فرا رسیدن ماه مبارک رمضان مبارکباد
رو جان و جهان را جو، ای جان و جهان من


در ابتدا ، بر خود لازم می دانم فرارسیدن ماه رمضان را خدمت تمامی مسلمانان جهان تبریک عرض نمایم. این تبریک و تهنیت و تعاریف هرچه باشد ، لحظه ای نمی تواند تصور ِ یک روزه دار مومن را با آن احساس ِ پاک و عرفان خدایی و روح سبک ، بازبیافریند و برای غیـر تعریف کند و یا کامی از آن دریای معرفت به دیگری بچشاند.  چونان که تعریف "شیرینی" و لذت نوشیدن "شیر و شکر" نمی تواند کامی شنونده را شیرین کند.

باید اهل این اقیانوس باشی و در آن شنا کرده و غوطه شوی و در اعماق تطور کنی و تفکری در احوالات داشته باشی و تعاملی با سایرین ؛ تا جرعه ای به مقدار ِ کفـ ِ دست ِ معرفتت ؛ نصیب شوی و هرچه این کف دست و جام ِ نصیب بیشتر باشد ؛ خوش بحال صاحبش باد.

خالی ندیدن عرصه از معنا و مفهوم حقیقی آن و در بند ِ خودساخته های خود اسیر نشدن و نازل نکردن و نازل نپنداشتن اصل و هدف "رمضان" و نیز اقدامات عملی و نه صرفا عرفانی و کنج نشینی و خلوت گزینی از مواردی هست به نظرم یک روزه دار بدان توجه داشته باشد و برای رسیدن به آنها بکوشد و گرنه همانطوری که هزاران بار شنیدیم ، دهان بسته ی حیوانی چه سودی برای روزه دار دارد و افطاری پر زرق و برق برای افطاری دهنده در ماه خدا و دین رسول محبت چه توشه ای برای او خواهد بود !؟


ماه رمضان آمد ای یار قمر سیما               بربند سر سفره ، بگشای ره بالا

ای یاوهٔ هر جایی وقت است که بازآیی        بنگر سوی حلوایی، تا کی طلبی حلوا ؟

یک دیدن حلوایی زانسان کندت شیرین        که شهد ترا گوید: « خاک توم ای مولا »

بر یاد لب دلبر ، خشکست لب مهتر          خوش با شکم خالی ، می‌نالد چون سرنا

خالی شو و خالی بِه ، لب بر لب نابی نِه       چون نی زدمش پر شو ، وانگاه شکر می‌خا

گر توبه ز نان کردی، آخر چه زیان کردی؟          کو سفرهٔ نان‌افزا ؟  کو دلبر جان افزا ؟

ای مستمع این دم را، غریدن سیلی دان       می‌غرد و می‌خواند ، جان را بسوی دریا

بستیم در دوزخ ، یعنی طمع خوردن           بگشای در جنت ، یعنی که دل روشن

تا سفره و نان بینی ، کی جان و جهان بینی     رو جان و جهان را جو ، ای جان و جهان من 

بخشی از ترجیعات دیوان شمس مولانا (منبع شعر)



پ.ن : در گذشته و در وبلاگ ثانیه : رمضان ماه خدا