حجاب یک ارزش فرهنگی - به بهانه روز عفاف و حجاب
حجاب یک ارزش فرهنگی
جستاری به بهانه روز عفاف و حجاب

یا ایهاالناس انا خلقناکم من ذکر و انثی و جعلناکم شعوبا و قبائل لتعارفوا ان اکرمکم عندالله اتقیکم (حجرات ، ۱۳)
اي مردم ! ما شما را از مردي و زني آفريديم و شما را به صورت ملت ها و گروه هاي گوناگون قرار داديم تا از يكديگر باز شناخته شويد . همانا گرامي ترين شما نزد خدا پرهيزگارترين شماست.
« مرد از دامن زن به معراج می رود. » « امام خمینی (ره) »
هر کس به طریقی دل ما می شکند بیگانه جدا دوست جدا می شکند
بیگانه اگر می شکند باکی
نیست از دوست
بپرسید چرا می شکند
از پگاه پیدایش پرتو پاینده آدم و از طلوع طلیعه فلق و آغاز سپیده دم نبرد بی امان حق با ناحق و پیکار پی گیر پاکی و پارسایی با پلیدی ، پلشتي و پستي و از سجود سرخ هابيل بر سجاده سپيد سحر و پيروزي ستم و سالوس و سياهي ، شايد اگر ما را مظلوم ترين و معصوم ترين عنصر تاريخ بنامند، سخني به گزاف نباشد ؛ مظلوميتي به وسعت تاريخ و معصوميتي به عصمت سپيده .
چه دشمناني كه در جنگ هاي خونين تاريخ ، قتل عاممان كردند ، به زنجير اسارتمان كشيدند و به كنيزيمان بردند و....
و چه دوستاني كه از شدت غيرت و حميت جاهلانه و بي جا زنده به گورمان كردند و يا در اندروني ها محبوسمان نمودند!
چه سلاطين و فرمانروايان ستمگري كه جابرانه گوهر عفافمان را به زنجير هوس هايشان كشيدند و زينت حرمسراهايشان گردانيدند.
در حرمسراي شاهان عثماني صدها زن و دختر بدبخت به عنوان كنيز و برده محبوس و طعمه هوس راني سلاطين عثماني بودند. مراد سوم از زنان حرمسرا ۱۰۳ نفر فرزند به جاي گذاشت. محمد سوم جانشین او ۱۹ تن از برادرانش را خفه كرد تا به آسودگي به سلطنت بپردازد . ابراهيم بر اثر سوء ظن به يكي از زنان حرمسرا ۲۸۰ تن زنان حرم را در كيسه هايي نهاد كه در ته آن سنگ گذاشته بودند و آن ها را وسط تنگي بسفر در دريا غرق كردند.
( فرمانروايان شاخ زرين، نوئل باربر، عبدالرضا هوشنگ انصاري ، نشر گفتار، تهران ، ۱۳۶۸)
چه فرومايگاني كه جاهلانه عطر عاطفه و عشق آسمانيمان را در گنداب تعفن اوهام خود به بيگاري كشيدند.
تحجر به نوعي به استثمارمان كوشيد و تجدد به گونه اي به ابتذالمان كشيد.
شرق به شكلي خوارمان كرد و غرب به صورتي بي بند و بارمان نمود.
غرب متحجر قرون وسطي قرن ها مطالعه و بررسي كرد، همايش ها برگزار نمود و پژوهش ها و تحقيقات بسيار انجام داد تا پذيرفت كه « ما انسانیم !!» و می توانیم مالک دارایی خود باشیم!!
و شرق متقدم ( منهای اسلام ) ما را وسیله سرگرمی ها و هوس رانی های شاهان و امپراتوران قرار داد.
در تحجر غرب ، انسان بودن ما رسمیت نداشت و زمانی که تازه داشتیم هویت انسانی خود را می یافتیم که در بینش تجدد و تمدن جدید غربی ُ خود را «کالا» و « مهره » ای یافتیم که :
- در فروشگاه ها و سوپرمارکت ها وسیله ای در دست سرمایه داران برای آب کردن اجناس بنجل و مصرفی بارآوردن مردم شدیم !
