حرفهایی برای نگفتن

حرف هایی هست برای نگفتن

و ارزش عمیق هر کسی به اندازه ی حرف هایی است که برای نگفتن دارد

شریعتی

حجاب با تی شرت و شلوارک

یکی از مسائل داغ و مورد گفتمان کلیه مجالیس رسمی و غیر رسمی ایران زمین و کسانی که مسائل داخلی رو مرور و پیگیری می نمایند ؛ حجاب و طرح مبارزه با بدپوشی است که از سوی ناجا (پلیس ایران) به اجرا گذاشته شده و می شود.
احسان رستگار در تازه ترین نوشته خود آنچه را دیده و آنچه را می داند به هم پیوند زده و نکته ایی را برایمان آماده کرده که وبلاگ ثانیه در این پست با درج ِ نوشته ایشان ؛ نکته قابل اشاره و درنمایه این نوشتار را تقدیم می نماید

........................................................................


بسم الله الرّحمن الرّحیم

در دوشنبه 16 خرداد امسال، اتفاقی منجر شد تا حجت الاسلام فروزش، امام جماعت فداکار و ناهی از منکر دانشگاه شهید بهشتی خبر اول بیشتر رسانه های مجازی، مطبوعات و صدا و سیما شود که حتماً در جریان آن ماجرا هستید. دقیقاً فردای آن روز یعنی سه شنبه 17 خرداد، سردار احمدرضا رادان در نشستی خبری که به احتمال قوی بخشی از سخنانش تحت تأثیر فشار رسانه ای آن فاجعه بود اعلام کرد: "یکی از دغدغه‌ها و نگرانی به حق مردم موضوع بدپوششی است. ... در این طرح شاخصه‌های برخورد با بدپوششی مانند گذشته برای خانم‌ها استفاده از مانتوهای کوتاه و چسبان، روسری‌هایی که مو از دو طرف مشخص شده باشد و برای آقایان لباس‌های زننده که نمادهای گروه‌های انحرافی را داشته باشند برخورد می‌شود."

روز چهارشنبه ۲۵ خرداد امتحان داشتم و در حال حرکت به سمت در ۱۶ آذر دانشگاه تهران بودم که دقیقاً رو به روی کلینیک ۱۶ آذر و قبل از خیابان ادوارد براون با صحنه ای عجیب مواجه شدم. دختر خانمی که به نظر می رسید دبیرستانی است با ظاهری عجیب و غریب -که حتی پسرها از پوشیدن آن شرم می کنند- در حال تردد در پیاده رو بود. گویا همراه مادرش بود که در تصویر زیر در سمت چپ وی قرار دارد (خودتان ببینید و قضاوت کنید که آن شخص چند ساله است و آیا قانوناً، شرعاً و عرفاً رعایت حجاب برای وی با مادرش تفاوتی دارد یا خیر). اعتراف می کنم که به جز چند صحنه در شمال شهر آن هم در کوچه ها، کشف حجاب ،آن هم نه این گونه، ندیده بودم! در کل این گونه پوشش ها تا کنون فقط در مناطق ساحلی کشور (شمال و جنوب) بعضاً ممکن بوده مشاهده شود، ولی در تهران نه ساحلی هست و نه چنین حجابی مسبوق به سابقه بوده است. تصویر گویاست که نه مانتویی در کار هست و نه روسری؛ فقط بنده توضیح دادم تا مبادا خیال کنید خطای دید است! بنده خودم هم سعی کردم بگذارم به حساب داغ شدن مخم و فشار امتحانات، ولی با مشاهده ی عکس زیر، مطمئن شدم که واقعیت امر از آن چه آن موقع دیدم بدتر بوده است.


تمام کسانی که مدعی هستند که هنوز هم در ایران با بدحجابی برخورد می شود، این مشتی نمونه ی خروار است آن هم در امنیتی ترین خیابان ایران یعنی 16 آذر و حوالی میدان انقلاب و این پدیده هم بدحجابی نیست، بی حجابی است، آن هم نه فقط از ناحیه ی سر، بلکه از هر سه طرف! مشاهده ی موارد مشابه این مورد برای بسیاری از ساکنین مخصوصاً شمال تهران در طول سال اتفاق می افتد. عادی شدن کشف حجاب پشت فرمان، مکان های عمومی سربسته و رستوران ها که دیگر مدت هاست محلی از اعراب ندارد. حتی بلوز و شلوار هم نبود؛ شلوارش که شلوارک بود و بلوزش هم که تی شرت!

با این حساب نمی دانم دقیقاً معنای اجبار حجاب در ایران به چه معناست. حداقل در دولت دهم، بنده حجابی ندیدم. البته هنوز گروه آقای احمدی نژاد و مشایی باید بسیار تلاش کنند تا ایران هم مانند ترکیه شود؛ ولی الآن هم اجباری در رعایت پوشش اسلامی نیست.


این تصور هم که برخی مدام از آن دم می زنند اشتباه است که ما حتی بشویم مثل کشور ترکیه؛ ترکیه تقریباً تکلیفش با خودش و مردمش مشخص است، ولی ایران بلاتکلیف ترین کشور جهان است. همان ترکیه هم دارد روز به روز گرایشات اسلامی اش بیشتر می شود؛ چه در ظاهر مانند حجاب و چه در باطن مانند تغییر قانون اساسی لاییک ترکیه. یکی از ادله ی محکم اثبات عقب مانده ی ما همین است که نه مانند غربی ها هستیم و نه مانند یک کشور اسلامی؛ قانون یک حکم می کند، ما گونه ای دیگر عمل می کنیم، عده ای از سران قوا یک حکم می دهند، عده ای از دیگر مسئولین ارشد مخالف آن را اجرا می کنند. واقعاً نوبر است. ما قانون بد داریم، قانون مسکوت داریم، قانون مهجور داریم، قانون منفور داریم، قانون مطرود داریم، قانون مشکوک داریم؛ خلاصه جنسمان جور است. اگر بناست تا حجاب اجباری باشد و همه حداقل های حجاب اسلامی را رعایت کنند، پس این قانون اجرا شود. اگر این قانون که بنا بر اساس قانون اساسی، مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی و مجلس شورای اسلامی باید اجرا شود بنا نیست اجرا شود، پس با طرح یا لایحه و یا حکم حکومتی رهبری ملغی شود. به هر حال قطعاً بدترین حالت ممکن بلاتکلیفی است. این که ما خودمان هم به ریش خودمان بخندیم واقعاً موجب وهن نظام و شعور ما به عنوان مردم است.


اگر اوضاع به همین ترتیب پیش برود، دور نیست روزی که در برخی مناطق ایران، حجاب از مانتو تبدیل شود به تاپ-شلوارک. ما ایرانی ها ثابت کرده ایم که می توانیم، آن گونه که ما توانستن را صرف کرده ایم (در همه ی ابعاد)، هنوز در کتاب های زبان فارسی هم نگاشته نشده است. یعنی اگر اراده کنیم در هر زمینه ای از همه می توانیم جلو بزنیم؛ فناوری هسته ای، فناوری فضایی و موشکی، بی بند و باری، دروغ گویی، دزدی، دورویی، خلاصه واقعاً می توانیم، شک نکنید که می توانیم. ان شاء الله روزی فرا رسد که کما فی السابق بتوانیم ولی از توانمان سوء استفاده نکنیم.




احسان رستگار  در وبلاگ منتقد (نه مخالف)، مستقل (نه جناحی)

..........................................................................................


پ.ن 1 : دوستان عزیز خواهشمندم در خصوص اهمیت یا ضد حجاب قلم فرسایی ننمایید. به اصل موضوع بپردازید ، بیشتر خوشحال خواهیم شد
پ.ن 2 : قابل توجه که عکس بالا نه جنبه اشاعه فحشا داشته و نه قصد دارد کسی را زیر سوال برده یا مایه آبرو ریزی باشد. فقط کمی رو نمایی شده از برخی مسایل و واقعیت های موجود در جامعه

عکس خند !؟

در ادامه می توانید عکس هایی را با کاریکلماتور مشاهده نمایید

ادامه نوشته

سياست‌هاي كلي اشتغال از سوی رهبر انقلاب ابلاغ شد

خبرگزاری فارس : حضرت آيت‌الله خامنه‌اي، سياست‌هاي كلي اشتغال را پس از مشورت با مجمع تشخيص مصلحت نظام تعيين كردند.

متن سياستهاي كلي اشتغال كه به رؤساي قواي سه‌گانه، رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام و دبير شوراي نگهبان ابلاغ شده، به اين شرح است:


بسم الله الرحمن الرحيم

سياستهاي كلي اشتغال


1ـ ترويج و تقويت فرهنگ كار، توليد، كارآفريني و استفاده از توليدات داخلي به عنوان ارزش اسلامي و ملي با بهره گيري از نظام آموزشي و تبليغي كشور.

