ساعت بدهی های ایالات متحده آمریکا آنلاین و لحظه به لحظه

: - : - : - : - : - : - : - : -: -: -: - : - : - : - : - : - : - : - : - : - : - : - : - : - : - : - : - : - : - : - :

در لینک زیر می توانید آمار لحظه به لحظه و آنلاین بدهی های ایالات متحده آمریکا ( کل بدهی های دولت ؛ شهروندان ، بدهی داخلی و خارجی ) با عنوان ساعت بدهی های ایالات متحده آمریکا را مشاهده بفرمائید

 

http://www.usdebtclock.org

ساعت بدهی های ایالات متحده آمریکا آنلاین و لحظه به لحظه

 

دولت آمریکا به صورت رسمی این سایت را راه انداخته است تا به همگان بفهماند که نبض پول جهان  یعنی دلار رو به ورشکستگی است و دنیا باید خود را برای این شکسته شدن آماده کند

این اعلان ِ رسمی ِ بزرگترین دولت ِ سرمایه داری دنیا آمریکاست که علنا پیام ورشکستگی خود را به جهان ارسال می کند. و اکنون وقت تفکر است تا متفکرین اصیل و غرب نـزده مان بنشینند و ببیند کجاییم و کجا می رویم ؛ ببیند نماد نظام لیبرالسیتی اکنون چه می کند و ما چگونه باید تا کنیم

.

راه حل ها چیست ؟

به نظر شما چرا ایالات متحده آمریکا به صورت رسمی چنین بدهی سرسام آوراش را تبلیغ می کند ؟

و هزاران چرای دیگر ....

 

: - : - : - : - : - : - : - : -: -: -: - : - : - : - : - : - : - : - : - : - : - : - : - : - : - : - : - : - : - : - :

گلچینی برای شما

تصویر عریان شعار آزادی بیان در شبکه های اجتماعی غرب

توئیتر «تسخیر وال استریت» را مسدود کرد - سانسور وال استریت در فیس بوک

 

ثانیه : وال استریت تحریم شد - فیس بود و توییتر وال استریت را مسدود کردند - عکس

فارس  ؛ "توییتر" سایت مدعی حمایت از آزادی یوزر "اشغال وال استریت" را مسدود کرد. همین شبکه در جریان اغتشاشات در ایران، آپدیت خود را به دستور دولت آمریکا عقب انداخت تا مبادا در اطلاع رسانی بین آشوبگران خللی وارد شود. سایت فیس بوک نیز در اقدامی مشابه از ارسال پیام هایی که در آنها اسمی از وال استریت به کار رفته است، اجتناب می‌کند.

.

.

سید علی آدرس سایتی است که به مناسبت سفر رهبری به کرمانشاه افتتاح گشته است

.

.

پیشنهاد مطالعه یک کتاب :  دانلود کتاب ِ برزخ سنت گرایی، مدرنیسم و پست مدرنیسم 

آنچه در این جستار در پی آنیم ، بررسی واقعیت های انضمامی جامعه ایران در روند گذار از جامعه سنتی به مدرن می باشد که جامعه ما را تبدیل به جمع اضداد و یا ایستارهای افراطی نموده است ، به عبارتی گذار گسسته از سنت  و رویگردانی ناخواسته و یا نادانسته از پتانسیل های فرهنگی ، جامعه را به دقطب نو گرا و سنت گرا تقسیم کرده که پیامدهای پولاریزه شدن جامعه ، آسیب زا بودن آن را استمرار بخشیده و از طرفی نشر آرام و خزنده رویکرد پست مدرنیستی در جاعه آسیب زای یاد شده ، شرایطی خاصی را در جامعه ایران حکمفرما کرده است به دیگر ...

.

.

معرفی یک فیلم :   سگ های پوشالی (Straw Dogs)

سال تولید: 2011    -     نویسنده و کارگردان : راد لوری (Rod Lurie)   -    بازیگران : جیمز مارسدن، کیت باسورث و الکساندر اسکاراسگارد (James Marsden, Kate Bosworth , Alexander Skarsgard)
سبک فیلم : هیجان انگیز    -      زمان فیلم : 110 دقیقه
خلاصه فیلم :    "دیوید سامر" تصویر پرداز و فیلمنامه نویسی است که برای کار و پروژه های کاری گه گاهی باید محل زندگی خودش و همسرش "امی" رو به جاهایی که نیاز داره منتقل کنه. اما در یکی از پروژه های کاری اش اون باید به پایین ترین نقطه ی شهر جایی که منفورترین آدم ها و بی قانون ترین محل هست بروند جایی که هیچوقت برای همسر دیوید قابل قبول نیست و همین مسئله باعث تنش و جدل بین اون و همسرش میشه. از طرفی دیگه حالا که به خاطر از دست ندادن کارش به اجبار به این منطقه اومدن از طرفی دیگه باید با مردم بی بندوبار این محل هم درگیر بشه.
.

