|
ثانیه | ||
![]() دنیایی که برای خودمان می سازیم ، باید با توجه به تجربیات گذشته و جهان بینی بدست آمده باشد حداکثر استفاده از زمان حال ، و نهایت استفاده و لذت از "هم اکنون" باشد و از سویی دیگر این استفاده از گذشته ولذت ازهم اکنون برای ساختن آینده باشد؛ یعنی تلاش برای آینده اما این ها کلیاتی هستند که هرکسی قبول داشته و حتی خواستار آن هست اما تفاوتی که انسان های موفق نسبت به سایر در یک زمانه با اطرافیان و هم خویشان و هم وطنان خود دارند {و حتی این تفاوت در طول قرن ها پایدار و ثابت می ماند} ؛ نه این "خواستن" و تنها "بهترشدن" است. انسان های موفق بزرگ دانشمند و تاثیر گذار بر یک جهان ، همه سه خصلت داشته اند : پیش از همه و بیش از همه دانستند و مسائل و مشکلات را از هم تمیز دادند و تلاشی شگرف انجام دادند و زحمت ها کشیدند انسان ، همواره برای اهدافی در تلاش بوده ، چه اهداف درست و چه نادرست ؛ مهمترین قسمت موضوع تلاش ِ انسان هاست. همان چیزی که به دنیا جریان بخشیده و می بخشد و "نبض ِ واقعی ِ هستی ماست" اما هر کس از دید خویش و از مکتب خویش بدان نگاه می کند و حتی گاهی نابودی و استعمار و استثمار و استحمار افراد و قومی دیگر ، راه رسیدن به اهداف برخی می شود و سرافکندن در برابر این ظلم هم منش و عادت کسانی دیگر !؟!
نمی دانم چرا اما هرچه قدر بیشتر می نویسم می بینم که واقعا هیچ نمی دانم !!؟ یکی از مکاتب فلسفی دنیا ، مکتب اگزیستانسیالیسم است. با مقاله ای از دکتر علی شریعتی با این مکتب آشنا شدم. در این مکتب چند نکته کلیدی وجود دارد . اگزیستانسیالیسم ها می گویند که همه چیز اول ماهیت دارد و بعد به وجود می آید الا انسان که ابتدا وجود دارد و سپس ماهیت می یابد. مثلا درب و پنجره ایی در نظر بگیرد ، ابتدا نقشی از آن به عنوان "ماهیت" در ذهن نجار و یا آهنگر به وجود می آید و بعد از آن به "به وجود" آمده و هستی می یابد. یک مجسمه ، خیابان، ماشین، وسیله و حتی جانوران و گیاهان را در نظر بگیرد. گوسفندی که قرار است به وجودبیاید ابتدا ماهیتی دارد و سپس به وجود می آید. اما .... اما در انسان برباور اگزیستانسیالیسم ها این بر عکس است : انسان ابتدا به وجود می آید (حال خداوند انسان را آفریده یا فرآیند طبیعت - مهم به وجود آمدن انسان است) و بعد ماهیت آن که کیست و چه میشود و چه منشی دارد مشخص می گردد. مابقی اگزیستانسیالیسم که (اکثر پیراون این مکتب خدا را باور ندارند) در ادامه مسیر یافتن این ماهیت را مشخص نمی کنند و در واقع اخلاقی که همه انسان ها خوب بدانند و برای همه انسان ها خوب باشد را ، الگو و مسیر به نوعی بر میشمارند. من هم فقط قسمت اول ِ این مکتب را می توانم قبول کنم و برایش ارزش قائل باشم . قسمت اولی که دو مفهوم هم در پی دارد : ابتدا "مسئولیت" و سپس "دلهـره" ؛ مسئولیتی برای "چگونه شدن" و دلهره ایی" که در این بین به وجود می آید. بر می گردیم به ابتدای بحث : زندگیمان در این لحظه هم مربوط به گذشته و هم حال و هم آینده است. و کسانی که از همین لحظه ها برای بهترین شدن استفاده کرده اند. و "شده اند" یا "باخته اند" !؟ ما نیز هم اکنون جزئی از تاریخ هستیم. روزگاری برای گذشتگان آینده و اکنون برای آیندگان ، گذشته خواهیم بود. و تلاشی که خواهیم داشت همه چیز را مشخص می کند. اگر به باور اگزیستانسیالیسم ها (بخش اول این باور) به این دنیا نگاه کنیم ، هم اکنون ما مسئولیم که این وجود را ماهیت بخشیم. این "انسان" بودن که بیان وجود ماست ، اگر هم لحظه به وجود آید هیچ ماهیتی نـدارد و جسمی آماده برنامه ریزی و انتخاب و تلاش برای بهترین و اعلاترین شدن هست؛ و دلهره ایی که ما به عنوان یک انسان خواهیم داشت برای اینکه اگر این "شدن" ما الگوی دیگر انسان ها باشد ، آیا بهترین است !؟ هر لحظه مان با لحظه دیگر باید متفاوت باشد ، "اگر پیاده هم شده سفر کن، که در ماندن می پوسی" ، پس باید {و علاوه بر باید ، مجبوریم} که در جریان باشیم و حرکت. اما حرکت برای چه و کدام مسیر؟ . .
