پیامدهای تأخیر توسعه فناوری اطلاعات و ارتباطات (IT) در ایران

لطفا" مطالعه نمایید

یکی از اهرم های احقاق حق و حقوق ؛ اگاهی و اشراف بر حقوق خویش است


پیامدهای تأخیر توسعه فناوری اطلاعات و ارتباطات (IT) در ایران

آثار کم توجهی و اغفال در توسعه و بکارگیری فناوری اطلاعات و ارتباطات آی.تی در ایران

با وجود اینکه از زمان حضور این فناوری در جهان، در ایران نیز اقدامات محدودی برای استفاده از این پدیده آغاز شده است، اما اتفاق قابل ملاحظه‌ای که تأثیر مستقیم آن در افزایش درآمد ناخالص داخلی کشور دیده شود یا به‌عنوان ابزاری تسهیل‌کننده در ساماندهی مدیریت کشور به‌کار گرفته شود، دیده نشده است. با توسعه جامعه اطلاعاتی جهانی، 4عامل «سرعت دسترسی به دانایی هرکس در هر جا و در هر زمان دلخواه»، «کوچک شدن ابزار دسترسی به اطلاعات»، «افزایش کیفیت و ارزان شدن خدمات و تولیدات» و «توسعه تفکر دیجیتال از طریق سواد رایانه‌ای» مورد توجه ملل جهان قرار گرفته است. به همین دلیل سرعت توسعه فناوری اطلاعات و ارتباطات و کاربردهای آن‌که 4عامل فوق را تسهیل می‌کند، از یک سو و نبود عزم و اراده در بین بعضی از مسئولین مرتبط از سویی دیگر، شرایط دشواری را برای کشورهای عقب‌مانده در این حوزه به‌وجود آورده است.

کشورهای پیشرو در توسعه و به‌کارگیری کاربردهای متنوع فناوری اطلاعات و ارتباطات، با درک نیازمندی‌های انسان هزاره سوم، سوار بر قطاری شده‌اند که هر روز بر سرعت آن افزوده می‌شود و کشورهای عقب‌مانده از این قطار هر روز تلاش دارند تا با گام‌های لرزان، خود را به این قطار رسانده تا شاید بتوانند بر آن سوار شوند.

کشورهای پیشرو به‌سرعت بازارهای جهانی صنعت فناوری اطلاعات و ارتباطات را به اشغال خود در آورده و با تولید محصولات متنوع سخت‌افزاری و نرم‌افزاری به همراه فرهنگسازی و آموزش شهروندانشان در به‌کارگیری درست از کاربردهای جدید فناوری اطلاعات و ارتباطات فرصت‌ها را درنوردیده و مسیرهای محدودی را برای کشورهای عقب‌مانده باقی گذاشته‌اند.

کشورهای توسعه‌یافته، هم از نظر فنی و زیرساخت و هم از نظر توسعه فرهنگی و ایجاد شرایط استفاده از کاربردهای متنوع فناوری اطلاعات و ارتباطات مانند دولت الکترونیک، بهداشت الکترونیک، آموزش الکترونیک، تجارت الکترونیک، بانکداری الکترونیک، کشاورزی الکترونیک، شهرهای الکترونیک، گردشگری الکترونیکی و صدها کاربرد متنوع دیگر، سرمایه‌گذاری لازم را کرده و آموزش عمومی مردم را نیز همزمان انجام داده‌اند‌ و مسیر درست توسعه و استفاده از این پدیده را یافته‌اند.

در مقابل، کشورهای عقب مانده هنوز در حوزه تئوری این پدیده با دیدگاه فلسفی، مشغول پاسخ به این سؤال هستند که آیا فناوری اطلاعات و ارتباطات و کاربردهای آن می‌تواند برای مردم و کشورشان سودمند باشد؟! و براساس همین تفکر، به‌دنبال راهکارهای محدودسازی و جلوگیری از توسعه این پدیده هزاره سوم به بهانه‌های متفاوت هستند. این دسته از کشورها هنوز آمارهای توسعه و افزایش تلفن ثابت را افتخار خود می‌دانند، از سیستم‌های تلفن همراه نسل‌های پایین استفاده می‌کنند و برای استفاده از هر سرویس جدیدی مانند MMS روی این سیستم، که کاملا در کشورهای دیگر دنیا جا افتاده است، به‌دنبال تهیه قوانین و مقررات محدود‌کننده و سختگیرانه هستند.

