ثانیه: اسلام دین اجبار ؛ مرتد مستحق مرگ

بنده خودم كه دينم را انتخاب نكردم بلكه والدينم بر اين دين بودند، حال كه خودم قدرت درك پيدا كردم، چرا نتوانم دينم را تغيير دهم؟ چرا به نام ارتداد بايد مستحق مرگ باشم؟

خداوند متعال مي فرمايد:
« لا إِكْراهَ فِي الدِّينِ قَدْ تَبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَ يُؤْمِنْ بِاللَّهِ فقد استَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقى‏ لاَ انْفِصامَ لَها وَ اللَّهُ سَميعٌ عَليمٌ .
در دين ، اكراهى نيست. بطور قطع راه درست از راه انحرافى ، روشن شده است. بنا بر اين، كسى كه به طاغوت كافر شود و به خدا ايمان آورد، به دستگيره ي محكمى چنگ زده است، كه گسستن براى آن نيست. و خداوند، شنوا و داناست.» (البقرة:256)

از اين آيه ي شريفه استفاده مي شود که امور اعتقادي اساساً قابل اجبار نيستند ، و نمي شود کسي را وادار به پذيرفتن اعتقاد خاصّي نمود ؛ چون اعتقاد، امر قلبي است و امر قلبي را نمي توان با اجبار پديد آورد. لذا اسلام نيز به هيچ وجه کسي را وادار نمي کند تا اعتقاد خاصّي را بپذيرد يا نپذيرد. همچنين اگر کسي از اعتقاد به اسلام برگشت ، باز اسلام هيچگاه حکم به اعدام او نمي دهد. بايد توجّه داشت که حکم اعدام مرتدّ به خاطر امر ديگري است نه به خاطر برگشتن او از اعتقاد به اسلام. اگر کسي از اعتقاد به اسلام برگشت و کفر خود را هم علني نساخت و به تبليغ بر ضدّ اسلام قيام نکرد ، هيچگاه اسلام او را محکوم به اعدام نمي داند. لذا تا اينجا « لا اکراه في الدّين » ؛
امّا اگر کسي بعد از ارتداد ، کفر خود را اعلام عمومي نمود و به اين وسيله دست به تخريب اعتقادات ديگران زد ، و خواست ابّهت دين اسلام را بشکند و اسلام را ديني سست جلوه دهد ، در اين هنگام است که اعدام او لازم مي شود ؛ و اين حکمي است عقلاني که در تمام ممالک جهان مشابه آن اجراء مي شود. براي مثال اگر کسي مبتلا به مرض ايدز شد آيا جامعه به او اين اجازه را مي دهد که آزادانه به اشاعه ي ويروس ايدز بپردازد؟!! يا اگر کسي به اين اعتقاد رسيد که دروغ گويي و فريب و خيانت براي رسيدن به هدف ، جايز است ، آيا جامعه به او اجازه مي دهد که او اين اعتقاد خود را علني ساخته اين اعتقاد را تبليغ نمايد؟!! اگر کسي به اين باور معتقد شد که عالم ، پوچ و زندگي فاقد ارزش است ، پس بايد خودکشي نمود ، آيا عقلاي يک جامعه به چنين کسي اجازه مي دهند که باورهاي خود را علني ساخته افراد جامعه را تحريک به خودکشي نمايد؟!! پس اگر در چنين مواردي که پاي سلامتي جسمي يا رواني جامعه در ميان است ، قشر غالب جامعه از آرمانهاي منطقي خود دفاع مي کند و عامل مخرّب را محدود مي سازد ، چگونه اسلام به کسي اجازه دهد که نه سلامت جسمي يا رواني که فراتر از آن ، سعادت حقيقي و ابدي ديگران را به خطر اندازد؟!!

امّا مطلب دوم اينکه محال است کسي از طريق تحقيق واقعي و مطابق با موازين عقلي ــ نه بر اساس تحقيق غلط و غرضمند ــ ، بتواند ديگر اديان مثل دين مسيحيّت يا يهوديّت يا زرتشتي يا ... را بر اسلام شيعي ترجيح دهد ؛ چون:
اوّلاً اسلام تنها ديني است که وجود تاريخي آن و وجود تاريخي پيامبر و کتاب آسماني آن مسلّم و غير قابل انکار مي باشد و جز اسلام ، وجود تاريخي باقي اديان ، از نظر تاريخدانان مورد ترديد جدّي است ؛ يعني از نظر تاريخدانان آزاد ، نه وجود تاريخي انبياي آن اديان قابل اثبات است نه صحّت انتساب کتب آسماني آنها به انبياء. ما مسلمين نيز اگر به وجود انبياي گذشته يقين داريم در سايه ي گزارشات قرآن و معصومين (ع) است نه به خاطر ادّعاهاي پيروان آن اديان. جهت آگاهي بيشتر از اين حقيقت مي توانيد به کتاب آشنايي با اديان بزرگ ، تاليف و تحقيق حسين توفيقي ، چاپ هفتم ، ص 128مراجعه فرماييد.