همواره در زندگی برنامه ریزی کرده ام و مطالعه که اشتباه نکنم ، ای کاش نگویم اما هنوز مقصد را نشناخته ام. چیزهایی به دست آورده ام اما منش ِ واقعی و "آنچه باید بشوم" را نفهمیده ام. مفهومی به نام "پویایی دائمی" در زندگی ام را قبول داشته و همواره خواسته ام پویا باشم و به سوی متعالی شدن ، بهتر بودن ، بهتر شدن و این یک سردرگمی بسیار عجیب و سخت برایم رقم زده است. هر گاه حرکتی شروع می کنم و به پایان می رسانم هنوز گرد وخاکش ننشسته ، عرقمان خشک نشده ، به این بنای تازه ساخته ام نگاه می کنم و میبینم که تغییری دوباره ، چکش کاری چندباره و انتخابی بهتر از این ، نیازمندم تا راضی شوم و دلم آرام گیرد. پس شروعی دوباره و روز از نو روزی از نو. سخت می شود. جوان باشی و از خیلی چیزها بزنی و خیلی چیزها را هم کنار بگذاری برای بهترشدن و شاید بهترین شدن. و این دور گردون که همچنان حکایت باقی است و من ِ سجاد اکنون در این لحظه برنامه ایی برای خودم دارم و می خواهم بدان برسم که شاید بهترین باشد اما .... موضوعات مرتبط: دل نوشته ها، آبلیمو - نکـته ها [ ] [ ] [ سجاد ]
[ ] [ ] [ سجاد ]
بسمه تعالی . . بسمه تعالی هرگونه
اهانت به مقام شامخ امامان معصوم(علیهم السلام) و توهین آشکار به آنها اگر
توسط فرد مسلمانی صورت گیرد موجب ارتداد است و اگر توسط غیر مسلمانی باشد
داخل در عنوان سابّ النبی(صلی الله علیه وآله) می باشد. موضوعات مرتبط: آبلیمو - نکـته ها، نقل قول [ ] [ ] [ سجاد ]
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ به نام خداوند رحمتگر مهربان إِنَّا أَعْطَيْنَاكَ الْكَوْثَرَ ما تو را [چشمه] كوثر داديم
فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَانْحَرْ پس براى پروردگارت نماز گزار و قربانى كن
إِنَّ شَانِئَكَ هُوَ الْأَبْتَرُ
دشمنتخود بىتبار (و ابتـر) خواهد بود
هنگامی که مردم جاهل پیامبر را به دلیل آنکه پسری نداشته او را ابتر و بی پشت می خواندند ، این کلام وحی بود که نبی خدا (ص) را دلداری می داد و به آینده ایی روشن و قرین خبر می داد. و از تغییر و انقلابی در همان عصر جاهلیت خبر میداد. در دورانی که داشتن یک دختر عیب و عار بود و آن را زنده به گور می کردند ، ریشه و سلسله نبوت باید از یک دختر سرچشمه می گرفت و جاری میشد این سوره پیرامون کوثر رسول خدا ، فاطمه طاهره است. ریحانه نبی فاطمه (س) است که آمدنش و بودنش دنیایی بود نکته ها و اندرز ها و حکمت ها. نور چشم ِ رسول مهربانی که زندگی اش همه سرشار آموزش و حکمت است روز مادر روز تمام خوبی هاست. روز مادر بر تمام انسان های هستی ؛ مبارک چند بخش برای دانلود و دریافت و مطالعه برایتان مهیا کرده ام. امید است مفید باشد دانلود کتاب فاطمه فاطمه است اثر دکتر علی شریعتی دانلود کتاب « نظام حقوق زن در اسلام » تالیف استاد مطهری ویژه نامه روز زن و همچنین تا ابد مادر در سایت راسخون
موضوعات مرتبط: :: یک زن ::، ایام - مناسبتها [ ] [ ] [ سجاد ]
