یا علمدار کربلا  

یا علمدار کربلا

یا قمر بنی هاشم ، مددی

باز اين چه شورش است كه در خلق عالم است   




باز اين چه شورش است كه در خلق عالم است  
باز اين چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است 
باز اين چه رستخيز عظيم است كز زمين  
بي نفخ صور خاسته تا عرش اعظم است 
اين صبح تيره باز دميد از كجا كزو  
كار جهان و خلق جهان جمله در هم است 
گويا طلوع مي‌كند از مغرب آفتاب  
كاشوب در تمامي ذرات عالم است 
گر خوانمش قيامت دنيا بعيد نيست  
اين رستخيز عام كه نامش محرم است 
در بارگاه قدس كه جاي ملال نيست  
سرهاي قدسيان همه بر زانوي غم است 
جن و ملك بر آدميان نوحه مي‌كنند  
گويا عزاي اشرف اولاد آدم است

التماس دعا

گزيده‌اي از خطبه‌هاي سيد‌الشهداء عليه‌السلام از مدينه تا كربلا


گزيده‌اي از خطبه‌هاي سيد‌الشهداء عليه‌السلام از مدينه تا كربلا

امام حسين (ع)به اهل كوفه فرمودند: اگر به بيعتتان با من وفادار باشيد، رشد خود را ثابت كرده‌ايد و مي‌دانيد كه من حسين فرزند علي و پسر فاطمه دختر رسول خدا (ص) هستم؛ اگر بيعت خود را حفظ كنيد خودم با شما و اهل و عيالم با اهل و عيال شما خواهند بود و بر شماست كه از من پيروي كنيد


*حركت به سوي شهادت


سپاس به درگاه خداوند، آنچه او خواهد انجام گيرد، و نيرويي نيست جز به اراده ذات اقدس او. همان‌گونه كه گردن‌بند، زينت ملازم دختران جوان است، مرگ نيز ملازم لا‌يَنفَكّ اولاد آدم است. آن‌چنان كه يعقوب شوق ديدار يوسف داشت، من نيز به شدت اشتياق ديدار پدران و گذشتگانم را دارم. دست تقدير الهي براي من قتلگاهي برگزيده است كه بايد به ديدار آن بشتابم. مي‌بينم كه به همين زودي گرگ‌هاي گرسنه‌ي نواويس {1} و كربلا، مرا در محاصره انداخته، بند بند اعضاي بدنم را از هم جدا مي‌كنند و شكم‌هاي خود را از آن پر مي‌كنند و عطش دروني خود را با كشتن من فرو مي‌نشانند.


از چنين روزي كه قلم تقدير بر آن گذشته است، تدبير و فراري امكان پذير نيست. ما اهل بيت (ع) به آنچه خداوند راضي باشد رضايت داريم، بر اين بلا كه براي ما خواسته است صبر مي‌نماييم و البته او نيز پاداش صابران را به ما عطا خواهد فرمود. ما پاره‌هاي تن پيامبريم و پاره‌هاي تن پيامبر (ص) از او جدا نمي‌شوند، بلكه در بهشت، اطراف پيامبر گرد خواهند آمد و با ديدن آنان چشم پيامبر (ص) روشن شده، وعده‌هايي كه داده شده است در حق آنان عملي خواهد شد.

اينك در ميان جمع ما هر كس جان بر كف آماده شهادت است و خود را براي مرگ و ملاقات الهي مهيا ساخته است، به همرا ما كوچ كند كه من فردا صبح به ياري خدا رونده‌ام.

*حركت به سوي عراق


امام حسين (ع) رو به جانب ابن‌عباس كرده و فرمود: درباره مردمي كه پسرِ دختر پيامبر خود را از وطن و خانه و قرارگاه و حرم جدش بيرون كرده، او را تك و تنها رها ساخته، تسليم ترس و رعبش مي‌نمايند چه مي‌گويي؟ نه مي‌تواند در محلي قرار گيرد و نه ياراي آن را دارد كه در همسايگي كسي بماند. با آنكه نه به خداوند شرك ورزيده و نه مرتكب منكر و جرمي شده است، كمر به قتلش بسته و مي‌خواهند خونش را بريزند.

ابن عباس در پاسخ به حضرت عرض كرد: حسين جان! فدايت شوم، اگر از سفر كوفه ناگزير هستي، اهل بيت و زنانت را همراه خود مبر.
حضرت فرمود: عمو زاده! رسول خدا (ص) را در خواب ديدم و به من دستوري داده كه نمي‌توانم خلاف آن عمل كنم؛ رسول خدا (ص) دستور داده كه اهل بيت و زنان را نيز با خود همراه ببرم.

*پاسخ امام حسين (ع) به فَرَزدق


فرزدق از حضرت پرسيد: يابن رسول‌الله! چه شد كه عجله كردي و حج را ناتمام گذاشتي؟

امام در پاسخ فرمود: اگر عجله نمي‌كردم غافل‌گير مي‌شدم.
آنگاه حضرت از اوضاع مردم كوفه پرسيدند، فرزدق گفت: شمشيرهاي آنان براي جنگ با شما آماده شده است.
امام فرمود: كارها به دست خداست و خدا هر چه را اراده كند انجام مي‌دهد و پروردگار ما هر روز در كاري است. اگر قضاي الهي طبق خواسته ما انجام گرفت، سپاس نعمت‌هاي الهي را به جا مي‌آوريم و خدا مدد مي‌دهد تا به اداي شكرش توفيق يابيم‌. و اگر قضاي الهي مانع از برآمدن خواسته ما شد، باز آن‌ كس كه طالب حق باشد و داراي روح ايمان و تقوا، اهل تجاوز نخواهد بود. سپس با فرزدق وداع كرد و از يكديگر جدا شدند.

