دنیا تلافی خانه است
« من تلافي ميكنم، تلافياش را سرت در ميآورم، اين كارت بيجواب نميماند... »
چندبار تا به حال اين جملات را شنيدهايد؟ چند بار به زبان آوردهايد؟ چقدر دلتان ميخواسته كه كاري را تلافي كنيد؟
كارهاي بد چقدر شما را به فكر تلافي كردن انداخته؟ كارهاي خوب را چقدر تلافي كردهايد؟ براي چه تلافي كردهايد؟
مرحوم مادرم هميشه ميگفت: دنيا تلافي خانه است، سعي كن هميشه خوبيها را تلافي كني. براي سالها يادم رفته بود، اخيرا به ياد آوردم؛ چون ديدم، چون خواندم، در روزنامهها، تلويزيون، توي فيلمها، شنيدم توي حرفها، گلهها، غرغركردنها، يادم رفته بود كه تلافي كردن يعني چه؟
يادم آمد كه جواب دادن به هر نوع عملي از خوب يا بد، تلافي كردن است. مهرباني نوعي رفتار است، تلافي كردن هم نوعي رفتار است.
مادري را ديدم كه به خاطر يك حرف كوچك، دچار سوءتفاهم شد و دخترش را از خانه بيرون كرد.
حالا دخترش هم در زماني كه مادر عازم سفري طولاني است به قصد تلافي او را به خانهاش راه نميدهد حتي براي خداحافظي و حلاليت طلبيدن.
دوستي را ديدم كه با تصور ناخوشايندي كه در ذهن داشت با دوستش مكالمهاي ناخوشايند داشت، دوست ديگر با مهرباني او را بخشيد. اما ميگويد: به وقتش تلافي ميكنم. اما معلوم نيست كي و كجا؟ آيا در مورد مهربان خواندنش زود قضاوت كردم؟!
برادري را ديدم كه به خاطر خودخواهي با برادرش درگير شد. برادر كوچكتر هم هر عملي را با عكسالعمل تندي، پاسخ ميدهد. ميگويد: اگر جوابش را ندهم فكر ميكند كم آوردم. اصلا كوتاه نميآيم!
همسري را ديدم كه با همسرش اختلاف داشت و هرگونه آزاري از جانب او را، بيجواب ميگذاشت و هر حرفي را نشنيده ميگرفت. ميگفت: به حرمت سالهايي كه با هم زندگي كردهايم جوابي نميدهم. تلافي كردن بيمعناست.
خواهري را ديدم كه به خاطر نگهداري از مادر بيمارش، به جاي سپاس ديدن، مورد بيمهري خواهران ديگر واقع شده بود وحالا، پس از پايان زندگي مادر، تمام نامهربانيها را نديده ميگرفت و باز هم خواهان تلافي كردن نبود. خواهري را فراموش نكرده بود و حيف، فقط او بود كه فراموش نكرده بود.
مردي راديدم كه در سالهاي پاياني عمر مادر، پرستار تمام وقت جسم بيجان و نباتي مادر بود و پس از مرگ مادر، خواهان محبت از طرف خواهران و برادران. اما او را نميپذيرفتند. نميپذيرفتند كه او هم انسان است و گاهي اوقات خستگي و فشارهاي روحي بر او غلبه ميكند. به تلافي بيمهري او تنهايش گذاشته بودند
پسري را ديدم كه با پدر و مادر پيرش مهربان بود، بعد از ازدواجش نامهربان شد. مادر پيرش گريه كنان ميگفت: من فقط همين يك پسر را دارم. به او گفتم: پسرت دوتا پسر دارد.
با تعجب پرسيد: يعني چه؟
گفتم: هرقدر با تو نامهربان باشد او يكي است ولي خدا به او دو تا پسر داده تا دو بار پاداش نامهرباني را بگيرد
خانمي ميگفت: بهنظرم تلافي كردن بيمعناست. چون روزگار با تو همان كار را ميكند. هميشه جواب خوبي بدي نيست يا برعكس
هر چه كني همان در تقدير تو نوشته ميشود. و يك بار ديگر ياد مادرم ميافتم كه ميگفت: دنيا تلافي خانه است
و هميشه اين بديها نيستند كه تلافي ميشوند. به جبران تمامي خصلتهاي خوبي كه از ديگران ميبينيم، تلافي ميكنيم. درك كردن ديگران از جانب ما و برعكس، در لحظههايي كه نيازمند حس درك هستيم، شادكردن ديگران به جبران شاديهايي كه به ما هديه كردهاند و... هديههايي است كه به يكديگر ميدهيم
صفحات حوادث روزنامهها پر از اخبار قتلهايي است كه به تلافي انجام شده و نيز بخششهايي كه به تلافي بدي ديدن صورت گرفته
پاداش اعمال نيك خود را از خدا طلب ميكنيم، اما براي آنچه از بدي ديدهايم منتظر لطف الهي نميمانيم . خودمان، زود، سريع، فوري، يا با كمي تامل دست به كار ميشويم. به هزاران دليل و به هزاران شكل غربت بار نامعلوم
يادمان باشد دنيا تلافي خانه است. خيلي عجله نداشته باشيم.
مرضیه مهدوی
مطالب اخیر وبلاگ ثانیه :
آدرس برخی وب سایت های دینی - پژوهشی
لطفا از صفحات جداگانه وبلاگ ثانیه بازدید فرمایید
امیر اسیر
چراهای انتخابات !؟
دوره دهم ریاست جمهوری پایان یافت؛ دکتراحمدی نژاد
قبلا رضایی الان احمدی نژاد - قسمت نهایی وصیت نامه امام خمینی (ره)
متن کامل وصيت نامه سياسي الهي امام خميني (ره)
مفهوم "ثانيه" همان "نَفَس" است!