2ـ آموزش نيروي انساني متخصص، ماهر و كارآمد متناسب با نيازهاي بازار كار(فعلي و آتي) و ارتقاء توان كارآفريني با مسؤوليت نظام آموزشي كشور(آموزش و پرورش، آموزش فني و حرفه اي و آموزش عالي) و توأم كردن آموزش و مهارت و جلب همكاري بنگاه هاي اقتصادي جهت استفاده از ظرفيت آنها.
3ـ ايجاد فرصت هاي شغلي پايدار با تأكيد بر استفاده از توسعه فناوري و اقتصاد دانش بنيان و آينده نگري نسبت به تحولات آنها در سطح ملي و جهاني.
4ـ ايجاد نظام جامع اطلاعات بازار كار.
5ـ بهبود محيط كسب و كار و ارتقاء شاخص هاي آن (محيط سياسي، فرهنگي و قضايي و محيط اقتصاد كلان، بازار كار، ماليات ها و زير ساخت ها) و حمايت از بخش هاي خصوصي و تعاوني و رقابت از راه اصلاح قوانين، مقررات و رويه هاي ذيربط در چارچوب قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران.
6ـ جذب فناوري، سرمايه و منابع مالي، مبادله نيروي كار و دسترسي به بازارهاي خارجي كالا و خدمات از طريق تعامل مؤثر و سازنده با كشورها، سازمان ها و ترتيبات منطقه اي و جهاني.
7ـ هماهنگ سازي و پايداري سياست هاي پولي، مالي، ارزي و تجاري و تنظيم بازارهاي اقتصادي در جهت كاهش نرخ بيكاري توأم با ارتقاء بهره وري عوامل توليد و افزايش توليد.
8ـ توجه بيشتر در پرداخت يارانه ها به حمايت از سرمايه گذاري، توليد و اشتغال مولد در بخش هاي خصوصي و تعاوني.
9ـ گسترش و استفاده بهينه از ظرفيت هاي اقتصادي داراي مزيت مانند: گردشگري و حق گذر(ترانزيت).
10ـ حمايت از تأسيس و توسعه صندوق هاي شراكت در سرمايه براي تجاري سازي ايده ها و پشتيباني از شركت هاي نوپا، كوچك و نوآور.
11ـ برقراري حمايت هاي مؤثر از بيكاران براي افزايش توانمندي هاي آنان در جهت دسترسي آنها به اشتغال پايدار.
12ـ توجه ويژه به كاهش نرخ بيكاري استان هاي بالاتر از متوسط كشور.
13ـ رعايت تناسب بين افزايش دستمزدها و بهره وري نيروي كار.

سيدعلي خامنه اي

28/تيرماه/1390


امید است که این فصل الخطاب برای مسئولان و تمامی افراد دخیل در امر اشتغال ؛ فصلی نو و راهکاری جدید برای رفع مشکلات اقتصادی و معیشتی ایرانمان باشد.

مهدی فاطمه کجایی مولا !؟

پس از مسافرت یک هفته ایی و گذری در گوشه ایی از زیبایی های ایران زیبا و بزرگ

اکنون عازم ِ قم و مسجد مقدس جمکران هستم (با بهترین دوستم علی)

.

مهدی همان موعود وعده داده شده حق ِ الهی

که جهان چشم انتظار توست

مهدی همان ذخیره الهی برای بشریت

چشم دشمنانت کور ، عاشقانه چشم انتظارتیم مولا

با اشک دیده زنگار ِ قلبمان را شکسته و طلبت می کنیم از حق تعالی

بیا

بیا که آمدنت پایان تمام بدی های روزگار است



با یک آغوش آرزو و رویا خدمت خواهیم رسید

با یک شوق که شوقمان را اشک دیده نشان است

مولا

مولای من ، تا به کی دلمان منتظرت خواهد بود؟


.

.

دوست شب گذشته پیامکی ارسال کرد با این درون مایه :

به امید روزی که متن تمام پیام ها این باشد

مهدی آمد

آمین



یا مهدی موعود ؛ ای صاحب الزمان

دلم به مستحبی خوش است که پاسخش واجب است

السلام علیک یا مهدی صاحب الزمان (عج)

اینجا اهواز

اینجا هوا خیلی گرمه

ارومیه

اینجا ارومیه

ارومیه یک هفته میزبان من است

شهری بسیار زیبا و مردمانی ستودنی


الان ساعت 2110 دقیقه هست و هنوز آفتاب غروب نکرده - بند ارومیه را امروز دیدیم و چشیدیم

.

گسترش جزیره سازی های مصنوعی امارات و تهدید خلیج فارس و مرزهای ایران


گسترش اراضی مصنوعی امارات و تهدید خلیج فارس و مرزهای ایران

.
کشور امارات، همزمان با ادعاهای ارضی بی‌پایه علیه جزایر سه‌گانه همیشه ایرانی خلیج فارس، با سرمایه‌گذاری عظیم، با سرعت مشغول توسعه جزایر مصنوعی در کرانه‌های جنوبی خلیج فارس است که با هدف افزایش سرمایه، تصرف گام به گام حریم آبی ایران و عربی کردن نام خلیج همیشه فارس، زندگی را در آب‌های خلیج تا ابد فارس به خطر انداخته است.

این امر که با سکوت شگفت انگیز و توجیه ناپذیر رسانه‌های داخلی همراه شده، نه تنها محیط زیست شکننده خلیج فارس را در معرض نابودی قرار داده، بلکه مرزهای آبی و مناطق حاکمیتی و تمامیت ارضی ایران در خلیج فارس را نیز در معرض تهدید جدی قرار داده است.

دولت امارات عربي متحده، در حالی اعلام كرده كه کنسرسیوم سه جانبه اماراتی، آمریکایی و انگلیسی در حال ساخت جزیره‌های مصنوعی النخیل و العالم است که تشكيلات دولتي توسعه نخيل (Nakheel) در دوبي به عنوان مجري پروژه سه جزیره مصنوعی به شکل نخل و مجموعه ۳۲۵ جزیره مصنوعی به شکل نقشه جهان را قارچ گونه و با شدت و سرعت ادامه می‌دهد.

گفتنی است، ساخت سه جزيره به شكل نخل (Palm Lands) كه طول هر كدام بيش از 6 كيلومتر است و يك جزيره بيضوي به شكل نقشه 5 قاره كره زمين (Universe) در منطقه‌اي به طول 9 كيلومتر و عرض 6 كيلومتر و با مساحتي نزدیک 63 کيلومتر مربع که کاملا در تضاد با اکوسيستم طبیعی خليج فارس است، با سرمایه‌گذاری بیش از بیست میلیارد دلار در حال تکمیل شدن است.
از سوی دیگر، سلطان بن سليم، مدیر این پروژه در اظهارات تجاوزگرانه‌ای، بی‌پرده فاش کرده که: «با توجه به این که هم اکنون تنها بخش کوچکی از ساحل خليج فارس به امارات تعلق دارد، در زمان پایان اين پروژه، دولت امارات با داشتن 1200 كيلومتر ساحل، به مقدار کافی ابزار برای اعمال فشار به ایران خواهد داشت.»!
در این میان، آنچه برای ایرانیان از اهمیت بسیاری برخوردار است، در پیش گرفتن سیاست مناسب و واکنش درخور مسئولان و دست‌اندرکاران سیاست خارجی و نمایندگان ملت در برابر آثار فاجعه‌بار این پروژه است که در سکوت مرگبار خبری، افزون بر نابودی زنجیره حیات اکوسیستم دریایی خلیج فارس، بی سر و صدا، آینده مرزهای آبی و تمامیت ارضی ایران را نیز نشانه رفته است.

عمق اين کار فاجعه‌بار امارات متحده عربي، همزمان با پايان راه اندازی نخستين جزيره نخل نمايان شد؛ هنگامي كه به اذعان رسمي مجريان، براي اين پروژه 1. 65 میلیارد متر مكعب ماسه و 87 ميليون تن سنگ‌های صخره‌ای برای پی‌سازی و براي تكميل محوطه‌ها نیز یک میلیارد تن صخره (که به طور عمده از قاچاق سنگ‌های صخره‌ای از ایران تأمین شده) به محل آورده و مورد استفاده قرار گرفته است.
 

پیامدهای محیط زیستی احداث جزایر مصنوعی در خلیج فارس

از مهمترین پیامد‌های فاجعه بار محیط زیستی جزایر مصنوعی امارات می‌توان به این موارد اشاره نمود:
 
1. نابودی محیط زیست طبیعی ایران با تخریب خاک‌ها و سنگ‌های صخره‌ای کوهستان‌های ایران و انتقال آنها به امارات برای ساخت جزایر مصنوعی

2. تهدید امنیت زیستی پرندگان مهاجر و جانداران جزایر غیر مسکونی خلیج فارس

3. نابودی پوشش زنده مرجاني به عنوان یکی از پتانسیل‌های مهم تجمع زیستی خلیج فارس

4. تخریب پهنه بندی طبیعی بستر دریا. (اماراتی‌ها رسوبات ارزشمند بستر خلیج فارس را هم برای ساخت و ساز پروژه جزایر به تاراج بردند و افزون بر آن، فعالیت ماشین آلات و استخراج ریزدانه‌ها از کف دریا، آسیب‌های بسیار زیادی بر پهنه بندی بستر دریا وارد ساخته است.)

5. تغییر مسیر جريان‌هاي طبيعي آب که در توان خودپالایی طبیعی خلیج فارس اختلال جد پدید می آورد.

6. به هم ریختن ساختار طبیعی بستر خلیج فارس. (ناگفته نماند که امارات حتی بقاياي دو هواپيماي جنگي، چند جمبو جت و هفت كرجي را نیز به اعماق دريا برده تا براي غواصان يك پارك زير دريايي موضوع دار درست کند).

7. تخلیه انواع زباله‌ها، پساب‌های آلوده کننده و انواع آلاینده‌های فسفره و... به درون خلیج فارس

8. تخریب یکی از ارزشمندترین اکوسیستم‌های دریایی دنیا از راه نابودی زیستگاه آبزیان خلیج فارس، شامل 400 تا 450 گونه ماهی و 300 تا 450 گونه از دیگر آبزیان، از جمله لاك پشت‌هاي دريايي (گونه ویژه منطقه خليج فارس).

9. گمراه سازی افکار عمومی با انتشار تصاویر دروغین حیات زیر جزایر مصنوعی. (دولت امارات برای گمراه کردن افکار عمومی و تبرئه خود از اتهامات احتمالی، اقدام به پخش فیلم‌هایی از وجود حیات جانوری در زیر این جزایر کرده است، حال آن که تصاویر منتشره مربوط به پیش از مسکونی شدن جزایر و زمانی است که هنوز از پساب‌های آلوده ساز، زباله‌های جامد و آلودگی‌های صوتی و دیداری که در کوتاهترین زمان حیات آبزیان را از بین می‌برد، خبری نبوده است).

10. عوارض اقلیمی، محیط زیستی ناشی از تبدیل بخش‌هایی از حریم دریا به خشکی، کاهش ظرفیت گرمایی ویژه منطقه و خشک‌تر شدن اقلیم آن و افزایش توفان‌های گرد و غبار که مستقیم روی کیفیت حیات اقتصادی، اجتماعی مردم منطقه به ویژه ساحل نشینان جنوب ایران تأثیر می‌گذارد.