ثانياً اساسي ترين اعتقادات اين اديان با مشکلات عقلي جدّي مواجه مي باشد که هيچ عقل منطقي نمي تواند آنها را پذيرا گردد. براي مثال عقيده به تثليث اساسي ترين اعتقاد مسيحيّت شمرده مي شود که از نظر عقل منطقي تناقضي آشکار است. اينان معتقدند خدا در عين يکي بودن سه تاست و در عين سه تا بودن يکي است ؛ حال چگونه عقل تحقيقگر مي پذيرد که خدا هم يکي باشد هم سه شخص. اگر کسي ادّعا نمود که من با تحقيق عقلي چنين باوري را پذيرفته ام آيا نمي توان در درستي عقل او شک نمود؟ خود علماي مسيحيّت نيز به صراحت اعتراف دارند که تثليث قابل توجيه با عقل نبوده ، سرّي خدايي است که فقط بايد به آن ايمان آورد

ثالثاً پيروان همه ي ادياني که دين و کتاب خود را الهي مي دانند ادّعا دارند که اعتقاداتشان از جانب خدا آمده است ؛ امّا صرف چنين ادّعايي کافي نيست تا ما آن را بپذيريم بلکه اينان براي اثبات درستي ادّعاي خود بايد امضاي غير قابل جعل خدا را بر پاي ادّعاي خود داشته باشند ؛ که آن امضا نيز چيزي نيست جز معجزه ؛ و اسلام تنها ديني است که معجزه ي زنده دارد و کتاب آسماني آن با صراحت تمام فرياد مي زند که:
« أَمْ يَقُولُونَ افْتَراهُ قُلْ فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِثْلِهِ وَ ادْعُوا مَنِ اسْتَطَعْتُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ صادِقين‏.
آيا آنها مى‏گويند: او قرآن را به دروغ به خدا نسبت داده است؟! بگو: اگر راست مى گوييد ، يك سوره همانند آن بياوريد ؛ و غير از خدا ، هر كس را مى‏توانيد(به يارى) طلبيد!» (يونس:38)

همچنين فرياد مي زند:
« وَ إِنْ كُنْتُمْ في‏ رَيْبٍ مِمَّا نَزَّلْنا عَلى‏ عَبْدِنا فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ وَ ادْعُوا شُهَداءَكُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ صادِقينَ
و اگر در باره آنچه بر بنده ي خود نازل كرده‏ايم شك و ترديد داريد،( دست كم) يك سوره همانند آن بياوريد ؛ و گواهان خود را ــ غير از خدا ــ براى اين كار ، فرا خوانيد اگر راست مى‏گوييد.» (البقرة:23)

قرآن کريم مي گويد:
1 ـ همه جمع شويد و دست به دست هم دهيد و سوره اي مثل سور قرآن بياوريد ؛ تا نگوييد که ما مثل پيامبر اديب زبر دستي نبوديم. چون يقيناً اگر صدها اديب دست به دست هم دهند بهتر از بهترين اديب دنيا مي توانند يک متن ادبي سه آيه اي بسازند.
2ـ فرمود شاهدان و گواهان بي طرفي را هم گرد آوريد تا بين ساخته ي شما و قرآن قضاوت نمايند. البته روشن است که شهود بايد متخصّص فنّ هم باشند.

