برخی پایگاه های قرآنی Quranic Sites (سری دوم) جهت استفاده شما دوستان عزیز آماده شده است. امیدوارم که قابل قبول بوده باشد
جهت دیدن آدرسها به ادامه مطلب مراجعه کنید
ولادت امیر المومنین علی علیه السلام و روز پدر بر شما مبارک
چرا ما بايد در احكام شرعي، از شخص ديگري تقليد كنيم؟
تقليد به معناي رجوع جاهل به عالم است. علت اينكه مجتهدان، تقليد را بر مردم واجب كردهاند، اين است كه مردم را جاهل و بيسواد ميدانند. همين نكته باعث ميشود قشر تحصيل كرده هرگز سراغ تقليد نرود !؟
تقليد، پذيرفتن بدون دليل است و عقل انسان، چيزي را بدون دليل نميپذيرد !؟
پاسخ به سه پرسش فوق در ادامه مطلب
شيرين، مثل وقت خواب...
خدايا!
کاري کن از پدر و مادرم حساب ببرم؛ انگار که پادشاهان سختگيري هستند. و به آنها خوبي کنم؛ انگار که مادر مهربانشان هستم. تازه اين خوبي کردن و حرف گوش کردن، به نظرم خيلي هم شيرين بيايد؛ شيرين، مثل خواب کسي که خيلي وقت است نخوابيده، خوش طعم، مثل مزة آب توي دهان كسي که خيلي تشنه است؛ طوري بشود که آرزوي آنها را بيشتر از آرزوي خودم بخواهم؛ دلخوشي آنها را بيشتر از خوش بودن دل خودم بخواهم و هر لطف کوچکي به من ميکنند، به نظرم خيلي بزرگ بيايد و هر لطف بزرگي در حقشان ميکنم، به نظرم خيلي کوچک بيايد
خدايا!
صدايم پيش آنها آرام باشد و حرفهايم دوست داشتني باشد و با آنها نرم و لطيف باشم و دلم پر از مهرشان باشد و دوستشان باشم و برايشان دل بسوزانم
خدايا!
به خاطر تربيت کردن من، به خاطر لطفي که به من کردند، بهشان پاداش بده
صحيفة سجاديه، دعاي بيست و چهارم، ترجمه فاطمه شهيدي
« من تلافي ميكنم، تلافياش را سرت در ميآورم، اين كارت بيجواب نميماند... »
چندبار تا به حال اين جملات را شنيدهايد؟ چند بار به زبان آوردهايد؟ چقدر دلتان ميخواسته كه كاري را تلافي كنيد؟ كارهاي بد چقدر شما را به فكر تلافي كردن انداخته؟ كارهاي خوب را چقدر تلافي كردهايد؟ براي چه تلافي كردهايد؟
مرحوم مادرم هميشه ميگفت: دنيا تلافي خانه است، سعي كن هميشه خوبيها را تلافي كني. براي سالها يادم رفته بود، اخيرا به ياد آوردم؛ چون ديدم، چون خواندم، در روزنامهها، تلويزيون، توي فيلمها، شنيدم توي حرفها، گلهها، غرغركردنها، يادم رفته بود كه تلافي كردن يعني چه؟
يادم آمد كه جواب دادن به هر نوع عملي از خوب يا بد، تلافي كردن است. مهرباني نوعي رفتار است، تلافي كردن هم نوعي رفتار است.
مادري را ديدم كه به خاطر ...
دوستي را ديدم كه ...
برادري را ديدم كه به خاطر ...
همسري را ديدم كه با ...
خواهري را ديدم كه به خاطر...
مردي راديدم كه در سالهاي پاياني عمر ...
مرکزجهانی علوم اسلامی http://www.eshraaq.com
وب سایت رسمی" مرکز جهانی علوم اسلامی " حوزه ی مر بوط به طلاب غیر ایرانی
معارف www.maarefsite.com
بلاغ WWW.balagh.net
الرسول - http://alrasol.valiasr-aj.net
نوا و نما ، اشعار مذهبی، داستان ، خطبه ، زندگی نامه و...