پیامدهای ژئوپلتیک راه اندازی جزایر مصنوعی در خلیج فارس


از مهمترین هدف‌ها و پیامد‌های سیاسی توسعه جزایر مصنوعی توسط امارات نیز می‌توان موارد زیر را بر شمرد:

1. توسعه حریم مرز‌های دریایی امارات. از آنجا که محیط جزایر مصنوعی امارات به عنوان حریم آبی این کشور به شمار می‌رود، اماراتی‌ها با افزایش جزایر خود به دنبال افزایش حریم آبی و به دنبال آن، به چنگ آوردن هر چه بیشتر محدوده بین‌المللی مشترک آب‌ها و بستر خلیج فارس هستند. تا به امروز هم اماراتی‌ها با ساخت این جزایر، سواحل خود را مجازی، دو تا سه برابر کرده‌اند و ادامه این روند همان قدر که به سود عرب‌هاست، به ضرر ایران و ایرانی است.

توسعه طلبی ارضی با انتقال 12 میل انحصاری ماهیگیری از کرانه‌های خشکی جنوب خلیج فارس به دورترین جزایر مصنوعی از سواحل امارات با هدف تهدید عمق استراتژیک ایران در خلیج فارس.

3. تصرف گام به گام فلات قاره و بستر خلیج فارس برای نزدیکتر شدن هر چه بیشتر به جزایر سه گانه و سواحل ایران به منظور برنامه‌های توسعه طلبانه ارضی آینده اعراب، از جمله تصرف جزایر ایرانی و بنادر جنوبی ایران.

4. بسترسازی برای راه اندازی کانال جایگزین تنگه هرمز. بر پایه این طرح که از سوی امیرنشین دبی ارایه شده، با ساخت آبگذر (کانالی) از داخل امارات، سواحل امارات در دریای عمان (در جنوب شرقی امارات) به سواحل این کشور در خلیج فارس (در شمال امارات) متصل خواهد شد تا اهمیت استراتژیک تنگه هرمز و جزایر ایرانی از میان برود. طول این کانال ۱۸۰ کیلومتر و هزینه راه اندازی آن دویست میلیارد دلار برآورد شده است.

5. تبلیغ و تثبیت نام جعلی برای خلیج فارس با تبلیغات رسانه‌ای و پخش نقشه‌های جلب گردشگران و فروش واحد‌های مسکونی این جزایر در عرصه بین‌المللی.


فرجام سخن


جزایر مصنوعی امارات، در حالي بی سر و صدا و در سکوت خبری رسانه‌ای ایران، یکی پس از دیگری سر از آب در مي‌آورند که نه تنها مخالفتي جدی را از سوی نهاد‌های مسئول ایرانی ندیده‌ایم، بلکه با کمال تأسف، در برخي رسانه‌ها و روزنامه‌ها و سايت‌هاي اينترنتي داخلی شاهد تبليغ پيش فروش منازل در اين جزاير نیز هستيم!

تحمیل خسارت‌های جبران ناپذیر بر زیستگاه آبی خلیج فارس، در حالی است که ایرانیان تلاش چندانی در جلوگیری از فعالیت‌های غیرقانونی طرف اماراتی خود نداشته‌اند و از این روی، نبود فعالیت شایسته سازمان حفاظت محیط زیست ایران و بی‌توجهی مدیران به ساخت جزایر مصنوعی اماراتی در خلیج فارس، در گام نخست، ضمن تهدید آشکار علیه ایران، ملت ایران را از حقوق طبیعی محیط زیستی و ژئوپلتیک خود در کرانه‌های شمالی و جنوبی خلیج فارس محروم می‌کند.

این در حالی است که پیمان‌نامه حفاظت محیط زیست منطقه‌اي مهمي همچون «راپمي» از سوی همه کشور‌های ساحلی خلیج فارس از جمله امارات در سال 1978 به امضا رسیده که در آن تأکید شده که آب‌های خلیج فارس، بین المللی هستند و همه کشورها باید به حریم آن احترام بگذارند و هر نوع توسعه‌ای که حریم آن را به خطر می‌اندازد، برای کشورهای همسایه آن ممنوع است، ولی آگاهی‌رسانی نامناسب از سوی نهاد‌های مسئول ایران و حضور نیافتن بازرسان سازمان ملل در این منطقه و ارایه نشدن گزارش فاجعه محیط زیستی ساخت جزایر مصنوعی، دولت امارات را در اقدامات سودجویانه خود جسورتر ساخته است.

بنابراین، ضروری است مسئولان محیط زیستی و دیپلماتیک ایرانی با بهره از اهرم‌ها و کنوانسیون‌های بین‌المللی، دنیا را به فاجعه دست ساخت عرب‌های اماراتی آشنا کنند و لازم است اماراتی‌ها به عنوان تجاوزگران به زیستگاه طبیعی خلیج فارس معرفی شوند و نه تنها از ادامه فعالیت‌های تخریبگرانه خود بازداشته شوند، بلکه ملزم به پرداخت خسارت‌های محیط زیستی به ایران شوند.

در موردی مشابه، پیگیری مداوم مشکلات آلودگی محیط زیستی در خلیج مکزیک و ارایه چندین گزارش بین‌المللی، باعث شد آمریکا آن را بزرگترین ضایعه زیست محیطی قرن بنامد و ضمن جلوگیری از گسترش آلودگی، غرامت‌های هنگفتی هم از مسببان فاجعه محیط زیستی آن منطقه دریافت کند.

در حالی که سرعت سرسام‌آور پيشرفت پروژه‌ توسعه جزایر مصنوعی امارات و در پی آن، تخريب زندگی طبيعي و تهدید تمامیت ارضی ایران در خلیج فارس، روند بسیار خطرناکی را در پیش گرفته، تشکيل گروه‌هاي کاري متشکل از کارشناسان حقوقي دیپلماتیک و محیط زيستي براي بررسي تهدید‌ها و آثار ویرانگر راه اندازی اين جزاير مصنوعي و جلوگيري از تداوم انجام، آن ضرورتي اجتناب ناپذیر است.

ادامه نوشته

تغییر جبهه ؛ دیگر دست از شیطان پرستان و فراماسون ها بکشید

بسم الله الرحمن الرحیم

اگر پسند و اگر نا پسند میگویم          نگفته بودم و اینک بلند می گویم

نگفته بودم و جنگ است بعد از این سخنم     و از دهان تفنگ است بعد از این سخنم


برادران و خواهرانم کمر بند ها را ببندید!

ایجانب علی اکبر رائفی پور سرباز دون پایه جبهه مهدویت اعلام می دارم حاضرم به تنهایی بر روی تمامی دیوار های شهرشهر کشورمان گونیا و پرگار و تک چشم بکشم! ولی جوانی در این کشور معتاد نباشد یا خدایی ناکرده ناموس ایرانی به فحشا نیافتد و حرام لقمه ای  بیت المال را مال البیت نداند!

عزیزانم پس از این دیگر فراماسونری و نماد هایش را فراموش کنید تاکید و تامل بیش از این بر روی این جریان انحرافی خود انحرافی عظیم است! مگر نگفتیم که در هرم قدرت فراماسونری جز ناچیز است و در راس آن ابلیس و شیطان است ، و مگر نه اینکه خدا فرموده است "ان کید الشیطان کان ضعیفا"(همانا مکر شیطان اندک است) پس دیگر چه دلیلی دارد به جبهه شیطان بپردازیم مهم این بود که بفهمیم او و یارانش شبانه روزی برای تاخیر ظهور فعالند. و دریغا که ما برای مولایمان اندکی زحمت به جهان نخریدیم و در پی اسودن رفتیم.

البته هرگز نخواهیم گذاشت در شیعه خانه امام زمان کسی نماد های شیطان را گسترش دهد و در هر حال نقشه های شوم ایشان را به یاری خدا بر ملا خواهیم کرد بلکه مرادم این است برادران و خواهرانم ما وارد مرحله جدیدی شده ایم و باید بیشتر خود را اماده ظهور حضرت کنیم.

یک کلام انسان شویم و انسان سازی کنیم.

هدف حقیر از طرح بحث در باره صهیونیستها و نوچه هایشان (فراماسونرها)این بود که بفهمیم دور و بر مان چه خبر است و دشمن جنی و انسی شبانه روز در حال فعالیت است. وصد البته می دانید پیشرفت برنامه های آنها به دلیل غفلت مسلمانان بوده است  و ابدا به معنی قدرتشان نیست و شکی نیست که "لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم" و این یعنی اراده الهی برآن قرار گرفته تا ما صدای خرد شدن استخوانهای پوک ایشان را بشنویم در مرحله نخست به حمد الله به نحو احسن به این هدف دست یافته ایم و اینک ورود به مرحله جدید و آغاز عملیات جدید را اعلام می کنم و رمز عملیاتمان همچون دیگر عملیاتهای پیروز دوران نبرد این مرز بوم "یا زهرا "خواهد بود.

یاران امام زمان، اگر حقیر را در این عرصه صاحب سخن می دانید امروز دیگر پرداختن به فراماسونری کاری بیهوده است ! حیف نیست توان شیعیان امام صرف پرداختن به شیطان شود؟

به نظر شما آیا این مهمتر است که فلان نماد ۱۳ تکه باشد یا جوان شیعه ایرانی به فساد کشیده شود آیا چنین جوانی عمله بی جیره مواجب تفکرات صهیونیست ها نیست و آیا تفکر خطرناک تر است یا نماد؟ مهم این بود که به ایشان بفهمانیم که می شناسیمشان و حنایشان دیگر رنگی ندارد.و این ببش فعالی  آنها در عرصه های جهانی نشان از این دارد که به دست و پا افتاده اند و نسل کنونی ما ان شا الله سقو طشان را خواهد دید و نزدیک است روزی که به طلایه داری مولایمان سراغشان برویم.