.

 امروز داشتم وب رو مرور می کردم ، گفتم یه پستی همچون بالا براتون داشته باشم ، فعلا چیزی نمی نویسم اما شاید برگشتم و ادامه این مطلب یه چیزایی نوشتم ...!؟

.

چگونگی زندگی ..


درصد کمی از انسانها نود سال زندگی می کنند

مابقی یک سال را نود بار تکرار می کنند . . .


چگونگی آن خیلی مهم است ؛ بسته به فرهنگ اجتماع آموزش و دوستان و دیدگاه و خانواده و محیط زندگی ها فرق می کند...

چگونه بهترین باشیم ، به چه روش و مسلکی !؟

استقامت و قدرت بازیابی

 

در  پست های قبل از حزب باد (و حزب باد بودنم گفته ام) هم اکنون دچار تردیدی دیگر پیرامون انتخاب شده ام و متاسفانه در تصمیم گیـری اولیه ، بازهم اشتباه کردم و از سوراخ نادانی دوباره گزیده شدم

اقتـدار در تصمیم گیری شاید ربطی به دانسته ها و {آیا می دانید هایمان} و وسعت دانش های فنی و تخصصی مان نداشته باشد ؛ و شاید ارتباط مستقیمی با تجربه های زندگی و هنر زندگی کردن  و همان شخصیت ساخته شده مان داشته باشد. و شاید هم جــوّ گیر شدن بی دخیل در تصمیم هایمان نـباشد

تصویر شانسی انتخاب شده برای زیبایی مطلب !؟

دوستان باب و نیک داشتن هم خود نعمتی است شایسته شکرگذاری ؛ دوستانی که به هنگام کج روی و اشتباه ، با همه نــداریمان ، بهمان تلنگری بزننـد و هشدار دهند که فلانی کجــا !!؟؟

همه حرفهای بالا را بعلاوه جوانی و ضرب در نادانی کنید ، تقریبا می توان تصور کرد که نتیجه چه خواهد بود.

.

ببخشید اگر مبهم می نویسم   .    مجاز نیستم ؛ آخه گفتند : نگین !؟

 

پ.ن : حالمان حسابی خوب است . شـُـکـر

پ.ن : یک خطر بزرگ از بیخ گوشمان گذشت. البته من رفع این بلا را فقط خواست خدا میدانم ، دلیل نگارش پست بالا هم همین خطر بود که می خواهم اسم رمزی برایش انتخاب کنم :   Az

پ.ن :  هنوز هم تند و تند دلمان می شکند و چاره ایی نیست .

جایش درد می کند

 

وقتی منطقی فکر می کنم ؛ می بینم که هنوز جایش(+) درد می کند. احساس کردنش سخت نیست

شاید رویش پوشیده ؛ اما فراموش نـشده ؛ جالبتر آنکه برخی کارها تازه ترش میکند

همیشه در گذر

.

زندگی بدون پایان

 

زندگی همه ما در گذز است و گذر بی ایست و پایان تا روز معاد

این گذر زمان را کسانی بهره می برند که به "درگذر بودنش" پی برده باشند

 

من سعی کردم بهش پی ببرم ولی مثل اینکه موفق نبوده ام یا در اولویت هایم به اشتباه گزینش کرده ام

این یک

 

و دوم اینکه

در این گذر بی توقف بهتره با هم باشیم و قدر هم رو احساس کنیم

یه روزی تموم می شه ؛ خواه ناخواه

 

 

لیدی یا لیلی ؟

لیدی یا لیلی ؟

لیدی گاگا و محبوبیت جهانی او را باید خبری از آیندۀ جهان دانست. از آفریقا تا چین، و از پاکستان تا کانادا، جوان‌ها لیدی‌گاگا می‌شنوند و می‌بینند. او صاحب رکورد پرشمارترین طرفدار (۱۳ میلیون و ۵۰۰ هزار عضو) در شبکۀ توئیتر است.  روشنفکران دینی و عرفی ما، برای اینکه فاصلۀ سنت تا مدرنیته را خوب حس کنند، باید مشهورترین معشوق ایرانی، یعنی لیلی را، با لیدی‌گاگا مقایسه کنند. این دو، نماد و عصارۀ دو جهان‌اند: قدیم و جدید. این مقایسه، چشم ما را به آینده می‌گشاید و بهتر می‌توانیم جهانی را که فرزندان ما در آن خواهند زیست، از پیش ببینیم. پاسخ به این سؤال که جوامع جهانی رو به کدامین سوی دارند، در گرو همین مقایسه‌ها است.