امام علی (ع) - http://www.emamali.org
ارائه دهنده مطالبی پیرامون امام علی به صورت صوتی به سه زبان فارسی ، انگلیسی و عربی
نجوا - http://najva.ir
بانک صوتی نواهای مذهبی
سنی آنلاین http://www.sunnionline.net
سایت جامعه اهل سنت ایران زیر نظر حوزه علمیه دارالعلوم زاهدان
ام الکتاب - http://www.ummulkitab.org
متن قرآن کریم،احادیث، مقالات دینی،سخنرانیها، اشعار،قصص
میزان در میزان - http://mizan-dar-mizan.com
سایتی شامل تحقیقات قرآنی
لیست کامل آدرسها در ادامه مطلب
لطفا از صفحات جداگانه وبلاگ
ثانیه بازدید فرمایید
روزنامه هاي جمهوری اسلامی ایران
دانشگاه های جمهوری اسلامی ایران
شبکه های تلویزیونی جمهوری اسلامی ایران
شبکه های رادیویی جمهوری اسلامی ایران
برخی مجله های جمهوری اسلامی ایران
خبرگزاري هاي جمهوری اسلامی ايران
متن کامل زیارت عاشورا - همراه با ترجمه فارسی
پ.ن:
زندگی شهرنشینی یعنی این !
برای این روزهای کشور و حال و هوای عمومی و اخبار متنوع منتشره و سخنرانی های متعدد ، داستانی جالب را در وبلاگ قرار میدهم که امیدوارم پس از مطالعه نظرتون رو برام بنویسید چرا که ....

.
مورچهاى بر صفحه كاغذى مىرفت.
از نقشها و خطهايى كه بر آن بود، حيرت كرد. آيا اين نقشها را، كاغذ خود آفريده است يا از جايى ديگر است؟ در اين انديشه بود كه ناگاه قلمى بر كاغذ فرود آمد و نقشى ديگر گذاشت.
مور دانست كه اين خط و خال از قلم است نه از كاغذ.
نزد مورچگان ديگر رفت و گفت: مرا حقيقت آشكار شد.
گفتند: كدام حقيقت؟
گفت : بر من كشف شد كه كاغذ از خود، نقشى ندارد و هر چه هست از گردش قلم است. ما چون سر به زير داريم، فقط صفحه مىبينيم؛ اگر سر برداريم و به بالا بنگريم، قلمى روان خواهيم ديد كه مىچرخد و نقش و نگار مىآفريند.
در ميان مورچگان، يكى خنديد.
سبب را پرسيدند.
گفت: اين كشف بزرگ را من نيز كرده بودم؛ ليك پس از عمرى گشت و گذار بر روى صفحات، دانستم كه آن قلم نيز، اسير دستى است كه او را مىچرخاند و به هر سوى مىگرداند. انصاف بده كه كشف من، عظيمتر و شگفتتر است.
همگان اقرار دادند به بزرگى كشف وى.
او را بزرگ خود شمردند و سلطان عارفان و رئيس فيلسوفان خواندند. چه، تاكنون مىپنداشتند كه نقش از كاغذ است و اكنون علم يافتند كه آفريدگار نقشها، نه كاغذ و نه قلم است؛ بلكه آن دو خود اسير ديگرىاند
اين بار، مورى ديگر گريست .
موران، سبب گريهاش را پرسيدند .
گفت: عمرى بر ما گذشت تا دانستيم نقش را قلم مىزند نه كاغذ. اكنون بر ما معلوم شد كه قلم نيز اسير است، نه امير . ندانم كه آيا آن اميرى كه قلم را مىگرداند، به واقع امير است، يا او نيز اسير امير ديگرى است و اين اسيران، كى به اميرى مىرسند كه او را امير نيست؟
.
..
