مقایسه کشورهای اسلامی و مسلمانان با یهودیان دیر جهان -!؟

 

 

لطفا ادامه مطلب را بازدید نمایید

ثانیه - مقایسه مسلمانان جهان و یهودیان جهان-نتیجه گیری ؟-اسلام یهود مسیحی پیشرفت عقب ماندگی

رفته بود فرنگستان !

وقتی اومد ازش پرسیدن : اونجا چه دیدی !؟

گفت : آنجا اسلام دیدم و مسلمان ندیدم - برگشتم اینجا مسلمان دیدم و اسلام ندیدم !!

 

یه آمار {که از صحت اون اطمینان ندارم} مقایسه ای کرده دنیای اسلام و غرب و یهودیان و مسلمانان جهان را که در ادامه مطلب آورده ام . لطفا حتما مطالعه بفرمایید - حتما

ضمنا کتابی هم در ین خصوص از یکی از دوستان عزیز هم در انتها مرتبط با بحث معرفی شده است. کتاب { آیا به از این نمی توان بود؟ }  که معرفی اجمالی آن پرداخته ایم

ادامه نوشته

قطار پرمدعای خالی = گروه ادبستان کاوه آهنگر


حال

قسمت سوم و انتهایی قطار پرمدعای خالی !؟

بالاخره این مدعیان دموکراسی تاب نیاورده و ایمیل ما را مسدود(به قولی موقت) کردند تا بنده را ادب کرده و به مزاج مدیران گروه خوش آید

در عجبم که چرا کسی که ادعای دانایی و شعور می کند ؛ فوق العاده بی ادب و فحاش بوده و دم از این می زند که من می دانم و باید دانسته هایم را به خورد همه دهم ، آخر من می دانم

مبارزه با خدا و دین و اعتقادات از مهمترین جنبه های این گروه هست که ماسفانه هرچند اعضایی که در این گروه هستند و مخالف نظر این گروه مدیریتی هستند، هم نمی توانند به ابراز نظر پرداخته و یا برخلاف خواسته مدیران گروه صحبت کنند - چرا که ترس اخراج دارند و مجبورند هر آنچه که در گروه نوشته می شود را فقط صرف نقطه نظری مشترک تحمل کنند

وقتی فردی با نام کیوان ابراز می دارد که من از منابع بسیار قدیمی و تاریخی که دارم برای شما از 1400 سال قبل دارم نقل قول میکنم و عینا مطالب را ذکر میکنم ، با این پرسش و درخواست که " اگر شما راست می گویید، لطف کنید آن منابع را برای ما ارسال داشته و یا حداقل یک اسکن از صفحهای که ادعا می کنی با ذره بین می خوانی را برای ما بفرست تا گفته هایت مستند شود " ، نوع برخورد ها جالب است.

کیوان ساکت شده و در این خصوص هیچ نمی نویسد و در مقابل این درخواست می پرسد که : اول بگو چطور مسلمان شدید ؟ !!!  و بعد فردی دیگر با نام توماج که فوق العاده مدعی همه چیز بوده و خود را همه فن حریف می داند، می نویسد که : مگر اطلاعاتی هستی که اسکن می خوای ، برو خودت پیدا کن و بخوان - اما خود نقل کننده می گوید که چنین منابعی در ایران نیست و فقط من دارم و آن را هم لطف کرده می خوانم و عینا برای شما ارسال می دارم

از طرفی مدیریت گروه، در نظرم بسیار جالب آمد و این شبه در ذهنم ایجاد شد که : نکنه فردی با ایمیل های مختلف و اسامی مختلف در گروه فعالیت می کند . حتی گاهی هم به خود حتاکی می کند که عادی به نظر برسد - شاید

عنوان می کنند که بی بی سی ، شعبه دوم سیمای جمهوری اسلامی ایران است - و بعد از اخبار بی بی سی نقل کرده و خبرنامه آن را به صورت روزانه برای گروه می فرستند - و بزرگترین درس تاریخ این است که کسی از آن درس نمی گیرد - هیچ گاه این مدعیان که ادعا می کنند تاریخ را خوانده اند، تاریخ را مرور نکرده اند - چرا که جنایات انگلیس در حق دنیا و علی الخصوص ایران مشهود و مستند است - اما اینان مانند کبک در برف کرده و دنیا را فقط خود می دانند

