرد. اگر زني بچه مرده به دنيا ميآورد، بايد او را در آلونكي دور از آب و آتش و مردم حبس كرد. همچنين او بايد 3 يا 6 يا 9 جام گميز «ادرار گاو» بنوشد؛ تا رحم او پاك شود و بعد از آن ميتواند شير گرم ماديان گاو را بنوشد؛ ولي نميتواند آب بنوشد و تا سه شب بايد به اين گونه بماند و بعد از سه شب، تن و جامه خود را با گميز آميخته، با خاكستر و آب در كنار 9 گودال بشويد و بعد تا نه شب بدين منوال تنها ميماند و بعد از آن تن و جامه خويش را با ادرار گاو و آب بشويد؛ تا پاك شود.
همچنين ميتوان به ازدواج با محارم، مثل برادر با خواهر در نظام ايران باستان اشاره كرد و به اين نوع ازدواج در آيين زرتشت، «خوتيك دس» ميگفتند. اين ازدواج باعث ميشد تا گناهان كبيره آنان از بين برود. آنها اين ازدواج را نوعي عبادت و شكوه يزداني ميدانستند؛ ولي در اسلام، زن از مقام و منزلتي بلند برخوردار است. خداوند در قرآن، احترام به پدر و مادر را در درجهاي پايينتر توحيد بيان نموده است. پيامبر اکرمصليالله عليه وآله و پيشوايان معصومعليهم السلام، سخنان بسياري درباره احترام به پدر ومادر بيان كردهاند. رسول خداصليالله عليه وآله فرمود: بهشت زير پاي مادران است. نظام خانواده در اسلام، از اهميت خاصي برخوردار است که در هيچ نظام ديني و آيينهاي موجود، چنين اهميتي ندارد.
در پايان و به صورت خلاصه، خدمات اسلام به ايران را ميتوان در موارد زير، خلاصه كرد:
1. اسلام، تشتت افكار و عقايد مذهبي را از ايران گرفت و وحدت عقيده را كه موبدان آن زمان موفق به انجام نشده بودند، به ايران بخشيد. تا آن زمان، تنها رابط ميان اقوام مختلف ايراني، زور و قدرت حكومت بود؛ اما با آمدن اسلام، فكر واحد وآرمان واحد، جايگزين آن شد و در پرتو گرايش به اسلام در همان وقت كه كشورهاي مسيحي در تاريكي قرون وسطي فرو رفته بود، همدوش با ساير ملتها، مشعلدار تمدن اسلامي شد.
2. اسلام، حصار مذهبي و سياسي را كه مانع بروز استعداد ايرانيان و حتي استفاده آنان از محصول انديشه ساير ملتها بود، درهم شكست و ايراني از اين فرصت استفاده كرد و استعداد خويش را ثابت كرد و پيشواي ديگران شد.
3. با ورود علوم و فرهنگهاي مختلف، همچون يوناني، هندي و مصري به سرزمينهاي اسلامي، عربي و سپس به ايران، ماده ساختن يك بناي فرهنگي عظيم اسلامي را فراهم كردند و زمينه شكفتن استعدادهايي نظير بوعلي، فارابي، ابوريحان و صدها عالم، رياضيدان، مورخ، اديب و فيلسوف فراهم شد.
4. برداشتن منع تحصيلي از توده مردم، يكي ديگر از خدماتي بود كه اسلام، به ايرانيان ارزاني داشت. اين عامل سبب شد كه ايرانيان مقام شايسته خود را در پيشوايي ساير ملتها و شركت در بناي عظيم تمدن جهاني اسلام، احراز كنند و نشان دهند كه عقب افتادن ايران در برخي دورهها، از نقص استعدادش نبود؛ بلكه به واسطه گرفتاري در زنجير رژيم موبدي بوده است.
5. اسلام، از نظر قدرتهاي سياسي و مذهبي حاكم بر ايران، يك تهاجم بود؛ در حالي كه از نظر توده مردم، يك انقلاب بود. اسلام، جهانبيني ايراني را دگرگون ساخت؛ خرافات را دور ريخت؛ هدف و برنامه و ايدئولوژي جديدي عرضه كرد و تشكيلات اجتماعي را زير و رو كرد؛ خون تازه در رگها به جريان انداخت و روح طغيان در برابر زورگويان را در ميان ايرانيان به وجود آورد.
6. اسلام، قدرتهاي اهريمني را سركوب كرد؛ زنجيرها را از دست و پاي قريب به صد و چهل ميليون نفر باز كرد و به توده محروم، آزادگي بخشيد.
7. اسلام، همواره در خدمت مظلومين و مستضعفين بوده است. اسلام از ايران، ثنويت و آتش و آفتابپرستي را گرفت و توحيد و خداپرستي را به آن بخشيد. اسلام، انديشه خداي شاخدار و بالدار و ريش و سبيلدار و... را به انديشه خداي قيوم و برتر از توصيف و... تبديل كرد.
8. اسلام، عبادت در مقابل آفتاب يا آتش و زمزههاي بيهوده را از بين برد و عبادتي در نهايت معقوليت و در اوج معنويت و كمال لطافت انديشه، جايگزين آن كرد.
9. اسلام برخلاف مسيحيت، مانويت و مزدكي، اصل جدايي سعادت روح و بدن و تضاد دين و آخرت و فلسفههايي مبني بر رياضت و پليدي تناسل را منسوخ ساخت و ضمن توصيه تزكيه نفس، بهرهگيري از نعمتهاي پاكيزه زمين را سفارش كرد.
10. اسلام، اجتماع طبقاتي را كه بر دو ركن خون و مالكيت استوار بوده، با همه قوانين آن درهم ريخت و اجتماعي مبني بر فضيلت، علم، عمل و تقوا بنا كرد.
11. اسلام به زن، شخصيت حقوقي داد؛ حرمسراداري، عاريه دادن زن، ازدواج نيابتي، ازدواج با محارم و ولايت شوهر بر زن را منسوخ ساخت.
12. اسلام حتي به آيين زرتشتي هم خدمت كرد و موجب به وجود آمدن اصلاحات عميقي در آن شد.
منابع:
1. سعيد نفيسي، تاريخ تمدن ايران ساساني، دانشگاه تهران، تهران 1331.
2. مرتضي مطهري، خدمات متقابل اسلام و ايران، صدرا تهران 1374.
3. محمد محمدي ريشهري، ميزان الحکمه، دارالحديث، قم 1377.
4. حميدرضا شاكرين، پرسشها و پاسخهاي دانشجويي(اديان و مذاهب)، معارف، قم 1387 .
5. رسول رضوي، بازکاوي تاريخ و آموزههاي آيين زرتشت، ماهنامه معارف، نهاد مقام معظم رهبري در دانشگاه، قم، شماره 49.
مطالب اخیر وبلاگ ثانیه
آهاي آدمها! کسي مرا يادش هست؟
اسلام دین اجباری ؛ مرتد مستحق مرگ
لینکهای صوتی مجموعه سخنرانی های دکتر حسن رحیم پور ازغدی
نادعلیا مظهر العجائب :: مولودی - زیارت امین الله - مناجات امیرالمومنین (ع)
زندگینامه و مجموعه سخنرانی های دکتر شریعتی
صفحه نخست ثانیه صفحه اصلی وبلاگ ثانیه
آرشیو وبلاگ کلیه نوشته های پیشین
صفحات جداگانه وبلاگ لطفا از صفحات جداگانه وبلاگ بازدید فرمایید
مفهوم "ثانيه" همان "نَفَس" است!