اصولا در آمارهای ملی که این کشورها ارائه می‌دهند از آمارهای مربوط به جایگاه توسعه کاربردهای فناوری اطلاعات مانند تجارت الکترونیک، بهداشت الکترونیک، بانکداری الکترونیک، دولت الکترونیک، آموزش الکترونیک، بیمه و گمرک الکترونیک و سایر خدماتی که در حوزه توسعه زیرساخت وظیفه دولت است خبری نیست و تنها به آمارهای نصب و راه‌اندازی تجهیزات مخابراتی اکتفا می‌شود. پیامدهای ناشی از تاخیر در روند توسعه فناوری اطلاعات و ارتباطات، بستگی به عوامل زیادی دارد که بررسی همه آن عوامل که می‌توانند در حوزه‌های فنی، نیروی انسانی، بودجه، فرهنگی و اجتماعی و موارد دیگری باشند کاری دشوار است. با این وجود از آنجا که بی‌توجهی به این موضوع، خسارت‌های زیادی را برای کشورهای عقب مانده از این پدیده هزاره سوم به همراه دارد، مطالعه، بررسی و شناخت دلایل تاخیر در روند توسعه آن در کشورهای مختلف و به‌ویژه ایران مهم است.

نفوذ کاربردهای فناوری اطلاعات و ارتباطات در همه جنبه‌های زندگی مردم از جمله در تعاملات روزمره اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی افزایش چشمگیری یافته است. کاربردهای مهم فناوری اطلاعات و ارتباطات با سرعت در بسیاری از کشورهای توسعه‌یافته و در حال توسعه به مرحله پیاده‌سازی‌ و اجرا رسیده است. این کاربردهای فناوری اطلاعات و ارتباطات باعث شده تا تحولات چشمگیری در نحوه ارتباط بین افراد و نهادهای حقیقی و حقوقی در بخش دولتی و غیردولتی به‌وجود‌آید.
کاربردهای فناوری اطلاعات، امروزه به‌عنوان یک ابزار کارا و تسهیل‌کننده ارائه خدمات و هماهنگ‌کننده سرویس‌های دولتی و بخش خصوصی در خدمت دولت، شهروندان، بنگاه‌ها و کارکنان دولت قرار گرفته است. با توسعه کاربردهای فناوری اطلاعات و ارتباطات، دسترسی مردم به اطلاعات و دانش، افزایش یافته و باعث ارتقای سواد عمومی مردم شده است که در نتیجه آن، توقع مردم از حاکمیت، جهت دریافت خدمات تا حد زیادی بالا رفته است. این فناوری در حال تغییر شکل ساختارهای سنتی اداره جوامع به ساختارهای مدرن است.

این تغییر ساختارها سبب شده است تا شهرهای سنتی به شهرهای الکترونیک، روستاهای سنتی به روستاهای الکترونیک، محله‌های سنتی به محله‌های الکترونیک، آموزش‌های سنتی به آموزش‌های الکترونیک، تجارت سنتی به تجارت الکترونیک و دولت‌های سنتی به دولت‌های الکترونیک تبدیل شوند. شهروندان در چنین فضایی که به آن جامعه اطلاعاتی گفته می‌شود، از دولت‌های خود انتظار دارند که ابزار و زیرساخت‌های لازم برای استفاده از اطلاعات، تولید اطلاعات و توزیع اطلاعات برای امور اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی را در اختیار داشته باشند. دولت‌ها نیز در چنین فضایی باید شکل خدمت‌رسانی و تعامل با مردم را تغییر داده و متناسب با توقع و نیاز آنها شرایط را فراهم کنند. جوامع امروز در حال تبدیل شدن به جوامع دانش‌محور هستند. در جوامع دانش‌محور دسترسی به‌اطلاعات برای شهروندان مانند دسترسی به تلفن، گاز، آب و برق باید به‌طور دائمی و با کیفیت مناسب و از طریق شبکه‌های جهانی باشد.

در چنین جوامعی مردم به حقوقشان آگاه هستند و می‌خواهند از فرصت‌هایی که پیش روی آنها است بیشترین استفاده را بکنند. ایده ارائه خدمات الکترونیک در جهت ارتقای زندگی شهروند هزاره سوم، در همین راستا قابل توجیه است. امروزه در اقصی‌نقاط دنیا ارائه خدمات الکترونیک مورد توجه قرار گرفته است و کشورهای توسعه‌یافته و بعضی از کشورهای درحال توسعه، مراحل طراحی و آزمایش را پشت‌سر گذاشته و به مرحله بهره‌برداری رسیده‌اند. به‌عنوان مثال وضعیت فناوری اطلاعات و ارتباطات کشور اسپانیا تا سال 2007 میلادی از نگاه آمار به شرح ذیل بوده است:
* 87 درصد از خانواده‌ها رایانه شخصی در منازل داشته‌اند.
* 87 درصد از خانواده‌ها دسترسی به اینترنت داشته‌اند.
* 71 درصد از خانواده‌ها دسترسی به اینترنت پرسرعت داشته‌اند.
* 70درصد از کاربران اینترنت، از خدمات عمومی دولت و بخش خصوصی استفاده کرده‌اند.
* 66درصد از کاربران اینترنت با سن بین 9 تا 79 سال، روزانه از اینترنت استفاده کرده‌اند.