ولی بازهم دلم نیامد که ننویسم که : افرادی بسیار بی شعور و حراف و بی ادب عضو این گروه و دیگر گروه ها هستند که فقط بلدند توهین کنند تا به مقصد خود برسند - فقط و فقط

یقینا تربیت ، چیزی است که آنها بویی از آن نبرده اند و جالب تر انکه بدان افتخار میکنند

به هرحال ما فقط و فقط به خاطر ابراز عقیده و منش خویش ، از این گروه مبارز و .... { که هیچ معلوم نیست چه هدفی دارند) فعلا حذف شده ایم - جالبه فعلا - چون دو نفراز این گروه از نوشته های من خوششان نیامد

برای چنین مسایل و گروه ها و سخن پراکنانی در پست قبل نکته ای یادآور شدم :

sanye.blogfa.com/post-181.aspx 

به امید بصیرت و نه خرد القایی که اکنون همه دم از آن می زنند


.

مجموعه پیامک های پرمعنا و زیبا

پیامک های زیبا و پرمعنا و کوتاه در ثانیه

برای دیدن این مجموعه زیبا از پیامک های زیبا و پرمعنا و بسیار کوتاه که از وبلاگ دوست عزیز  و شاعر عباس مومن کپی شده است ، به ادامه مطلب مراجعه نمایید


منبع :  وبلاگ زهر عسل

ادامه نوشته

حق و باطل و مرز مابین آن !؟

 

ثانیه-سیاهی و سفیدی - حق و باطل -ایران ما-دنیای امروز و سیاست

تو دنیای امروزی مرز سیاهی و سفیدی نامشخص شده

به نوعی همه چی داره با هم قاطی میشه و تشخیص رو برامون سخت می کنه

یاد سخن مولا می افتم که فرمود :

بین حق و باطل چهار انگشت فاصله است

پرسیدند :آن کدام است ؟

چهارانگشت دست را میان گوش چشم قرار داده و ادامه دادند

که هر آنچه می بینی حق و آچه می شنوی باطل است

حال و هوای کشور و مسایل اخیر آن ، همچون مصاق عکس بالاست. سعی کنیم بصیرت داشته باشیم

 

ضمنا ؛

داشته هایمان را بایستی دو دستی بچبیم که دارند به تاراج می برند !

حاضرین به غایبین اطلاع دهند

شهادت حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها - تسلیت باد

یا فاطمه الزهرا

یا دخت نبی (ص) ای همسر ولایت ؛ ای مادر امامت

تو الگوی مایی

به بی لیاقتی خویش ؛ فقط نظاره گرم !

آزادی حجاب --- دکتر شریعتی

 

آزادی حجاب از دکتر شریعتی
دکتر علی شریعتی

انچه در همه پدر و مادر ها مشترک است ، این است که مذهب را طوری تعریف می کنند که انگار شیپور را از طرف دیگرش باد می کنند!توصیه هایی که به نسل جوان می کنند اینطوری است:

درست مثل این است که طبیبی – یا به هر حال ادمی – دائم به کسی که لبش زخم شده یا صورتش جوش زده بگوید که << جوش نزن >> و << زخم نشو >> . و بعد هم بگوید که به طور مثال << زخم شدن دهن فلان بدی را دارد ; جوش صورت فلان قدر بد است !

این اگر چه درست است – اصولا چه تاثیری دارد؟ چه می خواهد بشنود و چه نتیجه ای می خواهد بگیرد؟ به جای این صحبت ها باید فهمید چه عواملی باعث شده که این جوشها در زندگی روحی این بچه و این نسل به وجود امده ; ان ریشه ها را باید یافت.