لیلای ایران، شرم‌آگین، محجوب، وفادار و سنت‌پیشه است. اما لیدی گاگا، ستیزه‌گر، تنوع‌طلب و سنت‌شکن است. لیلای ایران، در جست‌وجوی عشق، تن به خاک می‌سپارد؛ لیدی گاگا سراپا تمسخر عشق و دلدادگی است. نیازی به ارزشداوری نیست و من هم داوری نکردم. فقط تفاوت این دو را تفاوت دو مسیر تاریخی دانستم و می‌افزایم که همۀ شواهد گویای آن است که جهان، مسیر لیدی گاگا را برگزیده است و باکش نیست که سر از کجا درمی‌آورد.
صلاح مملکت خویش خسروان دانند و ما را چه زیان که کدام راه رهروان بیشتری دارد؛ اما آنان که در اندیشۀ اصلاح‌اند، باید بدانند که گرایش عمومی جوانان به کدام سو است. هیچ امیدی به آنان که شناخت درستی از مسیرهای شلوغ ندارند، نیست. اینان بدون اینکه خود بدانند، مایۀ تمسخرند و چند مخاطب را دلیل بر اهمیت کار خود می‌پندارند. بسیاری از گویندگان و نویسندگان ما، چندین فرسنگ از فضای ذهنی جامعه دورند. به همین دلیل، دائم صدای خود را بلندتر می‌کنند تا به گوش‌ها برسد. غافل از اینکه این فاصله را با هیچ بلندگویی پر نمی‌توان کرد. مهم این است که مصلحان، بدانند با چه مردمی سر و کار دارند و مطابق خصلت‌های نهادی و عارضی آنان نسخه بنویسند. مباد برای کسی که در آستانۀ قبض روح است، نسخۀ سرماخوردگی بنویسیم.
 بازگشت به سنت، تقریبا محال است. از طلاکاری سنت هم کاری ساخته نیست. خاطرۀ لیلا هم در ذهن ما هنوز مغلوب شامورتی‌بازی‌های لیدی گاگا نشده است. به قول قرآن: مذبذبین بین ذلک لا إلى هؤلاء ولا إلى هؤلاء. تکیلف چیست؟ نمی‌دانم؛ اما مهم این است که وضعیت امروز جهان را درک کنیم و مطمئن باشیم که دوران زیست جزیره‌ای گذشته است. نمی‌توان دور جزیره‌ای دیوار کشید و گفت چاردیواری اختیاری. در دنیا یک جزیره وجود دارد و آن، دهکدۀ جهانی است. بله، تسلیم نباید شد، اما به قول ژاپنی‌ها، «باید جهانی اندیشید و بومی عمل کرد» نه بر عکس.

منبع

.

.

.

و این هم نظری که توسط «ملاقات در ثانیه های مجازی » بر این نوشته ، درج شده است که به دلیل زیبایی و پرمحتوایی عینا در ذیل می آید:

سالها دل طلب جام جم از ما می کرد
آنچه خود داشت زبیگانه تمنّا می کرد.
گوهری کزصدف کون مکان بیرون است
طلب از گمشدگان لب دریا می کرد.

نه انجماد ویخ زدگی مطلوب است،نه وارفتگی ونداشتن قوام واستحکام.آن یکی به بسته شدن ذهن ودل ،به روی دریافت های جدیدمی کشاند؛این یکی به لغزیدن و هرروز تابع یک موج شدن...