یکی از خوبی های دوست (که حتی بیشتر از خانواده هم می تواند محسوس باشد) حضورش و وجودش در دوران تنهایی است. و اگر غایب بود ؛ آنگاه حسابی تنها هستی اگر هم نخواست که باشد ،اشکالی ندارد ، دوست دیگری توانست "آن لحظه" را جبران کند..!؟ تنها برای یک دوست موضوعات مرتبط: دل نوشته ها [ ] [ ] [ سجاد ]
نمایشگاه کتاب امسال هم رفتیم. مثل سالهای قبل کلی هم کتاب خریدیم و بقیه اعضای خانواده هم امسال بسیار علاقمند در خرید کتاب بودند این موضوع مرا بسیار خوشحال کرد و امیدوارم که ادامه دار باشد نتیجه اخلاقی اش هم می شود : می شود کسی را تشویق به مطالعه کرد اما به زور هرگز ، چرا که بی ثمر است !!؟ . . شهد شیرین کتاب ، هر کسی را رام خود می کند. به لطافت اوراقش زنگار ِ سخت ِ دل و عقل را می زداید و "کسی" دیگر و یا "چیزی" دیگر می سازد می زاید و تحویل می دهد. این سوخت و ساز و تغییر و "شدن" ، وصف ناپذیر است اما عده ای از نخبگان و دانشمندان توانسته اند در وصفش بگویند. ما چیزی نیستیم که چیزی بگوییم ، فقط اینکه شنیده ایم "دانستن راه سعادت است" . موضوعات مرتبط: دل نوشته ها، ایام - مناسبتها [ ] [ ] [ سجاد ]
دکتر رضا داوری اردکانی، مقدمه ای نوشته اند بر کتاب « زبان، خانه وجود» که در بر دارنده « گفتگوی هیدگر با یک ژاپنی» است و اخیرا چاپ و منتشر شده است
موضوعات مرتبط: آبلیمو - نکـته ها، نقل قول ادامه مطلب [ ] [ ] [ سجاد ]
مرحوم شهید آیت الله مرتضی مطهری (که این روزها در سالگرد شهادت ایشان هستیم) را باید در زمره اندیشمندان بزرگی قرار داد که در حوزه اندیشه اسلامی تأثیری ژرف داشته اند؛ تأثیری که شاید با توجه به عمق، مدت زمان اثرگذاری و نیز گستره (به دلیل پیروزی انقلاب اسلامی و اتکای آن بر آرای کلامی و فلسفی شیعه) کمنظیر باشد. شخصیت استاد شهید برای من، به عنوان محصّلی که با بخش وسیعی از آثار و افکار ایشان سروکار داشتهام، از جهات گونه گون ستودنی است. ادامه این نوشتار در ادامه مطلب روز معلم مبارک موضوعات مرتبط: نقل قول، ایام - مناسبتها ادامه مطلب [ ] [ ] [ سجاد ]
بخش دوم از مقاله و پژوهش :
چهل سند در اثبات شهادت حضرت فاطمه علیها السلام
به دلیل طولانی بودن مطلب امکان درج کامل آن در یک پست وجود نــدارد موضوعات مرتبط: :: یک زن :: ادامه مطلب [ ] [ ] [ سجاد ]
مظلومیت خاندان اهل بیت (ع) را از یک هسته مرکزی می توان نشات گرفته دانست. "جهل و بی بصیرتی" چه در دوران حضورشان در بین امت و چه بعد از شهادتشان در زمانه حاضر ، ادعای ِ زندگی در کشوری مسلمان و شیعه و محب اهل بیت (س) و هم چنین داشتن و پرورش بزرگان دینی و سیل دوستداران ، سرتاسر زندگی مان را پوشش داده و حتی "شکّ کردن در این ادعا را جرمی بزرگ می دانند". در این زمان ، غربت و غریبی ، تحریف و بدعت در یکی از قطبین حدیث شریف ثقلین واقعا دردآور و سوزناک است. جهل از شناخت ، شناخت نادرست، سعی در شناساندن با تکیه بر شناخت نادرست و .... هزاران موردی هست که هنوز هم پنچ تن آل عبا و فرزندانشان را غریب و بی یاور گذاشته و غم را در این فصل ، جاری ساخته است. چه دردی بزرگتر از اینکه بین خودی ها هم غریب باشی ؟ چه دردی بزرگتر از اینکه خودی ها و مریدانت هم ندانند منظورت چه بود و چه خواستی و چه کردی؟ و چه دردی بزرگتر از "غریبی" همیشگی ، بین دشمنان و خودی ها ، آن زمان و این زمان !؟ . . کسی که اهل دانش و پژوهش باشد در همان یک دیدار و چشم به چشم هم شدن ، یک کلام، یک گذر سریع هم شناخته می شود. _از کوزه همان تراود که در اوست_ جناب حاج آقای کریمی هم از آن دسته طلاب و انسان های وارسته ایی هستند که درد دین دارند. عشق به دانستن دارند و مسلک روشنفکری دینی ، تلاش زنگار زدایی از حقیقت و تلاش برای حقیقت . و این هم از شانس و اقبال و پیشانی نوشت ماست که با ایشان دوست و رفیق شدیم و استادی دیگر بر اساتیدمان افزوده شده است.البته ذکر یک نکته را هم لازم می دانم که : تمام زندگانی فاطمه زهرا (س) در یک برگ که بیشترش هم بحث پیرامون گریه و سیلی و درو دیوار و سقط محسن است ، نــبوده و سید زنان هستی بیش از این ها تعریف و تمجید داشته و خواهند داشت؛ اما اکنون با توجه به روزهای شهادت فاطمه زهرا (س) این مقاله که مرتبط با این روزها است؛ درج می گردد.. اما در حالت کلی بنده هم یک از منتقدان ِ شناخت و شناساندن دخت نبی(ص) به این صورتی که بوده و باور مردم شده ، می باشم و معتقدم که چنین زنی که هم همسر بود و هم دختر و هم مادر بچه ها و هم مادر ِ پدر ، این شناخت ما ظلم است در حقش و وظیفه داریم این جهلمان را شسته و چهره حقیقی از شخصیت افکار و منش و کردار و بینشش به دست آوریم یکی از تلاش های ایشان هم استخراج "حقیقت شهادت فاطمه دخت نبی(ص) از منابع سنّی" است که با درخواست و اجازه ایشان در بخش ِ :: یک زن :: از وبلاگ ثانیه درج و انتشار می یابد. ،،، چهل سند در اثبا ت شهادت حضرت فاطمه علیها السلام ازکتب معتبر اهل تسنن بسمه تعالی مقدمه چگونه بگويم؟ به که بگويم؟ چگونه ناله سر کنم؟ چگونه فرياد کشم؟ که اين واقعيت تلخي است که تاريخ و احاديث معتبرشیعه وسنی گواه آن است. خواستم مقدمه ای بنویسم، قلم ازنوشتن عاجز بود وازشرح ماجرا ناتوان، بهترآن دیدم که شرح ماجرا از زبان امیر بیان حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام گفته شود: « در دلم جراحتى است چرك آورنـده ودر سـيـنـه ام انـدوهـى است از جا به درآورنده وچه بسيار زود جدائى افتاد ميان ما وبه سوى خدا شكايت مى كنم حال خود را وبه زودى خبرخواهد داد تورا دختر تو به معاونت ويـارى كـردن امـت تـو يـكـديـگـر را بـر غـصـب حق من وظلم كردن در حق او، پس از اوبپرس احـوال را چـه بـسـيـار غـمـهـا در سـينه او بود كه به كسى اظهار نمى تـوانـسـت بکند وبـه زودى هـمـه را بـه تـوخـواهـد گـفـت وخـدا از بـراى اوحـكم خواهد كرد واوبـهـتـريـن حـكـم كـنـنـدگـان اسـت . ... اگر بيم چيرگى