تجربه نشان می دهد که به عنوان اینکه دین فلان چیز را می گوید ، نمی شود حجاب را بر زن تحمیل کرد ، و عبادت را بر پسر تحمیل کرد ، مگر اینکه یک اگاهی انسانی پیدا کند و اینها نماینده یک طرز فکر باشد.
 
ایا در عوام ما پوشش اسلامی به عنوان یک طرز تفکر خاص است؟ نه ، طرز تفکر خاص نیست ، بلکه به عنوان یک تیپ خاص است ، که در ان مومن دارد ، فاسق دارد ، بداندیش دارد ، خوش اندیش دارد ، خلاصه همه جور ادمی دارد! البته حجاب غیر از چادر است . چادر فرم است.

اصل قضیه این دختری که الان می خواهد پوشش را انتخاب کند ، انگیزه اش چیست؟

معمولا انگیزه این است که :
<< مادرم همینطور بوده ،خاله ام همین طور بوده ، محیطمان همین طور است. >>
 
این {چادر} یک لباس سنتی است ; نشانه عقب مانده در حال مرگ است.جلویش را هم نمی توان گرفت ; بخواهی ده سال دیگر ادامه بدهی ، بعد از سال یازدهم تمام می شود. رشد و تکاملش به سمت ریختن این حجاب است ، یعنی تکامل جامعه به سمت ترک ان سمبل های سنتی املی.
 
بنابراین شما طرز فکر بچه ها را عوض کنید ، انها خودشان پوشش را انتخاب خواهند کرد; شما نمی توانید مدلش را بدوزید و تنش کنید! او خودش انتخاب می کند. شما رابطه عاشقانه بین او و این عالم بر قرار کنید ; او خودش به نماز می ایستد. هی به زور بیدارش نکنید!

برگرفته از : (زن ، ص۲۷۱ و ۲۷۲ و ۲۸۴ و ۲۸۸ )

قطاری دیدم پرادعا که چه تند و خالی میرفت !؟  ---- 2

 

ادامه بحث   قطاری دیدم پرادعا که چه تند و خالی میرفت !؟   

قسمت دوم

از مهمترین مسایلی که در این گروه به چشم می خورد مثل معروف یک بام و دو هوا بودن آن است. تمامی مثالها و مطالب ارسالی در این {با توجه به منش میران گروه} که دین راه هیچ و امری فرسوده و انسان دین دار را فردی عقب افتاده می دانند ، به جای مبارزه با اصل دین تمامی همت خود را جمه کرده و فقط به دین اسلام می تازند.

بنده کاری به مبارزات ایشان ندارم - اما اگر اصل بر مبارزه با دین است که نباید فقط با یک دین و آئین مبارزه شود - البته گه گاهی تلنگری هم به سایر ادیان زده می شود ، اما این درست نیست و گروه باید با تمام ادیان و اعتقادات انسان ها رو به رو شده و همه آنها را نفی کند

اما من نکته ای جدید در این گروه می بینم ، مدیریت چند نفره گروه و ضمنا این نکته هم برایم روشن شده که این مدعیان دست خالی ، هرگاه احساس کنند هرنوع توهین و فحشو ناسزایی را در قبال فرد مقابل که مخالف با ایشان است ، دریغ نـکرده و لغت نامه مطهر ذهن خویش را در منظر عموم و گروه قرار می دهند. حال در سخن مدعی آ هستند که در فلان کشور و حکومت دموکراسی اعمال نـشده و به انسانیت یه انسان توهین شده است.

ضمنا خبر رسانی و اتکا به خبرگزاری هایی مانند بی بی سی نیز جالب است که اخبار آن را به صورت روزانه در اختیار گروه قرار می دهند. به نظرم میرسد اینها فقط غرق در سالهای قبل از ۱۴۰۰ سال اخیر شده اند فقط دم از آن می زنند و غافل از اقداماتی که بریتانیا در قبال ایران داشت و کشتارها و ظلم هایی که در حق ایران و مردم آن داشته را هرگز نخوانده و نمی دانند.