- جاذبه جنسی ما عامل فروش و رونق فیلم های مبتذل و بی محتوا شد.
- زیبایی ما وسیله پرشدن جیب ابرسرمایه داران جهانی شد.
- عروسکی شدیم که مایه سرگرمی و وسیله ارضای شهوات و امیال انسان های متمدن و متجدد قرن بیست و یکم باشیم .
- مانکنی شدیم تا انواع مدهای لباس و کفش و آرایش گیسو و .... را برای هرچه بیشتر مصرفی کردن و مقلد بار آوردن مردم جهان سوم به نمایش درآوریم.
غرب متجدد ماشینی شده که انبوه تولیدات تجملی و صنعتی نساجی و پارچه های رنگارنگ در دستش بی مصرف مانده بود ، به منظور آزمودن و مصرف كالاهاي پر زرق و برق و پوشاندن لباس هاي رنگين و جلف خود بر پيكر معصوم ما ، چادر و حجاب را مانع تحقق مقاصد پليد خود مي ديد ، ناگهان منادي آزادي زن و مبتكر مبارزه با چادر شد و بار ديگر با طرح شعار « ازاد زنان دوش به دوش آزاد مردان! » از ما عروسکی بزک کرده ساختند تا بر رونق بازار سکس و تجارت و مصرف کاذب بیفزایند.
بدین گونه ما شدیم عروسک خیمه شب بازی سیرک جهانی سرمایه داری که هر لحظه ناخودآگاه به سازی می رقصیدیم و بوقلمون وار به رنگی درمی آمدیم.
در این بی پناهی و درماندگی در بخشی از مشرق زمین در ایران اسلامی نسیمی وزیدن گرفت و عطری در فضا پراکنده شد که رایحه ارزش های اصیل فطری و انسانی از آن استشمام می شد.
در ایران به رهبری امام خمینی (ره) انقلابی شکفت که بر اساس وحی الهی و مکتب قرآنی و ارزش های اسلامی - انسانی ُ، نه زن و نه مرد هيچ يك ديگري را در خدمت خويش نمي دانست ؛ بل كه زن را جامه عفاف و آبروي مرد و مرد را عفت و آبروي زن مي دانست.
« هن لباس لکم و انتم لباس لهن ...» ( بقره ، ۱۸۶)
قرآن كتاب آسماني ، زن را به اندازه اي لايق عزت و ارزش دانسته كه سوره اي به نام او نامگذاري كرده است ، سوره نسا . مردان و زنان با ايمان را صاحب و مالك اموال خود مي دانست و اختيار و تملك هر يك را نسبت به نتيجه كار و كوشش خود به رسميت مي شناخت.
« للرجال نصیب مما الکتسبوا و للنساء نصیب ممااکتسبن...» ( نساء ، ۳۱)
در اين بينش ، آفرينش زن از جنس مرد ، از آيات لطف الهي شمرده شده تا مايه آرامش و آسايش يكديگر بوده ، ميانشان مودت و مهرباني برقرار شود.
« و من آیاته ان خلق لکم من انفسکم ازواجا لتسکنوا الیها و جعل بینکم موده و رحمه » ( روم ، ۲۱ )
به زن و مرد هر دو حقوق انساني ، عزت و آزادگي مي بخشيد و افراد صالح و شايسته را - اعم از زن و مرد - داراي احترام و لياقت بهره مندي از بهشت مي دانست.
« و من یعمل من الصالحات من ذکر و انثی و هو مومن فاولئک یدخلون الجنه و لایظلمون نقیرا» ( نساء ، ۱۲۳)
اسلام ،جاذبه جنسي زن را وسيله گرمي كانون خانواده و استحكام و استواري بنيان زندگي اجتماعي قرار داد .

اين آيين ، عفاف ،حجاب و چادر را عاملي براي مصونيت حريم زن از تهاجم ديدگان ناپاك و هوس ران و نه وسيله محدوديت از رشد و ترقي ناميد ؛ و ثابت كرد احترام حقيقي يك مرد به يك زن تنها هنگامي امكان پذير است كه آن مرد به ديده آلوده در او ننگرد.