ناگفته نماند که مراد حقیر این است باید اصل توانمان را برای خودمان بگذاریم در کنار دشمن شناسی نه اینکه فقط سراغ دشمن شناسی برویم یا فقط شناخت معارف ایجابی بلکه باید هردو را کنار هم داشته باشیم

 این یعنی اعتدال.

نخواهیم گذاشت شیعه خانه امام زمان را  عده ای معدود به لجن بکشند و هرگز این فرصت الهی را که خدا به ما ارزانی داشته تا زمینه سازان ظهور باشیم نخواهیم سوزاند.

کمربند ها را ببندید باید شبانه روزی کار کنیم برای اصلاح خودمان و اصلاح جامعه از لوث سامری ها و قارونها(شناخت دشمن وخنثی سازی فتنه هایشان)! باید شبانه روزی برای شناساندن امام زمان (عج) به تمامی جهانیان سعی و جهد کنیم .

عزیزان از تزکیه خودمان شروع کنیم هر ماه یک صفت نا پسند را ترک کنیم تا لایق امام پاکی ها بشویم!

به مولایم سوگند می خورم که در این مسیر محکم بمانم آنان که دست مرا در این مسیر خواهند فشرد اطلاع رسانی کنند.

 به امید ظهور مولی و سرورمان حضرت حجت (عج) که صد البته نزدیک است




نوشته آقای رائفی پور پیرامون تغییر جبهه را با درج ِ منبع مشاهده م مطالعه نمودید

ایشان یکی از پیش قراولان شناخت و مبارزه با با اندیشه نادرست فراماسونری و شیطان پرستی بوده و با تمام تلاش سعی بر شناخت سرمنشا این جریانات بوده اند ؛ اکنون می گویند که بهتر است از شناسایی ظاهری آنها کشیده و به محتوایشان پرداخته و پروژه جدیدشان را رصد کرده و ان شاالله خنثی نماییم  ( اگر حقیر را در این عرصه صاحب سخن می دانید امروز دیگر پرداختن به فراماسونری کاری بیهوده است ! هدف حقیر از طرح بحث در باره صهیونیستها و نوچه هایشان (فراماسونرها)این بود که بفهمیم دور و بر مان چه خبر است و دشمن جنی و انسی شبانه روز در حال فعالیت است )

به این تغییر جبهه صد آفرین گفته و واقعا این کارشان را تحسین می کنم

به جای موازی کاری و در نهایت دورباطل(!)  عزیزانم پس از این دیگر فراماسونری و نماد هایش را فراموش کنید تاکید و تامل بیش از این بر روی این جریان انحرافی خود انحرافی عظیم است! چنین جهشی لازم و بایسته بود ؛ البته با ذکر این نکته که هنوز بایستی دیگر ابعاد این جریان خداستیز شناخته شده و سنگر شناخت به یکباره خالی نشود ؛ و از سویی دیگر به قلبشان نفوذ و حمله کرد

شناسایی آنها و انگشت نما کردنشان بزرگترین ضربه را به تمامی پروژه هایشان خواهد زد (اگر به صورت اساسی و منظقی ؛ درست شناخته شده و برای سایرین بیان شود)

اکنون پس از شناخت دشمن و جبهه مقابل و پروژه جدیدشان که همان تسلط بر عقل ها و قلب هاست ؛ باید کاری کرد کارستان (!) از ظاهر دست کشیدن و به باطنشان نفوذ کردن هدفمان باید باشد و اینکه جبهه دفاعی را به هجومی تبدیل کرده و جنگ را به داخل مرزهای اعتقادی خوشان بکشیم.البته اگر به این یقین رسیده اید که آنها در پی هدفی بزرگ و نهایی در تلاشند

می کوشند برای مصادره آخرین منجی عالم بشریت ؛ مهدوی زهرا

ای برادر و خواهر مسلمان ؛ ای حقیقت جویان طریق حقانیت ، ای کسانی که هنوز در دام سیستم همه جانبه کابالایی و نظم نوین جهانی (جهان یکپارچه( گرفتار نشده اید؛ آخرین حقیقت جهان هستی همان وعده الهی است که از طریق اسلام و مسیحیت و یهود دنبال می شود ؛ بله ظهور

باید این جریان را از بیخ و بن شناخت . آماده شده اید !؟


دلم به ” مستحبی ” خوش است که جوابش ” واجب ” است:

.... السلام علیک یا بقیه الله فی ارضه....


ادامه نوشته

مبعث پیامبر اسلام مبارک باد

بسم الله
اقرا باسم ربک

مبعث حضرت ختمی مرتبط ؛ پیامبر عظیم الشان اسلام ،حضرت محمد مصطفی (ص)
بر کلیه جهانیان مبارک باد

باشد که چنین روزی ؛ نوری مبارک بر دلهای تاریک تابیده شود
و همگان به نور خدایی اسلام روشن

بدینوسیله وبلاگ ثانیه این روز مبارک را به شما دوست عزیز
تبریک و شاد باش عرض می کند.

ساخت سریال توهین آمیز «معاویه، حسن و حسین» در کویت به سفارش عربستان

منبع:شیعه آنلاین


اخبار رسیده از کشور کویت حاکی از آن است طی چند روز آینده ساخت سریالی توهین آمیز به امام حسن و حسین (ع) آغاز خواهد شد. نام این سریال توهین آمیز «معاویه، حسن و حسین» است.

بر همین اساس گروهی از شیعیان این کشور در اقدامی خودجوش و داوطلبانه و با هدف جلوگیری از ساخت این سریال توهین آمیز، یک رفراندوم یا رأی گیری مجازی را راه اندازی کرده اند. در این رأی گیری شما کاربر عزیز نیز می توانید با وارد شدن به
آدرس اینترنتی   http://poll.pollcode.com/UGP   و انتخاب گزینه YES، به توقف ساخت این سریال رأی بدهید.


گفتنی است این سریال که به سفارش شبکه MBC وابسته به عربستان سعودی ساخته شده، قرار است در ماه رمضان آینده اکران شود؛ و متأسفانه چهره مبارک امام حسن و حسین (ع) نیز در این سریال به نمایش در می آید.


گفته می شود در این سریال توهین آمیز سعی شده علاوه بر اینکه چهره معاویه و اشتباهات او تبرئه شود، وی را چهره ای در سطح ائمه شیعه (ع) نشان دهند و قرار است در این سریال صلح امام حسن (ع) پر رنگ تر نشان داده شود تا نتیجه سریال این باشد که ائمه شیعه با خلفای بنی امیه مشکلی نداشتند.

قابل ذکر است تا بدین لحظه جزئیات بیشتری از این سریال و دست اندرکاران و تهیه کنندگان آن به دست نرسیده است.

ضرورت درک نشاط اجتماعی به عنوان امری زیربنایی


یک طرح ملی فراموش شده
ضرورت درک نشاط اجتماعی به عنوان امری زیربنایی
نشاط اجتماعی یک پروژه‌ی تجملاتی، تزیینی و روبنایی نیست که با ذائقه و سلیقه‌ی مدیران و برنامه‌ریزان دستور به برچیدنش داد یا تداومش را خواستار شد. نشاط اجتماعی یک طرح ملی و از ضروری‌ترین امور زیربنایی جامعه است که با طراحی مدل بومی آن، بسیاری از موانع و چالش‌ها خود به خود کنار خواهد رفت.

جامعه‌ی ایران با داشتن بیش از 47 میلیون نفر در سنین جوانی و میانسالی، یک جامعه‌ی با نشاط است یا نه؟! آیا ما مردمانی شاد هستیم یا در هیاهوی زندگی شهری به دنبال گمشده‏ای به نام نشاط می‏گردیم؟! چه قدر از ظرفیت‏های فرهنگ غنی اسلامی- ایرانی در ایجاد فضایی با نشاط در جامعه استفاده کرده‏ایم؟ آیا برای ما قابل لمس نیست که نشاط اجتماعی نه تنها پدیده‏ای مضر و مخرب نیست بلکه خود عاملی مهم در جهت ارتقای امنیت اجتماعی و رشد علمی و اقتصادی محسوب می‏شود و بر ضد انواع بزه‌ها رفتار می‏کند؟


نیمه‌ی پر لیوان؛ ظرفیت فرهنگی نشاط اجتماعی وجود دارد
بسیاری از کارشناسان در حوزه‌ی اجتماعی معتقدند که ایران جامعه‏ای است که در متن داشته‏ها و پیشینه‌ی فرهنگی و اعتقادی آن ویژگی‏های اثربخشی برای شاد زیستن و شادی وجود دارد و در عین حال از تلفیق فرهنگ اسلامی- ایرانی فرصت‏های مختلفی در قالب مناسبت‌های ملی- مذهبی فراهم می‌آید که این فرصت‌ها به قشر جوان و به دنبال آن به جامعه انرژی‌های شاد برای بقا تزریق می‏کند.


نیمه‌ی خالی لیوان؛ هیاهوی شهرنشینی در تقابل با نشاط عمومی
در مقابل این دیدگاه که بیش‌تر مورد پسند چهره‏های مذهبی، مسؤولان و مدیران بخش‌های مختلف کشور است، تعدادی از صاحب نظران امور اجتماعی نه تنها این دیدگاه را قبول ندارند بلکه نشاط جامعه‌ی ایران را با توجه به تغییر نوع آسیب‌ها در شرایط کنونی رو به اضمحلال و فراموشی می‌دانند. این گروه از صاحب نظران ضمن هشدار نسبت به بروز یک آسیب جدی و فراگیر در اثر کم توجهی به مقوله‌ی نشاط اجتماعی، تهیه و تدوین پروتکل واحد و تعریف جامع از مقوله‌ی نشاط در جامعه‌ی ایرانی را ضروری و غیر قابل اجتناب می‌دانند. به باور این گروه از صاحب نظران، گسترش شهرها و صنعتی شدن جوامع تأثیرات فراوانی در نشاط یک جامعه دارد و چنان‌چه مسایل حاشیه‌ای از جمله درگیری‌ها و ناامنی‌های اجتماعی هم به این موارد اضافه شود در نهایت آن‌چه را که باید در هیاهوی شهرنشینی جست‌وجو کرد نشاط و شادی عمومی است.