با افتخار لینک اخبار بنگاه سخن پراکنی بریتانیا (بی بی سی) را برای همگان می فرستند و نمی دانند که بی بی سی و انگلستان چه ها می کند و چه ها در سر می پروراند. - بار ها گفته ام و یکبار هم تاکید می کنم - هیچ وقت به انگلیسی ها و آمریکایی ها اطمینان نخواهم کرد و هرگز دست دوستی و کمک به طرف آنها دراز نخواهم کرد

قطاری دیدم پرادعا که چه تند و خالی میرفت !؟


قطاری دیدم پرادعا که چه تند و خالی می رفت !؟

بنده( ثانیه )سعی می کنم به عنوان سوم شخص ، خارج از گود و آنچه از عضویت چند روزه در این داشته ام را بیان کنم - قصد من نقص و یا تایید گروه و اعضای آن نیست

قست اول :

این تنها عنوانی هست که می تونم به یک گروه اینترنتی (ادبستان کـاوه آهنگر ) بدهم که پرمدعا فقط و فقط همانند یک رسانه یک طرفه عملکرده و یک بنگاه سخن پراکنی به راه انداخته است. گروه های اینترنتی به اهداف معین و توسط افرادی جهت ایجاد اجتماعی مجازی تشکیل و اداره می گردند. به ظاهر این گروه اینترنتی در جهت مبارزه با حکومت جمهوری اسلامی ایران تشکیل و کلیه محتوای مطالب ارسالی اعضا نشان از این موضوع دارد.

 مخالفت با حکومت امری عادی و امروزی در این جهان امروزی تلقی شده که هرکس به تناسب منش و آرمان های خود می تواند حکومتی متناسب با قالب فکری و ایده آلی خود انتظار داشته باشد. و در تمامی کشورهای دنیا این موضوع جریان داشته و مخالفان دو دسته اند :

با ذکر مثالی بیان می کنم -- افرادی که مانند کشاورزی که نهالی را کاشته اما حال کم بار گشته با حشرات و ... به آن زده اند که این کشاورز به هرس کردن درخت و یا سم پاشی آن اقدام می کند و رسیدگی و داشت را شروع می کند اما دسته دوم : کسانی هستند که با توجه به منش خود مدعای این هستند که این درخت را باید از ریشه کند و نهالی دیگر کاشت و داشت و نهایتا برداشت.

 گروه اینترنتی مذکور از نوع دوم بوده و راه ریشه کردن حکومت را انتخاب و نه تنها با این موضوع پیش می رود بلکه (برابر گفته ها) در این مسیر اسلام را عامل بدبختی ایران در ۱۴۰۰ سال اخیر شناخته و دشمنی و اسلام کشی را در لوای مبارزات خود با حکومت قرار داده و با نوشته ها و تصاویر و اخبار و اضهار نظرهایی برای مطالب ارسالی توسط اعضا در این مسیر در راه هدف خود مبارزه با اسلام (البته در حالت کلی ، چرا که حکومت حاضر کشور جمهوری اسلامی ایران است) و مبارزه با دولت ایران را را نیز کوشش می کنند

بحث در خصوص اهداف گروه و سردرگمی آنها و نیز مبارزات دینی آنها بسیار است که در ادامه خواهد آمد

از طرف دیگر داغدار عدم وجود دموکراسی در ایران بوده و معتقدند (حداقل در حرف) هر اندیشه و نگرشی حق انتشار و فراگیری دارد و از چلش هایی که حکومت را بدان متهم می کنند سانسور و خفقان و عدم وجود مخالفی علنی و .. می دانند و جالب اینجاست که نظرات و نوشته های اعضای پروه پس از تایید در اختیار اعضا گروه قرار می گیرد که این نشان از یک بام و دوهوا بودن منش گروه دارد. چرا که اگر گروه سانسور را عملی زشت و ناپسند و دور از شان انسان می دانند نباید هیچ فیلتری در راه اضهار نظر اعضا وجود داشته باشد - البته ذکر این نکته هم لازم است که در چنین گروه هایی فیلتــ.ـر و محدودیت برای مطالب ارسالی اگر وجود نداشته باشد، سیر تبلیغات و هـرزنامه ها گریبانگیر گروه شده و آن را به بیراهه می کشاند اما وجود فیـلـ.ـتر و محدودیت صرفا می بایست مبارزه با اقلام و کالای های تجاری باشد و نه اندیشه های مبارزاتی و مخالف