و در يك كلام در بينش اسلامي ، زن نه وسيله است و نه كالا و نه عروسك خيمه شب بازي ؛ بل كه زن انساني است آزاده و با عزت كه گوهر عفت ، زينت او ، مرجان حجب و حيا ، پوشش او و مرواريد عزت و استغنا ، حاصل كار و كوشش اوست.
بیست و یکم تیرماه را « روز عفاف و حجاب » نامیده اند . این مجال را فرصتی نیک می دانم که این ارزش اسلامی - انسانی (حجاب ) را به بازبینی بنشینیم.
اکنون بیش از ۳۱ سال از پیروزی انقلاب اسلامی در این ملک و میهن می گذرد.
در این سرزمین زمانی نه چندان دور فردی قدرتمند به نام رضاخان پهلوی عزم جزم کرد تا با زور و قدرت ، چادر را براي هميشه از فهرست لباس هاي زن ايراني بزدايد. او همه قدرت خود را به صحنه آورد ؛ اما پس از چند صباحي - در زمان پسرش - به اين نتيجه رسيدند كه فرهنگ سازي با زور پاسخ نمي دهد. عرصه فرهنگي با منش سرهنگي هم خواني ندارد.بنابراين گزير را در گريز از منطق زور يافتند.
پس از انقلاب نيز كه ارزش هاي حاكم بر جامعه دگرگون شد ، بنا به رويكرد فرهنگي - كه بارزترين رويكرد انقلاب اسلامي است - « حجاب » به عنوان یک ارزش در فهرست ارزش های محوری انقلاب قرار گرفت.
یکی از متفکران می گوید:
« انقلاب ها هر چند اصیل باشند، تا به فرهنگ تبدیل نشوند، ماندگار نمی شوند.»
فكر نمي كنم هيچ خردمند منصفي با اين سخن مخالف باشد يا آن را درك نكند كه « فرهنگ سازی با زور امکان پذیر نیست.»
ما در روند فرهنگ سازی با انسانی با کرامت و فکور طرف هستیم که حتی خداوند هم در منطق ۱۲۴ هزار پیامبر با زبان زور با سخن نگفته است.
بی تردید عقل و خرد از مهم ترین و ارزشمندترین نعم الهی است و تفکر از بالاترین عبادات انسان مومن می باشد . اسلام بیشترین ارزش را برای عنصر تفکر و تعقل قائل است . علامه طباطبایی (ره) مفسر بزرگ قرآن می فرماید :
" اگر کتاب الهی را تفحص کامل کرده ، در آیاتش دقت کنید ، خواهید دید شاید بیش از سیصد آیه هست که مردم را به تفکر ، تدبر و تعقل دعوت کرده و یا به پیامبر استدلالی را برای اثبات حقی و یا از بین بردن باطلی می آموزد . خداوند در قرآن حتی در یک آیه نیز بندگان خود را امر نفرموده که نفهمیده به قرآن و یا به هر چیزی که از جانب اوست ، ایمان آورند و یا راهی را کورکورانه بپیمایند ."
(المیزان ، ج5 ، صص255-270)
گذشته از آیات قرآن ، روایات زیادی نیز مسلمانان را توصیه به بهره گیری از این عنصر فطری و الهی می کند . نمونه هایی از روایات و احادیث درباره تعقل و تفکر را به عنوان برگی از کتاب و و بارقه ای از آفتاب تقدیم می دارم :
امام علی (ع) می فرماید :
" العقل دلیل المومن . العقل رسول الحق . العقل داعی الفهم " .
عقل و خرد ، راهنمای مومن است . عقل فرستاده حق است . عقل دعوت کننده به درک و فهم است .
پیامبر اکرم (ص) اندیشیدن و تفکر را بالاترین عبادت می داند و هیچ عبادتی را چون تفکر ارج نمی نهد : " افضل العباده التفکر . لا عباده کالتفکر " .
امام علی (ع) دانستن یک حدیث را از روی تفکر و درایت بهتر از نقل هزار حدیث می داند . " حدیث تدریه خیر من الف حدیث ترویه " ( بحارالانوار ، ج1)
امام حسین (ع) ، اندیشیدن و نقادی انسان را دلیل دانایی انسان می داند .