دغدغه‌ی تعریف بومی نشاط از گفتار تا رفتار

اما سوای از این دو گروه از صاحب نظران و کارشناسان حوزه‌ی اجتماعی گروه دیگری هم درباره‌ی نشاط اجتماعی عقاید و باورهایی دارند. این گروه در سال‌های گذشته به اشکال مختلف در تلاش بوده تا نشاط در جامعه مبتنی بر یک تعریف انحرافی نباشد و روی ریل اصول حرکت کند. این طیف که در آن مدیران بخش‌های اجرایی، گروه‌های مختلف مردمی و برخی کارشناسان و منتقدان ارزش‏گرا حضور دارند، از قدرت تأثیرگذاری بالا و بدنه‌ی اجتماعی قوی برخوردار است اما مهم‌ترین مؤلفه‌ای که این طیف در عملی کردن نشاط در جامعه دنبال می‌کند رسیدن به یک تعریف منطبق با خاستگاه‌های فرهنگ بومی است که اگرچه ممکن است در حیطه‌ی گفتار ترسیم این خطوط دشوار نباشد اما در عمل با گره‌هایی مواجه است.

هم‌چنان که بین سال‌های 76 تا 84 در زمان دولت اصلاحات موضوع جدیدی به دغدغه‌های طیف تأثیرگذار در بحث نشاط اجتماعی اضافه شد. در آن دوران به علت گرایش مضاعف قشر جوان به موسیقی‌های غربی به ویژه رپ و رشد قابل توجه جرایم گروهی همانند پارتی‌های دوستانه، این طیف ضمن انتقاد به شیوه‌ی دولت اصلاحات در بحث اوقات فراغت جوانان و مقابله با تهاجم فرهنگی با تمام قوا در تلاش بود تا ضمن آگاه سازی جوانان نسبت به خطرهای نشاط‌های کاذب با در اختیار گرفتن تریبون‌های مختلف در دانشگاه‌ها هشدار خود را درباره‌ی وضعیت انحرافی نشاط اجتماعی در آن زمان به گوش دولت‌مردان اصلاحات برساند.

از سوی دیگر ورود این گروه برای جلوگیری از انحراف در نشاط اجتماعی باعث شد در کنار تقویت تولید محصولات فرهنگی هم‌چون فیلم‌های آموزشی، ورزشی و مذهبی به تدریج سینمای خانگی هم جای خود را در خانه‌های مردم باز کند و از این راه کلوپ‌های فروش و اجاره‌ی فیلم‌های سینمایی هم راه اندازی شد البته برخی مدیران فرهنگی نیز در اظهارنظرهای خود راه اندازی کلوپ‌های عرضه‌ی فیلم را در راستای بسط و گسترش نشاط و تفریح در ایران اعلام می‌کردند.!


طرح ملی نشاط اجتماعی در بایگانی

هر چند که این طیف با برنامه‏های مدون در تلاش بود از انحراف «نشاط اجتماعی» به سمت «ابتذال اجتماعی» پیش‌گیری کند، اما فقدان تعریف عملی و اصولی از مقوله‌ی نشاط و شادی در جامعه نه تنها باعث انحراف مسأله‌ی با اهمیتی هم‌چون نشاط اجتماعی به سمت تعاریف و باورهای نادرست شد، بلکه برنامه‌هایی که این طیف برای کاهش آسیب‌های ناشی از تعاریف غربی که اتفاقاً گاه در بستر جامعه میان جوانان عملی می‏شد در پیش گرفته بود، به سرمنزل مقصود نرسید.

بعد از روی کار آمدن دولت نهم و شعار محوری و اصلی این دولت مبنی بر برقراری عدالت اجتماعی، با تشکیل شورای اجتماعی کشور مباحث مربوط به نشاط اجتماعی نیز دوباره نقل محافل و رسانه‌های مختلف شد، این بار میدان بحث و گفت‌وگو پیرامون نشاط آن چنان داغ شد که معاون فرهنگی – اجتماعی وزارت کشور در اواسط کار دولت نهم از اجرای «طرح ملی نشاط اجتماعی» در جامعه خبر داد. هر چند که آقای «افشار» در آن زمان هیچ اشاره‌ای به محتوای این طرح مهم و تعیین پارامترهای شادی نداشت، اما همین که برای اولین بار توجه ویژه به نشاط در قالب طرح و برنامه ارایه شده بود، برای بسیاری از کارشناسان نقطه‌ی امیدی برای ادامه‌ی این گونه از طرح‌ها در جامعه بود اما اجرای این طرح چندان دوامی نداشت و در همان مراحل اولیه به علت این‌که از اولویت کاری دولت نهم و دهم نبود، از دور اجرا خارج گردید. تنها هر از چند گاهی مدیران وزارت کشور در آمارهای سالانه‌ی خود ضریب نشاط جامعه را رو به افزایش اعلام می‌کردند. «آماری که مشخص نبود منبع رسمی آن کجاست و چگونه به دست آمده است؟!»


درگیر شدن دولت در ماه‌های پایانی دوره‌ی نهم با حواشی مسایل انتخابات و وارد شدن دولت دهم به فاز اجرایی طرح مهم و اثرگذاری هم‌چون هدفمندی یارانه‌ها باعث شد طرح ملی نشاط اجتماعی که بارها کارشناسان و صاحب نظران بر اجرای آن تأکید داشته و دارند، در بایگانی وزارت کشور باقی بماند. این روزها تنها اندک مباحثی از این طرح در بین اظهارنظرهای مدیران بخش‌های اجرایی مشاهده می‌شود. این در حالی است که به دلیل شرایط سیاسی حاکم بر جامعه و ناآرامی‌هایی که منشأ آن ناشی از اغتشاشات بود، وضعیت نشاط و شادی در جامعه به شدت تحت تأثیر این عوامل قرار گرفته و شاخص نشاط در سه لایه‌ی فردی، خانوادگی و اجتماعی در وضعیت نامشخصی است.


سایه‌ی سنگین سوء تفاهم بر سر تضادی

‌متأسفانه در حال حاضر سایه‏ای از باورهای نادرست درباره‌ی ماهیّت، تعریف و عملیاتی کردن نشاط در جامعه وجود دارد. این روزها در هر محفلی که صحبت از نشاط و شادی در جامعه به میان می‌آید و یا از تریبون‌های رسمی و یا دانشگاهی مباحثی درباره‌ی نشاط جوانان مطرح می‌شود، ذهن برخی از گروه‌های اجتماعی، اجرایی و مدیریتی به سمت آسیب‌های این موضوع متوجه می‌شود و معادل سازی‌ها از رقص و پایکوبی فراتر نمی‌رسد، البته همان طور که گفته شد این تشتت از نبود یک تعریف مشخص از نشاط و شادی ناشی می‌شود. در صورتی که نشاط و شادمانی اجتماعی حالتی از پویایی، سر زندگی و امید به آینده است که جامعه را به سمت تحرک و بهره مندی از ظرفیت‌هایش فرا می‌خواند و به طور قطع با دامنه‌ی هیجان‌های کاذب تفاوت‌های ماهوی دارد.

ایجاد فضای نشاط و شادی در یک جامعه آن قدر با اهمیت است که در دین اسلام هم بارها به آن اشاره شده است. ‌‌از دید اسلام زندگی با نشاط، ‌‌نعمت و رحمت خداست این شادمانی و سر زندگی پایدار و دورنی است که جامعه را به سمت بهره‌مندی از خصال مثبت و ارزش‌های والای انسانی فرا می‌خواند، از این رو است که ‌‌اسلام همواره زدودن اندوه را از دل افراد مؤمن سفارش می‌کند. ‌‌


رد پایی از نشاط در برنامه‌های توسعه نیست

نکته‌ی قابل توجه در این میان اشاره‌ی مستقیم قانون‌های بالادستی به مسأله‌ی نشاط در جامعه است. در بند (ب) ماده‌ی 97 برنامه‌ی چهارم توسعه آمده است: «بسط و گسترش روحیه‌ی نشاط، شادابی، امیدواری، اعتماد اجتماعی، تعمیق ارزش‌های دینی و هنجارهای اجتماعی از اولویت‌های کاری دولت به حساب می‌آید و برنامه‌ریزی در این زمینه باید در دستورکار سازمان‌های دست‌اندرکار قرار گیرد.»

برنامه‌های 5 ساله‌ی توسعه در کشور ما با توجه به شرایط سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی کشور و سیاست‌های ابلاغی مقام معظم رهبری و اهداف سند چشم‌انداز سال 1404 تدوین و نهایی‌ می‌شود و به همین جهت این برنامه‌ها از اهمیت خاصی چه در بعد تبیین راهکارها و چه در بعد شناخت آسیب‌ها و چالش‌های موجود در بخش‌های مختلف کشور برخوردار است. با وجود چنین بندی در قانون برنامه‌ی چهارم توسعه جای سؤال است که چرا سازمان‌های اجتماع محور به این موضوع بی‌توجه بوده‌اند و چرا در برنامه‌ی دولت‌های هشتم و نهم هیچ اشاره‌ای به این بند قانونی نشده است؟


از این رو به نظر می‌رسد برای تدوین نهایی چنین برنامه‌هایی در کشور مطالعه و پژوهش و بازبینی نقاط ضعف و قوت برنامه‌های گذشته و تطبیق سیاست‌های اعمال نشده در بدنه‌ی فعال جامعه با سیاست‌های جدید و شرایط کنونی یک اصل ضروری و غیر قابل اجتناب است. البته باید به این نکته توجه داشت که تنها تدوین یا افزودن بند و مصوبه‌ای در قانون در رابطه با نشاط اجتماعی نمی‏تواند به تنهایی اثرگذار باشد و دو اصل آگاه سازی قشرهای مختلف مردم و نخبگان نسبت به ضرورت این موضوع و تلاش مدیران و دست‌اندرکاران رسانه‌ای کشور برای تفهیم این استراتژی در ابعاد مختلف با استفاده از راهکارهای سخت‌افزاری و نرم‌افزاری ضروری و غیرقابل اجتناب است. در این بین سازمان‌هایی که به صورت مستقیم با مردم و دغدغه‌های آن‌ها سروکار دارند، ‌‌همانند بهزیستی، ‌‌وزارت رفاه، ‌‌تأمین ‌‌اجتماعی و سازمان ملی جوانان می‌توانند با تحقیق و پژوهش و در اولویت قرار دادن موضوع نشاط در جامعه اقدام‌های مؤثر و مفیدی در این زمینه انجام دهند(*)


علی البرزی؛ کارشناس مسایل فرهنگی

ادامه نوشته

حرف دل به روش رمز گذاری شده !؟

به دلیل خیلی خصوصی بودن مجبورم که به روش رمز نگاری شده بنویسیم


.. .. ......... . . .. ......... .... ... ...... ............... . .. . ...... .... ..  ... ... .... .. ... . .. . .. . .. . .. .. ....... ... .