برای مثال بنده بحثی در خصوص دین در گروه شروع کرده ام که مخالفان دین به راحتی هر نوع اظهار نظری را مختار هستند که بنویسند و 99 درصد آنها و شاید 100 درصد آنها که اغلب توهین و افترا و ایجاد تشویش است به راحتی تایید و برای گروه ارسال می گردد اما کسی که در جبهه مقابل نگرش و نظر خود را در خصوص دین و دفاع از آن بیان می دارد : برچسب : دین فروشی و تبلیغ و .... را بر روی آن زده و از ارسال آن مطالب برای گروه خودداری می نمایند . حتی در بسیاری مواقع با لحن و کلمات چاله میدانی و کوچه بازاری و رکیک ، از طرف مقابل استقبال کرده و نوشته های مخالف با اندیشه خود را سانسور می کنند

این قسمت اول - اما انتخاب این عنوان برای این پست : قطاری دیدم پرادعا که تند و خالی می رفت !؟ : براستی شایسته چنین گروه هایی بوده که فقط ادعا را یدک می کشند و تاب و توان نظرات مخالف را ندارد. بحث بیرون انداختن نظرات مخالف در گروه  (مانند من هم بسیار داغ و پر حاشیه است که در این خصوص هم نظر خود را بیان خواهم داشت)  البته نکته ای نیز اضافه کنم که عضویت در گروه های اینترنتی و مرور وبلاگها یکی از بهترین ثانیه های من در این دنیای مجازی است -ء

مدعیان دموکراسی و کاسه صبر و ادعای آنها

در گروه اینترنتی عضو شده ام که عینا مثال عکس بالاست.  و جالبتر اینکه .... خبر های تکمیلی و تحلیلی در این خصوص نگاشته خواهد شد

فقط یه احتمال میدهم که این مدعیان آزادی و دموکراسی نتوانند مرا تحمل کنند و از گروه اخراجم کنند - امید وارم که این کار را انجام نــدهند - جالبه کسی که مدعی دموکراسی و حق بیان برای همه باشه و خیلی از نوشته هاتو به خاطر دلائلی واهی رد کنه و برای گروه ارسال نکنه

حرف و حدیث بسیار است که تحلیل بر این موضوع و گروه ارائه خواهد شد - به زودی

جوانی و ثانیه هایش - بعد ها نگاهی به آن = حسرت یا خاطره ای شیرین

دوران جوانی داره سپری میشه
کودکی ؛ نوجوانی و جوانی

بی خیال ، بی فکر و بی برنامگی از مهمترین خصوصیات این دوران شیرین زندگی هست و الان هم کودکی و نوجوانی به پایان رسیده و جوان هستیم

ناگریز جوانی هم سپری خواهد شد. بی چون و چرا !   اما من شنیده ام از خیلی از بزرگترها :

که ای کاش دوباره جوان بودیم تا ...

من نمی خواهم که سپری کنم این دوران را و بعدها به خودم با حسرت بگم که ای کاش در جوانی... و باز هم ای کاش...!

خیلی از جوانهای امروز را {حتی دوستان صمیمی ام را} میبینم که غرق مسائل خرد و کوچک بی ارزش شده اند. بی خیال و بی هیچ غمی. کاش من هم مثل اونها بودم - فکر می کردم که هیچ مشکلی ندارم

نــه ! شاید هم من اشتباه می کنم و لذت بردن از زندگی بهترین راه سپری کردن این دوران هست

دورانی که بعدها برگشته و به ثانیه هایش باحسرت یا به عنوان دورانی شیرین نگاه خواهیم کرد - جوانی یعنی چی !؟

رفاقت ، صمیمیت ابتدایی و چرایی خودمانی شدن نامناسب !؟

دقیت کردید !