*هشدار به ياران حر


خطبه‌اي كه حضرت در منزل بَيضَة براي حر و يارانش ايراد كردند. پس از حمد و ثناي الهي فرمود: اي مردم! رسول خدا (ص) فرمودند: هر كس پادشاه ستمگري را ببيند كه حرام خدا را حلال ساخته، پيمان الهي را مي‌شكند و با سنت و راه و روش رسول خدا (ص) مخالفت مي‌ورزد و در ميان بندگان خدا به گنهكاري و ستمگري مي‌پردازد ولي با گفتار و رفتار خود بر اين سلطان نشورد، بر خداوند لازم است كه آن كس را با آن سلطان در يك محل محشور سازد.


مردم آگاه باشيد كه دستگاه حكومت بني‌اميه سر در خطّ فرمان شيطان نهاده و از اطاعت فرمان الهي سرپيچي مي‌نمايد. فساد را آشكار ساخته، حدود الهي را تعطيل نموده، ماليات اسلامي را در راه مصالح شخصي به كار برده و حرام الهي را حلال و حلال الهي را حرام نموده‌اند.


من از همه كس به دگرگون ساختن دستگاه حاكم سزاوارترم. نامه‌هاي شما برايم آمده و فرستادگان شما خبر بيعت شما را براي من آورده و نويد داده‌اند كه مرا تسليم بني‌اميه نمي‌سازيد و مرا بي‌ياور نمي‌گذاريد؛ حال اگر به بيعتي كه با من كرده‌ايد وفادار باشيد، رشد خود را ثابت كرده‌ايد و مي‌دانيد كه من حسين فرزند علي و پسر فاطمه دختر رسول خدا (ص) هستم؛ اگر بيعت خود را حفظ كرديد خودم با شما و اهل و عيالم با اهل و عيال شما خواهند بود و بر شماست كه از من پيروي نماييد.


و اگر بر سر پيمان خود نمانيد و از بيعت من رويگردان شويد، به جان خودم سوگند كه نقض بيعت و پيمان شكني شما تازگي ندارد، شما مردم سست عهد و بي‌وفا همين كار را با پدر و برادر و پسر عمويم مسلم‌بن‌عقيل انجام داديد. هر كس كه به شما اعتماد كند و به عهد و پيمان شما دل ببندد فريب خورده است و البته دودش به چشم خودتان خواهد رفت و بهره خود را بر باد داده‌ايد، زيرا هركس بيعت شكني كند به زيان خود كرده است و به همين زودي است كه خدا مرا از شما بي‌نياز خواهد ساخت.


*وداع امام با اهل بيت خود


ايشان هنگام وداع با عيال خود آنان را به صبر امر نموده و فرمود: آماده شويد براي تحمل مصيبت‌ها، و بدانيد كه خداوند نگهبان و حافظ شماست و به زودي شما را از شر دشمنان نجات خواهد داد و سر انجام كارتان را به نيكي برگزار خواهد كرد، و خداوند دشمن شما را به انواع عذاب‌ها شكنجه خواهد داد و در مقابل تحمل اين بلاها به شما انواع نعمت‌ها و كرامت‌ها عنايت خواهد فرمود. بنابريان شكايت نكنيد و سخني بر زبان نياوريد كه از قدر و منزلتتان در نزد خدا بكاهد.


ادامه نوشته

اي عشق شيعه باش كه ماه محرم است


اي عشق شيعه باش كه ماه محرم است


دستي بلند مي‌شود اين نوحه‌ها كم است
اي عشق شيعه باش كه ماه محرم است


در عاشقانه‌هاي خودش شاعري نوشت

حتي تمام سال براي عزا، كم است

سوگند مي‌خورم به فراواني شما

اين سايه شمر نيست ،نه اين ابن‌ملجم است

سهم شما هميشه تاريخ از فدك

يك پهلوي شكسته و يك آسمان غم است

هيأت سكوت مي‌كند و ناله كسي

در حلقه‌هاي ممتد زنجير مبهم است

محكم بكوب و جام بلا را نگاهدار

پيمان مشك تشنه و عباس محكم است

شاعر: هادي منوري



و درست مثل این چند سالی که در ماه محرم نوشتم ، دوباره نویسی می کنم که :


امامن حسین (ع) تشنه لبیک بود ، نه آب

کاش به جای نشان دادن زخم هایش ، افکارش را به ما می آموختند

برایت ...


برایت از طلا تختی ،

مسیری رو به خوشبختی ،

برایت عمر نوحی را

وقار همچو کوهی را

برایت صبر ایوبی

حیاتب مملو از خوبی

برایت شاد بودن را

فقط آزاد بودن را

رفاقت را

صداقت را

اگر خواهی محبت را . . .

دعا کردم

الهی نامه حضرت علامه حسن زاده آملی


الهي، خوشا آن دم كه در تو گمم!


دانلود متن کامل کتاب  الهی نامه حضرت علامه حسن زاده آملی


ادامه مناجات در ادامه مطلب

ادامه نوشته

غرور


آنگاه که غرور کسی را له می کنی،

آنگاه که کاخ آرزوهای کسی را ویران می کنی،

آنگاه که شمع امید کسی را خاموش می کنی،

نگاه که بنده ای را نادیده می انگاری ،

آنگاه که حتی گوشت را می بندی تا صدای خرد شدن غرورش را نشنوی،

نگاه که خدا را می بینی و بنده خدا را نادیده می گیری ،

می خواهم بدانم،

دستانت رابسوی کدام آسمان دراز می کنی تابرای خوشبختی خودت دعا کنی؟

در پی شکارم !

 

ثانیه در پی شکار

در پی شکارم !

در پی ثانیه ها

در پی موفقیت

در پی جوانی

در پی ...

راه کدام است !؟