القائات فرهنگی نا متجانس و نا همگون بیگانه،گاهی مثل آفتاب،آب می کند و گاهی مثل آتش می سوزاند و گاهی مثل زهر،از پای در می آورد و گاهی مثل سنگ،می شکند وخورد می کند.
بسته به اینکه برف باشی که آب شوی..یا پنبه باشی که بسوزی..یا جاندارباشی که مسموم شوی،یا شیشه باشی که به سنگ بیگانه بشکنی..
«آدم های برفی»شکل وشمایلی دارند،«آدم نما»؛ولی محتوای«آدم»را ندارند.چهره شان گول زننده است،مثل مترسک امّا بی روح وفاقد تشخیص و بصیرت.
آنچه به انسان«هویت»می دهد فکروایمان او،اراده و انتخاب او،پیشینه فرهنگی وتربیت خانوادگی وسنّت های شایسته و عقلانی اوست.
آنکه مرز«خوب»و«بد»و«زشت»و«زیبای»فرهنگی و اخلاقی را نمی شناسد،آنکه فرهنگ«فاخر»را از«فرومایه» تشخیص نمی دهد،
آنکه با کمترین بهانه وبه نام«تجدّد»،از فرهنگ دینی و ملّی و«سنّت»خود دست می شوید وبه راحتی جذب موج ها شده و هرروز به رنگی وهر لحظه به شکلی درمی آید و به برهنگی فکری و فرهنگی و جسمی خود می بالد،
آنکه«بوستان»و«گلستان»و«حافظ»و«مولوی»و«نهج البلاغه»و«قرآن»که اجزای متصل و ریشه های به هم پیوسته هویت فرهنگی است را نمی شناسد،
آری...چنین کسی آدم برفی و یخی است.
به قول بزرگی:ازپاییز آموخته ایم که هنگام مرگ ریشه ها برگ ها با کمترین نسیم فرومی افتند.
«آدم های برفی»همیشه گذرگاه«فرهنگ فرومایه»و جاده صاف کن«فرومایگی فرهنگی/lumpenism»اند.
حرف شان تکراری و عملشان تقلید،روشنفکرنما،وبرخی از آن ها گاهی به دلایل فراوان و قابل اثبات روان شناسی وتاریخی،دچار اختلالات روانی و بیمار جنسی اند...
این گونه آدم ها،پشت کوه قاف نیستند.کنار ما ومیان ما هستند.
مواظب باشیم مثل آنها«آب»نشویم...!!
به تعبیر دائو دِ جینگ«خود بسیط خویش را بشناس،سرشت اولیه ات را درک کن،کسی که دیگران را می شناسد خردمند است و کسی که خود را می شناسد اهل اشراق(روشنی یافته)».

بر دست تکیه باید،بردیگران نشاید.

موسی صفت رها کن ازدست خودعصارا

::::> این هم گلچین از وبلاگشون : نیم رخ و تمام رخ ِ آدم ها با هم فرق داره. بعضی هاشون از نیم رخ قیافه ی بهتری دارند. بنابراین اگر می خوای رابطه ات رو با اونها ادامه بدی باید زاویه ی دیدت رو طوری تنظیم کنی که همانطور در نیم رخ بمانند. درجه ی دوستی با آنها هم در همان نیم رخ خلاصه می شود. منبع

جشن عاطفه ها

فکر نکنید نیستم ، من همیشه با ثانیه هستم ؛ اما الان

اما آهسته و پیوسته

آهسته و پیوسته

آهسته و پیوسته

آهسته و پیوسته

آهسته و پیوسته

هستم

.

یادش بخیر ، قبل تر ها نوشته بودم در  جشن عاطفه ها ؛ بوی شهر را عاطفه ها گرفته بود


اینم عکس مربوطه - کلیک بفرمایید


الان هم حال و هوای کشور زیبا و باطروات شده ، قبلها رئوف و چهره ها خندان

زنگار دل می شویند و سخاوت رو می کنند و بی ریا می بخشند ، هر چند یک مداد

همین زیبایی هاست که جاودانه اند و انسان ها و نسل ها را جاویدان می کنند


.

.


امروز خواهرم رنگ زد ،

گفتمی : دونی چه روزیه؟

گفتم : بله ، امروز هفتم مهرماه ، روز عاطفه هاست و جشن عاطفه ها

گفت : نه ، منظورم این نبود

گفتم : پس چی آبجی !؟

گفت : امروز روزه دختره داداش ....

دیگه هیچی نگفتم ، فقط : چشم چشم ؛ به روی چشم ..

بگی نگی حواس پرتم

.

.


اگه قرار باشه ما شادی ها مون رو تقسیم کنیم ، یه راهش صور ( یا سور ، یا ثور دادنه ) ؛ یعنی به مناسبت خوشی که داریم ، شانسی که آوریم ، موفقیتی که کسب کردیم می خواهیم با یک میهمانی به  جمعی از دوستان خوش بگذره و ما خرج کنیم

قرار نیست مجلل باشه ، قراره به این بهانه دور هم بگیم و بخندیم .. به همین سادگی

حدود 4 یا 5 موفقیت خوب توی زندگی کسب کردم ، امروز پنج شنبه است و آخر هفته نیستم ، اما اگر برگردم باید حسابی شکم های صابون زده عزیزان رو صفا بدم


.

.


داشت جور میشد شنبه بریم مشهد الرضا ، پابوس امام رضا (ع) ؛؛ قسمت نبود ، منتفی شد

ان شاءالله 50 روز دیگه

.

الان توپه توپم - راستی به آخرین پست های نوشته شده وبلاگ هم سری بزنید