وقتی اوایل با کسی آشنا میشی و به قولی پی یه دوستی رو می ریزی، خیلی همدیگر رو دوست دارید و دلتون برای هم تنگ میشه و مهمتر از همه این هست که شما سعی می کنید برای هم خوب باشید و با هم به درستی و صمیمیت صحبت کنید، حرف های محترمانه و رفتار و کردار مناسب و در حد عالی برای هر کس

اما

وقتی یه مدتی میگذره به اسم رفاقت و صمیمیت و خودمونی شدن، دیگه محترمانه باهم برخورد نمیکنید. دیده ام دوستانی که به اسم رفاقت حتی فحش های رکیک به هم می دهند و دیگر جایی برای ادب نمی ماند.

ابن سینا :

عشق بین زن و مرد عاشق ، شش ماه بیشتر طول نمی کشد. بعد از آن زندگی واقعی شروع میشود

روی سخن من با زن و شوهران نیست، بلکه دوستی بین دوستانی است در مدرسه محل کار و خیابان و همسایگی - راستی چطور میشه همون ارتباط صمیمی و محترمانه ابتدایی در عین حالی که راحت هستیم رو حفظ کرد !؟ و چطوره که میگن هرچی کهنه میشه به درد نخور میشه الا رفاقت !؟

دو جنسه !


نامش عليرضاست و فاميلي مستعارش اميني.

نميدانم مشهدي است يا زاهداني. فقط مي دانم که بين دوستان نزديکش به دو جنسه معروف است. با او در يک کافي شاپ در مشهد قرار مي گذارم. چون مطالبم را در روزنامه مي خواند، اعتماد مي کند و مي گويد که حتما مي آيد. قول مي دهم از او عکس نگيرم. وقت انتشار مصاحبه همزمان شد با سفرش به کربلا. خودش الان آنجاست و من اين مصاحبه را منتشر ميکنم :


چند سال داري؟

متولد ?? هستم.

تحصيلاتت چقدر است؟

فوق ديپلم کامپيوترم را دارم ميگيرم.

در دوران تحصيل مشکلي نداشته اي؟

نه.

کسي اذيتت نمي کرد؟

آن موقع کسي نمي دانست وضعيتم چطور است.

يعني از همه پنهان کرده بودي؟

بله!

خانواده ات هم نمي دانستند؟

نه! هنوز هم نمي دانند.

چرا؟

فکر نمي کنم واکنش جالبي نشان بدهند.

الان به چه شغلي مشغول هستي؟

در يک شرکت هواپيمايي کار ميکردم و يک سايت خدمات هاستينگ دارم.

در آنجا مشکلي ندشتي؟

نه! تا به کسي نگويي، برايت مشکلي پيش نمي آيد. عده کمي از اطرافيان از اين ماجرا اطلاع دارند.

درآمدت از آن راه خوب است؟

بد نيست. تقريبا هر سال مي توانم ماشينم راعوض کنم و يکي بهترش را بخرم.

تا به حال دستگير نشدي؟

نه!

مشتري هاي خاص داري يا هر کسي را مي پذيري؟

نمي توانم خودم را تابلو کنم. فقط با چند نفر هستم. اينجوري با امنيت خاطر بيش تري زندگي مي کنم.

گروهي کار مي کني يا انفرادي؟

خودم هستم و خودم. گفتم که هر چه بي سر و صدا کار کني، براي خودت بهتر است.

از کي به اين کار مشغول هستي؟

حدود ? سال پيش.

چرا زودتر وارد اين راه نشدي؟

خب آن زمان به پول نيازي نداشتم. اما بعد از مدتي احسا کردم بايد زندگي ام را تکان بدهم.

از نظر روحي، مشکلي پيدا نکردي؟ يعني عذاب وجدان نداشتي؟

به آن فکر نمي کنم. گاهي چيزهايي در ذهنم مي آيد، اما سعي مي کنم خودم را مشغول کاري کنم تا سرم گرم شود. ترجيح مي دهمفکر نکنم.