مطمئنا این آمارها اکنون افزایش‌یافته است. با این وجود اگر همین آمارهای کشور اسپانیا را با وضعیت توسعه فناوری اطلاعات و ارتباطات و کاربردهای آن در ایران مقایسه کنیم متوجه فاصله بزرگی که ناشی از تاخیر در به‌کارگیری کاربردهای فناوری اطلاعات و ارتباطات در ایران است، خواهیم شد.

امروزه افراد جامعه انتظار دارند تا تمامی خدمات و سرویس‌های دولتی و غیردولتی همراه با پشتیبانی، هدایت و مدیریت دولت، با حداقل هزینه، حداکثر سرعت و حداقل زمان در اختیار آنها قرار گیرد. پاسخ به این انتظار زمانی تحقق خواهد یافت که دولت با ایجاد زیرساخت‌های مناسب نرم‌افزاری و سخت‌افزاری شرایطی را فراهم کند تا توانایی این امر را داشته باشد که بهترین خدمات را در کمترین زمان و با بهترین راندمان در اختیار اقشار مختلف جامعه به‌صورت شبانه‌روزی قرار دهد. تلفن همراه یک فناوری بسیار با نفوذ در جامعه اطلاعاتی امروز است.

در ژاپن تقریبا همه خانواده‌ها رایانه شخصی دارند و از این نظر به اشباع رسیده‌اند و این در حالی است که هنوز در بعضی از مدارس ایران رایانه وجود ندارد.

* دانشیار دانشکده برق دانشگاه علم و صنعت ایران

منبع: همشهری آنلاین

دانلود مولودی خوانی و تولد امام رضا ( ضامن آهو ، شاه خراسان ، خسرو خوبان ، امام رئوف ) علی ابن موسی


دانلود مولودی با لینک مستقیم - ادامه مطلب

ادامه نوشته

تلنگر - نمایی از دارا و ندارها ؛ هر چند تلخ

 

 

دارا و ندار

گرسنگی - فقر - شکم گشنه - سگ - غذا - کودکان یتیم

توی قصابی بودم که یه پیرزن اومد تو و یه گوشه وایستاد

یه آقای خوش تیپی هم اومد تو گفت: ابرام آقا قربون دستت پنج کیلو فیله گوساله بکش عجله دارم

آقای قصاب شروع کرد به بریدن فیله و جدا کردن اضافه‌هاش

همینجور که داشت کارشو می‌کرد رو به پیرزن کرد گفت: چی مِخی نِنه ؟

پیرزن اومد جلو یک پونصد تومنی مچاله گذاشت تو ترازو گفت: هَمينو گُوشت بده نِنه

قصاب یه نگاهی به پونصد تومنی کرد گفت: پُونصَد تُومَن فَقَط اّشغال گوشت مِشِه نِنه بدم؟

پیرزن یه فکری کرد گفت: بده نِنه! قصاب اشغال گوشت‌های اون جوون رو می‌کند می‌ذاشت برای پیره زن

اون جوونی که فیله سفارش داده بود همین جور که با موبایلش بازی می‌کرد گفت: اینارو واسه سگت می‌خوای مادر؟

پیرزن نگاهی به جوون کرد گفت: سَگ؟

جوون گفت: اّره

سگ من این فیله‌ها رو هم با ناز می‌خوره ..... سگ شما چجوری اینا رو می‌خوره؟

پیرزن گفت: مُخُوره دیگه نِنه ..... شیکم گشنه سَنگم مُخُوره

جوون گفت: نژادش چیه مادر؟

پیرزنه گفت: بهش مِگن تُوله سَگِ دوپا نِنه ... اینا رو برا بچه‌هام مي‌خام اّبگوشت بار بیذارم

جوونه رنگش عوض شد ..... یه تیکه از گوشتای فیله رو برداشت گذاشت رو اشغال گوشتای پیرزن

پیرزن بهش گفت: تُو مَگه ایناره بره سَگِت نگرفته بُودی؟

جوون گفت: چرا !؟

پیرزن گفت: ما غِذای سَگ نِمُخُوريم نِنه

بعد گوشت فیله رو گذاشت اون طرف و اشغال گوشتاش رو برداشت و رفت

 بعد گوشت فیله رو گذاشت اون طرف و اشغال گوشتاش رو برداشت و رفت

حزب باد هستم - یک اعتراف

 

پیـرو پست قبل با موضوع : دل و دل دادگی - دوستی و دوست داشتن ، بی دلی و دودلی

اعتراف می کنم که بنده حزب باد هستم - شدید

هرکجا یار خواهد میلش کشد - همان جا روانه ایم !!