.. .... .... ......... .. .... ... . ... .......... .... .... . .. ......... . .. ............. .. ........ ... ....... .... ..... ... . . ... ... .

. ... .. ..... .. ... ....... .

.. .. ........ . ... .. . ... ...... .. .. . ..... . .. . .. .......... . .. .. .. ...... ... .  .

. .. . .. . ..... .. . ..... .. .. . .. .. ........ . . ... .. ... . .. . ........ . .. .  .


کاش کسی رو داشتم که بتونم این حرف ها رو بهش بزنم


پ.ن: رمز گذاریش از نوع بسیار پیشرفته هست که هیچ کس به جز خودم قادر به مطالعه اون نیست !؟

اولین تلخند !؟


در ادامه مطلب ؛ می توانید تلخند(ها) را ببینید

فقط عکس

ادامه نوشته

طولانی ترين نقاشی ديواری کشور در مشهد محو شد + تصاویر و عکس های مرتبط

گزارشی از تخریب نقاشی های دیوارهای اطراف میدان فردوسی مشهد

طولانی ترين نقاشی ديواری کشور محو شد

+ تصاویر و نظرات خوانندگان مطلب در سایت تابناک


روزنامه «خراسان» نوشت:

نماي ۱/ حتما خاطرتان هست تا سال قبل ميدان فردوسي مشهد با ديواره‌هاي آجري بدون روکش يکي از زشت ترين ميدان‌هاي مشهد بود.

نماي ۲/ دري به تخته خورد، مديريت امور هنري شهرداري در ادامه طرح‌هاي زيبايي سازي شهر با هزينه‌اي ۴۵ ميليون توماني شاهنامه فردوسي پاکزاد را در اين ميدان نقاشي کرد و اين ميدان به يکي از زيباترين ميدان‌هاي شهر تبديل شد.

نماي ۳/ مردم راضي بودند. همان وقت روزنامه خراسان بازتاب رضايت مردم در پي اين نقاشي ديواري را در گزارشي منعکس کرد.

نماي ۴/ هنوز يک سال نگذشته بود که آستان قدس به دلايلي اين نقاشي‌ها را در تاريکي يکشنبه شب (۲ شب قبل) از بين برد.

نماي ۵/ مظفري، مدير امور هنري شهرداري مشهد مي‌گويد: اين اقدام فقط يک لجبازي است.

نماي ۶/ ندا رئوفيان، طراح نقاشي شاهنامه در ميدان فردوسي روز گذشته با ما تماس گرفت و از شدت گريه نمي‌توانست حرف بزند. نماي ۷/ اداره حفاظت املاک و اراضي آستان قدس با پاشيدن رنگ سفيد بر روي اين نقاشي‌ها که روايت شاهنامه بود، در واقع فردوسي را «روسپيد» کرد!

سال پيش بود که ندا رئوفيان، هنرمند مشهدي فاز اول نقاشي ديوارهاي اطراف ميدان فردوسي مشهد را با موضوع داستان‌هاي شاهنامه و هفت خان رستم به پايان رساند. از آن روز به بعد، ميدان فردوسي رنگ فردوسي گرفت و ديوارهايي که جز زشتي اثر ديگري در شهر نداشت باعث ايجاد فضايي زيبا و همگون با فضاي شهر گرديد. حال بعد از گذشت يک سال از اين موضوع، مردمي که صبح دوشنبه گذشته از ميدان فردوسي عبور کردند، نقاشي‌ها را نديدند. حتما تعجب کردند و با خود گفتند حتما اشتباهي رخ داده است. اما اشتباه در کار نبود. اينجا ميدان فردوسي بود اما بدون آن نقاشي ها. اثري که به عنوان طولاني ترين نقاشي ديواري کشور شناخته مي‌شد، براي نوشتن اين مطلب که «اين ملک مربوط به آستان قدس است» از بين رفته بود. براي بررسي دقيق تر اين اتفاق ابتدا با هادي مظفري، مدير امور هنري معاونت فرهنگي اجتماعي شهرداري مشهد هم کلام و نظر او را در اين رابطه جويا مي‌شويم.


لج بازي!

او معتقد است که هيچ دليلي جز لجبازي نمي‌توان براي اين کار در نظر گرفت چون اگر دليل ديگري داشت در مدت يک سالي که از کشيدن اين نقاشي مي‌گذرد، اين اتفاق مي‌افتاد. مظفري همچنين بر اين نکته تاکيد مي‌کند که تمام مراحل انجام اين نقاشي ديواري از ابتدا با هماهنگي آستان قدس رضوي انجام شده است. او ادامه مي‌دهد: با توجه به اظهاراتي که مسئولان متولي در اداره حفاظت از املاک و اراضي آستان قدس رضوي به کارشناس نقاشي ديواري ما داشته است دليل اين اتفاق، اقدام برخي از شهرداري‌هاي مناطق در زيباسازي بعضي از ديوارهاي شهر که موجب پاکسازي نوشته‌هاي تعدادي از ديوارهاي موقوفات شده، ذکر شده است. وي مي‌افزايد: چه دليل دارد که اداره حفاظت از املاک و اراضي آستان قدس رضوي به همين راحتي ۲ هزار و ۲۰۰ مترمربع نقاشي ديواري با هزينه‌اي بالغ بر ۴۵ ميليون تومان را يک شبه از بين مي‌برد و هيچ توجهي به زحمت هنرمنداني که شبانه روز در زمستان و تابستان وقت خود را صرف اين نقاشي کرده است نمي‌کند.

ادبيات جاده اي

مدير امور هنري معاونت فرهنگي اجتماعي شهرداري مشهد، نوشتن اين گونه مطالب بر روي ديوارهاي شهر را ادبياتي جاده‌اي عنوان و تاکيد مي‌کند: اين فضايي که بر روي ديوارهاي موقوفات آستان قدس ايجاد شده است بيشتر در جاده‌ها قابل مشاهده است و اصلا منطقي نيست که اين کار را بر روي ديوارهاي شهر انجام دهيم و فضاي آن را ناهمگون با شهر کنيم. او در ادامه مي‌افزايد: متاسفانه تمام تلاشي که شهرداري طي ۳سال براي زيباسازي شهر و فضاسازي چهره نازيباي ديوارها انجام داده است در مدت يک ماه توسط دوستان (!) از بين رفته و تخريب شد.

توافق‌ها با آستان قدس

مظفري سپس در پاسخ به اين سوال خبرنگار خراسان که آيا قبل از شروع پروژه نقاشي ديواري ميدان فردوسي با آستان قدس رضوي هماهنگي داشته ايد يا خير؟ مي‌گويد: صددرصد هماهنگ شده بود، حتي آنها در يک برهه‌اي کار را متوقف کردند و براي ادامه فعاليت اين شرط را گذاشتند که در قسمت‌هايي از نقاشي اين مطلب (اين ملک متعلق به آستان قدس رضوي مي‌باشد) درج شود، ما هم علي رغم ميل باطني خود و براي اجراي خواسته‌هاي آستان قدس رضوي در قسمت‌هاي مختلفي از نقاشي، مطلب مورد نظر را درج کرديم. اين هنرمند مشهدي در ادامه صحبت هايش به توافق‌هاي صورت گرفته با آستان قدس رضوي براي انجام طرح‌هاي گرافيکي روي ديوارهاي موقوفات اشاره مي‌کند و مي‌گويد: در تاريخ ۲۱ارديبهشت ماه جاري طي نامه‌اي طرح پيشنهادي خود را براي اداره حفاظت از املاک و اراضي آستان قدس رضوي ارسال کرديم که مورد توجه آن‌ها قرار گرفت اما بعد از گذشت چند روز متاسفانه شاهد اين اتفاق ناخوشايند شديم. براي بررسي دقيق تر اين موضوع و دريافت پاسخ انبوه سوال هايمان به سراغ رئيس اداره حفاظت املاک و اراضي آستان قدس رضوي که باني از بين رفتن نقاشي ميدان فردوسي است، رفتيم. شريعتمداري به طور صريح اعلام مي‌کند که اين اقدام براي اجراي طرح شهرداري به منظور يک دست شدن ديواره‌هاي املاک موقوفه آستان قدس انجام شده است. او مي‌گويد: چندي قبل مديريت امور هنري شهرداري طرحي را به ما پيشنهاد کرد که براي زيباسازي هر چه بيشتر شهر بر روي ديواره‌هاي موقوفات آستان قدس اجرا شود اين طرح که نسخه‌اي از آن به روزنامه ارسال شد، شامل چند طرح زيباي اسليمي است که البته با از بين بردن نقاشي ميدان فردوسي همان هم توسط آستان قدس اجرا نشده است که ما هم اين پيشنهاد را به اجرا در آورديم و تصميم گرفتيم اول از ميدان فردوسي شروع کنيم. وي در پاسخ به اين سوال خبرنگار خراسان مبني بر اين که چرا براي اجراي طرح ابتدا از ديواري شروع کرديد که ميليون‌ها تومان هزينه براي آن صرف شده، بيش از يک سال از وقت هنرمندان شهر را گرفته و مورد رضايت و استقبال مردم بوده است؟ مي‌گويد: اين طرح مصوب شوراي نقاشي مديريت امور هنري شهرداري است و شامل تمام موقوفات مي‌شود، ديوار اطراف ميدان فردوسي نيز جزئي از همين موقوفات مي‌باشد و چون در مکاني واقع شده است که در ديد مردم قرار دارد، تصميم گرفتيم براي شروع از اين جا شروع کنيم. او اين اقدام را در راستاي هماهنگي با شهرداري توصيف مي‌کند و مي‌گويد: آستان قدس رضوي و شهرداري مشهد هيچ مشکلي با هم ندارند و اگر اقدامي هم صورت گرفته در جهت تعامل اين دو نهاد بوده است.