مشتري هايت بيش تر چه کساني هستند؟

مختلف هستند. بيش تر سن شان بالاست. پيرزن هم بين شان هست.

عجيب ترين شان کدام است؟

چند نفر از آن ها هنرپيشه هستند.

واقعا؟

يکي از آن ها حتي الان در يک سريال هم بازي مي کند.

عجيب است! نگران نيستند که تو زماني آن ها را لو بدهي؟

ما با هم دوست هستيم. به اين چيزها فکر نمي کنيم.

همه پول هايي که در مي آوري را خرج مي کني يا حساب پس انداز هم داري؟

در هيچ بانکي حساب ندارم.

چرا؟

براي امنيت خودم. نمي خواهم اگر فردا اتفاقي افتاد، بپرسند اين همه پول را از کجا آورده اي.

فکر اين نيستي که شغلت را عوض کني؟

نه! درآمدم خوب است. به زودي رونيز مي خرم، مي توانم براي خودم زندگي کنم، بدون اين که منت کسي را بکشم.

الان چه ماشيني داري؟

يک ??? قرمز ماتيکي دارم.

ازدواج نمي کني؟

کي به من زن ميده؟

يعني شوهر مي خواهي؟

نه! اما ازدواج توي اين شرايط اجتماعي، زياد عاقلانه نيست.

يعني چي؟

يعني الان خانواده ها با هم وصلت مي کنند تا آدم ها. خانواده ها بايد همديگر را بپسندند، نه دختر و پسر. البته خانواده ها مهم هستند، اما نه تا اين حد!

تا به حال کسي درباره ازدواج با تو صحبت کرده؟

بله، ولي بهش فکر نکردم. چون نمي خواهم ازدواج کنم. به کارم لطمه مي زند.

تا کي مي خواهي ادامه بدهي؟

تا هروقت که دستگير شوم.

چرا دستگير شدي؟

خب کار من جرم است. زندان و اعدام دارد.

چه کسي اين را به تو گفته؟

هه مي دانند. يکي از دوستانم را به همين جرم گرفتند و اعدام شد.

چه زماني اين اتفاق رخ داد؟

? سال قبل.

اقدامي نکرديد؟

چه اقدامي بايد مي کرديم؟ قانون مي گفت که بايد اعدام شود.

کجاي قانون چنين چيزي را نوشته؟

يا از مرحله پرت هستي، يا داري من را دست مي اندازي…

چرا يک دوجنسه را بايد اعدام کنند؟

او دوجنسه نبود.

پس چرا اعدام شد؟

چون حمل ?? کيلوگرم شيشه، جرم سبکي نيست.

به خاطر حمل موادمخدر اعدام شد؟

آره! چيزي که دير يا زود سراغ من هم مي آيد.

مواد مصرف مي کني؟

خودم نه! اما خب وقتي براي مشتري ها مي برم، گاهي مقدار زيادي همراهم است.

يعني مواد هم به مشتري ها مي رساني؟

خب کارم همين است.

ولي به من گفتند دوجنسه هستي. پس توي کار مواد هم هستي؟

کار اصلي من مواد است.

يعني دوجنسه نيستي؟

چرا! هستم.

پس با مواد چه کار داري؟

خب من فقط دو جور جنس مي فروشم. ترياک و شيشه. براي همين به من مي گويند «دو جنسه». براي اين که تخصصي فقط روي همين دو قلم جنس کار مي کنم. مثل بقيه نيستم که هر کوفت و زهرماري را بفروشم. مثلا ماده مخدري که در سال هاي اخير به بازار مصرف ايران راه پيدا کرده، بر خلاف کراک خارجي از مشتقات هروئين است و قاچاقچيان اين اسم را برايش گذاشته اند. چيز مزخرفي است و من نمي فروشم… چرا رفتي؟ اوهوي…! حداقل بگو مصاحبه ام کجا چاپ ميشه… آهاي يارو…. عوضي نفهم! وقتم را الکي گرفت!


کمی بخندیم - خسته شدیم از این همه نوشتن !   حالا ما هم اینو بدست آوردیم - چطور بود ؟