گذری - ایام

فاطمه فاطمه است را وقتی خواندم
فقط و فقط هنگام شنیدن نام زهرای نبی ، به ذهنم خطور می کرد؛ فاطمه فاطمه است
دختری که ام ابیها شد و چگونه مادرِ پدر شد ؛ سوالی است که دیگر تکرار تاریخی نخواهد داشت
سلاله پاک معرفت و آخرت بشیرت را چگونه مادری باید باشد ؛ جوابی جز زهرای اطهر ندارد
مادر باغ فدک فدای تار مویت ؛ هزاران دل پیر و جوان ؛ آماده فدایی شدن برای افکارت و راهت هستند
مادر مادر غم کوچه های تنهایی ، غم بی معرفتی ، غم سختی های امت بر سلاله پاک نبوت هیچ گاه جبران نخواهد شد جز با ظهور مهدی ات
فاطمه جان تو را چشم در راهیم با مهدویت
...............................................

ای معلم شهید، ای مطهری می خواهم همانند دیگران تو را تکرار نکنم
نمی خواهم از "مغز" بودنت بگویم
نمی خواهم از "انصافت" بگویم
نمیخواهم از " تیز بینی ات" در امورات دینی بگویم
نمی خواهم بگویم که تو را چگونه "شهید" کردند
نمی خواهم بگویم از "مخالفتها" و جنگ هایی که با "خودی ها" داشتی به خاطر "اشتباهاتشان"!؟
نمی خواهم بگویم "ستایش" های تکراری" که همه ساله نثارت می کنند
نمی خواهم و نمی خواهم .....
می خواهم بگویم داستان راستانت را خواندم
می خواهم بگویم داستان راستانت زبان شیرین تاریخ بود
می خواهم بگویم داستان راستانت به من درسی بزرگ داد
می خواهم بگویم ای معلم شهید داستان راستانت تحولی در من به وجود آورد
می خواهم بگویم کاش همه آنهایی که احساس می کنند می فهمند؛ کمی خودشان را میشکستند و کمی ساده تر به زبان بیسوادی می نوشتند و از اخلاص ته کشیده شان قاطی اش می کردند تا دلپذیرتر بوده و باور پذیرتر باشد ؛ حتی نوشته های دینی شان !؟
می خواهم بگویم روز معلم بر تو مبارک
می خواهم بگویم جایت خالی استاد
می خواهم دبیران و اساتید این مرز و بوم را قسم دهم
می خواهم بگویم دبیران اساتید معلمان در کلیه مقاطع (از مهدهای کودک تا دانشگاه های عالی ایران) شما را قسم به وجدانتان شما را قسم به معلم شهید، شما را قسم به براریتعالی تربیت انسانی اسلامی را در دلهای محصلین برویانید بپرورانید ، امید و خودباوری و "انسانی بودن و اسلامی بودن" را نهادینه نمایید. "شور را با شعور" گره بزنید و "آزادگی و جوانمردی" را یاد بدهید..به خدا قسم مملکت و ریشه ها به شما دست یاری دراز کرده اند
همین
..............................................................
نمایشگاه بین المللی کتاب تهران با تمام کم و کاستی ها و امتیاز ها گشایش یافت
دوستان اهل کتاب التماس دعا !؟
..............................................................
شهید بزرگوار عبدالحسین برونسی این روزها بدون سر بازگشته ای
در سال هزار و سیصد و بیست و یک، در روستای «گلبوی کدکن»، از توابع تربت
حیدریه، قدم به عرصه ی هستی نهاد. نام زیبنده اش گویی از لحظه هایی نشأت می
گرفت که در فرمایش « الست بربکم»، مردانه و بی هیچ نفاقی، ندا در
داد:«بلی»؛ عبدالحسین.
روحیه ی ستیزه جویی با کفر و طاغوت، از همان اوان کودکی با جانش عجین می
گردد؛ کما این که در کلاس چهارم دبستان، به خاطر بیزاری از عمل معلمی
طاغوتی، و فضای نامناسب درس و تحصیل، مدرسه را رها می کند. در سال هزار و
سیصد و چهل و یک، به خدمت زیر پرچم احضار می شود که به جرم پایبندی به
اعتقادات اصیل دینی، از همان ابتدا، مورد اهانت و آزار افسران و نظامیان
طاغوتی قرار می گیرد.
سال هزار و سیصد و چهل و هفت، سال ازدواج اوست. برای این مهم، خانواده ای
مذهبی و روحانی را انتخاب می نماید و همین، سرآغاز دیگری می شود برای
انسجام مبارزات بی وقفه او با نظام طاغوتی حاکم بر کشور؛ همین سال،
اعتراضات او به برخی خدعه های رژیم پهلوی ( مثل اصلاحات ارضی)، به اوج خود
می رسد که در نهایت، به رفتن او و خانواده اش به شهر مقدس مشهد و سکونت در
آنجا می انجامد، که این نیز فصل نوینی را در زندگی او رقم می زند.
پس از چندی، با هدفی مقدس، به کار سخت و طاقت فرسای بنایی روی می آورد و
رفته رفته، در کنار کار، مشغول خواندن دروس حوزه نیز می شود. بعدها به علت
شدت یافتن مبارزات ضد طاغوتی اش و زندان رفتنهای پی در پی و شکنجه های
وحشیانه ساواک، و نیز پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی و ورود او در گروه ضربت
سپاه پاسداران، از این مهم باز می ماند.
با شروع جنگ تحمیلی، در اولین روزهای جنگ، به جبهه روی می آورد که این
دوران، برگ زرین دیگری می شود در تاریخ زندگی او.
به خاطر لیاقت و رشادتی که از خود نشان می دهد، مسؤولیت های مختلفی را
برعهده او می گذارند که آخرین مسؤولیت او، فرماندهی تیپ هجده جوادالائمه
(سلام الله علیه) است، که قبل از عملیات خیبر، عهده دار آن می شود.
اين سردار سرفراز بعد از زيارت خانه خدا به مرحلهاي از شهود
رسيدهبود كه زمان و مكان شهادت خودش را ميديد و سرانجام در عمليات
بدر،پس از رشادت بسيار در چهار راه خندق در 25/12/63 به شهادت
رسيدکه جنازه مطهرش، با توجه به آرزوی قلبی خود او در این زمینه،
مفقودالأثر می شود و روح پاکش، در تاریخ 9/2/1364، در شهر مقدس مشهد تشییع
می گردد.
در گروه اینترنتی کتاب ثانیه در خصوص کلیه موضوعات روزانه و مناسب ها سعی می شود که کتاب و مقالات مرتبط ارسال شود. شما نیز می توانید با عضویت در این گروه از ارسالهای گروه استفاده نمایید
+ نوشته شده در ۱۳۹۰/۰۲/۱۸ ساعت توسط سجاد
|
مفهوم "ثانيه" همان "نَفَس" است!