بغض هنرمندان ترکيد...

در حال نوشتن اين گزارش بوديم که ندا رئوفيان، هنرمندي که نقاشي‌هاي ميدان فردوسي را کشيده بود، با ما تماس گرفت، او با بغضي در گلو در رابطه با اين اقدام آستان قدس مي‌گويد: من هنوز باورم نمي‌شود که اين اتفاق افتاده است، باورتان نمي‌شود که من بيش از يک سال از عمرم را در سرما و گرما روي اين کار صرف کردم و آن‌ها به راحتي و يک شبه آن را از بين بردند. شايان ذکر است، هنرمندان ديگري نيز با ما تماس گرفتند و مراتب اعتراض خود را ابراز کردند.

ماجراي يک عمليات انتحاري!

در آخرين لحظات ارسال صفحه براي چاپ متوجه ابعاد ديگري از اين اتفاق شديم که حامد مقدم سخنگوي شهرداري آن را اين طور توضيح مي‌دهد: ما از آستان قدس به عنوان متولي معنويت و فرهنگ توقع داريم که در تبعيت از ضوابط و قوانين نظام جمهوري اسلامي ايران پيش قدم باشند، اگر زماني براي انجام فعاليتي نيازمند مجوز شهرداري باشد بايد در اين زمينه از مجراي قانوني وارد شود و در اين زمينه پيش قدم باشد، نه اين که مجوز نگيرد و توقع داشته باشد که بدون مجوز تلويزيون شهري در يک نقطه از شهر مشهد (ابتداي بلوار سجاد) نصب شود و فعاليت کند. وي ادامه مي‌دهد: اين درست نيست، وقتي که روال قانوني يک فعاليت طي شده و مجوز نگرفته است بخواهيم فعاليت کنيم و وقتي هم جلوي آن گرفته شد و با انجام عمليات انتحاري، نقاشي ۴۵ ميليون توماني را شبانه رنگ آميزي و از بين ببريم. او افزود: اين پول مردم و بيت المال است که اين گونه از بين مي‌رود. دوست نداشتيم موضوع در مطبوعات و رسانه‌ها منعکس شود اما وقتي به صورت قانوني و روال عادي دنبال مي‌کنيم و به نتيجه نمي‌رسيم، در اين شرايط رسانه‌ها نيز بايد در جريان قرار بگيرند.


عکس های مرتبط در ادامه مطلب

ادامه نوشته

توضیحاتی جامع و کامل درباره حجامت

توضیحاتی جامع درباره حجامت+عکس
آیا حجامت همان خونگیری و اهدای خون است !؟

حجامت یک روش خون گیری است که به منظور پیشگیری و درمان بیماریها انجام می‌شود و این نام گذاری احتمالا به علت شیوه‌ی عمل آن است که ازطریق تحجیم وگشایش و انبساط موضعی عمل می کند.

حجامت از ارکان نظام طب سنتی و طب اسلامی است که با قدمت٣٣٠٠ سال قبل ازمیلاد مسیح در مقدونیه و سپس دریونان باستان و بعد در حدود٢٦٠٠ سال قبل از میلاد مسیح در ایران و چین و سپس١٥٠٠ سال قبل در هند انجام می شده است و توسط بقراط و جالینوس و پس از ظهور اسلام به صورت کامل توسط رسول اکرم(ص) به جهان بشریت اهدا شد.

حکمای بزرگ طب سنتی مانند رازی، بوعلی، جرجانی و ... حجامت را به عنوان ابزار قدرتمند و محوری پیشگیری، در بیماریها و درمان آنها معرفی کرده اند و هم اکنون در ٤١ کشور جهان به رسمیت شناخته شده و درحال انجام و در دست مطالعه و پژوهش می باشد. در ایران حجامت جایگاهی ویژه درفرهنگ مردم داشته و به عنوان سنتی موکد جزء اعتقادات آنها بوده است.

حجامت در واقع اعمال یک شوک به سیستم ساکن دفاع عمومی بدن است تا ......

ادامه نوشته

گزارشگر ویژه حقوق بشر و ایران


پیرامون معرفی گزارشگر ويژه حقوق بشر ايران توسط سازمان ملل
 گزارشگر ویژه حقوق بشر و ایران


سرانجام همانگونه که انتظار می‌رفت، شورای حقوق بشر در آخرین روز از اجلاس هفدهم خود، احمد شهید، وزیر امورخارجه سابق مالدیو را به‌عنوان گزارشگر ویژه وضعیت حقوق بشر در جمهوری اسلامی ایران منصوب نمود. حمایت غرب از این وزیرخارجه مسلمان، نقش بسزایی در پیشی‌گرفتن وی از دو رقیب عمده خود، یعنی سفیر سابق ایتالیا در ایران و همچنین وکیل حقوق بشر سودانی داشت.


در رابطه با این انتخاب و تبعات آن، چند نکته به ذهن می‌رسد که عنوان می‌شود:


نخست:
تعیین گزارشگر ویژه بر اساس قطعنامه‌ای بود که فروردین‌ماه در شورا به تصویب رسید. در این قطعنامه که با رای مثبت 22 عضو، منفی 7 و همچنین ممتنع 14 عضو شورا به‌تصویب رسید، شورای حقوق بشر حکم به تعیین گزارشگری ویژه برای نظارت بر وضعیت حقوق بشر جمهوری اسلامی ایران داد. این نخستین‌ بار است که در عمر 5 ساله شورا، برای یک کشور گزارشگر ویژه تعیین می‌شود. گزارشگرهای فعلی کره‌شمالی یا میانمار از زمان کمیسیون سابق حقوق بشر برجای مانده‌اند. لازم به ذکر است حکم گزارشگری ویژه موریس کاپیتورن، که در زمان کمیسیون حقوق بشر، دومین گزارشگر ویژه منصوب برای ایران بود، در سال 2002 و پس از شکست طرح قطعنامه علیه ایران در صحن کمیسیون منتفی شد. در اجلاس‌های نخستین شورا نیز موضوع نظارت بر وضعیت حقوق بشر در تعدادی از کشورها – از جمله ایران – به دلیل جایگزینی سازوکار یوپی‌آر ملغی شد. با این تفاصیل، تنها چند سال طول کشید تا ایران مجددا زیر نظارت بین‌المللی قرار بگیرد.


دوم:
غرب در چند سال گذشته هوشمندانه کارت‌های خود در حوزه حقوق بشر را چید و درحقیقت می‌توان گفت در برابر هر یک از موفقیت‌های ایران، جبهه جدیدی را علیه ایران گشود. پس از توقف صدور قطعنامه در کمیسیون حقوق بشر، غرب، فشار حقوق بشری خود را در مجمع عمومی تداوم داد (بدل قطعنامه‌های شورا)، سپس به تدریج در انتهای قطعنامه‌ها از دبیرکل خواست تا سالانه گزارشی از وضعیت حقوق بشر ایران دهد (بدل گزارش گزارشگران ویژه سابق)، سپس بعد از سه‌سال، به آرامی از دبیرکل خواست تا گزارش موقتی نیز به شورا دهد، بعد بر اساس همان گزارش، قطعنامه تعیین گزارشگر ویژه را ارائه داد و اکنون نیز گزارشگر ویژه را تعیین نموده است. مسلمان بودن این گزارشگر، یقینا با فکر انجام شده و در سایه این استدلال که وی امکان درک بهتر قواعد و حقوق حاکم بر ایران را دارد یا بهتر می‌تواند با دولت ایران ارتباط برقرار کند، در اصل، هزینه‌های نپذیرفتن وی از سوی ایران را بالا برده است.


سوم:
در شرح حال آقای احمد شهید، با شخصیتی کاملا لیبرال مواجه می‌شویم. وی فارغ‌التحصیل دوره دکترای روابط بین‌الملل از دانشگاه کوینزلند است. در طول دوران وزارت امور خارجه وی، مالدیو بیشترین الحاق‌ها به اسناد بین‌المللی حقوق بشر را داشته، عضو شورای حقوق بشر شده و از همه جالبتر خود ایشان در سال 2009 جایزه مسلمان دموکرات سال را در دهمین کنفرانس سالانه مرکز مطالعات اسلام و دموکراسی از آن خود کرده است. همچنین وی توانسته در سال 2005 تصمیم شورای عالی امور اسلامی دولت مالدیو درباره رد اعلامیه جهانی حقوق بشر را تغییر دهد.


چهارم:

ما در حوزه حقوق بشر نیاز به تحرکی جدی و ابتکاری اساسی داریم. به نظر نمی‌رسد نوع نگرش فعلی ما به بحث قطعنامه‌ها و گزارش‌های حقوق بشری که علیه ما صادر و تصویب می‌شوند، نتیجه ملموس و مناسبی را برای نظام به همراه داشته باشد. بحث حقوق بشر یکی از بحث‌هایی است که مستقیما با وجهه نظام ارتباط دارد و هرگونه بی‌تحرکی، ساده‌اندیشی، عدم ابتکار، صرفا سیاسی دانستن و بی‌توجهی به فشار حاصله، تنها و تنها فرصت‌ها را از کف نظام برده، ما را با محدودیت‌های بیشتر مواجه می‌سازد.