آيا سخن از اين روشنتر و منصفانه تر مي توان گفت؟ و کدام دين و آييني است که بتواند چنين ادّعايي داشته باشد؟ و البته هيچکدام از اديان نيز چنين ادّعايي ندارند و تنها قرآن است که با صراحت و جرأت ادّعاي اعجاز دارد. عقل چنين مي گويد که: اگر ساختن سه آيه مثل آيات سوره ي کوثر ممکن است چرا آنان که هر ساله ميلياردها دلار صرف مبارزه با اسلام مي کنند و فيلمها و کتابها بر ضدّ اسلام مي سازند و مي نويسند دست به چنين کار کوچکي نمي زنند.
اين همه اديان در دنيا مثل مسيحيّت وجود دارند که با اسلام در ستيزند ، اگر مرد ميدان هستند چرا مجلسي ترتيب نمي دهند تا در آن مجلس اهل ادب را گرد آورند و تحدّي قرآن را جواب دهند؟ آيا کسي هست که بتواند هشت سطر مطلب بنويسد که يک مليون و دويست و شصت هزار وجه داشته باشد؟ طبق محاسبه اي که علّامه ي طباطبايي در تفسير الميزان انجام داده اند در آيه ي 102 سوره ي بقره ، که حدود هشت سطر است ، يک مليون و دويست و شصت هزار وجه معنا محتمل است. يعني اين آيه را يک مليون و دويست و شصت هزار جور مي توان معنا نمود.
حال چگونه کسي مي تواند همه ي اين احتمالات را در هشت سطر بگنجاند. يعني هشت سطر جمله بگويد که طبق قواعد ادبيّات بتوان آن را يک مليون و دويست و شصت هزار جور معنا نمود.

شمّه اي ديگر از اعجاز قرآن کريم اينکه آيات سوره ي بقره ، آل عمران و ديگر سوره هايي که داراي حروف مقطعه مي باشند داراي خصوصيّات ويژه اي هستند.
1ـ اين سوره ها يکجا نازل نشده اند ؛ بلکه نزول برخي از آنها چندين سال طول کشيده است.
2ـ معمولاً چنين نبوده که ابتداءً پيامبر بيايد و قسمتي از يک سوره را براي مردم بخواند بلکه حادثه اي رخ مي داد يا سوالي از پيامبر مي شد و آياتي چند ، متناسب با آن اتّفاق يا سوال بر آن حضرت نازل مي شد و آن حضرت مي فرمود اين آيات ، آيات چندم فلان سوره است

پس با اين اوصاف پيامبر نمي توانست کلمات و حروف سوره ها را طبق يک حساب ويژه تنظيم نمايد ؛ در حالي که در سوره هايي که حروف مقطّعه دارند حساب و نظم شگفتي وجود دارد. در سوره ي بقره که با الم شروع شده بيشترين حرفي که به کار رفته الف است و بعد از آن ، حرف لام از بيشترين فراواني برخوردار مي باشد و در رتبه ي سوم حرف ميم واقع شده است . در سوره ي آل عمران هم که با الم آغاز شده اين ويژگي مشاهده مي شود. در سوره ي اعراف که با المص شروع شده بيشترين حرف الف و در رتبه دوم لام ، در رتبه ي سوم ميم و در رتبه ي چهار صاد است. در ديگر سوره هاي قرآن هم که حروف مقطّعه دارند اين خصوصيّت جاري است

حال کيست که بگويد الم يا کهيعص و بعد سخناني بر اساس اتّفاقات روزمرّه و سوالاتي که از او مي شود بگويد و آن سخنان کنار هم گذاشته شوند و کتابي درست شود ؛ و با کمال شگفتي ببينيم که هنگام شمارش حروف آن ، الف مقام اوّل ، لام رتبه ي دوم و ميم جايگاه سوم را به خود اختصاص مي دهد ؛ و براي اين که اين شبهه پيش نيايد که اين امر اتّفاقي بوده است اين کار را در 26 سوره ي بزرگ و با چهارده حرف از بيست و هشت حرف عربي انجام دهد. اگر کسي هست که بتواند چنين کاري را بکند بسم الله. لزومي هم ندارد که مدّعي مثل قرآن کريم حرف حسابي بزند بلکه با اين مشخّصات حتّي چرنديّات هم سرهم کند قبول است ؛ همچنين لزومي ندارد که به زبان عربي باشد که بلکه به هر زبان باشد مي پذيريم.


مطالب اخیر وبلاگ ثانیه :

لینکهای صوتی مجموعه سخنرانی های دکتر حسن رحیم ور ازغدی

نادعلیا مظهر العجائب :: مولودی - زیارت امین الله - مناجات امیرالمومنین (ع)

كراك (Crack) چیست ؟

زندگینامه و مجموعه سخنرانی های دکتر شریعتی

قرائت ترتیل قرآن با صدای استاد شهریار پرهیزگار

معرفی برخی پایگاه های قرآنی Quranic Sites (سری دوم)

مسئله تقلید و پاسخ به سه پرسش !؟