به نظرم این داستان بسیار مرتبط با این روزهاست
و امیدوارم که امیر خود امیر باشد و اسیر امیر دیگری مباشد
براستی چرا عده ای پافشاری دارند که انتخابات را زیر سوال ببرند ؟
چرا عده ای با رای ۲۴ میلیونی مردم مخالفت میکنند ؟ مگر میزان رای ملت نیست ؟
بسیاری صاحب رسانه هستند {حداقل یک وبلاگ - یک کلاس درس - یک ...} و به بیان دیدگاه های خود می پردازند. از سوی دیگر بسیاری از کسانی که رای دادند هیچ رسانه ای بجز جمعهای دوستانه و خانوادگی خود را ندارند که داد و فریاد بکشند و یا آرام تبلیغ کنند. حال سوال اساسی این است که چرا اصحاب رسانه فکر می کنند ندایی جز فریاد آنها وجود ندارند و انگار خود حق رای دارند و بس !؟
چرا قواعد بازی را قبول نداریم !؟ فرق معامله ۱۱ میلیون است نه یک میلیون !!؟
چرا همیشه حق را از آن خود می دانیم و خود را محترم و مقدم بر همه !؟
چرا نمی توانیم قبول شکست کنیم !؟
واقعا چرا مردم را عامی و {با عرض معذرت} کم فهم میدانیم و فکر میکنیم که عالم هستیم و ریش و قیچی دست ماست و هر ما گفتیم همان است !؟
چرا وقتی صحبت از حساب و حساب کشی به میان می آید عده ای ترس بر اندامشان افتاده و چنگ بر روی خود و دیگران می اندازند - از چه ترس و هراس دارند - اگر پاکید پس چه باکی دارید !؟ و سوال تعجب آمیز دیگر اینکه چرا ماکه سالها بود منتظر بودم کسی از حساب کشی حرف بزند ، حال این حرفها را نامحترم و توهین میدانیم !؟
چرا بی بی سی که زمانی رمز شروع کودتا را از رادیو پخش کرد حال صدای الله اکبر عده ای را پخش میکند - واقعا بی بی سی و صدای آمریکا مسلمان شده !؟
چرا سرا بعضی کشور ها می گویند همه بجز احمدی نژاد !؟
چرا بعضی ها بدعت گذاری کرده و شورش را بجای راه قانونی برگزیده اند و همه را به کمک می طلبند!؟
چرا وقتی عده ای در جایی فریاد مرگ بر احمدی نژاد سرمیدهند ، آن مسئول نامحترم بجای دعوت به سکوت یا شعار دیگر، عده حاضر را دعموت به مرگ بر تفکر احمدی نژاد میکند - مگر تفکر دکتر محمد احمدی نژاد چیست !؟
چرا ایران را فقط شهر ها {به خصوص تهران } می دانیم و صرف بودجه برای روستاها و شهرهای دورافتاده را اتلاف بودجهت میدانیم !؟
چرا وقتی عده ای اموال عمومی و خصوصی مردم را به آتش می کشند، محکوم که نمی کنیم هیچ، حمایت هم می کنیم { هر یک به گونه ای} !؟
واقعا چه شد که بزرگترین انتخابات ایران را {پس از رفراندوم جمهوری اسلامی} را زیر سوال می بریم و همه چیز را کورکوانه یا جاهلانه از دست می دهیم و لبیک به کسانی می گوییم که نمی فهمند چه می گویند و یا می فهمند و قصو غرض سوء دارند !؟
چرا به رای ملت احترام نمی گذاریم!؟ چرا میزان را رای ملت نمی دانیم !؟
و هزاران سوال دیگر که امید وارم روزی جوابی برایش داشته باشیم - امیدوارم
امام خمینی (ره) فرمودند:
شما غلط می کنید قانون را قبول ندارید
قانون شما را قبول ندارد
.

من به دکتر محمود احمدی نژاد رای دادم
و از ایشان هم انتظار دارم به وعده های خویش عمل کنند
منتظرم
به قول معروف : همه در این انتخابات برنده هستند و دشمنان و بدخواهان ایران اسلامی شکست خورده محسوب می شوند
تا آنجایی که من اطلاع دارم و شنیده ها و دیده هایم مرجع این حرف هست؛ انتخابات سالم و بدون هیچ مشکلی برگزار و در نتیجه آرا هم هیچ دخل و تصرفی نشده است. من کاملا مطمئنم
سازندگی و شرف و عزت ملت ایران فقط و فقط به ملت بستگی دارد و بس
راستی تا یادم نرفته ؛
آقای احمدی نژاد منتظر عملکرد شما در خصوص دانه درشت های فاسد هستم