در چندسال گذشته، فشار غرب از ناحیه حقوق بشر بر جمهوری اسلامی ایران به مراتب بیش از پیش شده است. این‌که صرفا تصور کنیم صدور پیاپی قطعنامه‌ها، تبعاتی برای نظام ندارد، صحیح نیست. خصوصا این‌که بسیاری از مواردی که به‌عنوان کوتاهی‌های ایران در عمل به تعهداتش عنوان می‌شود، با اندکی ابتکار، خوش‌فکری و همت و مدیریت قابل رفع است. به هرحال نفس تعیین گزارشگر ویژه برای یک کشور، واقعه مناسبی نیست و به‌نظر می‌رسد حال که امکان ممانعت از تصویب قطعنامه تعیین گزارشگر ویژه ممکن نشد، حداقل با برنامه‌ریزی و نگاهی بازتر و راهبردی‌تر از ایجاد فرصتی جدید برای غرب در تحت فشار قراردادن نظام جلوگیری نماییم.


و در پایان دو نکته:

نخست این‌که روندی که در اجلاس‌های عادی و ویژه یک‌سال گذشته شورای حقوق بشر درخصوص لیبی، ساحل عاج و سوریه در پیش‌گرفته شده، نشان از تسریع فرایند ادغام موضوع حقوق بشر و موضوع صلح و امنیت جهانی و به تبع آن، ورود شورای امنیت به موضوعات حقوق بشری دارد.

و دوم، فراموش نکنیم که گزارشگر ویژه، از نگاه افکار عمومی جهان، شخصیتی مثبت، معتمد نظام جهانی و حامی و یاریگر بهبود اوضاع حقوق بشر تعریف شده است. اتخاذ هرگونه سیاستی از سوی ما مناسب است که با درنظر قراردادن این تصویر باشد. به قول بودریار، در دوران کنونی، برداشت‌ها و تصویرها، اهمیتی به‌مراتب بیشتر از واقعیات پیدا کرده‌اند.

دکتر محمودرضا گلشن‌پژوه

ادامه نوشته

تصاویر نامناسب زنان، محور تبليغات نمايشگاه چاپ ديجيتال+عکس

منبع

نخستين نمايشگاه چاپ ديجيتال و نشر روميزي در صورتي سومين روز از فعاليت خود را سپري کرد كه شركت‌هاي داخلي چاپ با انتشار عكس‌هاي غيراسلامي و تحريك‌آميز از زنان جلوه‌اي نامناسب از يك نمايشگاه را در ايران به نمايش گذاشتند.


نخستين نمايشگاه چاپ ديجيتال و نشر روميزي از روز 26 خرداد با حضور 41 شركت‌كننده ايراني و خارجي در فضايي به وسعت 2100 متر مربع بر پا شد.

اين نمايشگاه در حالي سومين روز فعاليت خود را سپري کرد كه سمينارهاي مختلفي با موضوع چاپ براي علاقه‌مندان به اين صنعت برگزاري شد، همچنين غرفه‌ها با چيدماني از عكس‌ها و تصاوير مختلف به تبليغ دستگاه‌هاي چاپ خود مي‌پردازند.

بر اساس اين گزارش، برخي شركت‌هاي داخلي بدون توجه به فرهنگ و تمدن ايراني و اسلامي از فرهنگ غرب پيروي كرده و براي معرفي دستگاه‌ها و فعاليت‌هاي چاپي خود به انتشار عكس‌هاي مبتذل پرداخته‌اند كه برخي از آن‌ها مروج فرهنگ غرب و گروه‌هاي منحرف است.

شكل و شمايل برخي عكس‌ها نشان مي‌دهد كه نگاه برخي شركت‌ها به صنعت چاپ بهره‌گيري از جذابيت‌هاي جنسي براي تبليغات اجناس مورد‌نظر خود بوده است.

اين گزارش حاكي از آن است كه در نخستين نمايشگاه چاپ ديجيتال و نشر روميزي اكثر عكس‌ها و تصاوير بنرها به فرهنگ غرب و زنان بي‌بندو‌بار كشورهاي غربي اختصاص دارد و اين جاي سؤال از مسئولان باقي است كه آيا صرفاً برگزاري چنين نمايشگاه‌هايي كافي است و نبايد نظارتي بر چگونگي برپايي آن و تطبيق فعاليت‌ها و تبليغات شركت‌ها با فرهنگ ديني و اسلامي و عرفي جامعه صورت پذيرد؟


عکس ها در ادامه مطلب
ادامه نوشته

گزارشی از عروسی پسر دوم محمود احمدی نژاد رئیس جمهور ایران + عکس

جواد متين در وبلاگ خود در مورد مراسم عروسي دومين پسر رئيس‌جمهور در روز چهارشنبه گزارشي منتشر کرد که متن اين نوشته در ادامه مي‌آيد:

http://files.tabnak.com/pics/201106/201106190623081573.jpg

غروب 4 شنبه بود كه موبايلم زنگ خورد و براي فردا شب به يه جشن ازدواج دعوت شدم. جشن ازدواج دوست خوبم عليرضا. قبلاً خبرشو داشتم كه در عيد سعيد غدير خم خانوادگي به بيت رفته بودن و خطبه عقدش با خواهر زاده شهيد كاوه خونده شده بود. آقا در وصف شهيد محمود کاوه فرموده بودن: محمود، زمان انقلاب شاگرد ما بود اماحالا استاد ما شد.

پنجشنبه 26 خرداد 90 . شام ولادت باسعادت آقا امير مؤمنان علي (ع) ساعت 21 وارد باشگاه فرهنگي ورزشي نهاد شدم. بيرون باشگاه رفت و آمد مردم و ماشين ها در خيابان فرشته و اطرافش بقدري عادي بود كه شك كردم كه شايد اشتباه اومدم. انگار نه انگار كه داخل اين مجموعه جشن ازدواجه پسر رييس جمهوره وارد محوطه حياط تالار شدم و با ديدن يكدستگاه ون در سمت راست خودم فهميدم كه بايد موبايلم رو تحويل بدم. صداي صلوات در گوشه اي از حياط توجه ام رو به خودش جلب كردم. صف نماز جماعت تشكيل شده بود و نماز اول رو خونده بودن. وارد تالار شدم. ميزهاي خالي از ميهمون كه همه براي نماز به محوطه حياط رفته بودن. يك ديس ميوه و شيريني، يك بطري آب معدني، پيش دستي و چاقو تموم اون چيزي بود كه براي پذيرايي رو ميزها گذاشته بودن.

از دكتر خبر گرفتم. گفتن در حياط پشتي در حال نمازن. عده اي از مهمونها بدليل كمبود جا به حياط پشت رفته بودن. نماز رو به حاج آقا ثمره هاشمي اقتدا كردم وبرگشتم به سالن. دكتر ميز اول در وروديه سالن كنار حاج آقا اكبري (پدر عروس خانم) نشسته بودند.بعد از احوال پرسي گرم با ايشون و تعداد ديگه اي از مسئولين از جمله آقاي مهندس زريبافان، آقاي رحيمي، آقاي دكتر زياري سر ميز نشستم.

مداح اهل بيت (ع) ضمن خيرمقدم به ميهمانان شروع به مديحه سرايي و مولودي خواني كرد تا اينكه آقا داماد وارد مجلس شد. مثل همه مجالس جشن ازدواج با تك تك ميهمانان احوالپرسي كرد و خوش آمد گفت و بعد هم كنار دكتر و حاج آقا اكبري نشست.

آقاي خيرخواه مدير باشگاه از دقت و اصرار دكتر به وضعيت پذيرايي برام تعريف كرد. از اينكه دكتر فقط يك نوع غذا سفارش داده و حدود 3.5 ميليون تومان كل هزينه سالن شده و دكتر پرداخت كرده . تعداد ميهمانان مرد حاضر در سالن رو 180 نفر عنوان كرد. خودم هم هر چي دقت كردم غير از چند مسئولي كه اسمشون رو آوردم از مسئولين كشوري و لشگري كسي ديگه اي نديدم. راستش قبلاً هم مراسم جشن ازدواج فرزندان مسئولين رفته بودم از بريز و بپاش هاشون كه بگذريم حضور همه وزرا و مسئولين كشور براي آدم يك جلسه مهم مملكتي رو تداعي مي كرد و شايد انتظار داشتم اونشب مسئولين و همراهانشون صف بكشن پشت هم و يه هزار نفري رو توو سالن ببينم!

ولي اونشب مواجه بودم با يه مجلس ساده ي ساده. مجلس جشني از جنس مردم. چون پدر داماد از جنس مردم بود. در همه جاي جشن سادگي بود و سادگي. در پذيرايي، ماشين عروس، شام در عين سادگي خوشمزه و خوش عطر. مجري برنامه هم كمي با عليرضا شوخي كرد و از يارانه و هديه يك ميليون توماني فرزند آيندش گفت كه دكتر هم لبخندي گوشه لبهاش نشست.

مراسم تموم شد و دكتر و پدر عروس خانوم جلوي درب خروج ايستادن تا ميهمانان از سالن خارج شوند. صحنه مواجهه بچه هاي 7. 8 ساله كه فرياد ميزدن دايي دايي با دكتر جالب بود كه اونها رو در آغوش ميگرفت و محبت ميكرد. حاج خانوم مادر دكتر هم كه بخاطر ناراحتي پا روي ويلچر نشسته بود اومده بود. عليرضا وليچر رو تا درب خروج حركت داد و به مادر بزرگ كمك كرد.

خواهر دكتر ، پروين خانوم احمدي نژاد كه عضو شوراي شهر تهرانه از اوضاع منطقه 17 ازم پرسيدن. همه رفتند و دكتر هم كه صاحب مجلس بود به آشپزخونه رفت و به دست اندركاراي سالن خداقوت گفت. همه رفتند و عروس و داماد هم بدون هيچ تشريفات اضافي سوار ماشين شدند و همراه خانواده هاشون بسمت خونه رفتند...

به دوست خوبم عليرضاي عزيز ، دكتر و خانواده محترمشون ، همينطور خانواده بزرگوار شهيد عزيز محمود كاوه تبريك ميگم و از خدا ميخوام بحق علي بن موسي الرضا (ع) عاقبت بخير بشن و زير سايه امام زمان (عج) زندگي خوبي داشته باشن.


ادامه نوشته