" من دلایل العالم انتقاده لحدیثه " (تحف العقول)
امام حسن عسکری (ع) در تعریف عبادت پا را فراتر نهاده و اصولا عبادت را تفکر و اندیشیدن درباره خدا می نامد ، نه بسیاری نماز و روزه .
" لیست العباده کثره الصیام و الصلوه و انما العباده کثره التفکر فی امرالله "
( تحف العقول)
زن یک انسان ذی شعور و خردمند است . آیا بدون اقناع عقل و خرد او می توان ارزش یا ضد ارزشی را بر او تحمیل کرد؟
همه قبول داریم که حجاب یک مسئله فرهنگی است ؛ اما تجربه اداره جامعه در اين ۳۱ سال نشان داده هر جا كه از منطق كم مي آوريم ، از سلاح زور كمك مي گيريم .... و اين است رمز نهادينه نشدن حجاب در جامعه ما.
هنوز بعد از ۳۱ سال فرهنگ سازي مي شنويم كه توصيه مي كنند در دانشگاه ها از زور نمره و در ادارات از زور اداري براي حاكم كردن حجاب - يعني يك ارزش فرهنگي و اسلامي - سود بجوييم !!
آيا نبايد از تجارب اين سه دهه بياموزيم كه اين روش ها نتيجه معكوس مي دهد؟!
ما عادت كرده ايم در بازي هاي جناحي از هر پديده حتي ارزش هاي ديني استفاده ابزاري بكنيم. در صورتي كه استفاده ابزاري از آموزه هاي ديني يكي از بزرگ ترين خيانت ها به دين است.
اين كه يك جناح سياسي ، جناح ديگر را به گسترش فرهنگ بدحجابي متهم كند ، دردي را دوا نمي كند .
عزيزان ! بياييد براي خدا همه دست در دست يكديگر دهيم و همه دلسوزان جامعه كمك كنيم و اصل مسئله را حل كنيم. حل همه مسائل فرهنگي - از جمله حجاب - تنها يك راه حل دارد و آن اين است كه با كار فرهنگي و گفت و گوهاي منطقي و اقناعي بكوشيم انسان ها به حقانيت باور خود جلب كنيم.
دلايل قوي بايد و معنوي نه رگ هاي گردن به حجت قوي
مقال را با سخني از « فراتس فانون » جامعه شناس شهیر به پایان می برم:
« سیاستمداران استعمار به این نتیجه رسیده بودند که اگر بخواهیم به تار و پود بافته جامعه الجزایر هجوم ببریم و استعداد مقاومت آن ها را از بین ببریم ، بايد ابتدا زن ها را تحت تسلط خود درآوريم ؛ بنابراين هر چادري كه دور انداخته شود ، افق جديدي را كه بر استعمار ممنوع بوده ، در برابر او مي گشايد و پس از ديدن هر چهره بي حجابي اميدهاي حمله ور شدن استعمار ده برابر مي شود. »
دوشنبه بيست و يكم تيرماه روز عفاف و حجاب را گرامي
مي داريم و اين مناسبت ميمون و مبارك را به همه خواهران و بانوان فرزانه و
فرهيخته تبريك و تهنيت مي گوييم.
سيد عليرضا شفيعي مطهر
(چاپ شده در ماهنامه بهشت پنهان ، ش ۲۵، تيرماه ۸۹)
صفحه نخست وبلاگ ثانیه
آرشيو وبلاگ لطفا از آرشیو وبلاگ بازدید نمایید
ثانیه : صفحات جداگانه وبلاگ صفحات جداگانه وبلاگ با مطالبی جالب و لینک های مفید
آخرین نوشته های وبلاگ
ياد بگيريم به ديگران
قوت قلب بدهيم
چرا میگن بچه ننه، نمیگن
بچه بابا
شرح
حال من شده این عکس !؟
این دماغ لعنتی - عجب
حکایتی ایست مصرف بی ریه و فرهنگ غلط !
مفهوم "ثانيه" همان "نَفَس" است!