ستمكاران نبود براى هميشه در كنار قبرت مىماندم ونزد ضـريـح تـومـعـتـكـف مـى گـرديدم وهرآينه فرياد به ناله برمى داشتم مانند فريادِ زن فرزند مرده در اين مصيبت بزرگ پس خدا مى بيند ومى داند كه دخترتورا پنهان دفن مى كـنـم از تـرس دشـمـنـان او وحقّش را غصب كردند به قهر و ميراثش را منع كردند وحـال آنـكـه از زمـان رحلت تـو مـدّتـى نـگـذشـتـه بـود ونـام تـوكهنه نشده بود، پس به سوى توشكايت مى كنم يا رسول اللّه ودر اطاعت توتسلى نيكو هست پس صلوات خدا بر اووبر توباد ورحمت خدا وبركات او. (امالى شيخ طوسى ص 109، مجلس چهارم ، حديث 166). خواننده گرامي آنچه در اين کتاب ملاحظه خواهید فرموديد ذکر 40 روايت و نيز مدارک تاريخي از اهل سنت در رابطه با يورش به خانه حضرت فاطمه وآتش زدن آن واثبات شهادت آن حضرت ، که از منابع دست اول اهل تسنن جمعآوري و ترجمه شده است؛ تا روشن شود كه مسأله هتك حرمت خانه زهرا(عليها السلام) و رويدادهاى بعدى، يك امر تاريخى مسلّم است و از مجموع آنها اين نتيجه قطعي به دست ميآيد که مسئله آتش زدن خانه وحي در نزد علماي بزرگ اهل تسنن هم يک مسئله قطعي ميباشد. لازم به ذکراست که
1. در این کتاب از بحث تحلیلی ومفصل خودداری شده است . 2. سعی شده مطالب برای عموم قابل استفاده ومفید فایده باشد. 3. عین مطلب از کتب اهل تسنن بیان شود. 4. سند هرحدیث به طور دقیق ذکرشده است. 5. به جهت رعایت اختصار فقط به چهل منبع ازمنابع متعدد اشاره شده است . 6. در نقل مدارك، ترتيب زمانى را از قرنهاى نخستين در نظر گرفته شده است، تا برسد به نويسندگان عصر حاضر. وثواب آن را اهدا می کنم به اول شهیده راه ولایت که تـحـت تاءثير جوّ و شرايط حاكم بر جامعه قرار نگرفت و در راه خدا وبرای رضای اوتلاش کرد و در راه دفاع از حق، به خاطر سرزنش اين و آن ، كوتاهى نمى كرد. (لا تَاءْخُذُهُ فِى اللّهِ لَومَةُ لائِمٍ) ایام فاطمیه 1433 (عبداالکریم) کریمی به دلیل طولانی بودن مطلب امکان درج کامل آن در یک پست وجود نــدارد به همیت دلیل در دو بخش درج خواهد شد بخش اول در ادامه مطلب موضوعات مرتبط: :: یک زن :: ادامه مطلب [ ] [ ] [ سجاد ]
خوبی که از حد بگذرد نادان خیال بد کند جمله ایی بود که امروز خواندم و حسابی به فکرم برد. امیدوارم هیچگاه کم ظرفیت نباشم و کسانی که با هم من هم هستند ، همینطور .... و باز هم می شود رجوع کرد بدین سخن بزرگ : رعایت اعتدال و پرهیز از افراط و تفریط شرط عقل است. با بزرگان بودن و یا با انسان های دون بودن چنین تفسیری دارد : می رود از سینه ها در سینه ها از ره پنهان صلاح و کینه ها خواه ناخواه تاثیر پذیر خواهیم بود، بهتر است در روابط گزینشی عمل کرده و قدرت "نه گفتن" را داشته باشیم و اگرنه تمرینش کنیم. البته ناگفته نماند که تعریف ِ انسانهای بزرگ ، خوب ، دون، پست، مایه افتخار یا سرافکندگی ، پاک و ناپاک هم به خودمان بستگی دارد {هرچند اینها مباحثی هستند که کلیت آنها مورد قبول ِ عقل ِ بیدار