دل و دل دادگی - دوستی و دوست داشتن ،  بی دلی و دودلی


یک سخن ناب و گهربار از امیرالمونین علی(ع) هست که می فرمایند :

با دوستت چنان باش که گوئی روزی با تو دشمن میشود

و

با دشمنت چنان رفتار کن که گویی روزی با تو دوست می شود


دوست عزیزی که وبلاگ و نوشته های منو می خونی ، گرامی من ، عزیز دل ؛؛ همیشه در طول زندگی این جمله را بارها شنیده ام و بار ها گفته ام اما ؛

اما هیچ گاه نتوانستم آن را بکار گیـرم

هیچ گاه نتوانستم در دوست داشتن ، حد افراط و تفریط را حفظ کنم . هیچ گاه نتوانستم وقتی دلم رفت واسه یکی خودم رو حفظ کنم و همین شد مایه دردسر و رنج و سختی و....

راستش

زیاد برام اتفاق افتاده اما برام تجربه نــشده و بالاخـره این من بودم که ضـرر کردم

می خوام یکی از خاطرات خودم که پستهای خصوصی می نوشتم رو بگم که مرتبط با این موضوع هست و من همیشه تا آخر عمر این موضوع رو فراموش نمی کنم بگم

شانس قرعه ، به نام من دیوانه زدند

یه زمانی تو یه شهری دوستی داشتم اسمش علی بود - اول راهنمایی بود که با هم آشنا شدیم و سه چهار تا رفیق شدیم که همیشه با هم بودیم و باهم و باهم. اول راهنمایی و دوم راهنمایی باهم تو یه کلاس بودیم. گذشت و سال سوم ما نتونستیم همکلاس باشیم. اما دوره دبیرستان ما دوباره باهم همکلاس شدیم و کنار هم تو یه نیمکت می نشستیم

از من کوتاه قد تر و ضعیف تر بود - اما خیلی مودب پاک و معصوم ؛ یه ماه پاره به نام علی با اخلاق ویـژه

کلاس با هم بودیم - زنگ تفریحها هم با هم بودیم - مدرسه که تموم میشد من و این با هم راه می افتادیم (گاهی یکی دیگه هم اضافه میشد) می رفتیم دمِ در خونشون - یه یک ساعتی هم اونجا با هم حرف می زدیم و بعد خداحافظی و من هم تنها بر میگشتم خونه. تابستونها هم باهم - کلاسِ درس رایانه عصـرها می رفتیم. کلاسمون تا خونه اونا یک ساعت و نیم پیاده روی راه بود . باهم بعد از کلاس راه می افتادیم گپ و خنده و تعریف و تمجید و درس و مشق و با هم بودن هامون و ........ خلاصه تا خونه اونا (نه خونه ما) -- تو این مسیر هم یه جایی کنار یه میدونی ، هر شب با هم آب هویج بستنی می زدیم و بعد ادامه می دادیم تا دم در خونه اونا

خلاصه ، گذشت و  ما همچنان با هم بودیم . حتی رشته تحصیلی رو هم با هم انتخاب کردیم و با هم می رفتیم و با هم می اومدیم و با هم تو یه کلاس کنار هم

پشت کنکوری هم که بودیم ، همینطور - با هم یه کتابخانونه و با هم رفتن و با هم اومدن - صبح تا شب ، و جلسه کنکور هم با هم بودیم ، یه حوزه امتحانی - اما دوتامون هم قبول نشدیم

این شمای کلی از با هم بودن هامون بود

ولی دوست داشتن اون ، یه موضع دیگه بود. تو این همه سالی که با هم بودیم هیچگاه با هم دعوا نکردیم - بد اخلاقی تندی باهم نداشتیم - فحشی و گستاخی هم با هم نداشتیم. حتی قول باجناق شدن رو هم یه جورهایی (با تمام تفاوتهای فرهنگی که بین خانواده هامون بود)، بهم داده بودیم

گذشت ، من رفتم سرکار علی پیش باباش - من یه شهر دیگه و اون یه شهر دیگه

هر وقت میرفتم اونجا بهش سرمیزدم و می رفتم دم در خونشون و . . .