ِ جامعه بوده و خواهد بود اما به خود ما هم بستگی دارد} . این ها مواردی هستند که به خودمان و "انتخاب آگاهانه یا جاهلانه خودمان" بستگی دارد و آنگاه می شود که هرکسی در تلاش است "خودش" باشد. بی ریا ، تملق و فریب. . . گاهی باید کوچ کرد ، رفت. همانند کوچ پرندگان به سرزمینی جدید غذایی بیشتر ، همانند عشایر برای زنده نگه داشتن نبض زندگی ؛ و پیران و کهن سالان کوچ به دیار باقی به سمت معاد که ماندن جز سرافکندگی برایشان هیچ ندارد ؛ و امـّا انسان های بزرگ ، انسان های بزرگ نه برای غذا نه دیدن و لذت بردن نه از روی ذات، هوس و غریضه ی حیوانی و نه برای تفریح خود را به به "کوچیدن و هجرت" نمی سپارند بلکه همیشه هستند مثل کوه و شانه هم خالی نمی کنند، اما هجرت را می پسندند و جزو لاینفک زندگیشان بوده هست و خواهد بود که برای تفکر برای دل دریا شدن و از برای آرامش ِ دل و جان و فکر تا خیزی برای متعالی شدن جریان پیدا می کنند و راهی می شوند. هر رفتنی رسیدن به مقصد نیست ، اما برای رسیدن به مقصد ، راهی جز رفتن نیست و تولستوی که می گوید: برای رسیدن به اقیانوسهای بزرگ با قدرت ترک ِ ساحل ِ آرامت را داشته باشی قبلا هم گفته ام در -(درهم و برهم)- اما کنون ، دوباره هجرتی دیگر .. رو به سوی بهتر شدن .. برای افول نکردن و پوسیدن .. چاره ای جز هجرت نیست .. رود را "جریان" زندگی می بخشد و گرنه گندآبی بیش نخواهد بود فیزیکی بهتر اما اگر نـشد ، روحی. وگرنه ...!؟ . موضوعات مرتبط: دل نوشته ها [ ] [ ] [ سجاد ]
فرصت های زندگی همیشه وجود داشته و خواهند داشت ؛ این دیدماست که آنرا را "فرصت" و دری برای پیشرفت بدانیم یا خیر ؛ همان "شتر" معروف اقبالمان فرضش کنیم و سوار بر آن شده و راه سریعتری برای رسیدن به "برنامه های فردایمان" را برگزینیم گاهی هم باید "فرصت سازی" کنیم. این بند را بدون توضیح می گذارم و استناد می کنم بدین عکس :
این دو باب از "فرصت" به امید فردایی بهتر هم با استفاده از فرصت ها و هم فرصت سازی موضوعات مرتبط: دل نوشته ها، آبلیمو - نکـته ها [ ] [ ] [ سجاد ]
سرنخ هایی متفاوت در معضل بدحجابی ابوذر الطافی امروزه مشاهده عباراتی همچون «از پذیرش بانوان بد حجاب معذوریم» و یا «رعایت حجاب اسلامی در این مکان الزامی است» بر ورودی ادارات، فروشگاه ها، رستوران ها و حتی بر روی بلیط های مسافرین، در کنار مراجعه کنندگان و حتی گردانندگانی بی توجه نسبت به این محدودیت ها برای همه عادی شده است. چشم ها و گوش ها مدت هاست که به اصرار و تهدید از یک سو و امتناع و لجبازی از سوی دیگر در قصه پر غصه حجاب عادت کرده است. موضوعات مرتبط: :: یک زن :: ادامه مطلب [ ] [ ] [ سجاد ]
کاغذين جامه به خوناب بشويم که فلک دل به اميد صدايي که مگر در تو رسد راستش را به ما نگفتند يا لااقل همه راست را به ما نگفتند. گفتند: تو که بيايي خون به پا مي کني، جوي خون به راه مي اندازي و از کشته پشته مي سازي و ما را از ظهور تو ترساندند.
درست مثل اينکه حادثه اي به شيريني تولد را کتمان کنند و تنها از درد زادن بگويند. عشق تو با سرشت ما عجين شده است و آمدنت، طبيعي ترين و شيرين ترين نيازمان بود. اما ...اما کسي به ما نگفت که چه گلستاني مي شود جهان، وقتي که تو بيايي. همه، پيش از آنکه نگاه مهرگستر و دست هاي عاطفه تو را توصيف کنند، شمشير تو را نشانمان دادند. آري، براي اينکه گل ها و نهال ها رشد کنند، بايد علف هاي هرز را وجين کرد و اين جز با داسي برنده و سهمگين، ممکن نيست. آري، براي اينکه مظلومان تاريخ، نفسي به راحتي بکشند، بايد پشت و پوزه ظالمان و ستمگران را به خاک ماليد و نسلشان را از روي زمين برچيد. آري، براي اينکه عدالت بر کرسي بنشيند، سرير ستم آلوده سلطنت را بايد واژگون کرد و به دست نابودي سپرد. و اينها همه، همان معجزه اي است که تنها از دست تو برمي آيد و تنها با دست تو محقق مي شود. اما مگر نه اينکه اينها همه مقدمه است براي رسيدن به بهشتي که تو باني آني. آن بهشت را کسي براي ما ترسيم نکرد.
کسي به ما نگفت که آن ساحل اميد که در پس اين درياي خون نشسته، چگونه ساحلي است؟ کسي به ما نگفت وقتي تو بيايي: به ما نـگفتند وقتي تو بيايي: به ما نـگفتند وقتي تو بيايي: ساکنان زمين و آسمان به تو عشق مي ورزند، آسمان بارانش را فرو مي فرستد، زمين، گياهان خود را مي روياند و زندگان آرزو مي کنند که کاش مردگانشان زنده بودند و عدل و آرامش حقيقي را مي ديدند و مي ديدند که خداوند چگونه برکاتش را بر اهل زمين فرو مي فرستد. به ما نـگفتند وقتي تو بيايي: همه امت به آغوش تو پناه مي آورند همانند زنبوران عسل به ملکه خويش.... و تو عدالت را آنچنان که بايد و شايد در پهنه جهان مي گستري و خفته اي را بيدار نمي کني و خوني را نمي ريزي. به ما نـگفتند وقتي تو بيايي: به ما نـگفتند وقتي تو بيايي: به ما نـگفتند وقتي تو بيايي: اي محبوب ازلي و اي معشوق آسماني ما بي آنکه مختصات آن بهشت موعود را بدانيم و مدينه فاضله حضور تو را بشناسيم تو را دوست مي داريم و به تو عشق مي ورزيم. چون عشق تو با سرشت ها عجين شده بود و آمدنت طبيعي ترين و شيرين ترين نيازمان بود. ظهور تو بي ترديد بزرگ ترين جشن عالم خواهد بود و عاقبت جهان را ختم به خير خواهد کرد. کلک مشاطه صنعش نکشد نقش مراد هر که اقرار بدين حسن خداد داد نکرد نويسنده: سيدمهدي شجاعي منبع: نشريه همشهري جوان، شماره 318.
موضوعات مرتبط: مهدویت [ ] [ ] [ سجاد ]
[ ] [ ] [ سجاد ]
|
||
| [ فالب وبلاگ : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||