علی با من دشمن نشد - اما رفت

علی که دنیای من شده بود از زندگی من رفت و منِ تنها شده بودم

تا اینکه اون دیگه زنگ نمی زنه - دیگه من هم زنگ نمی زنم - دیگه خبری نیست - همه چی تموم شده و گذشته ها گذشته

 اما در کنار این موضوع ، عدم افراط و تفریط رو هم میتونم در وجود یکی از دوستانم ببینم. مرتضی یکی از دوستهایی بود که همیشه با من و علی بود و تقریبا زوج سه نفره ایی بودیم. اون رو هم خیلی دوست داشتم و دارم اما در حقش هیچ وقت افراط و تفریط نـکردم. اما اون هنوز هست می خواد باشه و هیچ وقت هم دلم ازش نمیشکنه

حالا بر میگردم به بحث اولیه ام

یادتون باشه هیچ وقت با هیچ کسی تو رابطه هاتون افراط و تفریک نکنید

یاتون باشه همه رو دوست داشته باشید - اما دلبسته نباشید

یادتون باشه در کنار این دلبستگی ها ممکنه باشند کسانی که قدرشون رو نمی دونید

و یادتون باشه ؛

شرط دل دادن دل گرفتنه   ،    وگرنه    ،     یکی بی دل می مونه ، اون یکی دو دل

نه بی دل بمونید و نه دو دل


می ترسم از تکــرار تاریخ !!!!؟

هستم - خوشحالم


خیلی وقت بود که وقتی برای نوشتن تو ثانیه پیدا نکــرده بودم

خیلی وقت بود که دلم می خواست این اتاقک دنیایِ مجازی ام را به روزم کنم

اوقاتی که دلم می گرفت می اومدم و زندگی نامه رو به قلم در می آوردم ، اما چند وقتیه که دل و دماغِ این کارو هم ندارم (!)

.

همیشه دوست داشتم (و دارم) که تو زندگی ام برنامه ریزی داشته باشم و مطابق با اون برم جلو تا هدف همیشه سرپااَم نگه داره و بجنگم با مشکلات

اما روزگار گاهی چنان دوراهی بهت نشون می ده که می میونی کدوم رو انتخاب کنی - انتخابی که هیچ سنخیتی با هم ندارند . انتخابی که آینده و کسب و کار ، زن و بچه ، فرهنگ ، محل زندگی ، حتی صحبت کردن و آداب معاشرتت رو تحت تاثیر خواهد گذاشت و جهت گیـری اساسی به تمام جوانب زندگی خواهد داد

ما مانده ایم و مشورت های گاه و بی گاه ، ما مانده ایم با دوستانِ عجیب و غریب و متفاوت و دوست داشتنی. مانده ایم با غربت ، مانده ایم با تلاش های کم ثمر ، مانده ایم با . .

اما

امروز خوشحالم -!؟

می خوام این جوری تموم کنم این نوشته رو (!) - تازه فهمیدم خودم رو دوست نــدارم - تازه فهمیدم که سلامتی ام رو دارم به خطر میندازم - تازه فهمیدم که کدوم تلاشها بی ثمر خواهد بود و تازه فهمیـدم که دنیـا قشنگـتر از اونی هست که گاهی فکر میکنم


گاهی

دنیا از همه طرف شروع میکنه به تنگ شدن

و تقّلای اون آدم گرفتار

که تو دنیایی از ندانسـته ها غرق شده

و به هیچ جا نمی رسه

و تنهای تسلای اون آدم ،

خدایی میشه که خودش گفته

یاس از من ، معادله کفـره

یاس از من ، معادله کفـره

یاس از من ، معادله کفـره

یاس از من ، معادله کفـره



اکنون
ثانیه ها را بهتر احساس می کنم
ثانیه
بیانگـر دنیای درونی من است.

یاس از من عین کُفره



گاهی

دنیا از همه طرف شروع می کنه به تنگ شدن و

تقّلای اون آدم گرفتار

که تو دنیایی از ندانسته ها غرق شده و

به هیچ جایی نمی رسه

و تنها تسلّای اون آدم ، خدایی میشه که خودش گفته :

یاس از من عین کُفـــره

     یاس از من عین کُفـــره

          یاس از من عین کُفـــره

                یاس از من عین کُفـــره


.

جشن عاطفه ها


بوی خوش عاطفه ها شهر را فرا گرفته بود